کارهای من و مامانم

سلام اسم من سیاوشه و الان 22 سالمه و تو ی خونه با مادرم تنها زندگی میکنیم مادرم زنی 41ساله خوشتیپ و خوش هیکل(کون و سینه های بزرگ)یه هیکل سکسی داره.من اغلب با شورت ورشی بلند تو هستم و مامانم هم خیلی راحت تو خونه راه میره مثلا با یه دامن کوتاه تا بالای زانو و یه تاپ.ما به این طور راحتی تو خونه عادت کردیم یه روز عصر که تو خونه بودیم یکی رو گوشی مامانم زنگ زد مامانم گوشی رو برداشت و همین طور که میخندید رفت تو اتاق خواب صدای خنده هاش خیلی بلند بود بعد از چند دقیقه اومد بیرون و
گفت:امشب مهمون داریم
گفتم:کی هست حالا؟
گفت:خاله ات مهناز

راستی اسم مامانم یادم رفت بگم اسمش حنانه است.خالم 37 ساله است و قیافه ای داره که تا حالاکسی رو این طوری ندیدم که از بس که نازه و هیکل درستی داره
یکم خونه رو مرتب کردیم رفتم میوه و شیرینی اوردم و …
وقتی برگشتم مهناز تو خونه بود یکم زودتر از چیزی که فکر میکردم رسیده بود بعد رو بوسی و احوال پرسی یکم با هم صحبت کردیم درباره دانشگاه من و منشی گری مامان اخه مامانم منشی یه خانم دکتره که مطب مامای دارن و بعد رسید نوبت مهناز که اون خونه دار بود و از این حرفا یکم که گذشت مامانم و خالم رفت اشپز خونه که شام درست کنند توی اشپزخونه صدای خنده های مامان میومد که این خنده ها برای چی بوده؟ خلاصه ما شام خوردیم و یکم فیلم دیدیم که مامانم رو کرد به خالم و گفت تو نمیخوای بری خونه البته به شوخی گفت و بعد از حرفش سه نفری زدیم زیر خنده که خالم گفت امشب برای اینکه حال تو رو بگیرم نمیرم خونه دوباره بعد سه نفری زدیم زیر خنده بعد از چند دقیقه یا ساعت یادم نمیاد که وقت خواب شد من رفتم تو اتاق خودم و خالم و مامانم هم رفتند تو اتاق مامان که یه تخت دو نفری داشت ولی یکم تخته بزرگتر بود انگار یه تخت دو نفرو نیم جا داشت من که زود خوابیدم ولی وسط شب با یه صدای از خواب بیدار شدم یکم بیشتر گوش دادم انگار صدای مامانم بود اره درسته صدای مامانم بود انگار داشت درد میکشید خودمو سریع به اتاق مامان رسوندم که تا میخواستم در رو باز کنم صدای خالم رو شنیدم که گفت حنانه اروم تر مگه چه خبره الان که سیاوش صدات رو بشنوه که مامانم جواب داد نمیتونم جلو خودمو بگیرم اخه خیلی حال میداه اصلا نمیتونستم باور کنم که مامان …

همینجور که حرف میزدند و من گوش میکردم که صدا قطع شد داشتم میگفتم چی شد که صدا قطعععععع
در اتاق باز شد خالم بود اما لخت مادر زاد من هفت رنگ عوض کردم اخه تا حالا یه زن لخت از نزدیک ندیده بودم که مهناز دستم رو کشید و برد داخل اتاق مامانم رو که دیدم یه لحظه چشمام گرد شد قلبم دیگه وایساد مامان من لخت بشه اونم جلوی …
