عشق مرد چاق

سلام به همه دوستان من امیرم و ۲۴ سالمه
می خواهم براتون داستانهایه سکسی خودم بنویسم خیلی هست ولی من چنتاش منویسم
از اولیناش شروع می کنم

این داستان ماله ۱۰ سال پیشه وقتی من میرفتم راهنمایی اون موقع سرویس نداشتم و هر روز خودم میرفتم مدرسه وقتی می خواستم برم مدرسه میرسوندنم و وقت برگشتن با خط واحد بر می گشتم
روزا به همین منوال بود یک روز دیدم مردای سوار خط واحد میشن و همین جوری با خودشون یا ادمایه اطرافشون ور میرن خیلی برام جالب بود همون اول اتوبوسم وایمیستادن تا خیلی کنج کاو شدم منم گفتم از فردا پشت سر رانده وایمیسم تا از نزدیک ببینم دلیلش چیه
همون روز اول یک مرد ۳۵ ساله امد و شروع کرد با کیر من ور رفتن خیلی خوشم امد دیگه کارم شده بود همین حتی بعضی وقتا چندین بار اتوبوس عوض می کردم
راستی اینم بگم من درشت هیکل بودم و توپلی و سفید.

تا اینکه یک روز بارونی یک مرد میانسال امد کلی با کیرم حال کرد و بعد به هر ترتیبی که بود امد پشت سرم و با کونمم حال کرد خودمم خیلی حال کردم و بعد ایستگاه خونمون پیاده شدم اونم پشته سرم امد هم خوشحال بودم هم ترسیده بودم که ابروم میره و خودمم به گا میرم. من اصلا نزدیکه خونه نرفتم زود تاکسی گرفتم رفتم اخر خیابون اون پشت سرم امد تنها شانسی که اوردم هوا بارونی بود کسی به کسی کار نداشت من رفتم تو یک کوچه پشت سرم امد. جلو ورودی یک مجتمع وایسادم تا اونم امد بهم گفت چرا فرار می منی گفتم واسه چی وایسم گفتم الانم می خواهم برم خونه کاری نداری گفت خونت که این جا نیست بیا میرسونمت واقعا همه زبونم و خودم یک جا قفل کردم بعد از چند ثانیه به خودم امدم و سفت زنی کردم نه همین جاست اونم گفت اگر اینجا نبود چی گفتم به توچه بهش خلاصه چند دقیقه کل کل کردیم بعد راضیم کرد که برسونتم رفتیم یه کوچه پایینتر کفت بیا با ماشین بریم کارش این بود که ماشینشو پارک می کرد هروز بعدش سوار خط واحد میشد و در مدرسه پسرونه پیاده میشد هر خطی که شلوغتر بود سوار میشد و کلی حال می کرد ماشینش یه پژو تمیز با شیشه هایه دودی بود گفت زنگ بزن خونه بگو امروز می خواهی با دوستات بری سینما
گفتم روز بارونی گفت اره. موبایلشو بهم داد زنگ زدم به هزار بدبختی خونه پیچوندم
گفتم خوب حال چه کار کنیم گفت با من میایی خونه گفت که چی بشهوگفت حال کنیم راستش خیلی خیلی ترسیده بودم همون زمانایی بود که خفاش شب از این جور صحبتا بلخره با یک ساعت فک زدن و جلب اعتماد راضی شدم با هم بریم خونه البته تو این یک ساعت کلی برام مالید و منم مجبور کرد براش بمالم یکم چاق بود و شلوار پارچه ای پاش بود خلاصه نهارم برام گرفت رفتیم طرفه خونش تو خیابون ملاصدرای شیراز. البته کلی با هم اشنا شدیم و با هم رو لباسی حال کردیم

رفتم تو پارکینگ اپارتمانش گفت من تنها هستم. از این به بعد اگر بخواهی می توانیم با هم همیشه باشیم گفتم حالا بزار تا بعد خیلی گشنمه بریم غذا بخوریم بعد با هم صحبت می کنیمو تو
اپارتمانش طبقه ۶ بود و نمیدونم اسانسورش واسه چی این قدر اروم میرفت غذا داده بود دست من تو همین مدت کلی باهام حال کرد از پشت سرم کیرم گرفته بود و حال می کرد تا رسیدیم من دستمو شستم و زود شروع به غذا خوردن کردم آخه من همیشه ذلیل شکمم و شکمو هستم خیلی
اونم هیچی نگفت با هم غذا خوردیم و صحبت کردیم. گفت تو تا غذام تموم شد مثل ملخ پرید اومد طرفه من. به زور بغلم کرد با وزن زیادم بردم رو کاناپه تو بغلش دراز کشیدم
گفت تو چه جوری حال می کنی منم که بار بار اولم بود فقط یکم اطلاعات داشتم گفتم نمیدونم گفت خودم بهت یاد میدم. پاشو با هم بریم حموم. اولش خجالت کشیدم ولی قند تو دلم اب شد. زود لباسامو در اورد و بعدشم خوش شروع به لخت شدن کرد وزنش حدود ۱۱۵ کیلو بو و قدشم ۱۷۵. کیرشم ۱۵ سانت و ۳ سانتم کلفتیش واسه بار اولی بود که مردی جلوم لخت میدیدم با دوستام شوخی می کردیم ولی اصلا باورم نمیشد که یک دفعه به این وضع و تو این مدت زمان
رفتیم تو حمام منم که پسری توپولی ۱۴ ساله قدم ۱۶۰ وزنمم ۹۰. هرکی میدی اب از دهنش راه میفتاد منو الان میفهمم چه تیکه ای بودم البته هنوزم هستما کیرمم حدود ۱۰ سانت و کلفتم نبود
شیر اب باز کرد با هم رفتیم زیر دوش بعدش کلی باهام عشق بازی کرد باز به زور بغلم کرد بردم تو اتاق خوابش داشتم از هیجان میترکیدم
خوب خشکم کرد

