سكس من با دو تا دختر ناز

چند سال پيش با يكي از دوستام به اسم سيروس كه الان دو سالي ميشه به انگليس رفته و براش آرزوي شادكامي دارم خيلي جور بودم و هميشه همه تفريحامونو باهم بوديم. تا جائيكه تقريبا همه همكارامون و حتي رئيسمون كه باهاش تو يه خوابگاه بوديم بهمون حساس شده بودن.
مقدمه داره طولاني ميشه همينقدر بگم كه ما كاراي عجيبي هم ميكرديم مثلا از هر دختري كه خوشمون ميومد يا اينكه ميديديم پا ميده حتي اگه تنها بوديم شماره اونيكي رو بهش ميداديم. بگذريم يه روز كه روز چهارم يا پنجم از شبكاريم بود و خيلي هم خسته بودم يه شماره كه شخص بود از تلفن عمومي زنگ ميزنه رو گوشيم ديدم وقتي جواب دادم ديدم يه صداي ناز داره ميگه : ببخشيد آقا شما چند روز قبل شمارتونو تو كيفه من انداختين. منم برا اينكه زياد ضايع نشم گفتم خوب حتما ازتون خوشم اومده كه شمارمو بهتون دادم.

خلاصه طبق اين قانون نانوشته كه اولين اشتباه آخرين مقاومته و اگه دختري اشتباه كنه و به شماره اي كه دستشه زنگ بزنه ديگه نميتونه از آخر ماجرا فرار كنه تو فاصله چند دقيقه علاوه بر شمارش مشخصاتشم دستم بود. اونجور كه ميگفت اسمش نسرين بود و اهل همون شهرستاني بود كه ما اونجا كار ميكرديم اما تو اهواز دانشجوي مامائي بود و گفت كه تو شهر خودشون اصلا نميتونه باهام قرار بذاره. يه خورده ناراحت شدم آخه كي ميرفت اينهمه راهو اما به هر حال تو دفعه سوم تماسش باهاش تو خيابون طالقاني اهواز قرار گذاشتم كه تو اولين روز استراحتم ببينمش. اونروز بهرشكل با وسوسه هاي سيروس كه ميگفت دانشجوهاي مامائي آخر حال دادنن رفتم اهواز. زياد كشش نميدم كه چطور همديگرو پيدا كرديم اما هيمنقدر بگم كه يه دختر سبزه تو دل برو با قد 170 .بعد ناهاري كه مهمونه اون بوديم گفتم كه بايد برگردم ماهشهر. گفت كه اگه ميتوني شب اينجا بمونو بيا خونه ما. حالا كه ديگه مطمئن شده بودم خودشم خوب ميدونه كه بايد برام چه فداكاري بكنه يه خورده كلاس گذاشتم و با يكم من ومن كردن قبول كردم. تو راه بهم گفت كه يه همخونه داره كه اونم مامائي ميخونه و 2 سال ازش بزرگتره.(يادم رفت بگم نسرين 20ساله بود)
وقتي رسيديم دوستش خونه نبود اما قبل از اينكه من فرصت كنم تا اولين تيرها رو براي شروع سكس پرتاب كنم نميدونم از كجا مثل اجل معلق رسيد. اما انصافا نه تنها دست كمي از نسرين نداشت كه بايد بگم اگه نسرين كس بود ميشد اونو شاه كس اسم گذاشت.

نسرين: دوستم نيلوفر و اقا ……. كه تازه باهم آشنا شديم.
نيلوفر: خوشوقتم. خوش اومدين.
…….: ممنون. ببخشيد كه مزاحم شديم.

نميدونم چرا اما از همون لحظه كه نيلوفرو ديدم تصميم گرفتم اونو قبل از نسرين زير لحاف ببرم. غافل از اينكه اون كار كشته تر از اين حرفا بود كه من به اين سادگيا بتونم پشتشو به خاك برسونم. راستش حتي فكرم نميكردم كه آخرش چه اتفاقي قراره رخ بده.

بعد از شربت و ميوه وبقيه پذيرائيها نسيرن گفت بياييد ورق بازي كنيم.نيلوفر كه روبروم نشسته بود گفت كه ما سه نفريم و حكم سه نفره هم كه حال نميده حالا چيكار كنيم. منم با پر روئي كامل گفتم اگه تو مارو تنها بذاري ما ميدونيم چيكار بايد بكنيم تو هم ميتوني برا خودت فال 12 تائي بگيري. اولين حملم خوب جواب داد چون هر دو تا شروع كردن خنديدن منم كه اينطور ديدم گفتم حالا اگه شانس آورديو فالت خوب دراومد ميتوني بياي تا تورم بازي بديم. نيلوفر با عشوه خاصي گفت فكر كردي.
شب درازه و قلندرم اصلا خوابش نمياد. حالا ميبينيم كي التماس ميكنه كه تو بازي باشه. يه فكرائي تو سرم شروع به شكل گرفتن كرد. يعني ممكن بود يكي از فاتزيهاي سكسيم امشب مجسم بشه. گفتم خواهيم ديد. فكر ميكني پوست كلفتو برا چه وقتي ساختن.

