سکس من با زن دوستم

چندین سال قبل ، کاوه با خانومش به تازگی مستاجر همسایه بغلی ما شده بودند . من هم چند سالی بود که ازدواج کرده بودم . چند ماهی گذشت و رابطه من با کاوه صمیمی شد و این رابطه به همسرامون هم سرایت کرد . کاوه پسر خوب و آرومی بود . خیلی هم جک های زیبایی می گفت . تو شب نشینی هامون خیلی می خندوند . همسر کاوه که مورد اصلی داستان هست ، زن بسیار زیبایی بود . نمی دونم این چه زنی بود که آفریده شده بود . تا حالا زنی به زیبایی اون ندیدم . زنی بود خوش اندام . با قد حدودا 170 . سینه های معمولی . با یک کون تپل که وقتی دامن میپوشید فوق العاده تکون می خورد . اسمش ثریا بود و مثل همسرش ، من هم ثوری صداش می کردم .

من حسابدار یک کارخانه آرد هستم . البته ناگفته نماند که همسر من هم زن زیبایی بود ولی ثوری بی نظیر بود . من خیلی رابطه ام با کاوه صمیمی شده بود واگر روزی یک بار نمی دیدمش آروم نمی گرفتم و همین رابطه باعث شده بود که هر هفته خونه همدیگه شب نشینی بریم .
ولی همسرم با ثوری خیلی رابطه خوبی نداشت . به خصوص به من اصرار می کرد که ثوری صداش نکنم و باهاش صمیمی رفتار نکنم . ولی من برخلاف نظر همسرم خیلی باهاش صمیمی بودم و همسرش هم مشکلی از این بابت نداشت . این رو هم بگم که این صمیمیت من با ثوری فقط به دلیل دوستی من با همسرش بود و مثل خواهر برام عزیز بود .

چند ماهی از صمیمیت من و کاوه می گذشت . همسرم حامله بود و در ماه هشتم مادرش برای مراقبت اون رو پیش خودش برد که در شهر دیگه ای بودن . چند روز اول که تنها بودم خیلی بهم سخت نمی گذشت ولی بعدا خیلی احساس تنهایی می کردم و میرفتم خونه کاوه . تقریبا هر روز به بهانه ای می رفتم اونجا و کاوه و همسرش با این موضوع مشکلی نداشتن .
ولی یکی از روزهایی که برای شام رفته بودم خونه کاوه احساس کردم ، ثوری گریه کرده . چند ساعت گذشت و چیزی نگفتم و اونها هم پیش من مثل همیشه برخورد کردن .
چند روز گذشت . وقتی دوباره رفتم خونشون دیدم چشم ثوری باد کرده . کاوه گفت بریم خونه شما ، ثوری کمی ناخوشه و من هم چیزی نگفتم و با هم برگشتیم خونه من .
فردای اون روز ، ساعت تقریبا 5 غروب بود و من خونه بودم که تلفنم زنگ خورد . دیدم شماره همراه ثوری هست . گوشی رو برداشتم و سلام کردم که ثوری زد زیر گریه . هر چی هم گفتم چی شده ، پاسخی نداد من هم که کلافه شده بودم ، تلفن رو قطع کردم و رفتم خونشون . چون فکر کردم برای کاوه اتفاقی افتاده . وقتی که در رو زدم اومد در رو باز کرد و با اشاره گفت بیا داخل . رفتم تو خونه . پرسیدم چی شده ، کاوه کجاست ؟ گفت کاوه سر کارشه . این اولین باری بود که وقتی کاوه خونه نبود تو خونش بودم . ازش پرسیدم چی شده که ماجرا رو با گریه تعریف کرد . اون طور که ثوری می گفت ، کاوه با یک دختر و مادرش که جنده بودن رابطه پیدا کرده و هر روز میره اونجا و کلی هم خرجشون میکنه . چون طولانی میشه نمی گم چطور فهمیده بود .