این چیزها اصلا نمیتونستم توی دهنم جا بدم حتی به زور تو این حال هوا بودم که دیدم حالا ما سه نفر ادم لخت تو یه اتاقیم نمیدونم خالم یا مامانم کدوم لباس های منو در اورده بودند که خالم منو حل داد و افتادم تو بغل مامانم که سرم رو کرد وسط ممه هاش چیزی نمیدیدم اخه ممه های مامانم خیلی بزرگ بود داشتم خفه میشدم که خالم گفت خفه شد بچه ولش کن که سرم لای سینه های مامانم اومد بیرون و یه نفس عمیق کشیدم وسط نفس کشیدم بود که بخار درو کیرم احساس کردم درسته خالم بود که داشت واسم ساک میزد داشتم با ساک زدن خالم حال میکردم که مامانم سینه ها خودشو کرد تو دهنم اول بار ولی یکم میدونستم چیکار کنم لیس میزدم نیش گاز میگرفتم میک میزدم که مامانم دست منو گرفت و گذاشت روی کس خودش که یکم لیز بود و می گفت از امروز به بعد صاحب این کس توی و میتونی هر چقدر که خواستی بیای سراغش یه حس اومدم سراغم که انگار یکی داشت تمام انرژی بدنم رو میکشید اره خالم بود که متوجه شد داره ابم میاد و سریع کیر منو کشید بیرون و گفت کیرت که بد نبود حالا ببینیم کارت چطوره که مامانم گفت من که میگم کارش بیست بیسته خالم گفت ببینیم و تعریف کنیم و خالم داشت حرف میزد بامن که این حرفای خالمه…مامان سیاوش یه زنی هست که خیلی خوشش میاد یکی محکم کیر تو کسش بکنه و از این کار خیلی حال میکنه و بیشتر از کس دادن از کون دادان حال میکنه کونش اول راه نمیاد بعد که راه اومد میتونه یه مشت رو تو خودش جا بده میخوای امتحان کن میخوای؟

که من به خودم اومدم و یه نگاه به مامانم کردم که دیدم یه لبخند زیبا داره میزنه یکم پرو شدم و گفتم مامان؟گفت جون مامان چی میخوای سیاوش جوون تا اینو گفت پریدم رو مامانم و از پشت تو بغل گرفتمش که گفت چی شد یه دفعه وحشی شدی روی مامانم خوابیدم و کیرم تو نکردم که گفت بکن تو دیگه گفت خودت بزار داخل اون…روم نمیشد اسمش رو بگم ولی خالم سریع اومد و کیر منو گرفت و کرد تو کس مامانم که مامانم یه اه بلند از روی شهوت کشید داشتم گرمای وجود مامانم رو حس میکردم و با اون گرما حال میکردم کم کم داشتم کارم شروع میکردم که دیدیم یه چیزی داره به کونم میخوره دیدم خالمه گفتم داری چیکار میکنی گفت دارم کون مامانت رو اماده میکنم برات گفتم مگه خودت … گفت اول مامانت رو سیر کن اخه اون بیشتر از من حشریه بعد من میام حالاحالا ها وقت زیاده بعد از چند بار تلمبه زدن واه وه که مامانم یه جیغ زد گفتم چی شد خالم گفت ارگاسم شد یکم داخل کس مامان لیز شد دو یا سه باری این طوری شد که کیر از کس مامانم در اومد خالم بدون اینکه من چیزی بگم کرد تو کون مامانم که دیگه فکر کنم تمام اهل محل میدونستند که مامانم داره کون میده صدای مامانم ادمو دیونه میکرد که از شهوت صدای مامانم ابم اومد و نتونستم چیزی بگم که هم رو خالی کردم توی کون مامانم و اروم یکم خوابیدم روی مامان که دم گوشم گفت چطور بود گفتم حرف نداشت خیلی خیلی دوست دارم مامان و یه بوس زیر گوش مامانم کردم یکم خوابیدم روی مامان که صدای خالم اومد که گفت سیاوش خیلی بدی پس من چی گفتم خاله من دیگه جون دارم بزار واسه بعد گفت همین الان از خالم اصرار و از من انکار که بلاخره راضی شد واسه بعدا اما به یه شرط که کیرم رو تو کوس خالم بزارم و بخوابم صبح که با بوسه مامانم از خواب بیدار شدم ولی هنوز خالم خواب بود تا که چشمم به لخت بودن مامان افتاد دوباره کیرم راست شد تا که خواستم کیرم رو از کس خالم بکشید بیرون موقعه بیرون کشیدنم خالم بیدار شد وگفت واسه من کیرت راست نمیشه فقط واسه مامانت راست میشه ها؟

