طلاق طوطیا

سلام طوطیا یک روسپی متاهل هستم که شوهرم برای کار به کشور مالزی رفته. در دو داستان قبلی دلایل این که کارم به این دو کلمه رسید رو گفتم قضاوت باشه برای شما که خواندید من خودم قضاوت نمیکنم این کار با شما.این داستان رو که میخواهم تعریف کنم از اتفاقاتی بود که تو شغلم خیلی تاثیر داشت .

چند وقتی که ارمان نبود من کلی سکس داشتم و کلی دوست اینکاره و مشتری پیدا کرده بودم که به گوشی تالیایی که واسه این کار خریده بودم زنگ میزدن .تا اینکه ارمان زنگ زد گفت عزیزم تا سه روز دیگه میام چی دوست داری واست بیارم منم ذوق کردم گفتم ارمان جون چند تا لباس زیره سکسی بیار که اومدی سکس کنیم چند تا نه زیاد بیار میخوام تو خونه به دوستام هم بفروشم ولی همشون متفاوت باشه اونم گفت باشه عزیزم خداحافظی کرد گوشی رو که گذاشتم با خودم گفتم کاسبی تعطیله تا ارمان بیاد هم کسو کونم جمع بشه هم از این حالت در بیام ارمانه دیگه عشق و حال تعطیله و سکس یک طرفه باید بکنیم .منم گوشیمو گذاشتم رو پیغامگیر سایلنت کردمو زدم تو شارژ کردم زیر تخت جایی که دیده نشه .این سه روز گذشتو ارمان اومد و مهمونی گرفتیم همه فامیلاش رو هم دعوت کردمو حسابی کدبانو شدم ازشون پزیرایی کردم تا اینکه اخر شب همشون رفتن ما تنها شدیم رفتم رو پاهای ارمان نشستم و گفتم ناقلا خوب منو تنها گذاشتی و رفتی حالا واسم چی اوردی؟ ارمان هم دستی دور کونم انداختو یک فشاری داد گفت خودم رو اوردم منم گفتم پس امشب تو حال میخوابی که زد زیره خنده و گفت عزیزم هرچی که گفتی رو خریدم یک چمدون شد تو گمرک شانس اوردم که بهم گیر ندادن وایستا برم چمدونو بیارم منم اروم پاشدم تا اینکه رفت از اطاق چمدونو اورد و باز کرد کلی ذوق کردم گفتم دستت درد نکنه عشقم کدومشونو دوست داری الان برات بپوشم اونم گشت یک ست مشکی خیلی سکسی در اورد گفت اینو دوست دارم منم گفتم ای بچشم ازش گرفتم و رفتم تو اطاق لباسامو در اوردم شورتشو پوشیدم دیدم خداست

خیلی خوشگل بود پشتش تور نازکی بود که چسبیده بود به لپای کونم و فشار میداد به سمت داخل و کونمو میکشید به سمت بالا جنسشم خیلی خوب بود سفیدی کونم با پیش ضمینه سیاهش رنگ خیلی قشنگی رو درست میکرد سوتینش رو برداشتم دیدم از پشت جای قفل نداره ولی از جلو بسته میشد سینه هامو رو فشار دادم دکمشو بستم و خودمو مرتب کردم اومدم بیرون تا ارمان زنه خوشکلشو ببینه کمی خودمو لوس کردمو دوباره از بغل نشستم رو پاهاش جوری که دوتا پاهام از مبل اومد بیرون کمی کج کردم خودمومحکم بغلش کردم بالاخره شوهرم بود و دوستش داشتم ارمان هم دستشودوره کمرم گرفت محکم لبم و مک زد منم که سه روزی کیر نخورده بودم شهوتم زد بالا یک پامو در اوردم اون ورش گذاشتم جوری که سفتی کیرشو لای کونم احساس کنم چند لحظه ای لب گرفتیم و من خودمو به کیرش مالوندم که احساس کردم زیادی ترشح دارم برگشتم نگاه کردم دیدم ارمان خودشو خیس کرده ارضا شده بود انگار که دنیا رو سرم خراب شد سریع بلند شدم تا شورت نو ام بیشتر از این کثیف نشه ارمان هم عذرخواهی کرد گفت خیلی وقته سکس نداشتیم ببخشید جبران میکنم منم میخواستم سرش غرغر کنم بعد گفتم که اگه این جوری نبود که من خیانت نمیکردم و هیچی نگفتم گفتم اشکالی نداره عزیزم باشه واسه بعد .

