مدلینگ عکاسی

با اینکه دو تا خواهر بزرگتر دارم اما همیشه با دختر دائیم راحتتر بودم، یه جورایی اولین سکس زندگیم رو با اون تجربه کردم، البته سکس که نه آموزش خود ارضایی بود در اصل. اسمش نیوشاست دو سال از من بزرگتره الان قدش 175 سانت و حدود 60 کیلو، کشیدست و هیکلش اروپائیه کلا دختر زیبا و لوندیه اما بزرگترین حسنش سینه هاشه که به قول خودش مایه افتخارشه و هر جور بتونه تو ویترین قرارشون میده. 85c سفت و سر بالا، کسائی که وارد باشن مخصوصا دخترا خوب میدونن که سینه با این سایز به ندرت سربالاست و افتادگی نداره…

یه مدتی بود که با اینکه مثل همیشه با هم بودیم اما مثل همیشه سر به سرم نمیذاشت و اون سکس نصفه نیمه ای که داشتیم یه جورایی کنسل شده بود. منم تازه مدتی بود که دبیرستان رو تموم کرده بودم و یک کم به سر و وضع خودم میرسدیم و مثلا یزرگ شده بودم، دلم میخواست یه چند تا عکس خوب بگیرم. یه روز نیوشا بهم گفت که یه آشنایی داره که داره عکاسی میخونه و عکس آماتور میگیره و نیوشا براش چند بار مدل شده، مقدمش خیلی طولانی شد…
به آتلیه آرش رفتیم که در اصل یه اتاق از خونه مجردیش بود، اول کمی نشتیم حرف زدیم و قلیون کشیدیم، بعد آرش گفت خوب حاضری غزل خانم؟ منم که آماده، کامل اپیلاسیون کرده بودم و نیوشا موهامو درست کرد بود رفتم تو اتاق که حاضر شم، راستی از خودم نگفتم، الان 23 سالم عاشق لباس بازم که از خواهرام بهم ارث رسیده و کلا شیطونم، قدم 170 و 52 کیلوام، پوست گندمی روشن که معمولا برنزست موهای بلند قهوه ای مجعد و یه باسن خیلی بزرگ تو چشم.
اول یه شلوار جین فاق کوتاه پوشیدم با یه تاپ مشکی تقریبا بدون پشت و یه جفت کفش مشکی ورنی پاشنه بلند، بعد هم پنج شش دست لباس عوض کردم که سکسی ترینش یه دامن خیلی کوتاه پر چین صورتی مخمل با یه تاپ دکلته سفید کمی نازک با یه بوت سفید پاشنه 10 سانت سفید تا زیر زانو و یه Thong (شورت لامبدا) سفید بود. معمولا سوتین استفاده نمیکنم و همیشه شورت لامبادا چون شورت معمولی میره لای باسنم و اذیتم میکنه. اون روز جز چندتا شوخی و دید زدن پاهای سفید من توسط آرش اتفاق دیگه ای نیافتاد.