زود باش بکن که حشریت دارم میمیرم و من یه نگاه به مامانم کردم که مامان با یه خنده گفت میخوامت پسرم طوری جرش بده که دیگه هوای کیر نکنه خالم گفت نمیخوای کس خاله رو یکم تکون خوردم و خودم رو روی خالم جا دادم و یکم خودم رو بلند کردم و محکم به خودم رو ول کردم که خالم صداش در اومد گفت یواش کس ندیده منم گفتم مامانم گفت که محکم بکمنمت داشتم تلمبه میزدم که سرم رو برد لالی سینه هاش و گفت بخور منم شروع کردم به خوردن و در حین زمان کردن کس خالم با صدای بلند داد میزد که محکم تر یکم سرعتم رو زیاد کردم که دیدم خالم هم به ارگاسم رسید یکم روش خوابیدم تا دوباره جون بگیره بعد چند دقیقه گفت شروع کن منم شروع کردم مامانم رفته بود اشپزخونه برای درست کردن صبحونه من که داشتم صبحونه میخوردم اما صبحونه من خالم بود گفتم خاله میشه تو رو هم از کون هنوز حرفم تموم نشده بود که گفت من مثل مامانت کونی نیستم هر چی اصرار کردم قبول نکرد بعد از چند تلمبه محکم داشتم میومدم که سریع کشیدم بیرون و ریختم روی شکم خالم بی حال شدم کنارش خوابیدم چند دقیقه در سکوت گذشت و بعد مامانم اومد گفت اگه تموم کردید برید حموم و بعد بیاین صبحونه من داشتم بهترین روزهای عمرم رو سپری میکردم بعد از حمام سر میز صبحونه رو کردم به خالم گفتم شما چطور فهمیدید که من پشت درم گفت اخه چراغ داخل حال روشن بود و نور چراغ از زیر در میومد تو یه لحظه که من نگاه کردم دیدیم چیزی پشت دره و به مامانت اشاره کردم ازش پرسیدم که شما از کی با هم لز داشتید؟گفت از بچگی باهم بودیم گفتم تا حالا باکسی هم حال کردید منظورم مرده گفت نه دوتای بهمون بیشتر خوش میگذشت اون روز گذشت…
دیگه من شب ها پیش مامانم میخوابیدم و تایه روز یکی از همسایه های خونه بغلی اومد پیش مامانم بعد که رفت گفتم مامان عجب هیکلی داشت این زنه اسم این زن رحیمه بود یکم چاق بود ولی هیکل زیبای داشت مامانم گفت میخوای برات درستش کنم گفتم مگه میشه گفت چرا نشه از اون روز بود که مامانم زن های زیادی رو واسم اورد که بعد ها تونستم جبران کنم برای مامانم

چند روز گذشت که یه روز صبح مامانم گفت برو حموم و خودت رو تمیز کن واسه امروز چون میخوام تو رو به رحیمه برسونم با خوشحالی وارد حموم شدم لباسم هامو به سرعت در اوردم از بس که خوشحال بودم که مامانم هم وارد حموم شد گفت منم میخوام یکم به خودم برسم گفتم خودم بهت میرسم میترسم خسته بشی گفت خیلی از پاچه خواری خوشم نمیاد البته با یه لبخند گفت که منظورش رو فهمیدم و کمک کردم تا لباس ها شو در بیاره و گفتم اجازه هست تمیزت کنم با یه چشمک گفت اره منم شروع کردم به تیغ زدن مامان و دستم روی کس نازش میکشیدم و گفت میخوای تمیز کنی یا میخوای حال کنی گفتم هر دو گفت پسر تو سیر نمیشی گفتم کس مامان ادم یه مزه دیگه ای میده که ادم ازش سیر نمیشه تازه حرص ادم رو زیادتر هم میکنه گفت حواست