اون روز گذشت و روزای دیگه هم به همین منوال گذشت تا اینکه یک روز گفتم برم یک سری به موبایلم بزنم رفتم زیره تخت گوشی رو در اوردم دیدم هزار بار زنگ خورده به چندتاشون زنگ زدم گفتم مریض بودم که یک دفعه عارف زنگ زد سلام کردمو گفت کجایی دختر دلمون واست تنگ شده نیستی منم که حسابی دلم کیر درست و حسابی میخواست گفتم کی بهتر از عارف هم جاش ردیفه هم کیرش واسه تشنگی من خوب بود گفتم تا یک ساعت دیگه بیا همونجای همیشگی اونم قبول کرد قطع کردم سریع رفتم حموم خودمو شیو(تیغ زدم) کردم اومدم بیرون موهامو سشوار کردم .ارایش غلیظی هم کردم یک شورت لا کونی پوشیدم بدون سوتین یک دکلته تنگ هم تنم کردمو چکمه پوشیدم بعد پالتومو بدون شلوار تنم کردم اخه چکمه هام بلند بودند دودورانت هم به رونام زدم و سریع از خونه اومدم بیرون 10 دقیقه ای دیر کرده بودم سوار ماشین شدم از پارکینگ اومدم بیرون دیدم پالتوم باز شده شرتم معلوم میشد یک شال از عقب ماشین برداشتم انداختم رو پاهام سریع خودمو رسوندم سر قرار شانس اوردم اونا هم توترافیک گیر کرده بودن تازه رسیده بودند ماشینوقفل کردم دیدم عارف با دوستش اومده بود که سریع پیاده شد و گفت سلام عرض میکنم من کیوان هستم منم دیگه خودمو معرفی نکردم فقط گفتم همچنین لبخندی زدم و رفتم جلو نشستم چون کیوان در عقب رو باز کردو سریع نشست منم نگاهی به عارف کردم که خودش سریع فهمید گفت نگران نباش مثل داداشمه راحت باش . رو بوسی کردم با عارف و دکمه پالتومو باز کردم که یک دفعه نزدیک بود تصادف کنه همه حواسش به کس من بود . ماشینه عرفان شاسی بلند بود و از بیرون دید نداشت مخصوصا که شیشه هاش هم دودی بود عارف هم داشت پشت سر هم از من تعریف میکرد انگار که کسکش من شده بود و کیوان هم مرتبا تایید میکرد.

مقداری از راه رو رفتیم که عارف با دستش پالتومو زد کنار و دستشو انداخت تو کسم و رونامو مالوند کیوان که اینو دید با خنده گفت طوطیا خانوم این عقب راحت تر نبود رفتید جلو که یکدفه عارف دستشوکشید بیرون گفت اگه دوست داری میتونی بری عقب منم گفتم که فرقی نداره اگه شما دوست دارید میام کیوان هم گفت البته کی بدش میاد بیا عقب عزیزم منم صندلی رو خوابوندم پامو گذاشتم رو صندلی کونموکشیدم عقب که کیوان کمکم کرد افتادم تو بغلش بعد صندلی رو به حالت اولش برگردوند منم کنارش نشستم کیوان دستشو انداخت دور گردنمو گفت خیلی وقت مشتاق دیداریم منم که نمیتونستم بگم شوهرم اومده گفتم بابام یکم گیر میده من هم باید یک کم رعایتشو بکنم ببخشید دیگه که کیوان گفت دوست نداری بیایی پیش من دنبال یک منشی نیمه وقت میگردم این طوری ازادتر میشی ما هم میتونیم هر وقت که خواستیم ببینیمت هر وقت هم که خواستی میتونی بری من کاری ندارم منم که شوکه شده بودم از ذوقم برگشتم بغلش کردم وگفتم اگه این کارو بکنی ممنونت میشم کیوان هم گفت چرا که نه کی بهتر از شما و بعدش شمارشو داد گفت فردا یک رضایت نامه از پدرت بگیر زنگ بزن بیا خوشحال میشم منم گفتم باشه حتما که همین موقع بود که رسیدیم خونه عارف و رفتیم تو اپارتمان نشستیم رومبل که عارف اومد گفت لباستو در نمیاری گفتم نه شلوار ندارم به وقتش چون از کیوان کمی خجالت میکشیدم هرچی نباشه میخواد رییسم بشه کیوان چشم ازم بر نمیداشت رفت تو اشپز خونه با عارف پچپچ میکرد بعد عارف اومد گفت عزیزم دوست داری اول با کدوممون باشی منم گفتم فرقی نداره امروزانرژیم زیاده هر جور راحتین که عارف گفت کیوان کاندوم نداره میره بعد میاد منم قبول کردم عارف یک مرد کامل بود که حدودا 40 سالش بود و زن داشت با 1 بچه ولی خیلی شیطون بود بدن ورزشکاری داشت و بدن کم مو ولی کیر خیلی کلفت و بلندی داشت کیوان خدا حافظی کردو رفت که زود بیاد

