شبهای تهران پر از خاطره

من یه دخترم و واسه اینکه پسر هارو بیشتر بشناسم داستانارو میخونم.
حالام واسه اینکه شما ببینید یه دختر چی تو سرشه یکی از خاطراتم رو بدون سانسور مینویسم. ممنونم از کسانی که این امکان رو به من دادن.
من دانشجوی شهرستان بودم و توی تهران یه دوست پسر داشتم که خیلی وضع مالیش خوب بود و میدونستم دخترا دست از سرش بر نمیدارن چون نسبتا قیافش هم معصوم بود ادم فکر نمیکرد که بچه بدی باشه البته واسه منم زیاد وفادار بودنش مهم نبود چون ادم سیریش و احساسی نیستم.
البته بهتره اینم بدونید که من اولین بار که پریود شدم از اینکه مامانم بفهمه خیلی میترسیدم میدونستم به بابام میگه و منم خجالت میکشیدم. واسه همین اولین بار که خون دیدم تو دسشویی بودم و واسه اینکه کسی نفهمه انگشتمو کردم تا ته تو کسم که مثلا هرچی خون توشه در بیاد. عقلم که نمیرسید در مورد سکس هم میدونستم ولی نمیدونستم پرده ای هم وجود داره .الان که فکرشو میکنم دردم نیومده بود نمیدونم خلاصه چه بلایی سرش اومد….

داستان از این قراره که یکی از دوستام وقتی میومد تهران نمیرفت خونشونن و میرفت خونه ی دوست پسرش ,پسره هم نمیتونست همیشه ببرتش خونه و گاهی مکانش خونه اینو اون بود. دیگه واسه اینکه ضایع نباشه به من گفتن بیا با یکی از اینا دوست شو که به طرف هم یه چیزی بماسه. ولی من دوست نداشتم بشم کلید مکان اونا واسه همین با اینکه همشون پسرای خوبی بودن اما من حال نمیکردم باهاشون, تا اینکه تو یه عکس عکس سروش رو دیدم و ازش خوشم اومد دوستم میگفت این پسره مغروره حتما هم دوست دختر داره ولی من که تا حالا نشده بود از کسی خوشم بیاد و به دستش نیارم گوشم بدهکار نبود و فقط به اینکه بدستش بیارم فکر میکردم, خلاصه بعد از اینکه به همه نه گفتم یه روز اتفاقی وقتی بیرون بودیم اومد با کیوان (دوست پسر دوستم) کار داشت که دیدمش اصلا به اون جذابی که تو عکس دیدم نبود خیلی اروم و کم رو بود. خلاصه ما اون شب رفتیم خونشون و من احساس کردم اونم میخاره ولی دیگه فقط هدفم مادی بود با شخصیتش حال نکردم ,خلاصه اون شب ما شامو خوردیم و اون خیلی با احتیاط بهم نزدیک شد میخواست هم ضایع نشه هم بدش نمیومد یه محک بزنه, منم دیگه اذیتتش نکردم و بهش روی خوش نشون دادم, وقتی همه خواب بودن ما بیدار بودیم و سیگار میکشیدیم که سیگارم تموم شد و گفتم اه مال من تموم شد اونم گفت ای بابا پس کم اوردی منم گفتم این که دستمه کم اورد وگرنه من جا دارم هنوز, سیاوشم که مثل همه ی پسرا خلاق بود سریع گفت باشه حالا که جا داری بیا من کام بهت بدم و لباش و اورد نزدیکم که من دود توی دهنشو بکشم تو دهنم, منم خندم گرفت و گفتم بودی حالا, چه خبرته ,تاریک بود نمیدونم راست کرده بود یا نه ولی هی که میومد نزدیکم پاش سر خورد و افتاد روم, با اینکه خوشم اومد ولی ترسیدم یکی ببینه سریع از جام بلند شدم اما وزنش زیاد بود و هرچی سعی میکردم فشارشش بدم تکون نمیخورد, بعد زیر گوشم اروم گفت چقد نرمی نکن بزار بخوابم خوشم میاد, از خنده شل شده بودم و نمیتونستم هلش بدم بعد دیگه خوره بازی در نیاورد و پاشد دستمو گرفت و بردتم تو اتاقش گفت بیا کارت دارم, رفتم تو عجب سلیقه ای هم داشت توله سگ ,خیلی همه چیزش شیک بود, بهم گفت بیا یادت بدم چجوری سیگار بکشی دوباره لباش و اورد جلو منم گفتم بزار یه شبم اینجوری بگذره و خودم نگرفتم واسش, لباش و اورد نزدیک منم دهنم و غنچه کردم که دود و بکشم تو اونم لباشو چسبوند بهم و کام گرفتم , یهو تو دلم هوری ریخت انگار تو دلم خالی شد, به چشام نگا کرد و گفت خفه نشی, بده بیرون دود رو.

