سوگل و شهاب تو ماشین

سلام.من سوگل هستم.24 سالمه .یه دختر سکسی و هات.البته تا حالا تجربه سکس انچنانی نداشتم .لااقل با غریبه نه.از خودم بگم که قدم 170وزنم 78 کمی تپلم اما اصلا وزنم رو نشون نمیدم.سایز سینه هام 80 یه باسن گنده و از همه مهمتر اونی که تو اولین برخورد به چش میاد لبامه!!دوستام بهم میگن انجلینا.امامن خوشم نمیاد از لبای اون.عین غده است.لبای من خوش فرم تره!!!تعریف از خود نباشه…روی هم رفته زیر هم رفته لای هم رفته ارز اون دخترام که پسرا با دیدنم راست میکنن!!خودم هم حسابی حشریم اما همیشه خودمو کنترل میکنم.به خاطر این زیاد اهل دوست پسر نیستم.چون میترسم کار دست خودم بدم!!خلاصه فقط فیلم میبینم ..و اینطوری خود به خود ارضا میشم.

جریام من که قسم میخورم 100در100 واقعیه مربوطه به عید امسال. ما یه فامیل داریم که نسبتش رو نمیگم.فقط اینو بگم که محرمه.از من 10سال بزرگتره.اسمش شهاب.این شهاب بدجور سکسی و حشریه.همیشه ارزوم بوده شوهرم مثل اون باشه.یه کیر کلفت داره که همیشه از رو شلوار خودنمایی میکنه.من رابطه ام با شهاب توپه.همه میدونن.بیشتر مثل یه دوستیم.واسه همین زیاد بهمونگیر نمیدن.شهاب یه شهر دیگه کار و دفتر داره.ما هم یه شهر دیگه .هر دو ماه یه بار میاد.قبلا که کوچیک بودم وقتی تنها بودم یه چندباری همه جا مو از رو لباس مالیده بود.اون زمانا خوشم نمیومدوناراحت میشدم و عذاب وجدان داشتم.اما الان نه!!خوشم هم میاد .
خلاصه عید بود.منم همیشه عادتمه لبسای تنگ بپوشم.مخصوصا سینه هام که میزنه بیرون دهن همه اب میفتها.اون شب دلم بدجور گرفته بود.احساساتم داشت غلیان میکرد.رفتم پیشش.پیش همه بغلم کرد.مهمونم داشتم.صدای اعتراض پسرا در اومد که اووووه اینارو….!!تنها که شدیم هنوز تو بغلش بودم…اروم شروع کرد به خوردن و بوسیدن گردنم.منم از خود بی خود.با خنده گفت..مثل اینکه حالت واقعا خرابه!!برم گردوند از پشت بغلم کرد.سینه هامو گرفت دستش و فشار داد.داغی کیرشو رو کون نرم وو لطیفم حس میکردم.اینم بگم..من گوشت بدنم یه جوری که خیلی نرم و لطیفه..سینه هام..باسنم..گونه هام…کلا حتی دخترا هم از دست زدن بهم خوشون میلاد.خلاصه اونشب با یه لب و بغل کوچولو رفتم بخوابم.میدونستم فردا یه جریانای میشه.تا صبح نتونستم بخوابم.فردا حدود ساعت 2 بود که خبر داد دارم میرم بیرون.میای؟منم فهمیدم جریان چیه.گفتموباشه .زود حاضر شدم و رفتیم.با ماشینش.رفت طرف خارج از شهر.کمی صحبت کردیم.از دیشب..بعد اروم دستش رو اوردرو رونام و شروع کرد مالوندن.همزمان رانندگی هم میکرد.کم کم حالی به حالی شدم.ام به روی خودم نمیاوردم.اینم بگم..من همیشه ازش خجالت میکشیدم و هیچ عکس العملی نشون نمیدادموفقط اروم میشستم.کم کم دستشو به کسم میزد از روشلوار لیم.گفت این چیه پوشیدی…از اینکلفت تر نداشتی شلوار!!!

بعد پیچید تو یه جاده روستایی اروم.البته اون روز اروم بود.گفت دکمه هاتو باز کن.کردم.یقه ی لباسم رو داد پایین.دیگه لباس نشد اون واسه من!!سوتین سیاهمو کشید پاین با یه دست و سینه ام رو اورد بیرون .سینه چپم.انگشتشو اورد جلو که خیسش کن.منم با یه ولعی!!مک زدم با تعجب نگام کرد..خودم خجالت کشیدم…مثل ساک زدن بود!بعد با انگشتاش افتاد به جون نوک سینه هام..وای که چه ماهرانه سینه ام رو میمیالید الان که یایدش میفتم بازم میخوام..دو انگشتی نوک سینه ام رو میپیچوند….سینه ام رو تو مشتش میگرفت…بعد اومد سراغ سینه راستم…کمی هم که با اون ور رفت..ماشین رو یه جای مناسب پارک کرد.برگشت طرفم.صندلی رو تنظیم کرد.لباسم رو داد بالا با سوتینم.حالا هر دوتاسینه ام تو دستش بود.با یه دستش یکی رو میمالیدو اون یکی هم تو دهنش بود.میک میزد.دیگه داشتم دیوونه میشدم..بازبونش تند تند نوک سینه ام رو میمالید…..دیگه نتونستم تحمل کنم و صدای اه و نالم بلند شد..رو ابرا بودم…خیلی باحال میخورد..فک نکنم حتی بچه سینه مادرشو اونطور بخوره.یه یه ربع یداشت میخورد..منم تو این مدت حساب یخیس کرده بودم….بعضی وقتا سرش رو بلند میکرد و صورتمو نگاه میکرد…شهوت و حشر تو چشای قرمزش موج میزد…مدام میگفت قربون این سینه های نرم و پنبه ات…چه حال ی میده…بعد بهم گفت شلوارم رو بدم پایین.دادم.شورتمو کشید پایین.گفت کمی خودتو بلند کن.انگشتاشو که برد لای کسم واااااااااااای…سست شدم…یخ کردمم…خجالت کششیدم..اخه خیس خیس بود!!!گفت الهی قربونش برم که اینقدر خیس شده…جون..حالا با یه دست با کسممممم ..وااااااااااااای ….میخوام باز….ور میرفت با یه دست با اون یکی سینه ام..سینه چپم هم تو دهنش بودد…داشتم دیوونه میشدم..دلم میخواست الان میکرد تو..اما میدونستم که نمیکنه….حدود ده دقیقه ای اینکار رو کرد…بعد یهوو حس کردم دارم منفجر میشم.

