کیر بزرگ فرزین

من مونا هستم 21 ساله از تهران.توی زندگیم تا این جا 4 بار سکس داشتم که الان داستان اولی رو براتون میزارم اگه دوست داشتین بقیه رو هم میزارم
این داستان یه کم طولانیه اما عوضش واقعی و به نظر خودم ارزشش رو داره یه بار بخونید
اول از خودم میگم.168 قدمه و 61 کیلو وزنمه.چون ورزش کارم هیکلم همیشه رو فرمه و چاق نمیشم.دوچرخه سوار حرفه ای هستم و یه زمان توی تیم داخل سالن رکاب میزدم اما درس نذاشت ادامه بدم الان هم با هم تیمی های قدیم کار میکنم اما توی هیچ تیمی نیستم
به خاطر دوچرخه سواری زیاد باسن بزرگی دارم و کمر باریک و باسن بزرگم نظر پسر هارو زیاد جلب میکن
صورتم هم خوشگله و بیش ترین چیزی که توی صورتم معلومه چشای درشتمه
خب هر ادمی نیاز به سکس داره و من به خاطر ورزش حرفه ای پرده بکارتم رو از دست داده بودم اما سعی می کردم از رابطه با پسر ها پرهیز کنم چون میترسیدم.با پسر های زیادی دوست بودم اما با هیچکدوم سکس نداشتم

داستان اولین سکس من بر میگرده به زمانی که با پسر خوشتیپی به اسم میلاد دوست بودم.من اون موقع 20 سالم بود و اون 23 سال.اون قدر پسر خوبی بود و اون قدر ما همدیگر رو دوست داشتیم که من توی فکرم بود باهاش سکس کنم
تا اون موقع اون حرفی از رابطه نزده بود با این که 5 ماه بود با هم دوست بودیم از همینش هم خوشم میومد در ضمن واقعا پسر خوشتیپ و با کلاس و در ضمن ساده ای بود.لباس های زیبا اما هیچ وقت من اونو به اصطلاح فشن ندیدم

همین طور توی محله مون یه پسر دیگه بود که واقعا خوشکل و خوشتیپ بود.اسمش فرزین بود اما دوستام میگفتن که بچه است فقط 18 سالشه و از این حرف ها اما خداییش خوشکل بود.قد بلند و لاغر و چشم های خیلی درشت مشکی و صورت سبزه ای داشت.من ازش خوشم می اومد اما به خودم میگفتم ولش کن بچه اس و تو دوست پسری داری که کل دوستات حسرتشو می خورن و از این جور حرف ها
خلاصه قرار گذاشتم با میلاد که با هم سکس داشته باشیم.یه چند وقتی گذشت اما مکان جور نشد.یه روز ظهر که از دانشگاه برگشتم اس داد که الان وقتشه و میام دنبالت.من که اس رو خوندم قلبم وایساد.یه چند دقیقه ای توی بهت بودم اما بعدش بلند شدم رفتم حموم و حسابی سفید و تمیز شدم.تو این مدت به میلاد و صورت مردونه اش و کیرش که احتمال داره چقدر باشه فکر میکردم

میلاد طرف های ساعت 6 اومد دنبالم.سوار ماشینش که پراید بود شدیم و یه زره توی شهر گشتیم.من واسم صحبت کردن سخت بود اما میلاد رفتارش عادی به نظر میرسید.توی ماشین بدون این که توجه اش جلب بشه به کیرش نگاه می کردم.راستش می خواستم از روی شلوار تخمین بزنم که اندازه اش چقدر میتونه باشه
بعد یک ساعت توی یک کوچه خلوت وایساد.من اولش منظورشو نفهمیدم اما بعد که فهمیدم بدون این که میلاد چیزی بگه با تعجب گفتم:میلاد اینجا؟میلاد با یک کم خجالت گفت میدونی مونا جون من اهل این کار ها نیستم اما از وقتی خودت فکرشو انداختی توی ذهنم نمیتونم خودمو کنترل کنم.همین طور که حرف میزد کمکم صورتشو اورد نزدیک.من قلبم تند تند میزد.لب هامون چسبید به هم شروع کردیم لب گرفتن.لب هاش خیلی خوش طعم بود.کمکم دستش از رو مانتو رفت روی سینه هام.منم بدون این که خودم بفهمم دستم از رو شلوار رفت روی کیرش.کیرش باد کرده بود و داشت شلوارش رو پاره میکرد

