من و مریم عزیزم

سلام دوستان این داستان که میگم داستان خودم و مریم عزیزم هست که بیش از 2 سال با هم بودیم و میتونم بگم بهترین سکسهای عمرم رو با اون داشتم من و مریم با هم سکس زیاد داشتیم و اگه دوست داشتین از سکس هام بازم براتون تعریف میکنم من تو خاطره ام نه اسمها رو عوض میکنم و نه ادرس رو چون دلم میخواد کاملا واقعی براتون تعریفش کنم راستی اگر ایراد نگارشی دارم یا غلت املایی شما به بزرگواری خودتون ببخشید براتون بگم از اشناییم با مریم که اون زمان من 23 سالم بود و مریم 24 ساله یه شب از بیرون که امدم خونه دیدم برای خط مادرم(با توجه به اینکه این خط قبلا مال خودم بود و روز زن هدیه دادم به مادرم و خودم اعتباری خریدم)اس ام اس امده یه کم کنجکاو شدم چون مامان سنش بالاست و کسی براش به ندرت اس میده مامان هم خواب بود گوشیش رو برداشتم و نگاه کردم دیدم 3 تا اس از یک شماره امده با کوشی مامان جواب دادم و کمی پرس و جو کردم طرف یه خانم بود که دنبال شخصی به نام امید میگشت بهش گفتم من داداش امید هستم و شماره جدید خودم رو بهش دادم و گفتم به این خط اس بدید اس ام اس اول امد که نوشته بود امید خودت هستی؟ در جواب نوشتم نه محمدم و این خط که شما باهاش تماس گرفتی از زمانی که 0 بوده دست خودم بوده نه داداشم امید .

میگفت بعد از طلاق از شوهرش جعفر با امید اشنا شده کفم برید پیش خودم گفتم داداشه ما که تیریپ مثبتی داره هم بله؟ازش مشخصات امید رو گرفتم .مشخصاتش اصلا به داداش من نمیخورد با خودم گفتم شاید ار رفقام بوده اخه اون وقتا گوشی و خط مثل الان تو دست همه نبود تازه تو تهران داشت زیاد میشد اونم به خاطر تالیا بود و به همین خاطر برام پیش امده بود که رفیقام وقتی قرار داشتن میومدن گوشی رو امانت میگرفتن که جلوی جی اف کلاس بذارن. بهش گفتم این ادمی که شما میگید من نمیشناسم اون باور نکرد گفت مرد باش قرار میذاریم یه جا بیا ببینمت.اما قسم داد جای خودم کسی رو نفرستم و عکس امید داداشم رو هم براش ببرم.گفتم باشه.فرداش قرار شد بریم ایستگاه مترو اریا شهر من یه کم 2 دل شدم که برم یا نه نکنه کسی این جوری میخواد بکشونه اونجا دهنم رو صاف کنه رو همین اصل از رفیقم به نام علی خواستم که با من بیاد تو راه اس داد که من رسیدم منم جواب دادم دارم میام ازش مشخصات گرفتم گفت تیپ 2 رنگ قرمز مشکی زدم و بالا جولوی در سمت ایستگاهای اتوبوس هستم رسیدیم و با علی رفتیم به سمت جایی که گفته بود دیدم یه خانم با قد حدود 170 خوش لباس و خوشگل با همون مشخصات ایستاده علی زد بهم گفت اوووووففف چه شود چه کسیه این یعنی اینه؟گفتم نمیدونم