.بدنم لریزد و یه اهههههههههههی گفتم که فک کنم اونم با شنیدن اهه من خالی شد…گفت جوووووون..خالی شدی>؟؟ادامه بدم؟حال حرف زدن نداشتم..این دفعه اومدسراغ لبام..حالا نخور کی بخور……اووووووووووووووم…..بعد گردنم و همینطور سینه ام رو هم میمالید……گفت عجب سینه و لب دار ی تو دختر…معرکه است.بعد بهم گفت برگرد میخوام کونتو ببینم…من بیرون زدگی مقعد دارم..و به همین خاطر متاسفانه نمیشه از راه قزوین اقدام کرد!!!اونم دید و فهمید..کمی با سوراخم و سوراخ کسم از پشت ور رفت.بعد برم گردوندو دوباره باکسمممم مشغول شد…تو تمام این مدت چشم به شلوارش بود..شهاب کوچولو حساب ی قد علم کرده بود.یهو گفت…میخوای ببینیش…با خجالت گفتم نه ووواما ته دلم میخواستم..این خجالت لعنتی….گفت باشه..پس بیا لااقل باهاش بازی کن..دکمه شلوارش باز کرد..داد دستم از رو شورت…وای..دستم دورش حلقه نمیشد…از داغی دستمم رومیسوزوند…کمی باهاش ور رفتم و مالوندم…شورتش کمی خیس بود…یعد که دیدخجالت میکشم…گفت بیخیال…مرتب کردیم همو حرکت کردیم..مدام قربون صدقممیرفت که سوگل منی….خیل بلباحالیوووخوش به حال شوهرت..منم تموم راه ساکت بودم تو فکر اون لحظات…..وقتی رسیدیم رفت توالت.دیر اومد بیرونو…حدس زدم که کار ناتمام منو تمووم کرده!!منم رفتم حمووم و یه حال گوچولو با خودم کردم…البت من مثل بقیه دخترابا خودم ور نمیرم..من یه متد جدید دارم!!با افشان دستی اب گرم و کمی داغ را با فشار میگیرم رو چچوچولم…..فشار اب مثل یه کیر عمل میکنه..و داغیش…دخترا میتونیین امتحان کنید…خیلی حال میده..جوووووووووووووون///

خلاصه فرداش باز رفتم پیشش.تنها بود.وایستاده بودیم..برم گردوند سمت دیوار …از پشت محکم بغلم کرد…..کیر گنده اش داشت خودشو وسط کونم میکشت…….شهاب میگفت وایییی..این نرمی کونت منو کشتهووادم دوس داره فقط بچسب ه بهش و بماله بهش….کمی اونطوری خودشو مالید….دستشو اورد از جلو بردزیر شلوارم و کس تپلم و مالید..وااااااااااااای….اهههههه…جونننننن چه حالی میده….وقتی کسی رو که واقعا دوسش داری این طور بهت حال میده!!

حدود دو ماه پیش که اومده بود…باز تنها شدیم..بدبختانه پریود بودم…واسه همین دس به کسم نذاشتم بزنه..تو اتاقش ایستاده بغلم کرد….افتاد به جون لب و گردنموووحالا نخور می بخور…واییییییییییی…اههههه….برم گردوند از پشت کیرشو از رو لباس گذاشت وسط کونم….سعی میکرد از زمین بلندم کنهووبعد ولممیکرد…اینطوری سنگینیم روکیرشمیافتاد و حال میکرد….چندین مرتب از جلو و عقب این کار تکرار کرد…سینه هام هم تو دهنش بود…وایییییییی…داشت نوکشو از جا میکندووسینه هام سفت شده بود و زده بود بیرون….بعد یه نیم ساعت که از پشت بغلم کرده بود…احساس کردم….کونم و شلوارم خیس شد..بله…اقا شهاب اب داده بود…..یه اه کشید که منمهمون لحظه با این که پریودبودم خالی شدم……اخه نمیدونم الااهمه دخترااینطورن یا منوووئقت پریود حشرم حسابی میزنه بالا. در حد جنون!! خلاصه اینم جریان من و شهاب بود..البته یه جریانی هم شب همون روز که با هم رفته بودیم بیرون با پسر دایمپیش اومد که اونم بعدا میگم….اگه کمو کسری داشتووووشرمنده..امیدوارم این دفعه که شهاب اومد اتفاقات باحال بیفته تا من تعریف کنم…بعضی وقتا با خودمم میگم خوبه که شهاب اینجا نیس…والا حتما تا الان کون و کسم پاره شده بود زیرش!!!!!وااااااای..دلم هواشو کرد باز…..حسابی خیس کردم…….

نوشته:‌ سوگل

یک دیدگاه برای “سوگل و شهاب تو ماشین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>