کس کردن برای زن گرفتن

بلههههههههه…..آقا شدیم -20-19 ساله درسم خوندیم سراسری قبول شدیم نرفتیم گفتن باید 2 سال بشینی در انتظار کنکور. گفتیم بریم 6 ماه استراحت کنیم بعدش دوباره سوراخ مبارک رو بذاریم در خدمت کتاب و تست و… اینا …..اینام که حالا نکن کی بکن…خلاصه 1 هفته از انصراف دانشگاه که گذشت گفتیم بریم با بچه ها حداقل 1 جنده پیدا کنیم بکنیم روحیمون وا شه. بابا جندم جنده های قدیمی آقا الان یا باید با 6 لا کاندوم بکنیش یا ببریش اول آزمایش ایدز بده بعدش از لحاظ بیماری های مقاربتی و اینااااا….. که جلق زدن برات آرزو نشه… چه برسه به کوس.

خلاصه 1 جنده هه تو شهرمون بود 1 بارم ازش گرفته بودیم فک کنم از 18 سالگیش میداد آخه با هیکل نازو کون خوشگلو دخترونه ای که داشت کسش واقعا گشاد بود باباشم در این راه از دست داد بدبخت رفته بود خونه کیر پسرای همسایرو تو کوس و کون دخترش دیده بود سکته زده بود و خلاااااص اما اینم راحت شدا از دستش.خلاصه رفتیم پیش دختره 2 نفر بودیم منو یکی از دوستام اسمش پدرام بود خانوم با 1 عالمه ناز و افاده و تخفیف ویژه تغییر فصل و ایناااا گفت نفری 50 تومن میگیرم.
-50 تومن؟دفه قبل که 30 تومنه دادی.
-آره 50 تومنه میدم. نمیخوای برو زن بگیر.
-مگه کوس آنجلینا جولی رو قرض کردی؟؟؟
-نه کوسه خودمه. یارانه هارم که برداشتن خرجمون بالاست میدونی چقد باید چیز میز بریزم رو بدنم که بشه کردش؟؟؟تازه قرص و اینااام هست.

بله… پس بیخیال جنده شدیم آخه اگه قراره پنجاه تومن بدم به 1 جنده با کس دست چندم به قول خودش میرم زن میگیرم مهریشو میدم تازه اونم بخواد یا نخواد.یا باید با فیلم سوپرو جلق به سر میبردیم یا قید سوراخو میزدیم یا 1 چیز دیگه پیدا میکردیم.1فکر خوب به کلم زد من وقتی سوم میخوندم با 1 دختره دوست بودم خوشگل که بود ولی نه خیلی…در حدی که میشد گفت خوشگله ولی هیکلش حرف نداشت…تازه تو شهر کوچیک ما دختر آدم پولداری بود نمیدونم از چیه من خوشش اومده بود ولی فک کنم 1 کم دوسم داشت…منم دوسش داشتم…با خودم گفتم اومدیم تهش اصلا زدیم پردشم ناکار کردیم چه بهتر دختر یکی یه دونه پولدار و خوشگل میگیریم.مگه چشه؟؟؟؟؟ولی آخه این میاد دوباره با ما دوست شه؟؟؟؟؟آخه من وقتی داشتم واسه کنکور میخوندم گفتم بهش من باید به درسا برسم فعلا بای اونم با 1 تومار 2 متری خدا حافظی کرد و بعدش شمارمو عوض کردمو… با دو ساعت تلاش پشت تلفن و گرفتن تمام شماره های ایرانسل موجود در ذهن بالاخره یادم افتاد شمارش چی بود گرفتم شماررو وقتی صداااااای بیییییییییییییییییییب شنیدم تو کونم انقلاب پیروز شده بود بعد 1 کم 1 صدای ناز اومد:
-بله؟؟؟؟
-منم امیر.

-امیر تویی؟؟؟
-آره منم میبینم که سرت شلوغه صدامونم نمیشناسی…
-نه خیرم درسات چی شد؟
-هیچچی قبول شدم.
-خوش حال شدم.
-لازم نیست انصراف دادم. دو سالم بایستی بشینم.
-خوب ناراحت شدم
-آره جون عمت.