به کارت باشه که…حرفش رو قورت داد چون دسته تیغ رو کردم تو گفت چی میخواستی بگی گفت بیخیال یکم تکون دادم پای مامانم داشت میلرزید که تیغ رو اوردم بیرون و دو انگشت کردم تو چند تا تلمبه با انگشت زدم مامانم داشت میلرزید که توجه ای بهش نداشتم که یه جیغ بلند کشید که من کر شدم فهمیدم که ارضا شده سرم رو بردم پیش گوشش گفتم حالا مونده من که هنوز کاری نکردم که ارضا شدی و زبونم رو اروم کردم تو گوش مامانم چون عاشق این کار بود و با دستم نوک سینه هاشو میکشیدم و یه لب کوچولو گرفتم ازش و گفتم خوردن شروع شد از لب ها شروع به خوردن کردم بعد گردن و لیس میزدم و بوس میکردم و حالا نوبت سینه های گنده مامان بود که سایز سینه هاش 85 بود سفت سفت نبود یکم شل بود بعد از گاز گرفتن و لیس زدن سینه مامان من خودم رو به کس مامانم رسوندم که بوی جالبی بخاطر ارضا شدنش داشت و منو بیشتر حشری میکرد

اول با یه انگشت لای کسش کشیدم که یه اه خفیف کشید و بعد اروم سرم رو نزدیک تر کردم و اروم لیس میزدم که اه واوه مامان داشت بلند میشد که مامان رو انگشت کردم کون مامان رو با اب کسش یکم خیس کردم و بعد ارو اروم انگشت رو کردم تو که مامانم دوباره یه اه بلند کشید و گفت بیا69 و من سریع حالت 69 رو گرفتم و حرارت بدن مامانم رو داشتم با سر کیرم حس میکردم و محکم میک میزد و منو بیشتر حشری میکرد که منم محکم تر کسش رو لیس میزدم که دوباره ارضا شد من که داشت ابم کمک میومد به مامانم خبر دادم و کیرم رو کشیدم بیرون و کنارش دارز کشیدم و یکی از پاشو بلند کردم و روی پای خود گذاشتم کیرم رو روی دهانه کس مامانم تنظیم کردم کس مامانم که بخاطر ارضا شدن خیس بود و یکم از اب دهن من هنوز روی کس باقی مونده بود کس مامانم مثل یه جارو برقی عمل کردو کیر منو سریع داخل خودش کشید و داخل کسش یه جای گرم به کیرم داد که این گرمی باعث میشد که زودتر بیام و بعد از چند تلمبه محکم که زدم نزدیکای این بود که ابم بیاد بیرون کشیدم دوست نداشتم به این زودی خودم رو خراب کنم یک دقیقه صبر کردم تا حالم جا اومد و دوباره شروع کردم که صدای شنیدم صدای کسی نبود جز مامانم که با صدای حشری گفت کونم یادت نره کیرم رو بیرون کشیدم و به مامانم گفت که به حالت سگی بشینه و سریه به حالت سگی در اومد و اروم کیرم رو تو کونش جا دادم بعد از چند تلمبه زدن و داد و فریاد های مامان که محکم تر بکن بهش گفتم اروم بلند شو طوری که کیرم از تو کونت درنیاد اروم اروم و با احتیاط بلند شد و کیرم از تو کونش در نیومد سر پا شده بودیم دوباره شروع شد جریان بین ما بعد چند تلمبه کیرم رو بیرون کشیدم و تو میکردم بعد از چند عمل خسته شدم و دوباره خوابیدیم اما این دفعه من پشت مامانم خوابیدم موقع خوابیدم کس مامان از لای پاش زده بود بیرون و من هوس کس کردن کردم و کیرم رو محکم کردم تو کسش یه دادی کشیدی و بعد از چند تلمبه زدن ابم به کس مامانم تقدیم کردم و یکم خوابیدم کنارش حالمون داشت بهتر میشد که شروع به مالش مامانم کردم اخه تو یک ساعت چندین بار ارضا شده بود خیلی