منم دادم گفتم پسر تو چرا انقدر نرمی, لباش عین بچه ها بود گفتم سروش دیگه دود بسه گفت میخوای طعم خودشو بچشی گفتم اره, لبامونو بهم فشردیمو بدون اینکه خیس کنه منو میبوسید این کارش منو راقب تر میکرد, بعد چشامو بستو با نوک زبونش میزد رو لبم تو گوشم دور گردنم بعد اومد یهو زبونشو زد لای سینم و کشید تا پایین و هی روشو مک میزد صدای نفسم شنیده میشد, ولی حشری نبودم فقط خوشم میومد , چچشامو باز کردمو پاشدم بغلش کردمو گفتم پسر زرنگ مگه شام نخوردی که دنبال شیر میگردی گفت خجالت بکشش مگه من دست زدم به ایناها و همزمان که اینو میگفت با زیرکی دستشو کرد زیر لباسم و سینمو گرفت تکونش میداد و میگفت اینکه صدا نمیده هنوز توش شیر نیست بزار الان درستش میکنم بعد با یه حرکت لختم کرد, سینه هامم مثل توپ افتاد بیرون یهو خجالت کشیدم و خودمو جمع کردم, گفت تلاش نکن انقدر ممه هات گندس که که نممیتونی جمعشون کنی خندم گرفتو چشاشو بستمو خوابوندمش دستام رو چشماش بود که دو دستی سینه هامو مالوند و صدا در اورد, اخ و اوخ میکرد و میگفت بزار ببینمشون منم دیگه شل شدمو افتادم روش گردنشو میخوردم و زبونمو تو گوشش میکردم یهو حس کردم سه تا پا داره, زیرم یه چیزی سفته, لباسشو با حرکات سکسی در اوردمو نافشو زبون میزدم که کلمو فشار داد که یعنی برم کیرشو بخورم, منم دستمو کشیدم رو زیپشو کیرشو مالیدم, با دندونام زیپشو کشیدم پایین, رفتم عقب و از پاچه هاش شلوارش و یهو در اوردم و پاشو مالیدم و اومدم بالا, دیدم داره میخنده گفتم چته, گفت مگه میخوای منو بکنی که اینکارارو میکنی گفتم امتحانش مجانیه میخوای من انگشتت کنم

, خلاصه حسابی رومون به هم باز شد و کسشعر میگفتیم, بعد انگشتانمو کردم لای پاشو از بغل شورتش و رونش شروع کردم به مکیدن که صداش در اومد گفت میخوای دهنم و سرویس کنی بخورش دیوونم کردی, منم محل ندادم چون کارمو بلد بودم, از رو شورت کیرشو گازای کوچیک میگرفتم و با تخماش بازی میکردم, حسابی طولش دادم و بعد دستمو انداختم دور کش شورتش که یه اهی کشید حال اومدم دیگه اماده شده بود واسه خوردن, شورتشو جوری که حال کنه از پاش در اوردم , زبونمو زدم به کیرش کیف کرد با نوک زبونم سر کیرشو قلقلک دادم یکم بعد کلشو یهو مثل جارو برقی کشیدم تو, جالب بدونید دخترا وقتی حشری باشن کیرو تا ته میخورن و قورت میدن و عق نمیزنن, پس صبر کنید حشری شه بعد تا دسته جا کنید تو حلق طرف, میک میزدمو تخماشم میخوردم از صدای اخ و اوخش کیف کردم حسابی, پاشد گفت بسه ابمو نیار جونم و گرفتی داری دیوونم میکنی, هلم رو تخت شلوارمو کشید پایین دستشو گذاشت در کسم گفت میخوام پردتو بزنم تقصیر خودته من دیگه کس میخوام حالیم نیست….

از اون بچه ی کمرو ببین چی ساختم, دستم درد نکنه…
منم دستشو گرفتم گفتم نه سیاوش بهم رحم کن, اخماش داشت میرفت تو هم که دید کیرشو گرفتمو میارم نزدیک کسم, تعجب کرد, گفتم مزش میره انگشت نکن کیرتو بکن توش, یهو رنگ عوض کرد گفت مگه زنی, گفتم ماجرا رو بهش بعدا میگم و فقط الان بکنه توش, اونم نامردی نکرد سرمو برد بالای تخت که دیگه نتونم برم بالاتر دو تا دستاشو گذاشت دو طرفم و کیرشو گذاشت لای کسم ,دقت کنید , لای کسم, با یه فشار کله ی کیرشو کرد تو بعد من سوختم و گفتم ااااخ, در بیار , گفت گفت تازه این اولشه , افتاد رومو به زور کیرشو کمکم میکرد تو , گوششم گذاشته بود دم دهنم و از ناله هام لذت میبرد, دیگه نمیسوختم ولی کیفم نمیکردم, دیدم اینجوری نمیشه گفتم بخوابه من بشینم روش, ولی عجب گهی خوردم لذت که داشت ولی وقتی تلمبه میزد احساس میکردم روده هام و هرچی تو شکممه داره پاره میشه, کیرش انگار میخواست از حلقم بزنه بیرون, دید قیافم تخمیه گفت برگرد, کیرشو همون تو چرخوند و من ببعی شدم و اونم از پشت تلمبه میزد وای این یکی خیلی خوب بود گاهی سینه هامو فشار میداد و لبم مگرفت دیگه وقتی میخواست ارضا شه سگ سگ شده بود, خیلی خوب بود منم تو همون وسطا ارضا شدم اونم همرو ریخت رو کمرم و سریع با دستمال پاک کرد, من از بوش حالم به هم میخوره, اصلا بالا میارم, دیگه خسته از تلاش هر دو مون ولو شدیم و من رفتم خودمو اب کشیدم بعد خوابیدیم, صبحش وقتی پاشدم دیدم دستشو کرده تو پیرنم دنبال ممه میگرده…
پایان

نوشته: سارا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>