-خوووووب یاد ما کردی؟؟؟؟؟
-دلم واسه دوست دخترم تنگیده بود خوب. البته اگه هنوزم دوست دخترم باشی.
-نمیدونم تو که مارو فراموش کردی…
-نه باید درس میخوندم که شمام ولمون نمیکردی…
-هنوز مثل همیشه چرب زبونی. ببین من کنکورو گند زدم دوسته دیگه ایم ندارم جز تو.
-خووووووووووووووووب
-الان تو باید 1 حرفی بگیاااا
-آهان. بله… دوباره gf من میشی؟؟؟؟
-باشه ولی شرط داره.
-چه شرطی؟
-اونروز تو خیابون دیدمت واسه خودت خرسی شدی باید لاغر کنی.
-باشه بابا

-کاری نداری من باید برم پیش بیستون(اسب خر کله خانوم که 1 بارم وقتی رفته بودم تو باشگاه ببینمش پرتم کرد زمین)
-نه خیر بفرمایین
این دفه دیگه تو کونم عروسی بود اگه میزدمش زمین خیلی خوب میشد.
شبا بیشتر راجع به عروسی باهاش فکر میکردم.دختر خوبی بود مهربونو خوشگلو خوب.تصمیمو گرفتم باید میکردمش اونوقت حتما مال من میشد تازه کیر ماهم 1 حالی میکرد دیگههههه.
با هزار مکافات 4 کیلو لاغر کردمو بهش اس زدم:
-سارا مگه نگفته بودی لاغر کنم؟لاغر کردم
-آفرین

-حالا جایزه من؟؟؟
-چی میخوای؟
-1 زمونایی بهم جایزه 2 تا لب داغ میدادی
-اون 1 زمانی بود
-یعنی دیگه نمیدی؟؟؟

-ببینیم چی میشه ولی داری پر رو میشیاااااااااا.
-ببخشین… سارا دلم بدجوری برات تنگ شده میخوام ببینمت.
-من فردا 11.5 میرم پیش بیستون.
-نه 1 بار کوبیدمون زمین بسه.
-اولن تو بد سوارش شدی دوما من که نمیذارم سوارش شی.خیلیم دلت بخواااااد.
-باشه بابا.
چون شهر ما جای کوچیکیه 1دونه باشگاه اسب سواری داره اونجام نهایتا توی پانسیونش 5 نفر اسب دارن که فک کنم دو تاشونم صاحب مشترک دارن در نتیجه معمولا طویله خالیه و میشه لب گرفت.
آقا من رفتم باشگاه پیش سارا خانوم وایسادم و اونم با اسبش 1 کم اینور اونور رفت.وقتی داشت رو اسبش بالا پایین میشد با خودم فکر میکردم کاش الان لخت روی کیر من اینکارارو میکرد و خلاصه اسبشو برد توی طویله اونجا بود که تنها شدیمو من گفتم بهش:
-پس لب ما چی شد؟؟؟؟

-اصلا از کجا مطمئنی که قراره بهت لب بدم؟
من که میدونستم چیزی نمیگه رفتم جلو سارا دختر قد بلندی بود با کفشای پاشنه کوتاه دقیقا پیشونیش جلوی لبم بود رفتم جلو دستامو دور بدنش حلقه کردمو پیشونیشو بوسیدم.بعدش اومدم رو لباشو لبامو گذاشتم رو لباش لب بالاییش رو خیلی دوس داشتم واقعا نمیدونم چرا…. حالت خاصی داشت.
لباش طعم شیرین خیلی کمی داشت دهنشم بوی خوبی میداد خلاصه بعد این که لبمونو گرفتیم بهم گفت:
-خوب من با تاکسی اومده بودم که حد اقل با ماشن شما 1 بیرونی برم ولی…
-ولی چی؟؟؟؟؟؟فک میکنی میذارم خودت برگردی؟؟؟؟
1 لبخند خوشگل تحویلمون داد و اسبشو ماچ کرد که بریم منم با 1 قیافه خیلی عجیب گفتم:
-نگو که قبل لب دادن به منم بوسیده بودیش
-نه نترس

سوار ماشین که شدیم نشسته وقتی داشتم دنده عوض میکردم دستشو گذاشت رو دستم دستای ناز و ظریفی داشت ناخناش بلند بود و نوکشونو لاک سفید زده بود واقعا ناز بودن.
دندرو که دادم جاش دستشو آوردم جلوی لبمو حسابی بوسیدمش.
واسه اینم که دیده نشیم داشتم از کمربندی شهر میرفتم که سر ظهر خلوت بود شهر ما 1 پیتزایی داره که نسبت به بقیه خیلی بهتره و توی کمربندیه رفتیم بعد اینکه پیتزامونو خوردیم گفت منو ببر خونه گفتم باشه نزدیکای خونشون بودیم که کون آشمون بهم لبخند زدو مامانش زنگ زد منم که نمیفهمیدم چی میگه ولی حرفای اونو میشنیدم:
-مامان توی تاکسیم دارم میرسم
-………………………………………
-باشه میام خونه خاله اینا.
-……………………
-خدا حافظ

