(۲) حضرت مولوی و دختر کره ای

سلام به همه دوستان حشری
ممنون از اظهار نظرهای خوبتون در مورد قسمت قبلی خاطره من.
در مورد این دختره (لوسی) من یه خاطره دیگه هم میخوام تعریف کنم که امیدوارم خوشتون بیاد.
همونطور که گفتم من این دختره رو هفته ای چند بار تو ترن میبینم. اینجا یه دوستی دارم که مجرده و دست بر قضا خیلی هم حشری و البته جلقی!

قضیه این دختر کره ای رو که براش تعریف کردم ، کلی حال کرد و به التماس افتاد که بیاد بکندش. من هم که برام فرقی نداشت اون اینکار رو بکنه یا نه، بخاطر همین بهش گفتم هر موقع برنامه ام ردیف شد بهش خبر میدم. اما اون زگیل تر از این حرفها بود و ول نمیکرد. یه چند روزی دنبال من اومد تا اینکه بالاخره لوسی رو با هم دیدیم. باهاش سلام کردیم و من هم بهم دیگه معرفی شون کردم. شانس این رفیق ما ، لوسی خیلی خوشگل و خوش لباس با یه پیرهن خیلی قشنگ بود. (میخوام یه بار ازش عکس بگیرم براتون بزارم برید باهاش حال کنید ولی نمیدونم چطوری آپلود کنم، یه نفر بهم بگه) خلاصه لوسی جلوی اون منو خیلی تحویل گرفت و میخندید و ….

اونروز با هم یه قرار گذاشتیم برای روز یکشنبه که بریم بیرون شهر برای باربیکیو. رفیق من ماشین داشت و قرار شد بیاد دنبالمون. اینجا اطراف سیدنی خیلی قشنگه و مثل بهشت میمونه. خلوت و خوب جنگل و آب و … (لب آب و می ناب و دلبری حور سرشت )

خلاصه روز موعود فرارسید و دوستم اول اومد دنبال من. بعد راه افتادیم بریم دنبال لوسی . تو ماشین کلی الماس کرد که براش موقعیتو جور کنم. منم بهش گفتم من کاری نمیکنم و خودت هرکاری دوست داری بکن.
رسیدیم جلوب آپارتمان لوسی یه دو سه دقیقه ای منتظر موندیم تا این حوری بهشتی اومد.
واقعا زیبا بود. یه پیرهن پوشده بود با یه شلوار کوتاه. ولی نافش معلوم بود. صورتش مثل مرمر بود، صاف و براق. سینه های لیموییش خیلی قشنگ بودند. اومد نشست تو ماشین و راه افتادیم.
کلا تو صحبت کردن باهاش مشکل داشتیم. آخ ما ایرانیها کلا مکالمات انگیلیسیمون در حد کارهای اداری و کاری و .. ساده است . بلد نبودیم بهش کس شعر بگیم. اون هم همینطور.
یه نیم ساعتی تو راه بودیم تا رسیدیم.
وسایلو پیاده کردیمو جاتون خالی یه آبجو خوردیم و نشستیم زیر این سایبونی که پیدا کرده بودیم. اینجا شهرداری ها معمولا مناطق تفریحیو تجهیز میکنند. باربیکیو و سایبان و توالت و …. هست.
جایی رو هم که پیدا کردیم خلوت بود.
دوستم داشت یواش یواش شروع میکرد اشاره کردن که میخواد لوسیو بکنه، ولی لوسی همش با من بود. منم هرکاری کردم با اون هم باشه جور نمیشد. خلاصه به دوستم گفتم عجله نکن. بزار خودش گیش بیاد. یه کم نشستیم. لوسی خودشو چسبونده بود به من. منم آمپرم داشت بالا میرفت که خلاصه چسبوندم بهش و شروع کردم لب گرفتن. عجب لبی، عجب زبونی، لباشو میخوردم و زبونش را میمکیدم و تو آسمونها بودم. خیلی باهال بود. رفیقمونم ما را نگاه میکرد و آب دهنشو قورت میداد. گفت بچه ها لوس بازی در نیارید و خودشو نزدیک کرد. ولی لوسی حواسش پیش من بود. منم سینه هاشو میمالوندم (البته اینو هم که سکس در ملا عام اینجا جرمه ولی خوب اونجا خلوت بود) از زیر پیرهن دستم تو سینه هاش بود و حسابی میمالوندم. کمرشو و سینهاشو و گردنشو میمالوندم و اونهم آه وناله میکرد و به کره ای یه چیزایی میگفت ، ما نمیفهمیدیم و باهال بود.

