پشیمانی

سلام ما4تادوست بودیم اما دیگه نیستیم یعنی من دیگه روم نمیشه که با اونا دوست باشم ماجرای سکس ما تو یکی از روزای دی ماه 89 روی داد. این اتفاق رو اصلا پیش بینی نمی کردم ولی شد! اسم من مهدی 20سالمه میثم24ساله شهرام22ساله و هومن هم 19سالشه. ما اکثرا”بعدازظهرها میرفتیم خونه شهرام”چون باباش میرفت سرکار تا صبح و خانواده اشم طبقه بالا زندگی میکردند.
یه اتاق خواب یه حمام یه آشپز خانه کوچیک وتلویزیون و ماهواره جای بسیار دنج و راحتی واسه کنار هم بودن ما 4تا دوست بود.

تو اون روز لعنتی هم مثل همیشه کنار هم رو زمین نشسته بودیم و داشتیم صحبت میکردیم و تخمه می خوردیم. شهرام رفت چای دم کنه و حین رفتن تلویزیون وماهواره رو روشن کرد”حدودساعت 7غروب بود ما گرم صحبت بودیم که ناگهان با دیدن صحنه ای از ماهواره همگی خشکمون زد!با اینکه در اون ساعت شبکه های سوپر و خفن ماهواره فیلتره ولی نمیدونم چه جور یه کانال داشت سوپر محض نشون میداد*فیلم ماجرای 5تاپسر موبور انگلیسی بود که در یکی از اتاقهای هتلی در لندن یه پسر خوشگل وموطلایی رو اذیت میکردند و باهاش حال عجیبی میکردند. کمی توجه کردم دیدم بچه ها همه الکی خودشونو مشغول کردند و زیر زیرکی نگاه می کنند مثلا خجالت می کشند!شهرام خواست کانال رو رد کنه که میثم گفت ولش کن بذار باشه مگه چیه اینقدر از این چیزا دیدیم!!اما من شهوت رو هم تو اندا م دوستام هم تو چشماشون میفهمیدم خودم هم تحریک شده بودم.

در این هنگام که دیگه همه محو تصاویر شده بودیم شهرام چیزی گفت که مقدمه اون اتفاقات بدشد!شهرام گفت من هوس دارم اگه قول بدید بمونه و آبروی همدیگه رو نبریم حاضرم با همدیگه مثل این فیلم حال کنیم. میثم سریع استقبال کرد انگار منتظر بود. هومن فقط میخندید و منم هیچی نگفتم. میثم گفت خب شهرام بیا از خودت شروع کنیم و چون کنارش نشسته بود یهو یه لب ازش گرفت!هومن گفت شهرام مطمئنی کسی نمیاد که شهرام جواب داد تا صبح خبری نیست. بعدش هومن پیشنهاد داد بیا دو به دو حال کنیم که میثم قبول نکرد و گفت بیاد مثل این فیلمه یکی رو انجام بدیم. شهرام گفت قرعه کشی اما بازم میثم که از دیرباز دوست داشت با من حال کنه قبول نکرد و گفت رای بگیریم کی زیباتره با اون انجام بدیم که بیشتر مزه بده!خب معلوم بود به اتفاق منو گفتند چون به نظرشون خیلی خوشگلتر از همه شون بودم و بدنم هم سفیدترو رسیده تر بود.

دیدم میثم بهم نزدیک شد و از من لب گرفت!مقاومت کردم و گفتم خوشم نمیاد اصلا بیاد بریم ولی هومن اومد جلو و درحالیکه نوک سینه مو گرفت تو دستش گفت مهدی جان اذیت نکن دیگه قول میدیم همین جا بمونه. شهرام هم دائم با دستش روی ران پای منو می مالید!میثم کم کم دستشو از پشتم و از رو شلوارم برده بود وسط قارچ کونم و هی با نوک انگشتش نم نم فشار میداد!گفتم پس من اول انجام بدم که در همین حین دیدم میثم دیگه داره قشنگ از من محکم لب میگیره و کونمو می ماله شهرام پیشنهاد داد بیا بریم تو اتاق خواب. وقتی بلند شدیم میثم از پشت منو انگشت میکرد و هومن هم کیرمو گرفته بود دستش و منو به سمت اتاق خواب میکشید. تو اتاق یه تخت نرم و راحت بود شهرام رفت پرده هارو کشید*دیدم میثم که از ما هم کمی بزرگتر بود هم روش زیادتر بود و به نظر میرسید قبلا تجربه سکس داشته داره زیب شلوارموباز میکنه در یک ان دیدم با شورتم و میثم به شهرام و هومن هم گفت لباستون در بیارید دیگه واسه چی واستادید!اونا که لباسشون رو در اوردندمیثم شورت منو پاره کرد و دراورد اعتراض کردم چرا وحشی بازی در میاری که گفت تو یه فیلم دیدم اینجوری حالش بیشتره!منو گذاشت رو تخت دیدم اومد روم و ازم شدید لب میگرفت و سینه هامو می مالیدشهرام هم رفت کیر منو گذاشت تو دهنش که هی لیس بزنه و بخوره که دیگه منهم تحریک شدید شدم دیگه زیاد مقاومت نمیکردم اما ناراحت بودم که بعدا ابرومو نبرند با خودم گفتم اخرش منم اینارو الکی میکنم که بگم خب شمارو هم من کردم.