زنگ زدم گوشی رو برداشت بله خودش بود گفتم خدااااااااااا یعنی میتونم مخش رو بزنم چه جیگری بود قبل از اون هم دوست دختر خوشگل داشتم اما این یه چیز دیگه بود نمیگم عروسک باربی اما واسه من این حکم رو داشت من رو که دید یه لحظه حالش گرفته شد و معضرت خواهی کرد که مزاحم شده دیدم اگه هیچی نگم از دستم پریده بهش گفتم میشه بگی امید کیه و شماره من رو از کجا اوردی نمیخوام شروع داستان بیش از این طولانی بشه به هر بد بختی بود راضیش کردم که باهاش در تماس باشم. بعد تقریبا1 هفته و 5 روز مخش رو زدم و باهاش قرار گذاشتم تو اس ام اس هایی که بهش میزدم از سکس زیاد حرف زده بودم و قرار دوم رو خونمون گذاشتم گفتم بیا فلکه دوم شهران(که الان شده فلکه اول چون فلکه اول اصلی زیر گذر شد)من میام دنبالت گفت نه ادرس بده میام خونه خودم اونجا رو بلدم ادرس دادم بهش و چون میدونستم که خودش میدونه داره برای سکس میاد یه شورت استرج سفید پاچه کوتاه و یه رکابی استرج سفیدم پوشیدم تمام لباسم رو با ادکلن اپن خوشبو کردم از بالا تا پایین و 5 تا هم ترامادول 100 خوردم دل تو دلم نبود خیلی با اندام باریک و قلمیش حال کرده بودم سکس کرده بودم اما این برام تازگی داشت.زنگ خونه رو که زد در رو باز کردم ما طبقه هم کف بودیم و صاحب خونه بالای هم کف.اروم و بی سر صدا امد تو و کفشهاش رو در اورد بابت لباس تنم چیزی نگفت بعد از در اوردن لباسش بغلش کردم و بوسیدمش

اونم من رو بوسید اما از بوسیدنش احساس خاصی حس نکردم خیلی عادی بود نه مثل من هیجان داشت و نه مثل من بیتاب سکس بود. شال سفید سرش رو برداشت یه مش قشنگ به موهاش زده بود تعارفش کردم رو کاناپه 2 نفره وقتی نشست دولا شدم و دوباره بوسیدمش گفتم خوش امدی عروسک.ازش سوال کردم چی میخوری اول گفت هیچی رفتم براش شربت البالو درست کردم و اوردم اما نخورد و رو میز موند گفت من میخوام زود برم اخه سروش منتظره گذاشتمش خونه اعظم خواهرم(سروش پسر 4 ساله مریم بود)مریم گفته بود که طلاق گرفته و با شوهرش بابت اخلاق گندش و سکسهای مذخرفش مشکل داشته رفتم کنارش نشستم و دوباره بوسیدمش این بار دقیقا کنار لبش رو این بار اون هم من رو بوسید و دستش روی پام گذاشت با این کار چراغ سبز رو داد دوباره رفتم جلو و این بار لبش رو بوسیدم و بوس رو تبدیل کردم به لب و لبش رو مکیدم یه 20 سانیه این یک طرفه بود تا اون هم شروع کرد بعد از چند دقیقه دستم رو گذاشتم رو سینش و یه کم فشار دادم.بهش گفتم نمیخوای مانتوت رو در بیاری بدون هیچ حرفی بلند شد مانتوش در اورد و انداخت رو میز امد بشینه گفتم بیا بریم تو اطاق گفت نه همین جا راحتم بغلش کردم و رویه زمین درازش کردم و امدم روش دوباره لبش رو مخوردم و کیرم رو از روی لباس به کسش فشار میدادم تاپ لیمویی دنگش رو بالا زدم و و سینه هاش رو مالیدم نمیتونستم از طعم لباش بگذرم

