یک روز خوب با نسترن

سلام به همه.اسمم معینه.
.23 سالمه.1 دوست دختری داشتم که اسمش نسترن بود.هیکل جمع و جور و کوچولویی داشت.سینه هاشم انگار تازه رشد کرده بودن.20 سالشم بود.از کوچولویی نمیشد بهش دست بزنی.تنها نعمتی که از سکسی بودن داشت لبای نازو خوردنی خوشگلش بود.

1 روز که دیر از خواب پاشده بودمو کلی اعصابم خورد بود و مثل سگ بودم زنگ زد گفت کجایی امروز و بیا بریم بیرون 1 چرخی بزنیم.منم حوصله نداشتم انصافا.ولی قبول کردم.خلاصه رفتیم چرخ زدیمو کلی مسخره بازی و جلف بازی در آوردیم.زمانی که میخواستم برسونمش دم خونشون اومد لپمو بوس کرد واسه خدافظی من بهش گفتم فقط لپمو بوس میکنی 1 نگاهی کرد و گفت خوب پس کجاتو بوس کنم.گفتم هیچی ولش کن.اونم چون دم خونشون بودیم و ضایع بود نخواست پیله بشه و رفت.شب اس ام اس داد و من زدم به سیم آخر و باهاش بد حرف میزدم که گفت معین چته.روراست بهم بگو چت شده.بهش گفتم من به عنوان دوست پسرت ازت 1 انتظاراتی دارم و تو اونا رو واسم رفع نمیکنی.گفت چه انتظاری گفتم دختر پسرها تو سن و سال من و تو چی نیاز هایی دارن.گفت منظورت سکسه.گفتم خوب آره.گفت من سکس کردنو بد نمیدونم فقط ازش میترسم و الا خودمم دلم میخواد سکس کنمو آرامش بگیرم ازش.گفتم از چیش میترسی؟گفت از اینکه به دختر بودنم صدمه بخوره.گفتم بهت حق میدم و واسه اینکه اطمینان بهش بدم کلی باهاش حرف زدم و اونم قبول کرد که با هم سکس کنیم و همو ارضا کنیم مشروط بر اینکه به پردش آسیبی نرسه.

خلاصه این جریان گذشتو ما گاهی اس ام اسی سکس داشتیم با هم تا اینکه 1 روز دوستم اردلان که باهاش بیرون بودم گفت فردا مامانم نیست و میره ساعت 6 صبح تهران.3 روزی هم نیست.اردلان و مامانش تنها زندگی میکردن و پدرش فوت شده بود و مادرش برای سر زدن به خواهر اردلان میرفت تهران.راستی یادم رفت بگم ما اصفهان هستیم.همینطور که اردلان داشت اینا رو میگفت 1 لحظه به ذهنم خورد که به اردلان بگم مشکلمو و اگه بشه چون مکان ندارم از خونش استفاده کنم.چون با اردلان از بچگی دوست بودم و دبستان و راهنمایی و دبیرستان و همش با هم بودیم راهت بودم باهاش و میدونست با نسترن هم هستم.بهش گفتم اردلان خونتون خالیه یعنی؟گفت آره نکنه جنده سراغ داری؟گتم نه ولی میخوام با نسترن سکس کنم مشکل مکان دارم.اردلانم گفت بزار بهت خبرشو میدم.خلاصه ما هم دیگه چیزی نگفتیم تا فرداش اردلان ز زدو گفت معین فردا صبح بیا با نسترن خونمون.منم میرم دم در که هواسم باشه به داییم که یهو نیاد فوضولی وکلا به آپارتمان که کسی نیادش.یا وقتی خواستید برید و بیاید تابلو نشه وکسی نبیندتون.منم قبول کردم و به نسترن گفتم.اونم با من و من کردن بالاخره قبول کرد.چون انصافا خودشم میخواست.