هومن هم در این بین انگشتشو کرم زده بود و از لای پام با سوراخ کونم بازی میکرد که نرم بشه متوجه شدم که سوراخ کونم کمی باز شده!میثم که شورتشو درآورد دیدم که خیلی بزرگه شاید آسیب ببینم گفتم میثم توروخدا تو داخل نرو بهت لاپا حال میدم گفت باشه بعدش به هومن گفت انگشتت رو ببر تو کونش بیار بیرون تا کونش اماده بشه!میثم از روم بلند شد بهم گفت رو تخت زانوهامو بذارم زمین کونمو بدم پشت به حالت سگی میگفت. اومد پای تخت ایستاد حالا من سرم جلوی کیر میثم بودو دیدم هومن اومد پشتم اینور تخت. میثم گفت مهدی جان یه کم کیرمو بخور بعد سرمو گرفت و فشار داد کیرشو تو دهنم واقعا بزرگ بود اما واسش مک میزدم هومن کیرشو کرم زده بود از پشت با سوراخ من بازی میکرد شهرام هم رفته بود زیر شکمم سینه هامو لیس میزد و می مکید!همین جور که داشتم کیر میثم رو میخوردم دیدم هومن سر کلاهکش رو فشار داد جیغ کشیدم یواش درد میاد اخه من واقعا بار اول بود این کارو میکردم هومن گفت باشه دراورد بیرون دوباره کرد 4یا5بار کم کم میرفت میامدکه بااشاره میثم در حالیکه میثم سرمنو محکم به کیرش فشار میدادهومن فرو کرد داد زدم اما هومن توجه نکرد میرفت و می اومد خیلی تندتندکه دیگه دردش واسم کم شد دیدم شهرام کاملا حشری از زیرم در اومد رفت پشتم

به هومن گفت در بیار بعد خودش که کیر کلفت تری داشت اومد تف ز دبه کیرش و یهو فرو کرد هومن هم ابش رو پاشید رو کمرم بعد میثم اشاره کرد بیا شهرام کیرتو بذار دهنش خودش رفت پشتم گفتم میثم قول دادی لاپا گفت باشه یه کم گذاشت لای پام دیدم داره نم نم میخواد بذاره تو سوراخم گفتم میثم خون میاد نکن گفت نه من بلدم اگه درد اومد میکشم بیرون. همین که کلاهکشو کمی فشار داد داد زدم کشید بیرون کمی وازلین زد بعدش دیدم به هومن و شهرام با سر اشاره کرد شهرام که کیرش تو دهنم بود سرمو محکم به سمت لای پای خودش فشار داد هومن هم اومد رو تخت پاهاشو دو طرف کمرم گذاشت از زیر شکمم منو محکم نگه داشت وقتی با تمام فشار میثم کیرش رو برد تا ته تو کونم هر چه تلاش کردم تکون نمیتونستم بخورم حتی گریه ام دراومد شهرام گفت میثم مواظب باش پاره نشه گناه داره ولش کن که دیدم میثم اصلا به اوج شهوت رسیده تندتند تلمبه میزد اه اه میکردحتی خون هم از دور سوراخم اومد من که دیگه زانوهام توان نداشت دراز کش شدم یک ان متوجه شدم داخل بدنم گرم شد فهمیدم که میثم تمام آبش رو توم خالی کرد.

بعد شهرام واسم دستمال کاغذی آورد پاک کرد من قهر کردم !وحتی اگه رو میدادم میخواستند دوباره انجام بدند. حالم داشت بهم میخورد چون هم هومن هم شهرام کیرشون که تو دهنم بود چون میثم داشت منو میکرد و درد داشت و حواسم پرت شده بود آب جفتشون تا اخر خورده بودم!!!
از انروز به بعد دیگه اونارو ندیدم از خودم هم بدم اومد فقط نگران اینم که ابرومو نبرند!ایکاش ان شب اونجا نمیرفتم خودمو ازشون پنهون میکنم به افسردگی شدیدی دچار م دوست دارم دیگه تا اخر عمر دنبال این کارا نرم دلیل نوشتن داستان هم فقط شنیدن نظرات شما در مورد چنین ادمیه وکمی از تنهاییم جدا شم به جای ظاهر شدن در انظار عمومی از طریق مجازی با مردم ارتباط داشته باشم ببخشید پشیمانم اما ندامت فایده نداره آبروی ریخته شده حالا حالاها جمع نمیشه خداحافظ همگی

نوشته:‌ مهدی

یک دیدگاه برای “پشیمانی

  1. Aval boro az dustat tashakor kon vase lotfi ke dar haghet kardan va eltemaseshun kon ke be bardegi ghabulet konan,har chand vase ghahr kardanet bayad hesabi tanbih va falak beshi.bad ham be koon dadanet edame bede,hatman koonie khoobi mishi azizam

    View Comment

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>