لاله های گوشش رو میلیسیدم و زیر گردنش رو لیس میزدم گودی گرنش رو میخوردم واهسته به طرف سینه هاش رفتم و شرو به خوردن سینه هاش کردم ازش خوشم امده بود بدنش یه عطر خوبی داشت ادامه دادم تا روی شکمش شلوار جین ابی پاش بود در اوردم یه شورت گیپور مشکی پاش بود شرتش رو زدم کنار از شکل کوسش خوشم نیومد زیاد این تنها موردی بود که باهاش حال نکرده بودم بیخیال خوردن کسش شدم و ازش خواستم تا کیرم رو بخوره حرفی نزد و مشغول شد خوب بلد بدو کارش رو اما نمیذاشت وقتی کیرم تو دهنشه نگاش کنم با سرش مانع دید من میشد ازش پرسیدم چقدر وقت داریم گفت تا وقتب ابت بیاد.به پشت درازش کردم و کیرم رو گذاشتم روی کسش کیرم راحت رفت توش یه اه کشید و دیگه صداش در نیومد.افتاده بودم روش و به صورت کاملا سنتی ایرانی داشتم میکردمش از بس نعشه بودم هیچی حالیم نمیشد و فقط تلمبه میزدم گفت خسته نشدی؟گفتم چرا تو بیا روش بشین یه کم دراز کشیدم و اون هم نشست روش 5 دقیقه نشد دیدم حرکتش کند شده ئ انگار خسته شده گفتم بلند شو و دستات رو بذار روی مبل و قنبل کن برام این کرو کرد از پشت کیرمو جا کردم و با سرعت زیاد تلمبه میزدم گفت میدونم کسم گشاده بهت حال نمیده گفتم نه خوبی یه کم زبون ریختم براش که احساس نکنه حال خاصی ندارم.

ازش خاستم بیاد رو زمین و 4 دست و پا بشه دوباره کردم تو و با تمام قدرتم بهش زربه میزدم تازه صداش داشت در میومد بهش حال داده بود هر از گاهی بر میگشت و تو صورتم نگاه میکرد چشماش داشت میرفت حس کردم حالتش عوض شد و شل شد توی کسش خیس تر از قبل بود ابش امد یه لحظه خودش رو کشید جلو کیرم در امد و برگشت رو زمین خوابید و چند تا زد تو سر خودش یه لحظه اصلا نفهمیدم چی شد چرا این کار رو کرد واسم عجیب بود کنارش دراز کشیدم و ازش سوال کردم: مریم من کار بدی کردم؟گفت نه.گفتم پشیمون شدی از سکس با من؟گفت نه گفتم چرا خودت رو زدی؟عذاب وجدان گرفتی؟بازم گفت نه بهش گفتم تورو خدا بگو چی شد زل زد تو چشمم گفت من بار اولم بود که ارضا شدم داشتم شاخ در میاوردم گفتم مگه میشه گفت به جان سروشم راست میگم.از وقتی شوهر کردم و فهمیدم سکس چی هست هر بار که سکس میکردم فکر میکردم سکس یه چیزیه که لذتش مال مرده و ان عمل رو فقط از سر وظیفه برای شوهرم انجام میدادم.گفت شوهرم تو سکس اول 30 سانیه لبام رو میخوره بعد من کیرش رو میگیرم تو دهنم به اندازه کمتر از یک دقیقهتا کیرش خیس بشه اگه تو همون لحظات که کیرش تو دهنمه ابش نیاد و تو کسم بکنه تا حالا نشده بیشتر از یک دقیقه دوام بیاره و ابش میاد و حتی بعضی وقتا با 4 بار تلمبه زدن ابش میاد. تعریف که کرد باز لباشو خوردم و دوباره 4 زانو کردم و گفتم میخوام مثل همون چند لحظه قبل ادامه بدم.

