ویدا

ظهر پنجشنبه بود بر خلاف همیشه ساعت 12 نزدیک خونه بودم کار اداری داشتم و از صبح که رفته بودم مرخصی گرفته بودم 12:10 بود رسیدم در خونه کلیدو انداختم رو در و رفتم تو طبق معمول همیشه بیخیال از اطرافم رفتم تو راه پله و خواستم مث همیشه بگم هانی آیم هوم که گفتم بزار بترسونمش وارد خونه که شدم پسرم رو ندیدم آروم از لای درب اتاق خواب داخل رو نیگا کردم دیدم ویدا رو تخت اخت خوابده و داره کسشو میماله پیش خودم گفتم عجب شانسی برم حسابی بکنمش که یک دفعه چیزی رو که نباید میدیدم رو دیدم …

منو ویدا 5 سالی میشد ازدواج کرده بودیم و یه پسر خوشکل 4 ساله داریم ویدا از اون زنهای سکس و خوش هیکله نمیخوام مث همه بگم سینه اینجوری و … ولی بعد از 5 سال هنوز از کردنش سیر نمیشم خیلی با نمک و جذاب . تا حالا با کسی جز اون نبودم چون نیازی نداشتم ولی یه اتفاق زندگیمو عوض کرد راستی اسم من رامینه من کارم کامپیوتره وضع مالی خوبی هم دارم سنم هم 31 سال ویدا هم 25 سالشه لیسانس کامپیوتر
خوب از موضوع اصلی پرت نشیم

وقتی ویدا رو لخت دیدم فکر کرد داره خود ارضائی میکنه اما بعد از اینکه بهرام باجناقمو که بخاطر در آوردن لباسش تو میدان دیدم نبود دیدم که داره میاد سمت ویدا شاخ در آوردم
یه لحظه کپ کردم و همونجا خشکم زد نمیدونستم باید چکار کنم اونا داشتن کارشونو میکردن جلوی چشم من
خواستم زنگ بزنم پلیس اما سکس زنده ایی که جلوی چشم بود تصمیمو عوض کرد . دیدن ویدا در حال سکس خالی از لطف نبود بیشرف چقدر ناله میکرد بهرام از خوردن سینه هاش اومد پائین تر و شروع کرد به خوردن کسش ویدا هم داشت ملحفه تخ رو چنگ میزدو لباشو گاز میگرفت بهرام وقتی که کارش اون پائین تموم شد دور دهنشو پاک کرد با دستش و مالید به کیر شق شدش واقعاً کیر گنده ایی داشت گذاشت دم سوراخ کس ویدا و یجا هل داد تو که ویدا با جیغ گفت آروم حیوووون هیچ وقت فکر نمیکردم از دیدن یه چنین چیزی حشری بشم

دستمو روی کیر خودم احساس کردم که خیس شده بود بهرام داشت تلمبه چقدر این صحنه از این زاویه قشنگ بود دقیقاً کس ویدا روبروی من بود بعد از چند دیقه تلمبه زدن بهرام گفت برگرد میخام کونت بزارم ویدا گفت نه دفعه قبلی هم پدرم رو در آووردی نمیزارم ولی بهرام اونو برگردوند دستشو گذاشت زیر شکم ویدا و کشیدش بالا که ویدا به حالت داگی در اومد کیرشو کرد تو کس ویدا و با انگشتش سوراخ کونشو نرم میکرد تا جا ئی که دوتا انگشتشو کرد تو کونش ویدا هیچ وقت به من کون نداده بود بع کیرشو در آورد و آروم گذاشت جلوی سوراخ کونش و یواش یواش هل داد داخل این پروسه باز کردن سوراخ کون رو 10 دقیقه ایی طول داد که ویدا اذییت نشه حسابی که کیر بهرام تو کون ویدا جا افتاد شروع کرد به تلمبه زدن و میگفت جنده به من کون نمیدی من جوری میکنمت که اونشوهرت نتونه بکنه ویدا هم فقط ناله میکرد فکر کنم سه بار ارضا شده بود بهرام کیرشو کشید بیرون و همه آبشو خالی کرد روی کمر ویدا بعد هم برش گردوند و بغلش کرد و شروع کرد به لب گرفتن من که دوبار آبمو تو شرتم خالی کرده بودم آروم اومد عقب و از خونه زدم بیرون رفتم تو پارک نشستم یه سیگار روشن کردم و فکر کردم که چرا ویدا به این کار تن داده و فکر انتقام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>