منم که حسابی گرممشده بود پالتومو در اوردم گذاشتم رو مبل که باسنم یک دفعه افتاد بیرون و عارف رفت رو تخت دراز کشید و بالشتو کشید زیره سرش منم خم شدم پشتمو کردم بهش که کل کونم مثل غنچه باز بشه که صدای قورت دادن اب دهنشو شنیدم یک اهنگ لایت گذاشتم شروع کردم اروم اندامم رو چرخوندن تا ریتم رقص رو پیدا کنم چرخیدم رو به عارف دستامو گذاشتم رو کپلای کمرم اروم اروم با ریتم اهنگ کونمو به چپ و راست می تابوندم باسنمو میاوردم پایین و بعد اروم با همون حرکات بلند میشدم شونه هامو کمی عقب و جلو کردم سینهاموتو مشتم گرفتم و سرمو بلند کردم رو به عرفان که لذت رو تو چشاش می دیدم با دستام زیپ بغل رو باز کردم پشتمو کردم بهش خم شدم لباسمو در اوردم نیم تنم رو بلند کردمو سینهامو با دست گرفتم سریع برگشتم اروم به طرف عارف قدم برداشتم در همین هین دستامو انداختم که بتونه سینه هامو ببینه با زانو رفتم رو تخت که دیدم عارف کیرش راست شده بود از لای شورتش زده بود بیرون رفتم کنارش دراز کشیدمو خودمو در اختیارش گذاشتم که هر کاری که دلش میخواد بکنه اونم منو کشید لای پاهاش گرفت محکم به کیرش فشار داد سختی کیرشو کاملا میشناختم که دستشو برد تو چاک کونم شروع کرد به مالیدن

منم کم کم داغ شدم مثل یک کبوتر تو اغشش گیر کردم که لپ کونمو محکم گرفت تو دستاش به سمت خودش کشید گفت اه لامثب چی هم هست خود بهشت که میگن همینه و بلند شد قنبلم کرد محکم شورتمو کشید پایین ولی در نیاورد و شروع کرد به لیس زدنو مک زدن کونم خیلی تحریک شدم از مک زدن باسنم کبودی درست نمیشد منم گذاشتم خوب مک بزنه که یک دفعه سرشو برد پایین بالای رونمو خورد که اه از نهادم بلند شد کسم حسابی خیس شد ه بود نالهای کشیدم روتخت دمر دراز کشیدم که بقیه شورتم روهم در اورد بلند شد شورت خودشم رو در اورد رفت نشست و به تاج تخت تکیه داد منم خودمو جمع جور کردم کیرشو با دستم گرفتم که بازور جامیشد روکردم تو دهنم مزه خوبی میداد کمی هم عرفان ترشح کرده بود ولی بد مزه نبود از این کار خوشم میومد دستمو بردم لای پام کسمو گرفتم محکم مالیدم که دستم خیس شد همین طور هم مرتب ساک میزدم دیگه داشتم دیونه میشدم که کیرشو رها کردم و سریع نشستم روپاهاش با دستم کیرشو گرفتم کردم تو کسم و تا نصفشو کردم تو کسم از داخل کسم اتیش گرفتم و اروم تا ته کردم تو جوری که لپای کونم چسبید رو رونش تمام وزنمو انداختم رو کیرش تا جایی که میتونست رفت تو کسم کمی اروم گرفتم تازه دردشو احساس کردم که دستمو انداختم دور گردنش سینه هاموچسبوندم بهش که فهمیدم نوک سینه ام مثل سنگ سفت شده بود از روی کیرش بلند شدم خودمو کشیدم بالا تانوک سینه هام بیاد تو دهنش عارف هم محکم شروع کرد به مک زدنش که از ضعف شونه هامو کشیدم عقب اونم خم شد سینه هامو دنبال کرد منم به ارومی دوباره نشستم رو کیرش که تا ته بره توکسم که دیدم عارف سرشو خم کرد و سینمو ول نمیکرد منم که نشستم دوباره اتیش گرفتم بلند شدم دیگه کیرشو تا ته نمیکردم تا نصفه بیشتر میکردمو در میاوردم نفسام داشت به شماره میفتاد که دوباره از نوک سینه احساس ضعف کردم

