کمکم کن عزیزم

خیرسر خودم تازه عروس بودم . چند ماه می شد که ازدواج کرده بودم و یه سکس درست و حسابی نداشتم . شوهرم کامران که بهش می گفتم کامی و پنج سالی از من 25 ساله بزرگتر بود ناتوانی جنسی داشت و خیلی بیحال بود . هر کاری می کردم تاثیری نداشت . از این قرصهای تبلیغاتی بهش می دادم اونو دکتر می بردم اصلا تازگیها عاشق این شده بود داستانهای سکسی که در اون زن به شوهرش خیانت می کنه رو بخونه و مدام می رفت سایت امیر سکسی و منو هم مجبور می کرد که این داستانها رو بخونم . فقط این جور موقعها بود که یه خورده به هیجان میومد . هر موقع هم که این داستانها رو می خوند این شعر رو واسم تکرار می کرد .. زلیخا گفتن و یوسف شنیدن .. شنیدن کی بود مانند دیدن . یه روز دیدم زار می زنه و از من کمک می خواد -عزیزم تو باید منو بگایی من باید بهت کمک کنم . من هیجان میخوام -میخوام یه چیز اکشن ببینم اکشن شم . می خوام تو رو زیر کیر یکی دیگه ببینم تا کیر من بلند شه . اگه رضایت بدی و یکی رو تور بزنی در واقع عشق و علاقه خودتو به من ثابت کردی دوست داشتم یه تف بندازم رو صورتش ولی حساب کردم بد چیزی هم نمیگه خب چه اشکالی داره یه کوس بین دو تا کیر مشترک باشه .

شوهر کوس خلم که راضیه . چرا من حالشو نبرم . تازه قبل از این که من جوابمو اعلام کنم اون به من یک دستبند طلا به عنوان هدیه داد و دیگه من چی می تونستم بگم باید کوسمو می دادم و حالشو می بردم . کون بر جسته و سینه های درشت من هر مردی رو وسوسه می کرد . حالا باید مردشو پیدا می کردیم که بیاد منو بکنه -عزیزم این که تخمه آجیل نیست بریم از خشکبار فروشی بخریم . ناگهان چشاش برقی زد وگفت چرا اتفاقا خودشه ..-منظورت چیه -یادت رفته واحد روبرویی ما که خشکبار فروشی داره و اون دفعه رفتیم ازشون پسته بخریم پسرش چه جوری نگات می کرد .-من که اصلا دقت نکردم -از بس چش پاکی عزیزم -پدره که خیلی مومنه . مطمئنی که پسره زن نداره ؟/؟ -آره می دونم تازه از سربازی اومده وپیش باباشه خیلی هم هیزه .-حالا به چه بهونه ای تورش کنیم -اول باید یه شب شام اونا رو دعوت کنیم و بعد یه جوری به یه بهونه ای تو اونو ببرش اتاق خودت و یه چراغ سبزی نشون بده وبعدشم میشه بقیه کارها رو به فردا وروزای بعد موکول کرد . ولی بابا مامان مومنشو چیکار کنیم اگه اونو نخوان با خودشون بیارن .-اونش با من یه جوری حلش می کنم زیر مانتوی بلند خودمم یه چیزایی می پوشم که به موقعش کیر مرده رو هم بلند می کنه .-آفرین به تو نادیا حقا که شاگرد که چه عرض کنم استاد شیطونی بعدش مونده بود انتخاب شلوار . رفتم جلو آینه و انواع و اقسام شلوار های تنگ و چسبونو پام کردم تا یکی رو که کامی یخ زده رو بیشتر وسوسه می کرد پوشیدم البته این برای بیرون بود وگرنه داخل خونه رو خودم یه شلوار چسبون به رنگ کون انتخاب کرده بودم که وقتی اونو پام می کردم کونمو از خود کون هم کون تر نشون می داد . ولی کنار بابا مامان جاوید روپوشه رو مینداختم روش .