خیلی خسته شده بود منم خودم رو تمیز کردم و یه دوش دو نفری گرفتیم و اومدیم بیرون مامانم رفت اتاقش بعد از یه نیم اومد بیرون که یه ارایش و یکم تیپ زده بود گفت چطورم گفتم مثل همیشه عالی عالی هستی و یه چشمک بهم زد من خیلی از چشمک های مامانم خوشم میاد یکم کنارم نشست که صدای زنگ خونه اومد رو کردم به مامان گفتم مگه قرار بوده که الان بیاد منظورم رحیمه بود گفت نه گفتم پس کی میتونه باشه منتظر هر کسی بودم به جز دایی دیونه ام که خیلی خیلی شوخ بود اومد بالا و بعد از احوال پرسی گفت جای میخواستید برید گفتم نه گفت پس چرا حنانه تیپ کرده گفتم مگه حنانه دل نداره گفت اخه من تا حالا این طوری ندیده بودم

بعد از چند دقیقه که دایم نشست ویکم گفتیم و تعریف کردیم و خندیدیم کم کم داشت وقت نهار میشد که مامانم پاشد و رفت برای غذا درست کردن من که داشتم به داییم فحش میدادم البته تو دلم که این چه موقع اومدن بود که نزاشت مامانم بره رو رحیمه رو جور کنه تو همین فکرا بودم که داییم صدام کرد گفت بیا بریم تو اتاقت کارت دارم و من بلند شدم رفتم داییم میخواست یه چیزی بگه ولی روش نمیشد بلاخره زبون باز کرد و گفت که من دنبال یه خونه خالی میگردم واسه فردا گفتم خونه خالی واسه چی میخوای که گفت با یه زن دوست شدم و فردا میخوام کارش رو یک سره کنم میتونی یه خونه برام پیدا کنی؟گفتم ببینم چی به ما میرسه گفت میزارم نگاه کنی گفتم خونه خالی بی خونه خالی گفت پس چی میخوای منم گفتم میخوام بکنم زن رو گفت نمیشه و بهانه در اورد که منم گفتم نمیتونم برات خونه پیدا کنم تا اینو گفتم داییم ناراحت شد وتا حالا داییم رو ناراحت ندیده بودم که گفت باشه باهاش صحبت میکنم من گفتم باشه سعی میکنم خونه برات پیدا کنم بعد از اینکه دایم رفت من به مامانم جریان رو گفتم که دایم میخواد چیکار کنه مامانم گفت خب من باید چیکار کنم گفتم فردا تو برو خونه رحیمه منم واسه دایم زنگ میزنم که بیاد مامانم گفت به یه شرط میرم که بعد تعرف کنی چطوری زنه رو جر دادین باشه من گفتم باشه حتما برات تعریف میکنم و از خوشحالی برای یه دایم زنگ زدم و بهش گفتم فردا مامانم میره و تو میتونی بیای اینجا مامانم میترسید از یه چیز در مورد من اونم این بود که دیگه بعد از کردن اون زنه یا رحیمه دیگه سرد بشم ازش اینو بعد ها بهم گفت که بعد از سکس با اون زن رابطه من با مامانم بهتر شد بریم سر اصل داستان صبح که شد مامانم رو فرستادم خونه رحیمه و زنگ زدم به دایم که همه چی ردیفه ولی قرارمون که سرجاش هست؟که اره بابا راضیش کزدم گفتم پس زود بیا وقتی که داشتم اینو به دایم میگفتم صدای که از دایم میومد خیلی بنظر شاد میومد بعد از یک ساعت یکی زنگ رو زد گوشی برداشتم دایم بود که گفت در و باز کن و ماشین رو اورد داخل پارکینگ و من که داشتم از پنجره حیاط اونا رو نگاه میکردم و دیدم زنه از تو ماشین پیاده شد یه زن اندامی بلند قد بود ولی صورت زنه درست پیدا نبود بعد از ند دقیقه زنه اومد تو به به یه زن ناز که چی بگم فقط میگم هیکل توپی داشت با یه صورت ناز.

