هما خانوم همسايه مشتی

اسم من محمده 30سالمه خونه ما 2طبقه است و طبقه پایین همیشه دست مستاجره که حیاط خونه هم دراختیارشه 4سال پیش یه زن شوهرمستاجرمابودن که اصالتاشمالی بودن شغل مرده یه طوری بود که هر2ماه 10روز میرفت ماموریت خانومش هم هما خانم بود یه زن خوشگل توپرکه اونموقع 38سالش
بود و هر وقت میومدتو حیات لباس روطناب پهن کنه بالباس خونگی میومد معمولا بایه شلوارتنگ ویه تاپ
یا تیشرت چون کون گنده ایی داشت شلوارش کاملا به کونش میچسبید ومن هم ازپشت پنجره حسابی با
کونش حال میکردم .
یه چندروزی هماخانم رفته بود شمال پیش فامیلاش ومن رو تو خماری گذاشته بود یه روز دیدم اقا محمود(شوهر هما)بایه زن غریبه اومدخونه شک کردم چندروزی امارشو گرفتم دیدم بله اقا درنبودزنش خانم میاره خونه
گذشت و هما خانم ازشمال اومده و طبق معمول من هم از پشت پنجره با کس کون هما خانم حال میکردم. یه روز انچنان محوتماشای هما بودم که متوجه نشدم اون داره منومیبینه وقتی به خودم اومدم سریع خودمو از پشت
پنجره کشیدم کنار.

گذشت تایه روز داشتم تو محل باماشین میچرخیدم سرخیابون هما خانم رو دیدم که منتظر
ماشین بود اون هم منو دید. ازیه طرف بابت تابلوبازی اون روز ازش خجالت میکشیدم از یه طرف اگه سوارش
نمیکردم ضایع بازی بود خلاصه دل زدم به دریا سوارش کردم اومد صندلی جلو نشست گفت نیم ساعته
منتظر ماشینه یه سوالی همیشه میخواستم ازشون بپرسم و اون این بود که چرا بچه ندارن خلاصه ازش پرسیدم
اون هم گفت که مشکل از اونه من هم گفتم پس بهمین خاطرکه اقامحمود زیرابی میره اون گفت چطور من هم داستان چندروزی که رفته بود شمال رو براش تعریف کردم. هما خانم هم گفت که میدونه امابخاطر بچه
چیزی بهش نمیگه بعد گفت که تو همیشه پشت پنجره میخوابی و امارمردم رو میگیری من هم یدفعه فکم یخ زد وفهمیدم قضیه اون روزرو میخاد بگه. افتادم به تته پته که چی بگم که هما خانم گفت که حالا من خشگل ترم یا
اون خانومی که محمود اورده بود? من هم دیدم که نه مثل اینکه خانم بدش نیومده من هم از فرwت استفاده کردم
گفتم البته که شما.

گذشت تا اینکه چند روز بعد که تو خونه تنها بودم تلفن زنگ زد گوشی روبرداشتم هما خانم بود گفت که شیر حموم خرابه و اب داره میره من هم گفتم الان میام درستش میکنم چون یه مقداراین کارارو
بلدم سریع اچارفرانسه روبرداشتم رفتم پایین دیدم مغزی شیرهرز شده واب همینطور داشت میرفت رفتم ازداخل موتورخونه یه مغزی شیراوردم چون ماهمیشه این چیزا روتوخونه داریم وبستم وشیر رودرست کردم
اومدم توپذیرایی که هما خانم گفت بشین تابرات چایی بیارم من هم روی مبل نشستم هما خانم هم اول رفت تو اتاق خواب من تعجب کردم دیدم بعداز5و6دقیقه هما بایه تاپ شلوارک پلنگی تنگ با 2تاچایی وکیک اومد من هم بادیدن این صحنه ابتدا چندلحظه کلا مخم هنگ کرد بعد خود روجمع جورکردم کیک چایی روبرداشتم هماخانم هم مقابل من روی مبل نشست من داشتم دیونه میشدم مخصوصا که لباس پلنگی هم پوشیده بود ومن روبه شدت تحریک میکرد کیرم حسابی راست شده بود وشلوارم روبلندکرده بود هما خانم تااین وضع دید گفت
شما جوونا چرااینقدربی جنبه اید تا یه چیزی میبینید کنترلتونو ازدست میدین من هم باکمال پررویی گفتم ببخشید شمااگرجای من بودیدویه شاه کس بااین لباسها جلوتون مینشست چکارمیکردین اون هم باپررویی گفت که پامیشدم حالشومیبردم من هم بدون معطلی پریدم توبغلشوشروکردم به لب گرفتن بعددستم روبردم روی سینه هاشولباسشودادم بالا وای چه سینه هایی سایز 85درشت مقداری که سینه هاشوخوردم نوکشون تیز شد وسینه هایش سفت شده بود