توی این حین یه صدایی شنیدیم که هر دومون یه متر از جا پریدیم.یه نفر گفت:کیه؟یکی دیگه جواب داد باز کن.چشامو باز کردم و دیدم یه زن چادری منتظر وایساده تا از ایفون درو براش باز کنن.اصلا نمیتونستم از جام تکون بخورم.دیدم ماشین راه افتاد.قبل از این که زنه بره تو خونه میلاد پیچید توی خیابون اصلی و با سرعت حرکت کرد.من بعد از چند دقیقه سکوت گفتم:میلاد بزن کنار من پیاده میشم.میلاد جواب داد:میرسونمت عزیزم.ببخشید که این جوری شد.من واقعا نمیخواستم این جوری بشه.دوباره گفتم بزن کنار.واقعا اون اندازه که میلاد فکر میکرد عصبانی نبودم چون تقصیر میلاد نبود فقط می خواستم تنها برم خونه

از ماشین میلاد پیاده شدم.سریع یه تاکسی گرفتم و سر کوچه مون پیاده شدم.سر کوچه اون پسر تو دل برو فرزین وایساده بود منتظر تاکسی.بدون این که بدونم چی کار میکنم تو صورتش زل زدم و یه لبخند کوچیک زدم.واقعا رفتارم دست خودم نبود.دیدم اون هم راه افتاد دنبالم.تا دم خونه اومد و من وقتی از تو کیفم کلید رو در اوردم گفت:خانوم خوشگل میتونم یه لحظه مزاحمتون بشم؟میتونم شمارمو بهتون بدم؟خواستم قاطع بگم نه اما دیدم من بودم که با لبخند تحریکش کردم.پس یه لبخنده عمیق زدم و بدون حرف رفتم تو
دو سه روز اول میلاد فقط اس میداد که متاسفه و ناراحته و از این چیزا.بعد کم کم مثل قبل زنگ زدن و اس ام اس دادن رو از سر گرفت و رابطه مون خوب شد.حدود ده روز از این ماجرا گذشته بود که میلاد بهم زنگ زد و گفت که خونه خالی شده و پاشو بیا این جا.من واقعا داشتم از ترس بالا می اوردم ولی خوب خودم اول پیشنهاد داده بودم که سکس داشته باشیم و اونو هوایی کرده بودم و خودمم میخواستم اون کیر رو توی کسم حس کنم.ساعت 7 از خونه به بهونه دیدن دوستم ساناز زدم بیرون و با اژانس رفتم خونه شون
وقتی وارد خونه شدم بوی عطر همیشگیشو توی فضای خونه حس کردم.همین که مانتوم رو در اوردم پرید سمتم و گفت:6 ماهه منتظر این فرصتم.شروع کرد ازم لب گرفتن.همزمان تی شرتمم داد بالا و از روی سوتین سینه هامو مالید.منم تی شرتشو در اوردم.شکمش صاف و سینه هاش پر مو بود.کیرشو در اوردم و یه لحظه شکه شدم.از اونی که فکر میکردم بزرگتر بود و رنگش هم به بنفش کبود میخورد.کیرش یه کم کج بود.از شکه شدن من خندید و گفت:خوبه نه؟21 سانته.امیدوارم بتونی تحمل کنی چون در هر صورت میکنمت
ازش ترسیدم.هم لحنش و هم صداش عوض شده بود.هنوز شلوارمو در نیاورده بود که از شنیدن صدای یه نفر دیگه شکه شدم.