فردای اون روز که از آقا رحیم و زنش جمیله خانوم دعوت کردیم که بیان وخونوادگی بیان از اون طرف کشیک وایسادم که جاوید کی از در خونه میاد بیرون و اونو تو آسانسور گیر انداختم وبا یه پشت چش نازک کردن ازش خواستم که دعوتی فرداشبو حتما بیاد واز اونجایی که می دونستم به کارای کامپیوتر آشنایی داره یه خورده هم ازش کمک خواستم تا یه چند تا سایت آموزنده بهم معرفی کنه تا حوصله ام سر نره . بالاخره خونواده چهار نفره اونا اومدن وسرتو در نیارم خلاصه خواهر کوچیکش که از پیش بابا ننه اش جنب نمی خورد وواین به نفع من تموم شد . من و اون به بهونه کارای کامپیوتری رفتیم اتاق بغلی و به محض این که حس کردم تنهاییم مانتومو در آوردم و اون شلواری رو که بی شباهت به یه جوراب نخی رنگ پا نبود توی دید چشای خوشگل جاوید جون قرار دادم -ببخشید جاوید خان پیش بابا باید رعایت می کردم شما ها امروزی هستین و راحت تر با مسائل کنار میایین . اون محو من شده بود و حالیش نبود و چشاش داشت از کاسه در میومد ومی دیدم که دهنش چطور آب افتاده بود و به زحمت بر خودش مسلط شد . رفته بود چند تا سایت شعر و شاعری و پزشکی و آموزشی خالص بهم معرفی کنه -جاوید این سایتا رو ولش من یه سایت سکسی باحال می خوام که بتونم باهاش حال کنم . من اهل حال و تفریحم میخوام دوروز دنیارو خوش باشم . وغرق هیجان شم .

. نفسهای گرمشو پشت گردنم حس می کردم . داغ شده بودم به هیجان اومده بودم . ولی موقعیتی نبود که بشه کاری کرد . اون از اون زرنگا بود . از همون اول فهمید که من اهلشم . ودستشو گذاشت رو پام .-نههههههه چیکار می کنی جاوید -نادیا خانوم مگه شما همینو نمی خواین -چرا از کجا می دونی .-از چشات . منو از پشت بغلم زده بود و دستشو گذاشته بود لای پام واز پشت شلوار به کوسم چنگ انداخته بود دوست داشتم منو ببره رو تخت ویه سرویس منو بگاد . منم در یه حرکت متقابل دستمو به کیرش رسوندم . خیلی زودتر از اونچه که می تونستم شکارش کرده بودم . خیلی خوب چراغ سبز منو گرفته بود . جوونها عاشق گاییدن کوسهای مفت و راحتن وزنا هم عاشق دوست پسر گرفتن و کیر تازه خوردن . قرار گذاشتیم که فردا صبحش بیاد وبیشتر منو با کامپیوتر آشنا کنه . می دونستم و می دونستیم که بر نامه چیه . اون فکر می کرد که کامی میره بیرون و ما دونفری مشغول میشیم . در حالی که کامی می خواست با دیدن گاییده شدن و کیر خوردن زنش توسط یه غریبه به هیجان بیاد وکیرش کاری تر شه . صبح حدود ساعت 9 بود که جاوید به موبایلم زنگ زد وگفت به یه بهونه ای صبح مغازه نمیره واگه اوضاع مساعده بیاد خونه مون . منم گفتم بفر ما . اونو بردمش تو اتاق خواب و کامی تو جا رختخوابی قایم شده بود و با هیجان منتظر من و معشوقه ام بود من همون شلوار کون نما رو پام کرده بودم تا پسر همسایه رو به هیجان بیارم . کامی ازم خواسته بود تا پیاز داغ این هیجانو زیاد ترش کنم . رفته بودم رو تخت وکونمو به طرف جاوید گرفته و می گردوندمش . شلوارمو می کشیدم پایین و دوباره می کشیدمش بالا . کامی رو گوشه جا رختخوابی می دیدم که شلوارشو کشیده پایین و داره با کیرش ور میره . همین کارو هم جاوید داشت با کیرش انجام می داد . از بس سرم به کار خودم گرم بود نفهمیدم که اون کی لخت شد . حالا من یه زن حشری بودم میون دو تا مردی که داشتند به خاطر من جق می زدند ولی تا حالا دریغ از یک ارگاسم . ای نادیا خاک تو سرت با این ازدواج کردنت . دهنمو باز کرده چشامو خمار می کردم وکونمو قمبل کرده و به طرف جاوید کاملا لخت نشونه می رفتم .-بیاااااا بیااااااااا پسسسسسربییییییااااااااببین کوسسسسسسسم واسسسسسسست خییییلی خیسسسسسسه آب کیییییررتو حرومش نکنی . کوسسسسسم تشنه شه . اوخ اوخ اوخ عین یه پلنگ گرسنه به طرفم حمله ور شد . شلوارمو از کونم بیرون کشید وبا یه عطش و هیجان خاصی لب و دهنشو گذاشته بود رو کونم ووسطشو باز کرده بود و طوری ملچ ملوچ می کرد که انگاری داره کباب بره می خوره . بلوزمو هم از سرم در آورد وتازه رفت منو بندازه رو تخت و بیفته روم که یهو کامی از جا رختخوابی پرید بیرون و کیرشم تو دستش گرفته بود ومی ترسید که دزد ببرتش .