بعد گفت اول من بهت حال میدم بعدم هر کاری من برات کردم تو باید برای من انجام بدی تازه کمکتم می کنم منم که نفهمیدم چی گفت از هیجان قبول کردم از سرم خورد تا رسید به کیرم کلی کیرمو خورد با انگشتشم کرد تو کونم اولش هم بدم امد هم درد داشت ولی با سماجت و تجربه ای که داش ولم نکرد رفت از این خامه هایه اسپری هاواورد زد رو کیرم باز خورد خیلی بهم حال داد مخصوصا که منم شکمو
بعد برام قلنبه کرد گفت کیرتو بکن تو سوراخم کیر منم تا گذاشتم تو کونش گم شد بهم خیلی حال داد همین جوری یه ۳۰ دقیقه ای شد بعد پاشد گفت حالا نوبت تو از اول خامه ریخت رو کیرش من خوردم. من خورد من خورد. تا وقتی همراه خامه یه مزه بدی تو دهنم حس کردم بازم خوردم نگو آبشم براش خوره بودم. الان میفهمم
بعد گفت بخواب کونتو بده بالا و حرکتم نکن مثل من. منم انجام دادم اول کلی زبان کرد تو کونم بعد روغن ماساژ اور کلی کونم ماساژ داد بعد با انگشت شروع کرد خیلی بهم حال داد قابل گفتن نیست باز دو انگشتی. اخ اخ اخ برد بالا بعد س که کونم قشنگ باز کرده بود همون دو انگشتش به کلفتی کیرش بود کله کیرش گذاشت دمه سوراخه من با کلی حرفه ای گری و دردی که من داشتم کرد تو اون جوری که باید میرفت البته خیلی درد داشتما ولی همون درد خیلی بهم حال داد. تا امروز مزش زیر دهنم هست هنوز
خلاصه چند دقیقه ای بی حرکت بود بعد برام عادی شده بود بعد شروع به تلمبه زدن که کرد چنتای اولی خیلی درد داشت ولی بعدش مثل سگ حال کردم و یک دفع تو سوراخم گرمی احساس کرد بی حس رو افتاد همون جوری کیرشم تو سوراخم خیلی بهم حال داد. دیگه شده بود ساعتایه. ۴.۵ اینا از روم پاشود. کلی شکلات خوراکی برام اورد و تو بغلش با هم خوردیم
گفت نظرت چیه. من که خوشم امده بود بهش گفتم.
گفت منم همین جور هم ازت خوشم امد هم با هم راحت هستیم
هنوزم نفهمیدم که چرا اون روز بهش اعتماد کردم.
این اعتماد تا ۳ سال پیش ادامه داشت

دیگه شده بودیم واسه هم زن شوهر البته دو طرفش هفته ای حداقل ۳ بار با هم حال می کردیم البته هم اون هوایه منو داشت هم من
من مشکله مالی ندارم و نداشتمم پدرم کارخونه داره اونم همکاره پدرم هست.
روز اولم که بهم گفت خونتون اینجا نیست کاملا منو میشناخت
هر وقت تو مدرسه خراب کاری می کردم به جای اینکه به خونه بگم به اردلان می گفتم همه مشکلاتمو بهش میگفتم اونم. همین جور البته من بچه بودم ولی تا جایی که ازدستم میامد براش کم نمیزاشتم تا جایی با هم بودیم که از ایران رفت من تا ۴ ماه مریض بودم تا به خاطر من باز برگشت ولی خودم کاری کردم که با هم دعوامون بشه پ هر کاری کردم که از هم با تنفر جدا بشیم نشد که حداقل تا وقتی از هم دور هستیم راحت ت تر باشه ولی خیلی دلم براش تنگ شده الانم فقط کنارم نیست همه چیزش ولی دست من هست خونه ماشین کارخونش ولی خودش که نیست فقط
بگزریم برگردیم به داستان سکسیم

دیگه کارم شده بود هرروز خونه می پیچوندم میرفتم اولا سخت بود ولی بعد راهشو پیدا کردیم. ب
مدرسه نمی رفتم میرفتم اونجا بعد ولی به جاش کلی باید خرج مدرسه می کردم یاد
دیگه یکم بزرگتر که شدم و ازاد تر. خیلی با هم حال می کردیم من حتی به دوستام گفته بودم خونمون اونجاست و اردلان بابام هست و چون جفتمون تپل بودیم هیچ کسی هم بهمون ششک نمی کرد.
حتی دوست دخترمو میاوردم جلوش می کردم بعد می گفتم به بابام بده. با کلی تعجب مجبور میشد میداد البته ما بیشتر باهم حال می کردیم بعدا که بزرگتر شدم منم چاق بودم و کیرم اندازه مال اردلان جونم خیلی جفتمون با هموارضا میشدیم اگر اینوامریکا نبود الان ما با هم بودیم من از شدت قصه و ناراحتی ۷۰ کیلو کم کردم.

البته الان نزدیکه امدنشه از خوشحالی دارم چاق میشم
برای همین من مرد چاق از شیراز خیلی دوست دارم می خواهم تا قبل از این که بیاد یک سکس داشته باشم با مردی چاق از شیراز

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>