به عارف گفتم گازشون بگیر گازشون بگیر بعد محکم بافشار بدنم نوک سینه هامو کردم تو دهنش که اروم شروع کرد به گاز کرفتن منهم همش هوفففف هوووف میکردم دیگه داشتم بیهوش میشدم جون نداشتم بالا پایین برم کیرشو از کسم در اوردم مثل مرده رو پشت افتادم عارف که یک هو دید من نیستم بلند شد اومد روم سرشو خو کرد به سمت کسم با دقت کیرشو با دست هل داد تو کسم چنتا تلمبه اروم زد بعد تندترش کرد من که دیگه از حال رفتم کیرش خیلی کلفت بود حتی نمیتونستم گردنمو نگه دارم لش شده بودم عارف هم تند تند تلنبه میزد که یکهوکیرشو در اورد تف زد دوباره کرد تو کسم که دوباره داغ شدم اونم داغ شده بود دیگه ریتمش منظم نبود منم شروع کردم به لرزیدن داشتم ارضا میشدم که عرفان هم یم مکسی کردو خودشو لش کرد انداخت روم که منم کامل ارضا شدم

دیگه دوست نداشتم تلمبه بزنه چون ارضا شده بود با دست باسنشو گرفتم که تکون نخوره اونم مقاومت نکرد و اروم گرفت کل خستگی کل عمرم در اومد خوشحال بودم چون کیوان هم هنوز مونده بود کاش که یکی دیگه هم بود خیلی انرژی داشتم خیلی وقت بود که اینجوری حال نکرده بودم عرفان از روم بلند شد خودشو به سمت دیگه لش کرد کارش دیگه تموم شده بود منم سرحال پا شدم سریع رفتم حمام دوش گرفتم تنمو شستم ولی سرمو نشستم چون خیلی طول میکشید تا درست بشه بعد کسمو با اب سرد شستم تا به حالت اولش برگرده حوله رو از بالای سینه هام دورم پیچیدم پاهمو خشک کردم اومدم بیرون رفتم جلوی اینه ماتیکمو تمدید کردم لبامو به هم فشار دادمو رفتم یک اهنگ تکنو گذاشتم شروع کردم به حالت مسخره بازی بالا و پایین پریدن نا سلامتی میخواستم به رییسم کس بدم که کیوان در زد و اومد تو .عارف که هنوز کاندومش با اب از کیرش اویزون بود بلند شد خودشو تمیز کرد و به کیوان گفت خدا به دادت برسه امروز خیلی وحشیه منو ببین حساب کارت دستت بیاد و رفت تو حموم تو وان دراز بکشه منم رفتم دره حموم رو بستم با حالت خیلی شیطونی و لوس گفتم خوب حالا نوبت کیه کیوان با یک ترس زیرکانه وموزیانه گفت خانوم اجازه نوبت منه گفتم برو لباستو در بیار دراز بکش اونم اروم اومد سمت تخت و پشت به من لباساشو در اورد ولی شورتشو با جوراباش در نیاورد رفت رو تخت به سمت من به تاج تخت تکیه داد منم اروم یک دور زدم رفتم به سمت دیوار و یک دفعه چرخیدم بسمتش اروم اروم قدم برداشتم و یواش حوله رو در حینه اینک میومدم بازکردمو حوله رو انداختم زمین بعد یک دور کامل زدم تا باسنمو هم ببینه ولی زیاد نتونست سینه هام مثل بلور نور اطاق رو تو چشما ش منعکس میکرد خودشو کمی کشید عقب منم با زانو خزیدم توتختو و گفتم چی دوست داری رو باشی یا زیرگفت رو دوست دارم منم با خودمگفتم چی ادم فهمیده ایه میدونه من خسته ام گفتم باشه هر جور دوست داری الان نوبت شماست گفت میخوریش گفتم حتما اگه تو بخواهی گفت خب شروع کن منم خم شدم رو کیرش که خوابیده بود اصلا سفت نبود خیلی هم کوچیک شده بود اروم با دوتا انگشتم کیرشو گرفتم کردم تو دهنم شروع کردم به مک زدن تا سفت تر بشه نمیشد ساک زدش که دور دهنم سر شد فهمیدم که اسپری تاخیری زده گفتم اسپری زدی کیوان هم گفت اره ولی زود شستم