من هم آرومش کردم و از اونجا که حتی عکسش رو هم گرفته بود ، بهش گفتم از کاوه متنفر شدم و گفتم چطور تونسته زن زیبایی مثل تو رو با اون زن خیکی چاق عوض کنه .
ولی یک دفعه چون عصبی بودم گفتم ، داشتن تو برای هر مردی یک آرزویه . اولین باری بود که اینطور حرف می زدم . ثوری همینطور هاج و واج بهم نگاه می کرد . یکدفعه گفت : داشتن من برای تو هم آرزویه ؟
نمی دونستم چی بگم . گفتم تو مثل خواهر من ، که حرفم رو قطع کرد و گفت : برای تو هم یک آرزویم ؟ گفتم الان که فکرش رو می کنم بله . گفت : زنت چطوره ؟ گفتم خوبه . گفت : چند بار تا حالا بهش خیانت کردی ؟ گفتم : باور کن چه زمان مجردیم و چه الان با هیچ زنی نبودم . گفت : من حالم خوب نیست . گفتم بلند شو ببرمت دکتر . گفت : روحم خوب نیست . گفت میدونی چند ماهه فقط دارم نقش خوب بودن رو بازی می کنم ؟ چند ماهه که پیش تو سعی می کنم با کاوه خوب باشم . خیلی تعجب کردم و گفتم تو واقعا این همه مدت نقش معشوق کاوه رو بازی می کردی ؟ گفت : ازش متنفرم .چند ماهه که دور ازش می خوابم . باز گفت حالم بده . گفتم استراحت کن ، اگر می خوای بلیط می گیرم برو خونه پدر مادرت .

گفت نه . می خوام با کاوه زندگی کنم ولی قبلش می خوام بهش خیانت کنم . خیلی نصیحتش کردم و از خونه اومدم بیرون .
دیگه کاوه برام شده بود یک سگ . خودش هم فهمیده بود که ازش متنفر شدم ولی براش اهمیتی نداشت و هیچ تماسی با من نمی گرفت .
1 ماه گذشت و بچه من بدنیا اومد . غروب بود . ثوری دوباره بهم زنگ زد و گفت : خونه هستم . گفتم آره ، زنم می خواد برگرده و دارم خونه رو تمیز می کنم . خداحافظی کرد و بعد از چند دقیقه دوباره زنگ زد و گفت : در رو باز کن . پشت درم اومدم کمک . در رو باز کردم . نمی دونم چرا ولی این کار رو کردم . این رو بگم که چند ماه بود هیچ سکسی با همسرم نداشتم و بینهایت بهم فشار اومده بود .
ثوری اومد تو و نشست . گفتم زحمت نکش خودم تمیز می کنم . گفت باشه ولی من اومدم که کمکم کنی .
گفتم دوباره چی شده؟ اومد جلو و بغلم کرد . من قدم 195 هست و اون سرش روی سینه هام بود . همینطور فقط من رو بو می کرد و هی می گفت : جان .
دیگه نمی دونم چرا نصیحتش نکردم . فورا دستم رو انداختم دور گردنش و فشارش دادم . گفت جان . ( اینجای داستان رو خیلی خوشم نمیاد که تعریف کنم ولی چون این بخش داستانهای سکسی هست و فحش بارم نکنید و چون نظرتون رو می خوام بدونم ، کاملا مثل اون غروب ، هر چی اتفاق افتاد رو براتون می نویسم )

آخ ، جون ، دستم داشت موهاش رو نوازش می کرد . نشستم روی مبل . لباش رو گرفتم و مکیدم . آخ آه آه . آم آم هم هم هم . عزیزم ، اوخ . لباساش رو با یک ولع خاصی کندم و لخت کامل شدیم . شروع کردم به خوردن سینه هاش . چشماش رو همچنان بسته بود . کیرم رو دادم دستش و گفتم بماله . اون هم شروع کرد به مالیدن کیرم . توی بغلم گرفته بودمش . زیباترین زنی که در زندگیم دیدم داشت تو بغلم حال می کرد . دیگه صداش در نمیومد . من هی داشتم سینه هاش رو میخوردم و با یک دستم کسش رو می مالیدم . کسش شده بود رودخونه . خیس خیس . همینطور که داشت کیرم رو میمالید ، یکدفعه آبم اومد و ریخت روش و ارضا شدم . گفت : چقدر کم طاقتی . گفتم خیلی بهم فشار اومده . چند ماهه زنم رو نکردم . گفت پس زود راستش کن و اونقدر که دوست داری من رو بکن . می خوام به کاوه چنان خیانتی کنم که اعصابم آروم بشه . کیرم با صحبتهاش سریع شق شد . بصورت برعکس خوابیدیم .