اومدم جلو و سلام کردم که هنوز سلام رو تموم نکرده بودم دستش رو اورد جلو و دستم رو توی دستان گرم و نرمش جا دادم و یه بوس اروم از دستش گرفتم که یه لبخند ملیحی زد و من گفتم چه قشنگ میخندی که یکم ناز اومد جلوم و رفتیم ونشستیم من رفتم داخل اشپزخونه تا شربت ببرم که دایم اومد گفت مامانت کجاست گفتم رفته بیرون گفت کی میاد گفتم نمیدونم گفت شروع کنم گفتم خودت میدونی میخوای شروع کن میخوای بزار واسه یه روز دیگه که دایم یه خنده وحشتناکی کرد و گفت باشه بیا بریم تو اتاق خواب و اونجا شربت بخوریم گفتم باشه رفت و صدای زنه کرد که اسمش شهین بود بهش گفت شهین دنبالم بیا و رفتند تو اتاق خواب منم دونبالشون رفتم وشربت ها رو بهشون دادم که بعد از خوردن شربت دایم گفت موافقید بریم سرکار و هر دو داشیم شهین رو نگاه میکردم که با خنده و پایین اوردن سر جواب رضایت را صادر کرد من داشتم لیوان ها رو جمع میکردم و بردم توی اشپزخونه با این کارم میخواستم وقتی که میام دایم کارو شروع کرده باشه وقتی که وارد اتاق شدم دیدم هر دو لخت مادر زاد روی تخت و دارن لب میگرن منم رفتم جلو که شهین دستم را کشید و به طرف سینه های متوسط خودش کشید و منم مثل کسانی که تا حالا زن لخت ندیده بودن افتادم به جون ممه هاش و میک میزدم و لیس و…

وبا یکی از دستان داشتم کوس و کون شو انگشت میکردم نمیدونستم دارم چیکار میکنم که دایم گفت وحشی جون کجای نوبت ما شده بزار یکم دستمون رو روی این بدن بکشیم که من خودم رو کنار کشیدم و دایم به جون کسش افتاد و با دست و زبون با این کس بازی میکرد که منم لخت شدم و کیرم رو سریع جلوی دهن شهین گرفتم گفتم میشه یکم واسم …که حرفم قطع شد چون دیگه لازم ندیدم ادامه حرفمو بگم کیرم رو با یه بوس وارد دهن گرم و نرم خودش کرد که یه اه بلند از روی شهوت کشیدم نامرد جنده حرفه ای بود کیرم رو ته دهن میبرد و بیرون میکشید و منم حال دنیا رو میکردم که دایم اومد بالا واسه این که شهین براش ساک بزنه و منم رفتم سراغ کس خیس شهین و اروم کیرم رو روی خط کسش میکشیدم چند بار تکرار کردم که صداش در اومد گفت یالا بکن تو دارم میمیرم حشرش زده بود بالا من کیرم رو تو نکردم چند بار گفت ولی من بهش توجه نکردم که بار اخر بلند و با عصبانت گفت یا بکن تو یا بزار من برم که سریه و محکم کیرم رو تا ته کسش فرو کردم و یه داد زد گفت مادر جنده یواش پاره شدم و من داشتم محکم تو کس لیز و گرم تلمبه میزدم گفتم شهین که یه نگاه بهم کرد و که منظور این بود که حرفت رو بزن گفتم میشه از کون بکنمت کیر دایم رو بیرون کشید و گفت نه نمیشه هر چه التماس کردم بی فایده بود داشتم میومدم که به دایم گفتم با یه سر به این کس هم بزن دهن شهین خشک شد از بس که برات ساک زد اومد پایین و کیرش که یکم از مال من بلند تر بود کرد تو کس شهین که شهین یه اه کشید شهین بیشتر با دایی حال میکرد تا با من منم تا فهمیدم جریان چیه خودم رو روی سینه شهین جا