سرمو بر گردوندم دیدم سعید دوستش لخت دم در اتاق وایساده.از ترس سر جام میخکوب شده بودم.میلاد بلند بهش گفت الان نباید می اومدی احمق!!!!واقعا باورم نمیشد.تازه داستان رو فهمیده بودم.از جام پریدم و قبل از این که حرف بزنه گفتم:اگه یک کلمه حرف بزنی چنان جیغ میکشم که همه همسایه ها بریزن این جا.برو کنار بزار لباسمو بپوشم
میلاد هیچی نگفت.لباس پوشیدم و با این که بغض گلومو گرفته بود جلو خودمو گرفتم.میلاد فقط لحظه ای که داشتم از خونه میرفتم بیرون گفت صبر کن…اما صبر نکردم ببینم چی میگه.می دونم فکر میکنید داستان تخیلی شد اما قسم میخورم الکی نیست.یه در بست گرفتم و توی ماشین بی صدا گریه کردم.گوشیمو خاموش کردم مبادا اون نامرد بهم زنگ بزنه.سر کوچه پیاده شدم و اشک هامو پاک کردم و رفتم خونه
تا یه هفته با تنها کسایی که حرف می زدم بابا مامان و بهترین دوستم ساناز بود.تا یه ماه بعدش هم با هیچ پسری دوست نشدم.تو این مدت میلاد بهم زنگ میزد اما جواب نمیدادم.یه بار هم اومد دم دانشگاه که ساناز بهش گفت پلیس خبر میکنه و دیگه از میلاد خبری نشد.اما بلاخره اقا فرزین موفق شد شمارشو بهم بده.دوستام با این که همه از قیافش خوششون میومد اما باورشون نمیشد من از یه بچه شماره بگیرم.اما من واسه این که یکی از جنس مخالفم باشه که باهاش حرف بزنم ازش شماره گرفتم و گفتم بچه اس و فکر خیانت به سرش نمیزنه

فرزین شوخ و با مزه بود و حرف زدن باهاش باعث شد میلاد رو فراموش کنم.اما ادم حشری ای بود و اون قدر خوشگل بود که حتی نگاهش منو حشری میکرد.منم بد جور بهش وابسته شده بودم و هر کاری میگفت حاضر بودم انجام بدم.یه روز صبح اس داد خونمون خالیه ظهر میای این جا؟منم پرسیدم به چه منظور.رک نوشت سکس.منم رک جواب دادم نه.نوشت:پس واسه همیشه خداحافظ!!من جدی نگرفتم تا این که دیدم نه اس میده نه جواب میده.اس دادم جواب نداد.اس دادم باشه میام.بعد نوشت الان ساعت11 ساعت1 این جا باش
رفتم حموم تمیز کردم و یه ست صورتی کمرنگ پوشیدم. روش یه شلوار لی تنگ و یه تی شرت ساده.روش هم مانتو و شال و راه افتادم.شاید نباید میرفتم اما من بیش تر از این ها به وجودش وابسته شده بودم که دیگه صداشو نشنوم.ساعت 12:45 رسیدم خونشون که ویلایی بود.درو زد رفتم تو دیدم با شلوارک و تی شرت وایساده.بر عکسه میلاده وحشی مانتو و شالم رو ازم گرفت و اویزون کرد و یه لیوان چایی اورد با هم خوردیم.بعد گفت بیا بریم تو اتاق.من در حالی که قلبم تاپ تاپ میزد باهاش رفتم تو اتاق خواب مادر پدرش.کمرمو گرفت و شروع کرد ازم لب گرفتن.مزه لب های میلاد خوب بود اما مزه لب های فرزین دیوونه ام کرده بود

حدود پنج دقیقه با هم لب بازی کردیم و بعد رفت روی گوشم و گلوم.اول که اب هاش خورد به گلوم زیاد خوشم نیومد ولی بعد یه حس قلقلک خاصی بهم داد که منو شهوتی میکرد.تی شرتمو در اورد و شروع کرد شکم صافمو با لب و زبون خیس کردن.درسته اولین سکسم بود اما از سکس سر در می اوردم.فرزین خیلی خیلی از یه پسر 18 ساله حرفه ای تر بود.سوتینمو جر داد و سینه های تقریبا بزرگمو لیسید و نکشو میک زد.یه لحظه داغ شدم و بی اختیار گفتم ااااه.کل دو تا سینه ی تقریبا بزرگمو با زبون خیس کرد و با دست شروع کرد باهاشون بازی کردن و نوکشون میک زدن.اهو اوهم بلند شده بود.خودمم نمیدونستم این قدر روی سینه هام حساسم