شروع کردم کسش رو لیسیدم و اون هم خایه هام رو می مکید . کیرم رو دادم دهنش که خواهش کرد و گفت حالش بهم می خوره . گفتم بی خیال . همینکه کس تو رو میلیسم کافیه . چه کسی داشت . تپل . خوشگل ولی بزرگ . تیغ زده بود . سوراخ کونش هم کوچیک و خوشگل بود . کونش رو گاز گرفتم و کسش رو هم میلیسیدم . دیگه تحمل نداشتم . گفتم می خوام بکنم تو کست . گفت اول کونم رو جر بده . وازلین زدم و برای اولین بار کیرم رو کردم تو کونش . ( کیرم خیلی بزرگ نیست و کوچیکه و همین دلیلی بود که خجالت می کشیدم زمان مجردیم دنبال دختر برم ) چون کیرم کوچیک بود خیلی دردش نگرفت و فقط چند ثانیه جیغ کشید . باور نمی کردم که کیرم تا آخر رفته تو کونش . گفت برای اولین بار از پشت داره می ده . بد جور سکسی شده بود . چند دقیقه تلمبه زدم و یک دفعه آبم ریخت . اعصابم خورد شد چون کسش رو نکرده بودم . گفت : باز هم شقش کن . من شوخی ندارم . باید ارضام کنی . چند دقیقه صبر کردم و میوه خوردم و کسش رو لیسیدم و کمی کیرم شق شده بود . به زور کردم تو کسش . چون شق کامل نشده بود با زحمت رفت داخل . ولی وقتی کردم تو کسش کیرم شق شد . هی تلمبه زدم . اون هم می گفت : کس کش جرم بده . عشق من جرم بده . فدای کیرت بشم . جان . اوف . بکن . بکن . کاوه کثافت . ببین کسم داره جر می خوره .

اینها رو با گریه می گفت . من هم هی جرش می دادم . بالاخره هر دو ارضا شدیم و خوابیدیم . وقتی بلند شدم دیدم ، رفته . فردای اون روز ، زنم برگشت و ثوری هم اومد دیدنش ولی فقط بهم نگاه می کرد . یک هفته گذشت . خیلی دلم براش تنگ شده بود . رفتم جلوی در خونشون به بهانه کاوه . در رو باز کرد و گفت :میدونستم میای . ولی پریود شدم . گفتم فقط می مالمت گفت باشه . رفتم تو و چون وقت اومدن کاوه نزدیک بود همون پشت ، مالیدمش .
یک ماه و دو ماه و سه ماه گذشت و من هر هفته یکی دو بار می کردمش . خیلی بهش علاقه مند شده بودم و می خواستم بهش بگم که از کاوه جدا بشه و با من ازدواج کنه ولی شدنی نبود .

ماه محرم رسید . 10 روز ازش خبری نبود و به تماسهام جواب نمی داد . بعد از محرم ، رفتم جلوی خونش و در رو باز کرد . گفتم چرا 1 ماهه تحویلم نمی گیری ؟ گفت : توبه کرده . گفتم بیجا کردی . من بهت علاقه مند شدم و با زور رفتم تو خونه و بهش چسبیدم . شروع کرد به گریه و خدا رو صدا زدن . ای خدا من که توبه کرده بودم . کمکم کن . تو رو خدا دیگه همه چیزو فراموش کن . ولی من که غاطی کرده بودم و کسش رو می خواستم ، چادرش رو از سرش کشیدم و سینه هاش رو کردم تو دهنم . اون فقط ایستاده بود و قرآن می خوند . ولی من شهوتی شده بودم . دامنش رو دادم بالا و شرتش رو کشیدم پایین و خمش کردم و کیرم رو کردم تو کس خوشگلش . چه کسی بود . ولی هیچ حرفی نمی زد و فقط می گفت توبه . خیلی زود آبم اومد و شاید فقط چند بار تلمبه زدم . بعد از اون جریان ، 1 بار دیگه با تهدید هم که بود ، به زور کردمش ولی دیگه با من حرف نمی زد و من هم به اشتباهم پی برده بودم و ناراحت بودم تصمیم گرفتم که دیگه به زن شوهر دار کاری نداشته باشم .

نوشته: کوروش

یک دیدگاه برای “سکس من با زن دوستم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>