کونم کیر میخواست

سلام دوستان

داستانی رو که میخوام براتون بگم اولین سکس واقعی من بوده 3 سال قبل که برام هم سخت بود هم شیرین
من یه دوستی داشتم که با هم صمیمی بودیم یه روز تعطیل با هم ناهار رفته بودیم بیرون میلاد همیشه توی صحبتاش از سکس و صحبت از عشق بازی با پسر حرف میزد و من هم همیشه ارزوم بود یه بار با اون باشم ببوسمش و از نزدیک لمسش کنم . اون روز نهار رفته بودیم فرحزاد تا ساعت 3 بعذ از ظهر ناهار خوردیم و با هم قلیون کشیدیم ، بعد از کلی صحبت و ازهمه جا گفتن گفت باید بره جایی سوار ماشین شدیم که بره سر قرارش که توی راه هر دو ساکت بودیم ، من به اون و اون نمیدونم به چی فکر میکرد، تا اینکه با تمام لرزشی که توی بدنم بود آروم به میلاد گفتم میلاد من هم میخوام . گفت چی میخوای همون جون موقع گفتن این جمله یه لبخند ریزی هم رو لبش بود …. گفتم من هم میخوام دیگه .. گفت واضح بگو چی میخوای .. جفتمون خندیدیم و گفت خوب کجا بریم پس .. گفتم خونمون خالیه بیا بریم خونه ما به سرعت رسیدیم خونمون یادم نیست تا خونه پرواز کردیم و چطور و با چه سرعتی رسیدیم خونه …

دم در کلید رو که داشتم به در مینداختم یه دست مردونه از پشت بغلم کرد طاقتمون طاق شده بود در که باز شد همون پشت در مثل آهن ربا چسبیدیم به هم لباش داغ داغ بود جفتمون آتیش ریز ریز بوسم میکرد و میگفت مدتهاست به یاد من شبها میخوابه گردنمو میلیسید و لبامو میخورد و با قدرت بدنی که داشت منو توی بغلش فشار میداد .. کم کم لباسهای جفتمونو در آورد باورم نمیشد جفتمون لخت توی بغل هم هستیم
کیرش بزرگ و کلفت بود نشست روی مبل و گفت من مال تو بیا هر جور میخوای با هم باشیم
گفتم نمیدونم چی کار کنم لبامو بوسید و با دستاش منو به سمت کیرش فرستاد چشاش خون داشت و حسابی هوس ،هوش و حواسشو برده بود … من فقط سر کیرشو تونستم بخورم که با فشار کیرشو توی حلقم فرو میکرد حال خوبی نبود اما خودم خواسته بودم با فشار کیر کلفتش توی حلقم میرفت و هی جون جون میکرد گفتم تا اینجا اومدم ادامه بدم بهتره

ترسیده بودم اما چاره ای نبود
بعد از فرو کردن های به زور کیر میلاد توی حلقم خواست که بریم داخل حموم که گفتم نه تن خیس رو دوست ندارم
حرفم تموم نشده بود که من بلند کرد و به پشت خوابوند رو کاناپه از پشت گردنم تا نزدیکیهای سوراخمو لیسید
شل شده بودم که با انگشتش سوراخمو نوازش میداد
باورش نمیشد که من تا حالا با کسی نبودم برای همین بدون هیچ رحمی با قدرت تمام کیرشو که سر بزرگی بود به سوراخ من فشار داد

درد وحشتناکی توی جونم پیچید با دو تا دستش محکم منو قفل کرده بود و میگفت تحمل کن الان تموم میشه هیچ تکونی نمیخورد و من هر چی تلاش میکردم بیشتر قفل توی دساش بودم سوزش و درد شدیدی داشتم ولی میلاد با تمام قدرت کیرشو تا نصف فرو کرده بود
هر چی بیشتر ناله میکردم اون بیشتر جون جون میکرد تا اینکه با حرکتی تند تمام ابشو توی من خالی کرد و کشید بیرون
من موندم و یه درد عجیب
تازه یادش اومده بود چه جوری کرده و من چی کشیدم چشاشو باز کرد و پرسید خوبی ؟ خون رو که دید باورش شد من قبلا با کسی نبودم
عذر خواهی کرد و منو بوسید
اما من بیحال بودم و حداقل یه هفته به راحتی نمیتونستم روی باسنم بشینم …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>