دکمه های شلوارمو باز کرد و منو حل داد رو تخت.پامو دادم بالا و شلوارمو از تنم در اورد.فکر نمیکردم این قدر برای دادن به یه پسر که دو سال از خودم کوچکتره و هر کاری می خواد باهام بکنه مشتاق باشم.شرتمو وحشیانه در اورد و برای اولین بار بعد از لب بازیمون حرف زد:از روزی که بهم چشمک زدی تو فکر سه چیزت بودم.چشمای درشتت و کون بزرگت و کس خوشگلت.اینو گفت و شیرجه رفت رو کسم.میخوردو انگشت وسط دست راستشو اروم میکرد تو و در میاورد.حاضر بودم همه زندگیمو بدم تا به این کار ادامه بده اما اون میخواست منو حشری کنه.دست از کار کشید و دوباره شروع کرد به خوردن.اون قدر شل و سفت کرد تا بالاخره من به التماس افتادم و وسط اهو اوهم جیغ کشیدم تورو خدا این کارتو قطع نکن.اون قدر ادامه داد تا با یه لرزه کوتان ارگاسم شدم و اروم گرفتم

لخت بودم.فقط یه جوراب پام بود.ارضا هم شده بودم اما فرزین هنوز لباس تنش بود.هنوز اون کیر افسانه ای رو ندیده بودم.ولی معلوم بود بزرگه چون شلوارکش بد جوری باد کرده بود.گفتم:نمیخوای لخت شی؟با یه لبخند خوشگل گفت:تو باید لختم کنی.با شوق پریدم تی شرتشو در اوردم و یه لحظه خشکم زد.بر عکس میلاد سینه هاش اصلا مو نداشت و شکم شش تکه ورزشکاری ای داشت.یه لحظه بی خیال کیرش شدم و سینه ها و شکم سفت تیکه تیکه شو ماچ کردم و خندیدم.شروع کردم به ماچ کردن تند تند شکم خوشگلش.این روز خیلی داشت بهم مزه میداد.فرزین گفت:اووووف.چه کون بزرگی داری.از رو شلوار این قدر جذاب معلوم نبود.روی دو زانونشستم و نفسمو حبس کردمو شلوارکشو کشیدم پایین و دومین کیر رو از نزدیک دیدم.ام این کجا و اون کجا!!!!!!کیرش حداقل 5 سانت از کیر میلاد بزرگتر بود و کلفتیش دو برابر بود
گفتم:فرزین؟!!!!خندید و گفت:باور کن منم تا امروز نمیدونستم چقدره ولی دیدم تو می یای اندازه گرفتم.طولش 27 سانت کلفتی 18 سانت همش مال خودت.گفتم:من که نمی تونم اینو…فرزین وسط حرفم گفت حالا بخورش تا بعد.من سریع گفتم:من نمیخورم.بدم میاد.با یه لبخند که ادمو افسون میکرد گفت:مگه میتونی حتی اگه بدت بیاد باید بوخوریش.زوریه! از حرفش تعجب کرده بودم اما انگار این پسر که از خودم کوچک تر بود افسونم کرده بود ته کیرشو گرفتم تو دستمو در حالی که سرم بالا بود و توی چشم های درشت مشکیش زل زده بودم سر کیرشو که بزرگ و نرم و گرم و کبود رنگ بود کردم تو دهنم.کلاهک کیرش خیلی بزرگ بود و به زور توی دهنم جا میشد.مزه ای داشت که تا حالا نچشیده بودم.بد مزه نبود ولی خوشمزه هم نبود و به خاطر فرزین داشتم تحملش میکردم

فرزین گفت: چی کار داری میکنی؟سرشو کردی تو دهنت منو نگاه میکنی؟یه کاری بکن.یه میک به سر کیرش زدم و شروع کردم به تقلید از فیلم هایی که دیده بودم جلو عقب کردن کیر بزرگ تو دهنم.فرزین سرمو از پشت حل داد و کیرش بیشتر رفت تو دهنم.از بزرگی کیرش عق زدم
کیرشو تا نصف میکرد تو دهنم و جلو عقب میکرد.اشک چشامو گرفته بود و نمیتونستم نفس بکشم و سر کیرش میخورد ته گلوم.فرزین حدود 5 دقیقه به این کارش ادامه داد
کیرشو از دهنم در اورد و گفت:به خاطر این بد ساک زدنت یه کاری میکنم زیرم التماس کنی
منو حل داد رو تخت و گفت:مخوای بکنمت یا نه؟من دیگه مثل چند لحظه قبل حشر نبودم.جواب ندادم.سر بزرگ کیرشو مالید به کسم.یه مقدار ترسیدم.شروع کرد به مالیدن کسم با سر کیرش.اون قدر به این کار ادامه داد تا دوباره گر گرفتم.اهم ار اومد.فقط میمالید.گفتم:فرزین جون هر کی دوست داری بکن.بکن توم.فرزین فقط میمالید.شهوت توی چشماش معلوم بود اما میخواست من التماس کنم.داد زدم فرزین بکن تو.سر کیرشو با یه ذره ابی که از ارگاسم خودم روی پاهام مونده بود خیس کرد و کرد توی کسم.با یه فشار کل سر بزرگ و گردشو جا داد.یه لحظه نفسم بند اومد.دردش کم بود اما سوزش خاصی داشت که وحشتناک بود.اروم نفس کشیدم و گفتم:فرزین گه خوردم بکش بیرون

