عشق شانسی

سلام چند سال پیش با دوستم پونه که تازه از دانشگاه قبول شده بودیم به خاطر تفریح گاهی دوستی گاهی هم نیاز به شارژ چت میکردیمالبته این پیشنهاد پونه بود که سکس تل کنیم و شارژمون رو از پسرها بگیریم.. ادامه مطلب عشق شانسی

دوش گرفتن با عمه

من فرید هستم 18 سالمه.یه عمه دارم 38 سالشه.از شوهرش یه 8 سالیه طلاق گرفته.خیلی هم خوشگله.کونش خیلی گندست.وحشتناک بزرگه.عمم سه پسر هم داره که با بابابش خارجند.عمم تو ایران تنها زندگی میکنه و من خیلی پیشش میرم.البته به هوای ادامه مطلب دوش گرفتن با عمه

سکس من با عمه شهین

این داستان بر می گرده به تابستان ۸۶ ، اول بذارین یکم از خودم بگم.ما یه خانواده ای هستیم پر جمعیت البته بیشتر از نظر فامیلی. من اونموقع ۲۰ سالم بود. خونه ی بزرگی داریم با یه حیاط گنده. ما ادامه مطلب سکس من با عمه شهین

مادر حامله من

اسم من رضا ست . 18 سالمه و این قضیه برای من تو 16 سالگی اتفاق افتاد . در آن زمان من با پدر و مادر توی یک آپرتمان توی اصفهان زندگی می کردیم . قضیه از اونجا شروع شد ادامه مطلب مادر حامله من

سكس با خواهرجونم ليلا

من اسمم حامد و 22 سالمه و دانشحجوی رشته حسابداری ام.من تو شهری دانشگاه قبول شدم که خونه ی خواهرم اونجا بود.به خاطر همین من خونه ی خواهرم اینا بودم.خواهرم اسمش لیلا و 24 سالشه و شوهرشم نیما 27 ساله ادامه مطلب سكس با خواهرجونم ليلا

فانتزی

بیا جلوکمربندتو باز کنم خودم شلوارتو در مییارم.کیرت خیلی گندست.با دیدن منم که حسابی شق کردی.دستمو از رو شرتت می زارم رو کیرت محکم فشارش می دم سرش از بالای شرتت می زنه بیرون.از رو شرتت لبامو می زارم روش.شرتتو ادامه مطلب فانتزی

گی بازی من و پسر عمه ام

سلام دوستان عزیز وخوبم میخوام براتون داستان گی بازی من وپسر عمه ام رو براتون تعریف کنم اما کسی که از گی بدش میاد نخونه ونه نظر بده چون حالم بد میشه از نظر هی کی گی نیستن یا گی ادامه مطلب گی بازی من و پسر عمه ام

خانواده ی سکسی

من رضا هستم ۲۰ سالمه ازنظر قیافه هم چیزی کم ندارم ماجرا حدود ۵سال پیش اتفاق افتاد وهمش واقعیه اگه دروغ نوشتم حاظرم کیرتون رو تا دسته بکنم تو کونم در محله ی صادقیه ی تهران به همراه پدر و ادامه مطلب خانواده ی سکسی

کردن کون فلامینگو

سلام بروبچ من سیاوش قدم۱/۷۳ ۱۶ ساله هستم از کرمانشاه!!! داستان من و این کون باحال از جایی شروع شد که چند از دوستام میگفتن یه دختره هست که دماغش مثل منقار فلامینگو هستش ولی همیشه از سینه های درشتش„کون ادامه مطلب کردن کون فلامینگو

چرا نمی گویی همسرم آینده ام

صدای تلفن را شنیدم ،حوله را از گوشه ی حمام برداشتم ، شیر آب را بستم از پله ها با عجله پائین آمدم تلفن را از روی تخت برداشتم . آنت از پشت تلفن به آرامی از من پرسید امشب ادامه مطلب چرا نمی گویی همسرم آینده ام