منم گفتم اشکالی نداره بعد ادامه دادم به مک زدن که کم کم نعوض پیدا کرد بلند تر شد کیرش کلفت نبود ولی هم خوشگل بود هم بلند من شخصا از این شکلی خیلی خوشم میومد میزان تماسشون زیاده گیر هم نمیکه .کمی تندتر مک زدم تا اینکه کمی سفت شد منم شروع کردم به لیسیدن زیر کیرش و ساک زدن فکم دیگه داشت میوفتاد که کاملا سفت شد کاندمو کشیدم رو کیرش گفتم قنبل کنم یا به پشت بخوابم گفت نه دمر بخواب گفتم از کون میخواهی بکنی؟ گفت که نه از پشت کست میکنم منم دمر خوابیدم پاهامو باز کردم که با دست پاهامو جمع کرد اروم کیرشو کرد تو کسم خیلی حال داد وزنشو انداخت روم طوری که شکمش رو رو باسنم حس میکردم و از مالیدنش خوشم میومد خودم هم با چرخوندن کمرم کمک میکردم به بیشتر شدنش چندتا تلمبه که زدشروع کرد به اروم مالیدن کیرش به یک گوشه کسم که هی محکمتر میمالوندش کسم دوباره داغ شد یک جوری شده بودش انگار کیرش چیزی بود که باید از اول اونجا میبود با تمام وجود حسش میکردم دستمو گزاشتم رو باسنش گفتم تند تر بزن دارم گرم میشم اونم تندترش کرد دوست داشتم بشینم رو زانوم قنبل کنم ولی دست من نبود کمی که گذشت احساس کردم که خودشم راغب به این کاره اروم با دست زدمش عقب پاهامو تو شکمم جمع کردم کونم قنبل شد با دست سینمو کشیدم با تا مدل سگی بشه

