یاهو مسنجر رامش

این داستانی که میخوام براتون تعریف کنم ، همین سه ماه پیش اتفاق افتاد یکسال پیش من ازدواج کردم ولی از اونجایی که خونم هنوز آماده نبود ، به پیشنهاد پدر خانومم قرار شد بریم طبقه دوم اونا بشینیم تا وقتی که خونه ما حاضر شد.

خونشون جوری هست که طبقه دوم ، 2 واحد کنار هم ساختند و تو واحد کناری برادر خانومم با خانومش (رامش جوووووووون) زندگی می کنند.آقا ما از وقتی اومدیم تو این خونه ، چشمم دنبال این رامش خانومم بود.در نظر بگیرید یه دختر 18 ساله ، با پوست کمی برنزه ، سینه های سفت و اناری (اینو بعداً فهمیدم) و کون بسیار زیبا و خوشکل و فوق العاده سکسی.همین جور در کف این خانوم خوشگله روزا رو شب می کردیم و شب ها روز تا اینکه اتفاقی که باید می افتاد ، افتاد.

به پیشنهاد برادر خانومم ، برا رامش یه لپ تاپ گرفتیم و قرار شده من برم براش کارای اولیه رو انجام بدم.مثل نصب آنتی ویروس و از این جور کارا.یه شب که نشسته بودم داشتم سریال می دیدم ، برادر خانومم زنگ زد گفت که بیا اینو درست کن.منم گفتم باشه .لباسم رو عوض کردم و رفتم و کاراشو براش انجام دادم.یه لحظه که برادر خانومم رفت تا دستشویی ، رامش گفت میشه یه یاهو مسنجر و آنتی فیلتر هم براش نصب کنی ، ولی صابر (شوهرش) نفهمه؟منم یه نگاه خریدارانه بهش کردم و گفتم چرا نمیشه.تو کونم عروسی بود.خیالم راحت بود که خودش هم یه جورایی طالبه.خلاصه آقا ما نصب کردیم و آی دیش رو ازش گرفتم.اومدم خونه خودم سریع اد کردم.فردا صبح روز استراحت من بود و سر کار نباید کی رفتم.7:30 بود با صدای خانومم بیدار شدم که داشت می رفت سر کار.
چون شب قبل خوب نخوابیده بودم ، گرفتم خوابیدم تا ساعت 10.بیدار که شدم سریع رفتم و لپ تاپم رو روشن کردم و رفتم تو مسنجر.دیدم بلهههههههههههههه رامش خانوم ما رو آد کردند.من معمولاً عادت دارم به صورت آفلاین میرم تو نت ولی چون دیدم این تو نت هستش منم چراغم رو روشن کردم ن

ظاهراً نمی دونست که این آی دی منه برا همین پی ام داد شما؟ منم ابراز نا آشنایی کردم و گفتم که از اسم آی دیت خوشم اومد اد کردم.دیگه از اون روز شروع شد.کم کم سر دوستی بین ما باز شد و بهم نگفت که شوهر داره.ولی من بهش گفتم که زن دارم اونم گفت بهتر ! گفتم چرا؟ گفت هم بیشتر واردن هم آدم خیالش راحته که از ترس آبروشون کاری نمی کنن.

همونجور که گفتم کم کم ظرف یک هفته کار را رسوندم به حرفای سکسی و چه جور سکسی رو دوست داره.تو این یه هفته کاملاً اعتماد سازی کرده بودم تا اینکه هفته بعدش که خونه بودم و روز استراحتم بود دیدم یه باره وب داد.بدون اینکه من بگم0منم اکسپت کردم یههو نزدیک بود پس بیفتم.دیدم اون بدنی که من ماهها به یادش از خجالت کیرم در اومدم ، الان با یه شرت جلومه.به من گفت که توأم وب بده .من گفتم وبم خرابه (و واقعاً هم خراب بود) خلاصه شروع کرد به نمایش بدن نازش تو وب.از گردن و پستوناش و شکمش شروع کرد.هی سینه هاشو می مالوند و با کسش بازی می کرد.حسابی حشری شده بود.بهش گفتم اگه الان پیشت بودم چیکار می کردی؟ گفت لنگام و میدادم بالا قبلش برات ساک می زدم کل کیرتو تا تخمات می کردم تو کس داغو تنگم. هی میگفت جوووووووووووووون… چه کیرررررری …. من الان کیر میخوام ….کیررررر … کیرررر بده . فکرشو کردم دیدم الان بهترین موقع هستش. لپ تاپم گرفتم دستم و رفتم جلو خونشون در زدم.بهم گفت یه لحظه صبر کن الان میام.حدود 2 دقیقه جلو خونشون بودم ولی اون وب رو خاموش نکرده بود. درو باز کرد چشاش سرخ سرخ بود معلوم بود چقدر تشنه ی کیره.