کم کم صدای اخ اوخ هما خانم دراومد من هم رفتم پایین شلوارکشوکه خیلی هم تنگ بودازپاش دراوردم شروع کردم به خوردن کسش بعدازچنددقیقه هما خانم که حسابی حشری شده بود التماس میکرد که پاشومنوبکن من هم بدون معطلی بلندشدم شلوارم رودراوردم وکیرم روکه حسابی راست شده بود
گذاشتم درکس هما خانم وفشاردادم تودیدم کسش خیلی تنگه وکیرم به سختی میره تووهما هم دردش گرفته بود
کمی صبرکردم تا کسش بازشد وکیرم روتاخایه توکسش جاکردم کسش مثل تنورداغ بود چندتا تلمبه زدم دیدم با
این کس داغ اب من هم سریع میادومن هم که میخواستم حسابی کس کون هما خانم رو بگام حالم گرفته میشه به هما گفتم که اسپری تاخیری ندارید اون هم رفت وازتواتاق خواب یه اسپری اورد من هم حسابی کیرم رواسپری زدم ودوباره با یه فشارکیرم روتاته توکس هما جاکردم مقداری صبرکردم تااسپره اثرکنه بعد
شروع کردم به تلمبه زدن هما خانم هم که حسابی حشری شده بود باحرفهاش من دیونه ترمیکردبکن تاته بکن
جرم بده کسوپاره کن همش مال خودته من هم که کاملا اسپره اثرکرده بود وحشیانه تلمبه میزدم بعدازچندلحظه
یکدفعه هما کمرمنومحکم گرفت ویه اهههههههه کشید من فهمیدم که ارضاشده من به تلمبه زدن ادامه دادم وحالا حالاها ارضانمیشدم هما گفت توارضانشدی گفتم من تازه موتورم روشن شده وتاشب اگه شوهرت نیاد
میخام بکنمت اونم گفت که شوهرش ماموریته خیالت راحت نمیاد من هم که دیگه توکونم عروسی شده بود
دوباره شروع کردم به تلمبه زدن حالا نزن کی بزن بعد از10دقیقه گاییدن کس هما خانم گفتم میخوام کونتو هم
بگام

اول مخالفت کرد که تاحالا کون ندادم خیلی درد داره من هم کلی مخشو کار گرفتم که یه جوری میکنم که درد نداشته باشه خلاصه راضی شد و دمر روی شکم خوابید وای عجب کونی همیشه ارزوم کردن این کون بود
اول مقداری به سوراخ کون هماخانم اسپری زدم با یک انگشت بعد با دو انگشت شروع کردم به ماسازدادن سوراخ کونش بعد سرکیرم را روی سوراخ کونش گذاشتم و با تف سوراخ کونش راخیس کردم با یک فشارکله کیرم راداخل کون هما خانم فرو کردم بااین حرکت من هما سریع کونشو جمع کرد و جیغ بلندی کشید گفت دربیار سوختم دارم پاره میشم کس کش در بیارمن هم که میدونستم اگه در بیار دیگه نمیتونم کونشو بگام با یه حرکت کیرم روتاخایه توکون هما جا کردم بهش گفتم یه کم صبرکن تااسپره اثر کنه بعداز4و5دقیقه کم کم شروع به تلمبه زدن کردم ناله های هما خانم هم کم کم تبدیل به اه اوففففف شده بود واقعا کون داغ وتنگی داشت هرچه تندترتلمبه میزدم حس میکردم کیرم داره میسوزه هماهم باحرفهاش بیشترمنوتحریک میکردن جون جرم بده کونم مال خودته اگه میدونستم کون دادن اینقدرحال میده زودترکون میدادم خلاصه باورتون نمیشه 1ساعت بخاطراستفاده ازاسپره کس کون هماخانم روحسابی کردم تواین مدت هم هما 3بارارضاشد داشت ابم داشت میومد گفتم دارم میام که هما گفت بریز توکسم وسریع برگشت ومنم دوباره کردم توکسش وابم رو تا اخرین قطره تو کسش خالی کردم بعد باهم رفتیم حموم وهمدیگروشستیم. اون روز هما به من گفت که هروقت شوهرش رفت ماموریت خبرت میکنم که بیای باهم سکس کنیم چون وقتی من نیستم اون خانوم میاره حالشومیبره من هم با توحال میکنم که اقا فکرنکنه خیلی زرنگه خلاصه هما خانم 2سالی مستاجرمابودن ومنم تواین مدت حسابی کس کون هماخانم روباخیال راحت بدون کاندم گاییدم .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>