جاوید تا شوهرمو دید ترس برش داشت و الفرار و من و کامی به دنبال جاوید به طرف خروجی رفتیم . هنوز دستگیره درو نگرفته بود که دونفری افتادیم روش . بیچاره ترسیده بود . تنها چیزی که بهش فکر نمی کرد این بود که کامی هم موافق گاییده شدن من توسط یه غریبه باشه . یه اشاره ای به کامی زده که اون بره عقب تر وبعد کیر جاوید رو گذاشتم تو دهنم و موقع ساک زدن بهش می گفتم پسر خوب .. عزیزم نترس کامی با ماست . اون از همه چی با خبره . بیا بیا من کیرتو می خوام . اونم دوست داره پیش ما بمونه وببینه که زنش چه جوری کوس میده حال می کنه . مگه تو خودت سایت امیر سکسی رو نخوندی که چقدر از این چیزا داریم … -من سختمه نادیا جون زشته -بچه بد نشو عزیزم قربون کیر خوشگل و هوس انگیزت برم . حالا شاه می بخشه شاه علیخان نمی بخشه .

بیا بریم قربونت . کامی تو جریانه و بهتره . نیاز نیست بترسی -ولی اون جوری حالش بهتر بود -تو حالا امروزه رو حال بده اونجوریشم هم واست ردیف می کنم . طوری بیحس شده بودم که نتونستم خودمو نگه داشته باشم .-بیا جلوتر بغلم کن منو ببر رو تخت .منو رو دستاش بلند کرد و انداخت رو تخت وکامی هم بالا سرمون ایستاده بود وبا کیرش ور می رفت . جاوید خودشو انداخت رو بدنم . کامی واسمون یه آهنگ غربی هوس انگیز که درش ناله های سکسی و یه سری لحن تحریک کننده وجود داشت گذاشت تا جورو هیجانی تر کنه . جاوید دهنشو گذاشت رو کوسم ودستاشو به سینه هام چسبوند ومنم که دیدم کامی بالا سرم ایستاده وچه جور داره به این صحنه های مهیج نگاه می کنه . واسه این که یه قدر دانی هم از اون کرده باشم یه اشاره ای بهش زده و ازش خواستم که کیرشو فرو کنه تو دهنم . سرم به پشت و در حال ساک زدن کیرش بودم واز اون طرف هم لیسیده شدن کوسمم منو به اوج هوس رسونده بود . جاوید هنوز یه خورده از کامی خجالت می کشید ولی با ایما واشاره متوجهش کردم که بکنه تو کوسم واونم امونم نداد . پهلوهامو گرفت و با سرعتی باور نکردنی کیرشو فرو می کرد تو کوسم و درش می آورد . کامی اونقدر ذوق زده شده بود که گفت چقدر حال میده آدم داره این صحنه ها رو می بینه . اگه بدونم که خونواده ات راضین اصلا میگم بیای با ما زندگی کنی تا همیشه توی عشق و حال و صفا باشیم . این جاوید فکر می کرد که ما پاک عقلمونو از دست داده باشیم . چون هر لحظه با یه سور پرایز وگفته و حرکت جدیدی از طرف ما روبرو می شد . کامی ول کن نبود . دوست داشت کاری کنه که من ارگاسم شم . وحال کنم و خودش با دیدن این صحنه ها کیف کنه .-جاوید جان جاوید نوک سینه های نادیا رو بذار تو دهنت . با نرمه و لاله گوششم آروم بازی کن . وکوسشو هم همین طور محکم بکن تا آبش بیاد . پسر همسایه هم هر چی اون می گفت به نحو احسن گوش می کرد .-نادیا نادیا جون هوستو خالی کن . جیغ بکش داد بزن .

