سوراخ شادی

سلام
من علي هستم
ميخوام داستان سكس با دختر خالم را براتون بگم
يه 6 ماهي بود كه با شادي ارتباط صميمانه تري پيدا كرده بودم و يه جورايي دوست دخترم شده بود
باهم بيرون ميرفتيم. خونه هم ديگه هم ميرفتيم و فقط به چندتا لب و بوس بسنده ميكرديم
چون شادي نسبتا مذهبي بود

چندين بار ازش تقاضاي سكس كرده بودم ولي كير رو يخم كرده بود و ريده بود بهمون
يعني از هر روشي برا تحريكش استفاده ميكردم فايده نداشت
تو مراسم و رفت و اومدهاي عقد خواهرم بود كه يه هفته اي بود هر شب يه سري از فاميلا خونمون مي خوابيدند

يه شب شادي و چندتا ديگه از فاميلامون خونمون موندند
شب همه رفتند تو حال و حياط خوابيدند ولي شادي كه از اون دختراي نازنازي و فوفول بود بايد حتما روي تخت ميخوابيد
به همين دليل رفت توي اتاق مامانم و روي تخت خوابيد من هم توي اتق كناري كه اتاق خودم باشه رفتم خوابيدم
ولي قبلش به بهونه پتو رفتم تو اتاق مامانم و يه لب از شادي جونم گرفتم و بهش گفتم شب بيام پيشت بخوابم
گفت: بيا
گفتم: بيام چيكار باهم كنيم؟
گفت: حالا بيا تا ببينم چي ميشه
تاحالا اينطوري نديده بودمش
از چشاش و حرف زدنش شهوت ميباريد قرار شد نصف شب گوشيامون را بزاريم رو ساعت 2 تا همه خواب باشند
از ساعت 11 تا 12 كه خوابم نمي برد و شق درد گرفته بودم
بلاخره خوبمون برد. گوشيم زنگ زد اروم بلند شدم و همه جا را سرك كشيدم ديدم همه خوابند سريع خودم را رسوندم تو اتاق مامانم
ديدم چشماي نازش تو تاريكي داره برق ميزنه و من را نگاه ميكنه
پتو را كشيده بود رو خودش و فقط سرش پيدا بود
رفتم بغلش خوابيدم وگفتم منم ميشه بيام زير پتو؟
گفت: چرا كه نه

رفتم زير پتو سفت بغلش كردم و شروع كرديم به لب گرفتن
يه 7-8 دقيقه اي داشتيم لب ميگرفتيم
قبلا نمي ذاشت كه كيرم را بچسبونم بهش ولي اونوقت سفت گرفته بودمش توبغلم كه كيرم همچين چسبيده بود به كسش كه يكم ديگه فشار مي اوردم پردش پاره مي شد!
ازش خواستم كه بليزش را در بياره و اون هم قبول كرد
بعد در حين لب گرفتن كرستش را باز كردم و يهو 2تا ليمو شيرين را جلوي صورتم ديدم
ديگه بدون اجازه شروع كردم به بوسيدن و ليسيدن سينه هاش و كم كم و اروم اروم شروع به خوردنشون كردم
واقعا شيرين بود