دادم و کیرم رو با تف لای سینه هاش نهادم و کمی بین سینه هاش بالا و پایین کشیدم که دایم یکی در کونم زد گفت پاشو میخوام به حالت سگی بکنم منم بلند شدم و کیرم به شهین دادم که برام ساک بزنه و همین جور که با تلمبه های دایی میمومد جلو و اه و اوهههههههه میکرد کیر منم ساک میزد من ابم داشت میومد که کیرم رو بیرون کشیدم من اصلا حال نکردم ولی داییم که ابش رو روی کون شهین خالی کرد و شهین هم که دوبار ارضا شده بود و اون دو راضی بودند ولی من نه چون این کس بهم حال نداد بود دایم و شهین لباس ها شو پوشیدند و رفتند

یه زنگ زدم به مامانم گفتم بیا وقتی که وارد خونه شد یه لبخند بهم تحویل داد که منم گفتم ای کاش با
این جنده حال نمیکردم و ابم رو هدر نمیدادم وقتی مامانم از خواست داستان رو از سیر تاپیاز براش گفتم ولی یه لبخند زد و گفت اشکال نداره این جا نشد ولی سعی کن با رحیمه خوب حال کنی منم گفتم مگه جور شد گفت داره راه میاد و من خوشحال شدم مامانم گفت امشب بیا بهم مژدگانی بدی منم گفتم باشه امشب بهت یه گنده میدم که باهاش حال کنی میخوای؟گفت اره هرچی از پسر رسد نیکوست و دوتای یه خندیدم و یه بوس کردم مامانو گفتم اماده شو واسه امشب چون یه برنامه جالب دارم برات گفت چی هست گفتم تا امشب صبر کن بعد میفهمی گفت نمیشه الان بگی گفتن نمیشه دیگه یه دست زد به کیرم و گفت بگو دیگه سرم رو روی کسش نهادم و گفت واسه کست برنامه دارم امشب ولی الان نمیشه بگی چون بعد دیگه حال نمیده گفت باشه پس تا شب صبر میکنم بیقرار بود تا شب که شد و داشتیم اماده میشدیم واسه سکس و خواب که گفت یادت که نرفته برنامه امشب رو که گفتم نه یادم هست رفتیم تو اتاق و لخت شدیم و گفتم حالا برنامه رو پیاده میکنیم و بیاید قول بدی که ناراحت نمیشی گفت مگه چی هست گفتم قول بده گفت باشه قول میدم که ناراخت نشم و خوابیدم رو تخت واسه برنامه ای که داشتم خودم و فکرم رو یه مرور کردم که باید چیکار کنم تو همین فکرها بودم که
یه چیز گرم را دور کیرم احساس کردم که داشت به کیرم یکم فشار میداد درسته اون دست مامانم بود که کیرم رو گرفته بود گفت عزیزم برنامه تو بهم میگی گفتم طاقت بیار الان خودت میدونی که اروم اروم دستم را بطرف لب مامان بردم و انگشتم رو اروم روی لبش کشیدم و کم کم داشتم دستم رو توی دهان مامانم میردم که گرمای شدید بدن مامان به بدن من نفوز کرد و بدن منم گرم شد انگشتم رو میک میزد و من تو میچرخوندم انگشتم رو و با یه دست دیگه ام سینه هاشو گرفته و با سینه ها بازی میکردم اه و اوه میکرد و دیگه ذهن ما کار نمیکرد دستم رو بطرف کسش بردم که یکم لرزید و یه اه بلند تر گفت که از این اه کشیدن ها منو دیونه میکرد وگفتم یکم برام ساک میزنی که با ناز گفت چرا که نه و اروم سرش رو به طرف کیرم برد و کیرم رو کم کم تو دهن میکرد همین جور بیشتر و بیشتر میرفت تو یه لحظه تا حد بالا اوردن رفت که من ناراحت شدم و گفتم چرا این کارو کردی گفت دوس دارم تا تو بیشتر حال کنی