سلام احوال پرسی کردم بهش گفتم یه مشکل برا سیستم پیش اومده می خوام یه نیگاه بهش بندازی. اونم گفت بده. منم لپ تاپو بهش دادم یه دفعه انگار جن دیده باشه.سه متر پرید هوا. رنگش شده بود عین گچ دیوار. ولی من انگار که نه انگار. موند نیگام کرد یه باره زبونشو در آورد چرخوند دور لباش.

انگاری دنیا رو بهم داده بودن.منم امونش ندادم و رفتم خودم و انداختم تو بغلش.باور کردنی نبود.اون تن و بدنی که مدتها در حسرش بودمو از پشت وب می خواستم بخورمش الان تو بغلم بود. اومد لخت شه گفتم :نه !خودم می خوام لختت کنم. توأم منو لخت کن. منو لخت کرد مهلت نداد بگم چیکار کنه شروع کرد به ساک زدن.وسط ساک زدن هی میگفت چقدر تو کف کیرت بودم. همیشه از زیر شلوارت دزدکی نیگاش می کردم و وقتی صابر منو میکرد همش به یاد تو کس می دادم.منم با افتخار به کیرم نیگاه میکردم که اینقدر طرفدار داره. با چشای خمارش بهم فهموند که چرا لختش نمی کنم؟ منم سریع لباساشو در آوردم به جز شرتشو. نشوندمش سر مبل دوتا پاشو زدم بالا و دهنمو گذاشتم رو کسش (از رو شرت)با التماس گفت شرتمو در آر!!!!قربونت برم! شوهرم ! تو الان شوهر منی .تو میخوای منم بکنی! آقا هی میگفت ولی من شرتشو در نمی آوردم.حسابی حشریش کرده بودم و کشس رو خیس خیس.یه باره با تمام توانم شرتشو پاره کردم و مثل وحشیا کیرمو تا دسته کردم تو کسش.یه جیغ از سر لذت و درد کشید منم شروع کردم به تلمبه زدن. دست چپم رو از پشت بردم می کردم تو کونش و با دست زراستم سینه هاشو می مالوندم.

اونم فقط آهو اوه میکرد و همش میگفت کیر کلفتت الان تو کس داغ و تنگ منه.جووووووووووووون دارم به عزیز دلم کس میدم. من دیگه به صابر کس نمی دم. تو شوهرمی جووووووووون تو مردمی! من دارم با مردم آرزو های سکس می کنم همین جور که حرف میزد هم منو و هم خودش رو بیشتر حشری می کرد.حدود 10 دقیقه با همون پوزیشن گاییدمش.باورتون نمیشه اینقدر حال میداد که دلم نمی خواست از روش بلند شم و حالتش رو عوض کنم. 2بار ارضا شد و بعد بهم گفت که می خوام ازت بچه دار شم. منم که خدا خواسته.چون خانومم مشکل نازایی داشت و نمی تونستیم بچه دار شیم. منم نامردی نکردم کیرم رو تا ته کردم و احساس کردم جونم داره از تو کیرم میزنه بیرون.همینکه آبم اومد رامش هی میگفت اخیییییییییییسششش بالاخره آب داغت اومد ! وای ! سوختم! صابر کجایی که ببینی نطفه بچت داره بسه میشه.

نای بلند شدن نداشتم.اونم از این حالت بدش نمی یومد. 10 دقیقه ای همین جور روش خوابدیم و لباس پوشیدم رفتم خوه خودمون.بعد از اون روز ، هر وقت که فرصت پیش میومد می کردمش تا هفته پیش خانومم خبر داد گفت که رامش حاملس.هم خوشحال شدم هم حالم گرفت.خوشحال از این بابات که دارم بابا میشم و ناراحت به خاطر اینکه دیگه فعلا از کس خبری نیست. البته چند روز پیش که داشت برام ساک می زد گفت که نگران نباشم.با زن دایی الهامم صحبت کردم که اون بیاد تو این مدت بهت برسه.باورم نمی شد.آخه شما که نمی دونید این الهامه چیه! شنیدید میگن طرف خیلی کسه! حالا این الهام قصه ما هر چی کس تو عالمه باید بیان جلو فقط لباش لنگ بندازن.

هر وقت الهام و گاییدم جریانش می نویسم. شرمنده اگه انشام بد بود.این اولین داستانی بود که می نوشتم

نوشته:‌ secret…..dastanhaye bahal

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>