فردا صبحش پاشدم ساعت 8 و دوش گرفتمو پشم و پیلی ها رو هم تمیز کردمو زدم بیرون.رفتم دم خونه نسترن و سوارش کردمو تا اومدم دم خونه اردلان اینا سر راهم دم 1 دارو خانه زدم بقل رفتم تو داروخانه کاندوم خریدم.یارو داروخانه ایه هم باحال بود.بهش گفتم 1 بسته کاندوم بده گفت اول صبحی مگه چه خبره که 1 بسته میخوای گفتم مگه دونه ای هم میشه.گفت آره.گفتم خوب 2تا بده.یارو گفت چه مدلیشو بدم؟از رو بی حواسی گفتم هرچی خودت میدونی بده.گفت من مگه قراره بدم که من بدونم چی بهت بدم.خندم گرفتو خودش 2تا دونه داد همینطوری بهم.ما هم گرفتیمو حساب کردیم زدیم بیرون.
خلاصه رسیدم دم خونه اردلان.زنگ زدم گفت بیاین تو.ما هم رفتیم تو آسانسور و رفتیم تو آپارتمان.اردلان 2تا شربت و بیسگوییت واسمون آورد و با نسترن یکم حرف زدو پاشد تلفن بیسیم با موبایلشو برداشت و رفت تو پارکینگ که ماشینشو بشوره.چون آپارتمان مال خودشون بود و خریده بود باباش و واسه اینا گذاشته بود واسش ماشین شستن راحت بود.اردلان از خونه که زد بیرون 1 نگاهی به نسترن کردمو اونم نگاه کرد تو چشام.گفتم نسترن جان ما الان واسه چی اینجاییم.خندیدو با همون صدای ناز عروسکیش خندیدو گفت نمیدونم معین جونم.گفتم میای تو بقلم.گفت بععععله و اومد تو بقلم.حدود 30 ثانیه بقلش کردمو دوباره به هم نگاه کردیم.آروم چشامو بستم.3 4 ثانیه بعدش لبهاشو رو لبهام احساس کردم.منو بوسید.خیلی لحظه قشنگی بود واسم.چشامو باز کردمو نگاش کردم.گفتم لبهام خیس بشه اشکال نداره.گفت نه اشکال نداره.من امروز مال توام.بخاطر توام اینجام.فقط قول بده خودتو کنترل کنی و دختر بودنمو مواظب باشی.بهش گفتم چشم و لبامو گذاشتم رو لباش.شروع کردم به خوردنشو.

اونم لبامو میخورد و با زبونش با لبم بازی میکرد.خلاصه هرچی تو کار لب بود و تو فبلم ها دیده بودم باهاش امتحان کردم.شاید فقط 20 دقیقه داشتیم لبای همو میخوردیم.در همین حین هم گاهی گردنشو لیس میزدمو میبوسیدم.خیلی خوشش اومده بود.از روی مانتو همزمان با خوردن لبهاش سینه هاشو میمالیدم.واقعا لذت برده بودیم هردوتامون.خوابوندمش در حین لب خوردن رو کاناپه و افتادم روش و همزمان با خوردن لباش کیرمو که مثل سنگ شده بود از زیر شلوار میمالیدم به شیکمش.30 دقیقه ای بود که داشتیم به هم ور میرفتیمو لباس هنوز تنمون بود.داشتم رو گردنشو میخوردم که دستمو بردم سمش کسش و خواستم از روی شلوارش کسشو بمالم که دیدم خیسه وسط پاهاش.بلندش کردم و نگاه کردم تو صورتش.دیدم صورتش برافروخته شده.بهم گفت معین دارم دیوونه میشم.بیا شروع کنیم.لبشو بوسیدمو بهش گفتم باشه گلم.بلندش کردمو مانتوشو درآوردم.زیرش فقط سوتین داشت که بعدش گلی بهش خندیدم.آخه سینه به این جمعو جوری نیازی نداشت واقعا.سینه هاش خیلی کوچولو بود ولی من دوست داشتم.شلوارشم در آوردم دیدم شورتشم مثل سوتینشه و ست پوشیده.عجب جیگری شده بود لعنتی.نگاش میکردم که گفت چرا وایسادی.گفتم تو باید حالا شروع کنی.گفت آخ ببخشید حواسم نبود و اومد تی شرتمو در آورد و شلوارمو کمربندشو باز کردو کشید پایین.شرتمو آروم با دستای سفید و نازش از دو طرف همینطور که جلوم نشسته بود کشید پایین و تا چشش به کیرم افتاد 1 لبخندی از روی شرم کرد.بلندش کردمو دوباره لبشو بوسیدمو سوتینشو باز کردم.و شروع کردم به خوردن سینه های کوچولوش.دوتاشون تو مشتم میگرفتمو میمکیدم نوکشونو.