من کیف می کنم زیر کیر اونی . حس می کنم خودم دارم تو رو میگام . لذت می برم که اون داره با زن من کیف می کنه . کیف می کنم که یه زنی دارم که داره به یه جوون برازنده حال میده . کوس میده . بکن بکن جاوید . من که دیدم وضع این جوریه دیگه هر چی می تونستم با فریاد های هوس خودمو تخلیه می کردم .-جاااااااویییید کیییییییررررررمیییییخخخخخوام . بزززززززن به کوسسسسسسسم ارضاش کن . سوخخخخختم من سوخخخخخختم . بکن بکن میخوام . جررررررم بده پاررررررم کن . دو تا پاهامو انداخته بود رو شونه هاش وبا همون سرعت اولیه اش منو می گایید تا این که حس کردم دارم ارگاسم میشم -وایییییییی جوووووووون داره می ریزه آبم داره میاد جووووون حال کردم حال کردم . دلم میخواست جاوید آبشم بریزه تو کوسم . نیاز داشتم تشنه ام بود . نمی دونستم کامی مسئولیتشو قبول می کنه یا نه . ازپشت توچشای کامی زل زدم و بایه حالت التماس بهش نگاه کردم . اون راز نگاهمو خوند . اومد در گوشم یه چیزی گفت که خنده ام گرفته بود .-گفتم باشه باشه هرچی توبگی . من فقط آب کیر جاویدو میخوام تو کوسم احساس کنم . صفای من تکمیل شه . کامی به بکن زنش گفت جاوید جان بریز آبتو بریز توکوس زنم نگران نباش هم من هم نادیا وهم خودت سه تایی حال می کنیم . وقتی که جاویدداشت آب کیرشو می ریخت تو کوسم فکر می کردم داره منو به زندگی جاودان می رسونه . حس کردم دوباره توهمون حالت ارگاسمم .-اوووووووففففف نادیا نادیا جون کیرم انگاررفته تو اسید واییییی اوووووخخخخخخخ داره آب میشه .-بذار آب شه جاوید فدای کیرت . توکه دلمو آب کردی . کمرشو محکم نگه داشته وبه خودم فشردمش تا هرچی می تونه وجا داره بریزه تو کوسم . کارگردان که همین طور کیرشو میذاشت تو دهنم وهروقت داشتم حرف می زدم می کشیدبیرون وبه مهمون نازنین ما گفت اگه بدونی زنم چه کونی داره وچه سوراخ کون آک وپلمب شده ای داره . کامی زیر گوشم بهم گفته بود اگه میخوای با ریختن آب کیر جاوید تو کوست موافقت کنم تو هم باید به اون کون بدی . آخه من از کون دادن می ترسیدم وتا به حال پلمبش باز نشده بود ولی به خاطر این که به اوج هیجان برسم موافقت کرده بودم .

