نامزد مامانم

بابام ۱۰ سال قبل مامانم رو طلاق داد. البته قابل ذكره که مامانم هم از اين موضوع راضى بود. من مريم ۱۸ سالمه و یک داداش دارم كه ۱۶ ساله شه و ما همراه مامان ما ساناز كه قبلا گفتم از بابام طلاق گرفته يه جا زندگى مي كنيم. مامانم ۳۸ سالشه و خيلى خوشگل و سكسى است. اندام خيلى زيبایی داره. با سينه هاى بزرگ سايز ۹۵ و كونِ قلمبه. ما تو خونه همه خيلى سكسى هستيم. شب بدونِ لباس مي خوابيم. بدون شورت و كرست. البته من و مامانم، و داداشم هم بدونِ شورت مى خوابه. داداشم هم خيلى سكسى است. كير خيلى گنده داره و من هم سينه هاى بزرگ. كونِ گنده و كس پف كرده دارم. من خيلى دوست دارم با داداشم سكس داشته باشم چون هر شب كير داداشم رو مى بينم كه در هنگام خواب گنده ميشه و من خيلى حشرى ميشم. مي خوام اون كير گنده يه داداشم تو كس و كونم جا بگيره. البته تا به حال سكسى بين ما برقرار نشده. چند وقتى ميشه براى مامانم يه خواستگار مياد. يه مرد ۵۰ سال كه زن هم داره. البته زنش خواستگارى براى مامانم مياد.

البته اين مردِ ۵۰ سال زن دار رو خالم كه ۳۶ ساله شه پيدا كرده. البته مامانم قبول نداره. ميگه من شوهر نمي خوام. اما خالم اصرار داره كه مامانم بايد شوهر كنه. خيلى هم ميگه خواهر تو كير نمي خواى؟ مگه كست كير نمى خواد؟ اما مامانم ميگه من اصلا بعد از طلاقِ شوهرم دیگه كير نمي خوام. بعد از اصرارهاى خالم بالاخره مامانم راضى شد نامزد بشه.

روز جشن نامزدى مامانم كسانى كه شركت داشتن عبارت بودن از من كه مريم هستم، داداشم، خالم، ۲ خواهر نامزد مامانم و زنِ نامزد مامانم و زنِ سابق نامزد مامانم. محفل خيلى سكسى بود. همه لباس هاى سكسى پوشيده بودن. مامانم هم يه دامنِ كوتاه همراه يه بلوز بند دار بدون كرست پوشيده بود.تو رقص خواهرهاى نامزد مامانم كه ناپدرى من مي شد دامنِشون رو بلند مي كردن. woo هيچ كدومشون شورت نپوشيده بودن. وقتى كه تو رقص دامن ها شون رو بلند مي كردن كون هاى لختشون معلوم مي شد. بعد نيمه شب نامزد مامانم، مامانم رو بغل كرد به اتاق خواب برد. من هم از پشت در كه باز بود همه چيز رو مي ديدم. نامزد مامانم، مامانم رو تو تخت خواب خوابوند و ازش لب گرفتن رو شروع كرد.

بعد از اون لباسش رو درآورد و شروع به خوردنِ سينه هاش كرد. بعد از چند لحظه مامانم رو به روى شكم خوابوند، دامنش رو بالا زد و كونشو لخت كرد. كيرشو درآورد. woo چه كير كلفتى!!! خيلى گنده بود. درِ سوراخ كونِ مامانم گذاشت اما مامانم التماس مي كرد: نه كون نمىدم از كس بكنم اما اون خيلى حشرى بود. با يه فشار تموم كيرشو داخل كونِ مامانم كرد و شروع به تلمبه زدن كرد. بعد از ۱۰ دقيقه تمام آبشو داخل كونِ مامانم ريخت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>