گفتم من این طور ناراحت میشم و گفتم حالا نوبت منه و اومدم از لب گرفتن و زبون میک زدن شروع کردم همین جور که لب میگرفتم داشتم با کونش بازی میکردم یکم زبون به گوش هاش کشیدم و گردن و سینه کم کم داشتم پایین میومدم که به یه چیز باحال که تا حالا بهش برنخورده بودم و دقت بهش نکرده بودم رسیدم اون چوچولش بود که بالا زده بود و منم اولین میک رو کس رو همون جا کشیدم که یه لحظه بدن مامان سفت شد فهمیدم که یه نقطه حساس این جا و کس لیسی ما شروع شد و کم کم داشت اب از کس و کون سرازیز میشد که گفت پسرم نمیخوای بکنی تو جوابی ندادم و همین جور لیس میزدم که لرز های کوچولو شروع شد همراه با اخ و اوه که دیدم مامان ارضا شد و یکم کنارش خوابیدم تا دوباره جون بگیره داشتم لب میگرفتم که دوباره حشرش زد بالا گفت برو بکن تو رفتم و شروع کردم به کس لیسی قرار نبود که امشب بکنم مامان رو التماس میکرد گفت بکن ولی بهش توجه نمیکردم دوست داشتم تو سکس زن ها رو به التماس کردن بندازم و دیدم خیلی التماس میکنه گفت نمیخوای بکنی بلند شدم کیرم رو روی کسش میکشیدم ولی تو نمیکردم باز التماس ها شروع شد ولی باز من توجه نمیکردم اشک تو چشماش جمع شد دیدم که خیلی زجرش دادم بلند شدم و یه قوطی پلاستیکی توی کشوی کمد برداشتم و یه لیس به کون مامان زدم و قوطی رو گذاشتم روی کونش ویه فشار دادم که تو نرفت اخه یکم قوطیه بزرگ بود ولی بعد از چند فشار و شل کردن بدن مامان قوطی رو تو کردم

که بعدها مامانم گفت یکم سوزش داشت ولی با حال بود و قوطی رو عقب جلو میکردم وکیرم رو تو کس لیزش جا دادم که یه لحظه گفتم که تمام همسایه ها داد و فریاد ما رو شنیدن مامان تو اوج لذت بود داشتم تلمبه میزدم که یه از بس که حشری بودم زود ابم اومد اب اومدن من طولی نکشید که مامانم هم ارضا شد یکم روی مامان خوابیدم بعد که بلند شدم و خواستم قوطی رو بیرون بکشم دیدم نیست هرچی گشتم پیدا نکردم از مامان سوال کردم گفت موقع ارضا رفت تو و گفتم حالا یکم فشار بده تا بیاد بیرون و خیره شده بودم داشتم کون مامان رو نگاه میکردم که چطور باز شد و قوطی پیدا و اروم اومد بیرون به مامان گفت با دوکیر بیشتر حال میکنی یا یه کیر گفت البته که دوتا کیر حالش بیشتره گفتم پس دوست داری کیر دوم مال کی باشه؟گفت هر کی تو بگی منم گفتم باید فکر کنم ببینم کی بدرد میخوره گفتم خودت نظری نداری؟گفت نه ولی انگار یکی مد نظرش بود ولی چیزی بیرون نمیداد هر دو ساکت شدیم و من تو فکر بودم که دیدم مامانم صورتش رو اون طرف کرد فهمیدم که خوابش برده و من اروم کیرم رو گذاشتم لای کونش که یه تکون خورد کیرم نیمه بیدار کیرم با یکم تف وارد کونش کردم با صدای خواب الود گفت هنوز سیر نشدی گفتم میخوام که تو حال کنی و تا صبح مثل یه مرده بودم که دیگه از صبح تو فکر این بودم که چه کسی رو براش بیارم ..

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>