کیوان هم دستشو انداخت دور رونم تا خودشوبکشه سمتم منم سرمو کشیدم بالا که شروع کرد به تلمبه زدن گرمای کیرشو که هی میرفت و برمیگشتو حس میکردم واز همین داغ تر میشدم که دستاشو گذاشت روی کپلم تند تند تلمبه میزد منم داشتم میرفتم تو حالت خلصه چشمامو بسته بودم داشتم از تماس کیرش با کسم لذت میبرم که ضربان های عصبی داخل کسم بالا و پایین میرفت گه گاهی اه اه میکردیم سکس عرفانی شده بود مدت زیادی تو این حالت بودیم که من دیگر نتوانستم مقاومت کنم بدنم شل شد و بعد کل ماهیچه هام منقبض شدن شیره ای از کسم ازاد شد کمتر کیرشو احساس میکردم بد جوری خیس شدم دیگه داشتم اذیت میشدم که هی خودمو میکشیدم جلو تا فرار کنم که کیوان متوجه شد و گفت دردت میاد گفتم اره میخواهی از کون بکنی رحمم خسته شده اونم از خدا خواسته گفت اگه اشکالی نداشته باشه برات خم شدم کنار تخت کرم وازلینو از تو کیفم در اوردم برگشتم تو تخت کیرش مثل لخته خون شده بود کاندومو کشیدم بیرون چندتا محکم و تند با دهن ساک زدم دهنم مزه لیمو به خودش گرفت گفتم اشکالی نداره من برم اب بخورم بیام کمی هم بیحسی اسپری تو دهنم مونده بود که طعم دهنمو تلخ کرده بود بلند شدم رفتم سر یخچال دیدم اب نیست ولی شیر بود با شیشه اش سر کشیدم و برگشتم به تخت کیوان داشت کیرشو میمالید که نخوابه منم دوباره بادهن چندتایی براش ساک زدم و کرمو مالیدم به همه جای کیرش و کمی هم با دستم مالیدم روی سوراخم و اروم انگشتمو کردم تو کونم و با وازلین چربش کردم تا اماده بشه که سریع خودشو ول کرد کونمو کردم به سمت کیوان و دستم رو گذاشتم کنار سوراخم تا خودم بکنم توش کیوان هم کمی جابجا شد و اومد رو زانوهاش کیره چربشو اروم مالید دور کونم

منم با دست گرفتمش اروم خودمو کشیدم سمتش تا با زور بدنم بره تو سوراخم کمی که رفت دردم گرفت بیحرکت واستادم تا دردش اروم بشه بعد بیشتر کردم کونم که باز شد همشو گذاشتم بکنه تو دیگه مثل قدیم درد نداشت کیر کیوان هم قلمی بود زیاد فشار نمیاورد کیوان هم که دید که کیرش بدون هیچ مزاحمتی رفت شروع کرد به تلمبه زدن منم انگشتمو خیس کردم و از زیر کسمو مالیدم وقتی از کون میدم خیلی سریع تحریک میشم دو تا لذت با هم قاطی میشن کیوان هم داشت کم کم ریتمشو تند میکرد که ارضا بشه منم بد جوری دادو بیداد راه انداخته بودم هی ایو ای میکردم که عارف از حموم اومد بیرون ببینه چی شد که من اشاره کردم بهش که بیاد جلو اونم نگاهی به کیوان کردو اومد جلوم ایستاد کیرشو با دست گرفتم کردم تو دهنم چنتا مک زدم که دیدم داره راست میشه شروع کردم به ساک زدن براش که ارومترم میکرد مثل صدا خفه کن بود برام کیوان هم تا عارف رو دید انگار ابش برگشت و اروم تر ضربه میزد من هم داشتم محکمو تند ساک میزدم که کیر 22 سانتی عارف هم بلند شد منم که دیدم اینجوری شده با یک خیز کیر کیوانو از تو کسم بیرون کشیدم با اشاره به عارف گفتم بخواب اونم خوابید منم نشستم رو کیرش تا رفت تو کسم اونوقت خم شدم تا کیوان هم کیرشو بکنه تو کونم کیوان هم اومد جلویک خورده کیرشو با دستش مالید اروم کرد توی سوراخ کونم از درد ضعف کردم ولی انگار داشت از درد ارضا میشدم کیوان از بالا شروع کرد به تلمبه زدن عارف هم با قوس دادن به بدنش از زیر داشت تلمبه میزد منم بین دو تنه گوشتی ناله میکردم ولی لذت زیادی هم میبردم یاد ارمان افتادم که زنشو داشتن چجوری میکردن یک لحظه منقلب شدم ولی بی توجهی کردم کیوان دیگه داشت ابش میومد که کیرشو کشید بیرون با دست ابشو اورد ریخت رو زمین ولی من هنوز عارفو داشتم بد جوری حشری شده بودم برگشتم عارف هم بلند شد گوسفندی کسمو پاره کرد