یواش یواش با آرش صمیمی تر شدیم و ماهی 3-4 بار خونش خراب میشدیم، ورق بازی میکردیم و مشروب میخوردیم و کارهای دیگه و اکثرا هم لباس باز میپوشیدیم، منم که تشنه توجه پسر به بدنم بودم سنگ تموم میزاشتم، گاهی هم عکس میگرفتیم. تا یه بار آرش ازمون خواست که عکس هنری سکسی بگیره، ما هم که فورا قبول کردیم، اما گفت اینجوری نه و دو ماه دیگه و ازمون خواست تا دو ماه موهای زیر شورتمون رو بزاریم بلند شه، بالاخره روز موعود رسید، اول یه چند تا عکس با لباسای باز و پیرهن خواب حریر بعد چند تا با شورت لامبدا از من و نیوشا. ما هم آروم آروم خجالتمون ریخت و شروع کردم بیشتر و سکسی تر لمس کردن همدیگه، تا جایی که آرش ازم خواست با یه دست سینه نیوشا رو بمالم و سینه بسیار زیبای دیگش رو بمیکم. ما هم با اتفاقاتی که میافتاد و تجربه جدید سکس لزبین جلوی یک پسر شدیدا تحریک شده بودیم و همونطور که تو خلوت خودمون قبلا سکس میکردیم جلوی دوربین و آرش از هم لذت میبردیم، زمانی که نیوشا زبونش رو به کس پشمالوی من کشید آرش یه آه بلند گفت که تو اون شرایط هم شنیدم، نیوشا من رو با لذت میلیسید و من یک دستم سیگاری بود که آرش بهم داده بود و هی اصرار میکرد بین آه های کشیدم بکشم و دستم دیگم نوک صورتی و بزرگ سینم رو با شهوت میمالید، آروم آروم تو حرکتهای شهوانی و با نظرات آرش به حالت 69 در اومدیم و بعد من اینقدر بدن و سینه و کس نیوشا رو لیسیدم و خودش رو با انگشتاش مالید تا به ارگسم رسید.

بعد آرش دوربین رو به نیوشا داد تا عکس بگیره و من مست شهوت در حال مالیدن کسم شاهد استریبتیز یه پسر قد بلند و چهارشونه و سفید بودم، پسری که هیچوقت برام جنبه سکسی نداشت تو اون لحظه تمام آرزوی من بود، گرمای تنش و سنگینیش رو که حس کردم حرکت دستم رو سریعتر کردم و با وحشیگری لبای گوشتیشو میک زدم و گاز گرفتم، آرش منو به شکلهای مختلف میکرد تا نیوشا عکس بگیره و من سعی میکردم تا اونجا که بشه خودم رو بهش بمالم و لباش رو لبام باشه و کیر بزرگش تو دست یا دهنم، بدجنس برخلاف ما کاملا اصلاح کرده بود و کیر نسبتا بزرگ و سفیدش با سر ارغوانی گرد داشت دیوونم میکرد. کفشای پاشنه بلند مشکیم رو پام کرد و قبل از پا کردن هر کدوم رو حسابی لیسید و انگشتام رو میک زد، از من خواست بایستم و دستمام رو رو مبل کوتاهی که جلوم بود بذارم، پشت من قرار گرفت و کیرش رو لای پام گذاشت و روی کس خیس و لیزم حرکت میداد، همزمان احساس کردم سوراخ کونم سرد شد و بعد ورود انگشتش با کرم رو به داخل سوراخم حس کردم، من که در دوران دبیرستان با تنها دوست پسرم بارها و بارها از کون سکس داشتم با خیال راحت و شهوت زیاد گذاشتم کونم رو برای گائیدن آماده کنه،

نیوشا هم روی مبل جلوی من ولو شده بود و دوباره خودش رو میمالید، گردی سر کیرش رو روی سوراخم گذاشت و آروم وارد وجودم شد، من کمی ناله کردم و بعد شروع به مالیدن خودم کردم تا لذت ببرم، آروم آروم سرعتش رو بیشتر کرد و از گاییدن کون تنگ و باسنهای بزرگم لذت میبرد، من و نیوشا هم تو آسمون بودیم و گاهی یه لب کوتاه یا لمس سینه های همدیگه رو چاشنیش میکردیم، تا انفجار داغ آرش رو تو مقعدم احساس کردم، بعد نیکتا دوباره به ارگاسم رسید و آرش بدون اینکه کیر دوست داشتنیش رو که حس میکردم داره کوچیک میشه از کونم در بیاره شرون به مالیدن باسن و سینم کرد، نیوشا هم سینهام رو میلیسید و لبهامو میخور و من ایستاده برای اولین بار بین دو عشق زندگیم به یک ارگاسم خارق العاده خیلی شدید رسیدم و کاملا بی حس و در اوج خودم رو تو بغل مردونه آرش رها کردم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>