این بار کیرم رو کردم تو کسش و با انگوشتم با سوراخ کونش ور میرفتم کم کم انگوشتم رو کردم توی سوراخ کونش وبالا پایین میکردم سوراخ کونش تنگ بود تو همون حالت میخواستم یه انگوشت دیگه هم بکنم تو کونش که خودش رو سفت کرد گفت نکن محمد درد داره نمیتونم تحمل کنم گفتم این انگشت رو در نمیارم ولی 2 انگوشتی هم نمیکنم توش دوست داشتم تو سکس اول ناراحت نشه نمیخواستم از دستش بدم خیلی باهاش حال میکردم خسته شده بودم و از طرفی این قدر نعشه بودم که انگار اب کمرم خشک شده بود بازم حالت رو عوض کردم به پشت خوابوندمش و پاهاش رو اوردم بالا و مچهای پاش رو چسبوندم به هم تو این حالت ببیشتر بهم حال داد این جوری تنگ تر بود پاهاش را اوردم پایین بس که تلمبه زده بودم عرق از زیر چونم چکه میکرد(دوستانی که قبل سکس ترامادول میخورن حتما این حالت براشون پیش امده) دستم رو بردم سمت لیوان شربت مریم که نخورده بود برش داشتم یه مقدارش رو خوردم و بقیش رو پر کردم تو دهنم مریم هم لباش خشک بود امدم روش و لبام رو گذاشتم رو لباش یه مقدار از شربت توی دهنم رو ریختم تو دهنش یه کم نگاهش کردم دیدم بدش نیومد بقیش رو هم با همون حالت بهش خوروندم این کار رو از اون به بعد همیشه تو سکس میکردیم حالا یا شربت یا اب خیلی حال میده یک بار امتحان کنید. این بار دیگه از سر خستگی صاف روی زمین خوابید با دستمال کاغذی یه کم خودش رو خشک کرد و کیرمرو این بار خودش کرد تو کسش و خوابیدم روش دیگه حال تلمبه زدن نداشتم

مثل اولش لباش و بازم خوردم(دوست دارم از اول تا اخر سکس لب طرفم رو بخورم) زبونم رو سر دادم به طرف لاله گوشش لاله گوشش رو با زبون بازی میدادم اهسته گفت محمد از من بدت میاد؟؟؟؟؟؟خیلی گشادم نه؟از حرفش جا خوردم دستام رو ستون کردم و بهش نگاه کردم گفتم چرا همچین فکری کردی گفت اخه من 3 بار ابم امده اما تو نه. موندم چی بگم نمیشد بگم نعشه هستم گفتم اسپره زیاد زدم واسه اونه اروم گفت اگه میخوای با هم باشیم هیچ وقت بهم دروغ نگو تنم لرزید حس کردم فهمیده نعشه هستم اما جمله بعدیش تا حدودی ارومم کرد گفت من زایمانم طبیعی بوذه هر چی به جعفر گفتم سزارین کنم به خاطر پولش گفت نه واسه همین نمیتونم اون جور که باید بهت حال بدم.سرعتم رو زیاد کردم و گفتم من که خیلی حال میکنم با تو تو رو نمیدونم دستاش رو انداخت دورم و به خودش فشارم داد اههههههه که چه حالی داد تازه احساس داشت با سکسمون همراه میشد دوباره جون گرفتم و با سررعت زیاد تلمبه زدم چند لحظه بعد گفت بده برات بخورم تا ابت بیاد گفتم نه داره میاد تو چشماش نگاه کردم گفتم دوست دارم

این بار مریم نیم خیز شد برای لبام و چند لحظه بعد مریم برای چندمین بار ارضا شد پشت بندشم من داشتم ارضا میشدم از کسش کشیدم بیرون و کیرم رو و بعد از چند ثانیه ابم پاشید روش چند قطره روی موهاش یه مقدار ریخت رو چشمش و بقیش هم خالی شد رو شکمش از اینکه ابم رو موش و صورتش پاشیده شد خجالت کشیدم سرم رو انداختم پایین و معضرت خواستم گفت ایبی نداره.گفتم بیا بریم دوش بگیریم گفت نه باید برم دنبال سروش و بر گردم کرج. این داستان سکس اولم بود با مریم.مریم تو سکس رو دست نداشت سکسامون از هر چی فیلمه سکس بود به نظرم زیبا تر بود هر مدلی رو تست کردیم و کلا با هم خیلی حال میکردیم.

ببخشید اگه طولانی شد و اگر هر مشکلی داره به بزرگی خودتون ببخشید.من داستان نویس نیستم فقط یه خاطره براتون تعریف کردم.اگر هر مشکلی داره بهم بگید که اگه باز هم خواستم بنویسم از نظرتون استفاده کنم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>