هی شکمشو بالا پایین میکرد همونطور که روش دراز کشیده بودمو میخوردمش.1 سینشو تو دهنم میمکیدم و با 1 دستم کسشو میمالیدم همزمان.انقدر این کارو کردم که 1 هو به خودش پیچیدو ارضا شد.دیدم دستم خیس شده.خوب مالیدمشو خوب سینشو خوردم.دیگه به التماس بودیم هردوتامون.وقتی ارضا شد چند تا جیغ کوچولو زد که ترسیدم صدا رفته باشه بیرون.بهش کلی ور رفتم و آروم اومدم رو نافشو خوردم.با زبونم فرو میکردم تو نافش.زبونمو رو شکمش کشیدم تا بالای کس نازش.شرتشو یادم رفت بگم که در آوردم وسط خورد سینه هاش.کسش چون خیس بود دلم نمیومد بخورم واسش ولی نسترن 1 نگهی تو چشام کرد تو اون لحظه که اومدم بالا 2 دقیقه لباشو خوردمو اومدم دوباره پایین.دلو زدم به دریا.پیش خودم گفتم لیس اول سخته ولی بقیش حله.که چشامو بستمو زبونمو گزاشتم رو کلیتوریسش و 1 لیس بهش زدم.1کمی دلمو زد ولی بیخیال شدمو خواستم با حال کردن نسترن منم حال کنم و خودخواهی کنار گذاشتم.زبون دوم گزاشتم دم ورودی واژن نازش.کس کوچولوشو از زیر واژن تا بالای کلیتوریسش لیس محکمو آبداری زدم.خوبی کسش این بود که مو نداشت اصلا و سفیدو خوش بو بود.بوی بد نمیداد.دیگه عادی شد واسم وشرو کردم به خوردن کل کسش.بالای کسشو با لبام میمکیدمو با انگشتم دم واژنشو ناز میکردم.که یهو تمام صورتمو با آب کسش پر کرد.بدم اومد ولی نزدم تو برجکش که لذتی رو که برده رو از چشش در بیارم.

به خودش که اومد بلند شدو ازم معذرت خواست.صورتمو با دستمال پاک کردو بوسید منو.بهش گفتم اشکال نداره.گفت مرسی که اینطوری بهم حال دادی و خودش منو خوابوند رو مبل و شروع کرد به ور رفتن به کیرم.گفتم نمیخوریش.گفت بدم میاد راستش.منم آتیشی شدم ولی کنترل کردمو بهش گفتم منم بدم میومد کستو بخورم ولی بخاطرت خوردم.چشامو بستمو دلو زدم به دریا.گفت یعنی منم چشامو ببندم.گفتم هرطور خودت میدونی.حتی اگه نمییخوای بخوری من ایرادی نمیبینم.این حرفم غیرتیش کرد نمیدونم.خلاصه حرفم کاری باهاش کرد که چشاشو بستو دهنشو باز کردو کیرمو کرد تو دهنش و شروع کرد به میک زدنو با دهنش بالا پایین کردن واسم.چشاشم بسته بود همینطور.دستمو گذاشتم رو صورتش.همینطور که کیرم تو دهنش بود و لپاش در حال مکش.چشای درشتشو باز کردو نگاهم کرد.گفتم همیشه با چشم باز کاراتو انجام بده.کیرم ول کردو زد زیر خنده.خودمم از نصیحتم خندم گرفت.اومد لبامو خوردو دوباره رفت سراغ کیرم.وشروع کرد به خوردن.اینقدر ساک زد که داشت آبم میومد.انصافا با اینکه اولین بارش بود به قول خودش ولی خوب ساک میزد.اونجا بود که حس کردم قبلا هم اینکارو کرده.نه ازون امتناع از خوردنش نه ازین ساک حرفه ای.چیزی نگفتم بهش وادامه دادیم.کیرمو از دهنش بیرون کشیدم.بهش گفتم اجازه دارم بکنم کیرمو تو کونت.گفتم الان شروع میکنه به نه و نو کردن.گفت درد داره شنیدم.گفتم انصافا درد داره ولی بهت قول میدم که با آرامش بکنم داخل.توام قول بده 1 ذره دردشو نحمل کن بخاطر من که من لذت برده باشم.گفت نه اگه در اومد در بیار.گفتم 1 ذره درد داره.یکم تحمل کن.

