من جنده نیستم

پذیرای خانم مسنی از اقوام بودم. دو سه ماهی در منطقه’ ما بین فک و فامیل زندگی می کرد تا کار اقامتش درست شود. به تماشای سریال های زنانه’ وسط روز تلویزیون علاقمند شده بود. یک روز که منزل بودم گفت میشه لطفا برام بگی این خانمه توی این سریال چرا گریه می کنه؟ خوب دقت کردم ببینم قضیه چیست. تا آنجا که سر درآوردم برایش تعریف کردم. گفتم این خانم که الان یک مدیر موفق در یک شرکت است ، در دوره’ دیگری از زندگیش گویا جنده بوده. بعد آمده به این شهر و رفته درس خوانده و در شهرش آدم سرشناسی شده و با یک مرد بسیار خوب خیال عروسی دارد. حالا کسی که در شهر دیگر جاکش او بوده او را پیدا کرده و آمده سراغش و از او اخاذی می کند. او هم گریه می کند چون نمی خواهد راز سر به مهرش فاش شود و آبرویش برود.

خانم مسن به من گفت: پریناز خانم چرا گریه می کند؟ این جور که من دیدم توی شهر اینها همه جنده هستند! همه’ زنهای این فیلم با همه’ مردهای این فیلم می خوابند و برنامه دارند. این طفلکی را چیکارش دارند؟ خنده ام گرفته بود. گفتم حاج خانم! اینجا توی خارج با ایران یک کمی فرق داره. اینجا فقط اگر زنی در ازا’ سکس از مردها پول بگیره فاحشه محسوب میشه. اگر برای دلش با کسی بخوابه، هر چند بار هم که بخوابه، باز جنده نیست..

حاج خانوم و همه’ کسانی که مثل او فکر می کنند، فکر می کنند برای یک زن سکس فقط با شوهر آدم مشروعه و بس. هر نوع رابطه’ جنسی نوع دیگر با فحشا’ براشون فرقی نمیکنه. چطور اگر یک مرد با زنهای زیادی بخوابه، “دون ژوانه” ، “جذابه” یا “سوکسه داره”؟ چطور مردی که همه’ زنهایی رو که باهاشون آشنا میشه بکنه، موفق و مثبت تلقی میشه، بهش آفرین میگن و بهش حسودی می کنن؟ اما اگر یک زن با چند تا مرد بخوابد جنده است؟ فاسد و فاحشه است؟ “سهل الوصول” و “لاشی” است؟

یادم افتاد که بچه که بودم، می شنیدم سالها پیش در همسایگی مان دختر جناب سرهنگی بوده که یک بار همسایه ها او و پسری را در تپه های قیطریه مشغول معاشقه می بینند و بعد هم با افتخار با تهیه’ استشهاد محلی با امضا’ تمام اهالی محله، جناب سرهنگ و خانواده اش را وادار می کنند از آن محله بروند. یادم افتاد که گلی، گل سر سبد فامیل تیمسار ناصری، چون با پسرک ژولیده موئی خوابیده بود و بند را به آب داده بود، ناچار به ازدواج با پسره’ کون لخت شده بود و فامیل دیگر طردش کرده بودند. هم دختر جناب سرهنگ و هم دختر تیمسار ناصری لای پچ پچ های اطرافیان، خراب و جنده اطلاق می شدند. یادم افتاد که بار آخری که رفته بودم تهران، دکتر زرافشان می گفت دیگه توی مطبش زیاد زن حامله و نازا ویزیت نمیکنه، چون پول آسان الان بین دکترای زنان تهران همه اش پیش مرمته. “مرمت” یعنی دوختن پرده’ بکارت دخترانی که جهت ازدواج و در راستای تقویت تفکر “باکره یعنی پاک و غیر باکره یعنی جنده” دارند پس انداز خودشان و پدر و مادرشان را خرج دوخت و دوز پرده هاشون می کنند. آقای دکتر با خنده می گفت که حتی در چندین مورد، همزمان هم کورتاژ کرده، هم پرده’ بکارتو دوخته!

به حاج خانوم گفتم، حاج خانوم، اگه من با یک مردی که شوهرم نیست بخوابم مثلن چی میشه؟ جنده میشم؟ خندید و گفت استغفرالله ربی وتوب الیه! این چه شوخی ای است که می کنی پریناز جان؟ اصرار کردم. گفتم حاج خانوم اگه به شما بگم که چند تا دوست مرد دارم و هیچ کدامشان را هم انقدر دوست ندارم که بخواهم زنشان بشوم، اما باهاشون می خوابم، شما چی میگین؟ لبهاش خنده’ کمرنگی می کرد اما چشمانش جدی و نگران شده بود. باز هم گفت پریناز جان شما از بچگی ات هم خیلی شیطون و شوخ بودی ها! نه، شما هیچوقت خراب نمیشید. شما از خانواده’ اصیل و خوبی هستید و پای سفره’ پدرتون بزرگ شدید. من مطئنم اینها که شما میگید همه ش شوخیه! خیلی دلم می خواست بحثو ول نکنم و براش چند تا خاطره تعریف کنم، بهش بگم به شوهرم خیانت کردم، با مردای غریبه خوابیدم، و از سکس لذت می برم، اما جنده نیستم. اما نمیشد. فکر نکنم قلبش طاقت میاورد. حالا شاید برای شما یکوقت تعریف کردم.

Parinaz Samii

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>