خيلي پوست سينه هاش نرم بود
واقعا داشتم لذت مي بردم
شادي چشماش را بسته بود و هيچي نميگفت
بعد از يه ربع خوردن سينه هاش چندتا لب دوباره ازش گرفتم كه رامش كنم و برم سره نقاط اصلي
دستم را از رو شلوار گذاشتم رو كسش و سفت فشار دادم
كه نفسش را حبس كرد و گفت علي بسه ديگه
وهي خواهش ميكرد كه بس كنم
ولي من كر شده بودم
يكم كه اروم كسش را از رو شلوار ماليدم ساكت شد و كم كم داشت خوشش ميومد و رام ميشد
بعد دستم را كردم تو شرتش و دستم را گذاشتم رو كسش ولي خودش را جمع كرد و نذاشت كه درست لمسش كنم
دوباره به زور چندتا لب و يكم فشار تونستم پاهاش را باز كنم و يه تيكه جواهر نرم و تميز را كامل تو دستم بگيرم
بخصوص از اب كس كه خيس خيس و نرمتر شده بود.
شروع كردم به ماليدن كسش و ديگه شل شده بود و خودش را در اختيار من گزاشته بود و داشت لذت ميبرد
اهسته انگشتم را بالا پايين ميكردم و چوچولش را ميتابوندم
بعد پا شدم و پتو را كنار زدم و شلوار و شورتش را كشيدم پايين
ديگه حشري حشري شده بود و مخالفت نميكرد
وقتي كامل كشيدم پايين تو همون نور كم واااااااااااااااااااااي چي ديدم
تو اين همه فيلم و عكس سوپر كس به اين نازي و تميزي نديده بودم
از بس تميز و خوشگل بود دلم نميومد بخورمش
ولي نميشد ديگه
خوردني ها را بايد خورد
اول چندتا بوس كوچك از كسش گرفتم بعد از پايين به بالا شروع به ليسيدن كردم
سعي ميكردم هر چند ثانيه اب دهنم را كامل قورت بدم تا طعم واقعي كسش را بچشم
خيلي حال ميداد
واقعا خيلي لذت بردم
تاحالا از خوردن يه چيز اينقدر لذت نبرده بودم
نفهميدم چند دقيقه داشتم اين كس را ميخوردم
فقط فهميدم دو دفعه شادي لرزيد و به تشك چنگ ميزد
بهش گفتم تو دو سه بار ارضا شدي ولي من هنوز ……
گفت: ميخواي چيكار كني؟

گفتم:يا بايد كيرم را بخوري تا ابم بياد يا بزاري از كون بكونمت
گفت: نه حالم به هم ميخوره بخورمش
گفتم:پس سريع ببعي شو
با كلي اصرار من و انكار اون بلاخره ببعي شد
كلي ازم خواهش كرد كه اروم بكونم كه دردش نياد
ولي من كه خودم يه عمري تو كار باز كردن سوراخ هاي فابريك بودم بهش قول دادم كه درد نگيره
سوراخ كونش هم دست كم از كسش نداشت
تميز و خوش تراش و خوش بو
شروع كردم به ليسيدم سوراخش و كم كم سعي ميكردم تو هر بار ليسيدن از پايين به بالا يكم با زبونم سوراخش را باز كنم
بعد انگشت كوچكم را خوب تف مالي كردم و خوب دور سوراخش تابوندم و اروم كردم تو
تا ته رفت تو و شادي هم هيچ عكس العملي نشان نداد
چند بار عقب و جلو كردم بعد انگشتاي بزرگتر را باهاش همين كار را تكرار كردم
بعد بهش گفتم الان بايد يكم تحمل كني و خودت را شل بگيري و با دو انگشت فرو كردم تو سوراخش
از حركات دستش معلوم بود داره درد ميكشه
دو انگشتم را كه خوب تو سوراخش تابوندم و عقب و جلو كردم سريع يه تف زدم به كيرم و گزاشتمش دم سوراخش و سرش را گزاشتم توش و همونجا هي عقب و جلو كردم تا يهو ديدم كيرم تا دسته رفته تو كونش و ناله و التماس هاس شادي به گوش ميرسيد
اروم عقب و جلو ميكردم ومحكم به خودم ميچسبوندمش
خوب كه جا باز كرد و شادي دردش ساكت شد كيرم را در مياوردم يكم رو سوراخش بازي ميدادم و دوباره ميكردم توش

از اين كار خيلي لذت ميبرم
چندبار اين كار را كردم و بعد شروع كردم به تلمبه زدن يه 1دقيقه اي كه تلمبه زدم ابم اومد و ريختم تو سوراخش
چند دقيقه اي تو بغلش خوابيدم و بعد رفتم خوابيدم تو اتاقم
اين كون كردن همانا و ديگه حرف نزدن شادي براي هميشه همانا…..

نوشته‌: علی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>