گفت 1 کم باشه ولی اگه دردش زیاد بود نکن.با مظلومیت هم سرشو کج کردو با ناز گفت باشه؟منم گفتم باشه.خلاصه بعد خایه مالی خابوندمش رو شکم کف خونه و پاهاشو باز کردمو دم کونش تف انداختم و با انگشتم شروع کردم به بازی کردن با سوراخش.کلی وور رفتم با کونش.بعد کوسن های روی مبلو 2تاشو آوردم گذاشتم زیر کونش که بیاد بالا.بعد با دستام کونشو باز کردمو دم سوراخ کونش آب دهن انداختمو با انگشتم پخش کردم.کیرمو هم بردم دم دهنش گفتم 1 ساک آبدار بزن بهش.اونم همه آب دهنشو ریخ رو کیرم.اومدم رو پشتش و بهش گفتم خودت کیرمو تنظیم کن دم سوراخ کونت.اونم دستشو آورد پشتش و کیرمو گذاشت دم سوراخش.منم وقتی کیرم تنظیم شد.سینمو گذاشتم پشت کمرش و کیرمو آروم فشار دادم به سوراخ کونش.1ذره رفت داخل.چیزی نگفت.منم عجله نداشتمو آروم میکردم.طوری که شاید 3 دقیقه طول کشید تا رفت کامل تو.کیرمو تا ته تو کون تنگش کرده بودم.منتظر شدم 2 دقیقه تاعادت کنه.کیرم که تو کونش بود از عقب گردنشو شروع کردم به خوردن و باهاش حرفای احساسیو لاو ترکوندن.دستامم برده بودم جلو و سینه هاشو تو دستام میمالیدم.بعد که مطمئن شدم عادت کرده کونش گفتم تلمبه بزنم.گفت فقط یواش بزن.صداش که لرزید نگاش کردم دیدم گریه کرده از درد ولی بخاطر من چیزی نگفته و تحمل کرده.فداش بشم جیگرمو که بخاطر من چیزی نگفت.بهش گفتم میخوای در بیارم.گفت درد دارم ولی میخوام توام لذت ببری.واسه همین تحمل میکنم.شروع کردم با ملایمت تلمبه زدن.

خیلی با حوصله.10 15 تا تلمبه زده بودم که گفت معین عادت کردم تندتر میتونی بزنی که ارضا بشی.منم سرعتو بردم بالا یکم دیگه ولی بازم رعایت کردم.خلاصه اونقدر تلمبه زدمو همزمان کسشو سینشو مالیدم که یواش یواش دیدم اونم داره لذت میبره و ازین بابت خوشحال بودم.از حالتی که بودیم همینطور که کیرم تو کونش بود تغییر حالت دادیم و مثل فیلم پورنو ها که مرده زیره و زنه بالا و از زیر مرده تلمبه میزنه ادامه دادیم.تا اینگه دوباره ارضا شد و کلی حال اومده بود.یمقدار صبر کردم تا آروم شد.وقتی آروم شد خودش تو همون حال شورع به بالا پایین شدن کرد وحدود 5 6 دقیقه رو کیرم بالا پایین شد که دیگه داشتم میشدم.بهش گفتم آبم اومد کجا بریزم.گفت بریز تو کونم.من از خدا خواسته ارضا شدمو تمام آبمو پاشیدم تو کونش که یهو گفت واییییییییی.تو همون حال خسته گفتم چیشد؟گفت 1 حس خوبی تو کونم بهم داد آبت که اومد.بعد آروم پاشد از رو کیرم وبا دستمال خودشو تمیز کردو اومد تو بقلم.و کلی تو بقل هم لاو زدیمو لب همو خوردیم.انقدر خوردیم لب همو که دیگه آرامش بعد طوفان اومد سراغمون.پاشدیمو خودمونو جمع و جور کردیمو رفتیم دستشویی.لباسمون رو پوشیدیم.زنگ زدم رو موبایل اردلان.

گفت الان میام بالا.اومد بالا.گفت در گوشم دوش گرفتید؟گفتم نه.گفت خاک بر سرتون پس شما مگه آدم نیستید.ساعت 10 صبح تا حالا داشتید چه غلطی میکردید 2 ساعته؟من 3 بار ماشینو شستم الکی.خندیدم گفتم ما 1ساعتو ربعش فقط داشتیم لب مبخوردیمو ور میرفتیم.گفت توروحه احساسیتون ریدم. نسترن دیدم داره نگامون میکنه داریم پچ پچ میکنیم.اردلان بلند گفت نسترن خانم باشید تا من برم ناهار بگیرمو بیام.نسترن گفت نه و نو اینا.اردلان گفت اگه حرف زیادی زدید جفتتونو اینجا انقدر میزنم که عربده بکشید.من میرمو زود میاد.20 دقیقه دیگه اینجام.به منم ندا داد که برید تو این فاصله دوش بگیرید بو گند عرقتون همه جارو برداشته.اردلان رفت بیرونو ما دوباره لباسمونو کندیمو رفتیم دوش گرفتیم.جاتون خالی 1 کباب مشتیم اردلان خردیده بود.خوردیم 3 تایی و تا عصرشم اونجا بودیمو عصرش رفتیم دنبال دوست دختر اردلان و رفتیم بولینگ صفه.

قربانتون.معین.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>