من:چی شد؟؟؟
-هیچچی رفتن خونه خاله سرورم گفت خونه کسی نیست بیا اینجا.
-ببین من خیلی دلم میخواد بغلت کنم خونتونم که خالیه میذاری 1 دل سیر بغلت کنم؟؟؟؟قول میدم شلوغیم نکنم.
-…………………………باشه ولی پررو نشیااااااا.
واااااای داشتم میمردم 1 هو پامو گذاشتم روی گاز ماشین مامانم که تازه از تعمیر اومده بود و 206 بود(میدونین که چه شتابی داره) داد زد:
-چی کار میکنی؟میکشیمون
-خیلی دوست دارم
-دروغگو

وقتی رسیدیم خونه و رفتیم تو اول رفت تو اتاقشو وقتی داش میرفت گفت:((من میرم لباس عوض کنم زیادی اسب سواری کردم بو عرق میدم))
منم که میدونستم داره میره شورتشو عوض کنه منتظر شدم وقتی رفت تو اتاقش از سوراخ کلید نگاهش میکردم بلهههه وقتی چشم به جمال کوسش روشن شد بی اختیار درو وا کردم شرتش زیر زانو هاش بود زود کشیدش بالا گفت چی کار میکنی؟؟؟؟

سریع رفتم طرفشو محکم بغلش کردم و گفتم:
-خیلی دوست دارم تو رو خدا خواهش میکنم بذار…
-داش بلند بلند غر میزد که محکم لبامو گذاشتم رو لباش دیگه داد نمیزد پرتش کردم رو تخت دیگه چیزی نمیگفت فقط لب میداد با ولع میخورد.(فک کنم این نترسیش به خاطر این بود که پردش قبلا رو اسب پاره شده بود ولی نمیدونست که دیواره ی کوسم توی معاینه میتونه باکرگی یا عدم اون رو نشون بده)خلاصه من که دستپاچعه بودم هر چی راجع به سکس میدونستم یادم رفته بود تنها چیزی که میدونستم این بود که باید این کیرو میکردم توی اون کوس افتادم به جون لباش آروم آروم رفتم طرف گردنش وقتی میخوردم حال میکرد چون چشاش بسته بود لباسش 1 بلوز بود با 3-4 تا دکمه گنده که زیرش تاپش بود نمیدون مهمیشه اینجوری میپوشید یال فقط اونروز میخواست واقعا بده 1 تاپ صورتی ناز زیر بلوزش بود دکمه های بلوزو باز کردم و بی صبرانه تاپو از تنش در آوردو رسیدم به سوتین سیاهش دختره جنده به قصد دادن اومده بوده وقتی بازش کردمو ولش کردم افتاد سینه های دخترونش که خیلیم گنده نبود ولی واقعا ناز بود 1 جورایی لرزید افتادم به جونشون و خوردمشون اینم خوشش اومده بود من دیگه داشتم میمردم سریع هم خودم لخت شدم هم اونو لخت کردمو اون قد خوردمش که دیگه بی حال رو تخت خودشو سپرده بود دست من منم از فرصت استفاده کردمو بعد 2 دقیقه بازی لبا و زبونم با کسش کیرمو گذاشتم در کسش تصمیممو گرفته بودم وقتی کردم تو حسابی دردش اومده بود حالش اومد سر جاش.منم منتظر عکس العملش بودم داشت داد میزد که تو رو خدا بکش بیرون فهمیدم که دفه اولشه گفتم الان آروم میشی بعد 1 کم که دردش کمتر شد گفت:
-چی کار کردی امیر؟؟؟

-عشق خودمی دوست دارم میخوام زنم شی
-دیوونه ای تو ولی دوست دارم ولم نکنی؟؟؟ با این کوس کرده شده
-میخوای حال کنیم؟؟؟
-تورو خدا آروم امیر دلت میاد من درد بکشم؟؟؟؟؟؟
-باشه عشق من
آروم آروم شروع کردم عقب جلو کردن ولی اون حالا حالا ها درد داشت فقط میگفت آروم تر
بعد 1 چند دقیقه من داشت آبم میومد با این کوس تنگ بایدم اینجوری میشد ولی کم کم اونم خوشش اومده بود یعنی کوسش داشت راه میومد من کشیدم بیرون و افتادم به جون لباشو هی میبوسیدمو میگفتم مال خودمی دوست دارم اونم میگفت دوست دارم اون لحظه واقعا احساس کردم دوسش دارم باز دوباره کردم تو کسشو اون قد عقب جلو کردم که اون ارضا شد منم کیرمو آوردم روی سینه هاشو 1 کم جلق زدم تا آبم خالی شد رو سینه هاش.بعد 1 کم 1 هو با صدای بلند گفت:خونه خالهههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
سریع پا شد لباساشو پوشید و رفتیم تو ماشین از رو مانتو بعضی وقتا دستم میزدم به سینه هاش اونم میگفت:

-سیر نشدی؟؟؟؟؟؟
-مگه میشه از تو سیر شد؟؟؟؟
-جل الخالق
……………..

نوشته:‌ ♂♂♂♂♂—->♀♀♀♀♀

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>