خیلی محکم تلمبه میزد انگار که سکس منو کیوانو دیده بود قیرتی شده بود محکم به کونم ضربه میزد که صداش میپیچید ولی من حس نمیکردم ولی از صداش میفهمیدم که محکم میزنه من دوباره ارضا شده بودم فکرکنم واسه هشتمین بار میشد که کم کم سرم سیاهی رفت بی حال شدم عارف گفت نمیتونی؟ با سر اشاره کردم چرا بکن دیگه نفهمیدم کی عارف ارضا شد فقط میفهمیدم که دیگه تموم شده بود .من هم مثل یک تکیه گوشت لخت افتاده بودم عارف اومد بالای سرم گفت هستی من کیوانوبرسونمش بر میگردم با سر اشاره کردم که باشه برو اونا هم خدا حافظی کردنو رفتن که منم خوابم برد که یک دفعه دیدم عارف بالای سرمه تکونم داد گفت بیدار نمیشی گفتم چرا بلند شدم دیدم ساعت ده و نیمه برق از چشام پرید الان دوساعتی بود که ارمان اومده بود و من نبودم سریع بلند شدم لباسامو پوشیدم کس و کونمو حس نمیکردم تازه یادم اومد که شلوار نپوشیدم با شورتو چکمه اومده بودم ترس تمام وجودمو پر کرده بود به ارمان چی میگفتم این چه قیافه ایه زیر چشمامد دیدم که کبود شده بود عارف هم یک پاکت کلفت داد بهم گفت از جون داری مایه میزاری مواظب خودت باش گفتم باشه سریع اومدم پایین تا عارف بیاد بریم حرکت کردیمو ساعتمو نگاه کردم دیدم هیچ مغازهای باز نیست تا یک شلوار بخرم اخرش دلو زدم به دریا گفتم هر چی میخواد بشه بشه رفتم خونه که دیدم ارمان جلوی تلوزیون نشسته تا اومدم تو سلام کردم ولی جواب نداد گفت کجا بودی منم که پالتومو در نمیاوردم گفتم بیرون بودم رفتم سمت اطاق که لباسمو سریع عوض کنم تا ارمان نبینه همینکه پالتومودر اوردم دیدم جلو در ایستاده منو با یک شورت سفیدک زده بدون شلوار داره نگاه میکنه دنیا رو سرم خراب شد تازه فهمیدم که تمام این خیانت ها ارزششو نداشت ولی دیگه ابروم رفته بود ارمان هم هیچی نگفتو یک اهی کشید و رفت تو حال خوابید صبح که از خواب بیدار شدیم امان گفت میخواهی چیکار کنی؟ من گفتم چی رو ؟ گفت این زندگی رو که منم بغضم ترکیدو گفتم که تا حالا با تو ارضا نشدم منم ادمم حس دارم و کلی حرف که تا اون لحظه نگفته بودم ارمان هم گفت برو چند روزی خونه پدرت من فکراموبکنم بهت خبرمیدم ولی الان نمیتونیم با هم زیر یک سقف زندگی کنیم و رفت سر کارش منم وسایلمو برداشتو و رفتم خونه مادرم

سه ماهی گذشت که طلاق گرفتیم بعد از طلاق من با پولایی که جمع کرده بودم و مقداری که ارمان بابت دو سال زندگیمون بهم داد رفتم یک اپارتمان کوچیک رهن کردم بعد از چند وقت یک روز زنگ زدم به کیوان که ایا هنوز اون کارو داره واسم یا نه اونم گفت همیشه یک جا واسم هست بیا منم رفتم شرکتش منو وقتی دید اولش نشناخت دیگه اون ادم سابق نبودم خیلی گریه کرده بودم حرف شنیدم سختی کشیدم گفت چرا اینجوری شدی منم گفتم مریض بودم فرم داد و گفت اینا رو پر کن منم پر کردم وقتی فرم رودید گفت تولیسانس داری اون کارو میکردی گفتم به خاطر پول نبود واسه دلم این کارا رو میکردم خلاصه استخدام شدم و از فرداش رفتم سر کار تو هفته هم یک روز میموندم تا همه برن کونمو میزاشتم رو میزه کیوان در اختیارش تا کارمو داشته باشم کم کم همه همکارام فهمیدن. شده بودم دستمالیشون هر کی رد میشد یک جوری دستی بهم میزد چشمک میزدن متلک بارم میکردن.

نوشته:‌ طوطیا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>