افتاد روم. بادست راستش جلو دهنم رو گرفت.دست چپش چنگ زد به سینه ام و همزمان کل کیرشو با یه فشار سخت و طولانی تا ته کرد تو کسم.سوزش وحشتناک بیش تر شد و درد هم باهاش اوج گرفت.نفسم بند اومدن بود.صورت زیبای فرزین رو زیر یه پرده اشک میدیدم.فرزین کیرشو کشید بیرون تا جایی که فقط سرش تو بودو دوباره و سریع و محکم تا ته کرد تو که تخم هاش با یه صدای شلپ مانند خورد به کونم.همزمان با صدای تخم هاش من جیغ کشیدم اما صدام خیلی کم می اومد بیرون.درد و سوزش وحشتنک بود و من با هر تلنبه فرزین که حالا سریع شده بود جیغ می کشیدم و همزمان گریه میکردم و با دست هام فرزین رو میزدم.اشک من دست فرزین رو که روی دهنم بود کامل خیس کرده بود
کم کم درد و سوزش اروم گرفت و من هر بار که کیر ناز فرزین وارد کسم میشد و دیواره های کسمو به بیرون فشار میداد لذتی عجیب که تا حالا حس نکرده بودم میبردم.لذت اون قدر زیاد شد که درد چند لحظه پیش رو فراموش کردم و به التماس افتادم:فرزین سریع تر…بکن…بکن…جررررم بده.دوباره ارضا شدم و اروم گرفتم.با هر تلنبه فرزین تکون میخردم.

فرزین کیرشو کشید بیرون.کیرش راست راست بود.خودشم عرق کرده بود و خوشگل تر از همیشه شده بود.پاهاشو گذاشت دو طرف شکمم و کیرشو گذاشت لای سینه هام.بهم گفت:سینه هاتو با دست جمع کن تا ابمو بریزم.همین کارو کردم.کیرشو گذاشت لاشون . بالا پایین کرد اما از اب خبری نبود.کیرشو کشید عقب و گفت:سینه هات زیاد بزرگ نیست حال نمیده

پرسید:از عقب راه داره؟میدونستم عقب تنگ تره دردش باید بیش تر باشه زود گفتم:اصلا.خندید و گفت باشه یه ذره بخور خیس شه دوباره بکنم.نشستم کیرشو کردم دهنم و این بار حرفه ای تر و با لذت خوردم.منو بر گردوند به حالت قمبل انداخت رو تخت.ترسیدم بکنه تو کونم اما کیرشو به سختی از پشت رو کسم تنظیم کرد و فرو کرد تو.یه لحظه درد گرفت گفتم ااااااخ و خواستم خودمو بکشم جلو اما زود تلنبه زد و دوباره لذت شروع شد.با کف دست می کوبید رو کونمو میگفت جووووووون.منم صدام در اومده بود.یهو گفت دارم می یام بریزم تو؟گفتم نه.کشید بیرون گذاشت لای خط کونم و دو سه بار مالید احساس کردم یه اب با فشار ریخت لای کونم
ابش داغ و خیلی زیاد بود و لای کونمو پر کرد.در حالی که کیرش لای کونم بود افتاد روم.بلند و عمیق نفس می کشید.اروم گفت:دفعه ی بعد حتما کونتو جر میدم.منم در حالی که این چند دقیقه اخیر رو مرور میکردم و هیکل فرزینمو روی خودم حس میکردم پیش خودم گفتم:با این کیر عمرا از عقب

نوشته: مونا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>