دستشو اورد از روی شلوار کیرمو مالوندو منم رو آسمونها بودم. امیدوارم قسمتتون بشه ، خیل یباهال بود. این رفیقم هم اومد و از پشت سر شروع کرد با کمرش بازی کردن. تا یه کم مالوند، لوسی یهو خشکش زد، یهو یه موضع تهاجمی گرفت و عصبانی شد و شروع کرد به این رفیق ما فحش دادن که این چه کاری،؟ و از این حرفها، منم خنده ام گرفته بود که این دوست ما این همه تلاش کرد و ضد حال خورد. هرچی براش توضیح داد قبول نمیکرد. منم بهش گفتم اینقدر سخت نگیر، این دوستم هم پسر خوبیه و از این کس شعر ها، ولی اون میگفت شما چی در مورد من فکر کردید و قبول نکرد. خلاصه قرار شد این رفیق ما بهش دست نزنه،
منم ناراحت شدم ولی چاره ای نداشتم. اول جاتون خالی یه سری سوسیس کباب کردیمو و با آبجو خوردیم. این کره ای ها جالبند، با کمترین الکلی تحت تاثیر قرار میگیرند. لوسی هم اومد پیشم نشست و دستشو انداخت دور گردنم شروع کرد لب گرفتنو و مالوندنو و …
دوست بهم گفت این که به من نمیده حداقل تو بکنش تا من نگاه کنم و حال کنم. منم که تاحالا جلوی اون کیرمو در نیاورده بودم ولی واسه اینکه حال کنه قبول کردم.
قسمت سکسی:
به لوسی گفتم بیا بریم یه کم وسط درخته تا کسی نبینه ، به دوستم هم گفتم یواشکی بیاد نگاه کنه (ولی نامردی نکنه فیلم بگیره)
لوسیو بغل کرد، خیلی لاغر و سبک بود. بردمش وسط درختها ، گذاشتمش رو زمین و مثل دیوونه ها پیرهنش رو در آوردم. عجب چیزی بود. ممه های لیموییش سفت شده بود و نوکش شق شده بود. با زبون لیس میزدم یه بار این یکی و یه بار اون یکی، خیلی حال کردم. شلوارکشو در آوردم. لامصب بدنش هیچ مویی نداشتو شروع کردم لیس زدن ، اون هم چشاشو بسته بود و آه و اوه میکرد. یه 10 دقیقه ا یلیسش زدم و شروع کردم شلوارم و تی شرتمو در آوردن. دوستم هم داشت نگاه میکرد. روم نمیشد شورتمو در بیارم ولی بخاطر رفیق این کار رو کردم. کیرم راست شده بود. اون منو خابوند رو علفها و شروع کرد لیس زدن. از سینه هام و پشم سینه هاو .گردن و شکم و تخم کیرو …، خلاصه رو ابر ها بودم.
این که یه دختر آدمو لیس بزنه خیلی حال میده، (اگه تو یه دختر هستی که داری اینو میخونی، اینکار رو برای دوست پسر و یا شوهرت بکن، خیلی باحاله) خلاصه داشتم حال میکردم. کیرمو گرفته بود و زبونشو تو سوراخ سرش فشار میداد. داشت آبم میومد گفتم یه کم دست نگه دار. رفت سراغ تخمهامو و شروع کرد لیسیدن. قبلا نسبت به لیسیدن تخمهام حس خوبی نداشتم، یعنی میترسیدم.

ولی اینکار رو که میکرد خیلی حال میداد. کیرم دیگه داشت میترکید. همینطوری ادامه داد که بهش اشاره کردم که بیاد رو کیرم بشینه، اومد نشست. نمیدونید چی بود. انقدر خیس بود که بدون اینکه من تلاشی کنم رفت تو و اهش در اومد. شروع کرد بالا پایین رفتن. بهش گفتم روم دراز بکشه تا پستوناش هم باهام تماس داشته باشه، داشتم دیوونه میشدم. انگشتمو از پشت کردم تو کونش و فشار میدادم. یه چند دقیقه ای گذشت و با شدت بالا پایین میشد و تا اینکه آبم اومد. ریختم تو کسش و ….

همونطوری روم خوابیده بود و ضربان قلبشو احساس میکردم. تندتند میزد. خیس عرق شده بود. یه مدتی گدشت و روم دراز کشیده بود و تکون نمیخورد. بعد بهم گفت خیلی دوستم داره، منم گفتم مرسی و …
خیلی لذت بردم. همونطوری که لوسی روم خوابیده بود، دوستوم دیده که کنار یه درخت وایستاده و کیرشو در آورده و داره جلق میزنه، داشتم نگاه میکردم که آبش اومد ریخت رو زمین. خوب شد لوسی روی من بودو نمیدید.

خلاصه خیلی حال کردیم.
اینم از قسمت دوم داستان منو لوسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>