قمبل کرده وهرچی کرم ووازلین واز این نرم کننده ها بود خودکامی دور سوراخ کون من وروی کیر جاوید مالید وکیر جاویدرو تو دستش گرفت واونو روکون من تنظیم کرد و به سوراخ کونم مالید و گفت جاوید جان فقط خواهش می کنم کیرتو آروم آروم تو کون زنم فرو کنی تو که خودت می دونی کیرت چقدر کلفته و این سوراخ کون نادیا هم حساسه و تا حالا راهش باز نشده . یه جوری اونو بکن که همیشه و از این به بعد با رضایت و لذت کامل کون بده و ماهم یه حالی ببریم .. آخ که این کامی قربونش برم چقدر با فرهنگ و با مرام بود . کیر که می خواست بره تو کونم یه خورده مامان جان مامان جان می کردم ولی وقتی که سرشو تو کونم حس کردم وبعد یواش یواش تنه اشو توی بدن وسوراخ کونم احساس می کردم و لبخند رضایت شوهرمو می دیدم فوق العاده رضایت می بردم . . هنوز هیچی نشده جاوید می گفت که می خواد تو کونم آب بریزه -پسر تو که همین الان خالی کردی . باشه هر کاری دوست داری بکن . اینو که گفتم شوهرم واسه این که صحنه رو از دست نده کیرشو از دهنم در آورد و خودشو به پشتم رسوند تا از نزدیک شاهد ماجرا باشه . کامی دو تا قاچ کونمو باز کرد و مثلا داشت پاچه خواری معشوقه امو می کرد تا اون راحت تر باشه وکیرشو راحت تر بتونه تو کونم جا بده . کیر جاوید چند بار دیگه تا نصفه ها رفت تو کونم و بر گشت تا یه لحظه فریاد های هوس اون به اوج رسید و آب گرمش بود که می ریخت تو کونم وگرمی و داغی اونو به خوبی حس می کردم -کامی بیا این طرف واست ساک بزنم -یه دقیقه صبر کن می خوام آب کیر که از کونت پس می زنه اونو هم ببینم . وقتی که چند قطره ای از آب کیرش برگشت کرد و خاطرش آسوده شد که صحنه رو از دست نداده اومد طرف من و کیر شق شده شو گذاشت تو دهنم و منم طوری واسش ساک زدم و بهش حال داده که تا می تونست ریخت تو دهنم و منم آب کیرشو تا آخر نوش کردم .

جاوید که داشت می رفت یه چشمکی بهش زدم و گفتم ناراحت نباشه سعی می کنم برنامه دونفره هم باهاش ترتیب بدم . شب من و کامی که تنها شدیم اون داشت از جاوید تعریف می کرد . رفتیم بخوابیم که دیدم آقا هوس منو کرده -کامی جان تو چند ساعت قبل خالی کردی واست خوب نیست ضعیف میشی -نه حس می کنم یه تغییری کردم . دوست دارم تو رو بکنم . قدرتمندانه بکنم . پسر همسایه تو رو گایید . منم دوست دارم تو رو بکنم . یه نشاط خاصی در خودم احساس می کنم -من جات باشم کامی جون امشب فقط میرم سایت شهوتناک رو میخونم و دور گاییدن زنمو قلم می کشم .. دیدم که اون رضایت بده نیست وحتما میخواد که کوسمو بکنه .ترسیدم که نکنه یه موقع قلم پای جاوید منو که هنوز مزه کیرش زیر کوسم باقی مونده قیچی کنه . گفتم عزیزم یه شرط داره -چه شرطی -شرطش اینه که در مورد جاوید نامردی نکنی ودلشو هیچوقت نشکنی . هروقت دوست داشت بیاد حالشو بکنه -تو در مورد من چی فکر کردی عزیزم . تو فکر کردی من نمک خور نمکدون شکن هستم ؟/؟ نه نادیا من نامرد نیستم .. این حرفو که زد آنچنان آرامشی بهم دست داد که منم فکر کردم حشری شدم . سه سوت خودمو لخت کردم و انداختم تو بغلش .. پایان ..

نویسنده .. ایرانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>