بگذريم يه نيم ساعتي به همين شوخيها و مزه پرونيها گذشت و تو اين فاصله منم سعي ميكردم تا بيشتر جو رو به سمت سكس سوق بدم. به نسرين گفتم شما كه مهمون دعوت ميكنين نميخواين يه لباس راحتي بهش بدين كه نيلوفر گفت آخه آي كيو اينجا كه لباس مردونه گير نمياد. تا اينو گفت منم گفتم باشه اشكال نداره من خودم يه خورده خودمو راحت ميكنم البته بشرطي كه شما دوتا چشماتونو درويش كنين آخه اصلا دوست ندارم بدنمو ديد بزنن. اينو گفتمو پا شدم رفتم تو آشپزخونه شلوارو تيشرتمو در آوردم و با شرت و ركابي اومدمو با كمال پرروئي به نيلوفر گفتم خوب حالا تو فالتو بگير تا ماهم تكليفمونو زودتر بدونيم.
نسرين تا منو با اون وضعيت ديد با يه حالت مسخره شروع كرد به گاز گرفتن دستشو اداي پيرزنا رو در آوردن. منم برا اينكه جو از اون حالت شوخي و مسخره خارج نشه گفتم اه ه ه ه مگه قرار نشد منو ديد نزني حالا برا اينكه تلافي بشه بايد تو هم يه خورده لباساتو سبكتر كني. اينو گفتمو رفتم دستشو گرفتم با احتياط كه حالت شوخي بهم نخوره همينطور كه بلندش ميكردمو همزمان صورتمو به صورتش نزديكتر ميكردم گفتم خوب حالا اول شلوارتو در بيارم يا پيرهنتو. نسرين يه جور با عشوه اما نه بشدت سعي ميكرد ازم دور بشه كه من رفتم پشت سرشو از رو شونه هاش به نيلوفر نگاه كردم كه ديدم خيلي بيخيال داره به ما نگاه ميكنه. منم بهش گفتم ده ه ه تو كه همينجا نشستي پاشو برو فالتو بگير و اينجور چشاتو بما ندوز حالي بحالي ميشي كار دستمون ميدي. نيلوفر گفت حالا تا ببينيم. شروع كردم به مالوندن شونه هاي نسرينو يواش دم گوشش گفتم به نيلوفر بگو پاشه بره من خجالت ميكشم اون اينجاست كه با صداي بلند گفت نه كه خيليم خجالتي هستي. حالا كي گفته قراره كاري بكنيم كه خجالت داشته باشه. گفتم خوب اگه بنظر تو خجالت نداره باشه منم تحمل ميكنم فقط بهش بگو تا فالش درست در نيومده طرفمون نياد.

نسرين با خنده گفت خيلي پرروئي تو خجالت بكش بسه ديگه. منم كه ديگه دستام تقريبا روي سينه هاش رسيده بود همونطور به بهانه آروم حرف زدن دهنمو نزديك گوشش بردمو شروع بگاز گرفتناي آروم كردم و دستمم قشنگ روي سينه هاش گذاشتمو شروع به مالوندنشون كردم. اونم ديگه كم كم داشت خودشو بهم فشار ميداد. نه اينكه حشري شده باشه اما خوب خودشم خوب ميدونست كه برا چي منو برده خونشون. زياد سرتونو درد نميارم تو فاصله ده دقيقه حالا من روبروش بودمو داشتيم از همديگه لب ميگرفتيم. اونم چه لباي نازي بدون تعارف خيلي بهم چسبيد. يه چند دقيقه اي كه لباش تو دهنم بود اونم ديگه داشت با دستاش پلوها و شونه هاي منو ميماليدو منو بيشتر بخودش فشار ميداد. زيرچشمي به نيلوفر نگاه كردم كه ديدم دامن و تيشرتشو داره در مياره. دوباره خودمو پشت نسرين رسوندمو گردنشو گاز گرفتم. كوچولوي ماهم كه حالا ديگه چندان هم كوچولو نبود خودش ميدونست كجا بايد خودشو مشغول كنه. بدون اينكه از نسرين جدا بشم تيشرتشو از زير گرفتمو به آرومي از تنش در آوردم. دوباره خودمو رسوندم جلوش و حين لب گرفتن بدون اينكه گيره كرستشو باز كنم بنداشو از رو شونه هاش پاين انداختمو با چونم كرستشو هل دادم پائين تا سينه هاشو بخورم. نسرين هم خيلي آروم ركابي منو از تنم داشت در مياورد.

خداي من چه سينه هائي واقعا سفيديشون تو اون تن سبزه حسابي بچشم ميومد. يه خورده سينه هاشو بنوبت خوردمو بهش گفتم دامنتو خودت در بيار. همينكه نسرين دامنشو در آورد نيلوفر كه ديگه كاملا لخت شده بود زد رو شونمو گفت خوب از اينجا به بعد با منه. مرسي كه دوست دخترمو برام ساختي. منم كه منتظر اين حركتش بودم و ميخاستم لزبازي دو تا دختر بصورت زنده ببينم خودمو كنار كشيدم تا ببينم ميخواد چيكار كنه. نيلوفر بدون مقدمه چيني بلافاصله جلو پاهاي نسرين زانو زدو با يه حركت شرت نسرينو كشيد پائين و يه ليس از رو لباي كسش زد. ديگه نسرين طاقت نياوردو دراز كشيد. نيلوفرم كه معلوم بود تجربه زيادي تو اينكار داره سريع برعكس رو نسرين خم شدو پاهاي نسرينو از هم باز كرد. چي داشتم ميديدم يه كس ناز و تراشيده كه مطمئنم هيچ مورچه اي حتي يه سانتم نميتونست روش بالا بره. همزمان هر دوتاشون شروع كردن به ليسيدن كس همديگه. حالا من با يه شرت بودم داشتم بزرگترين فانتزي سكسيمو كه هميشه آرزوشو داشتم با چشماي خودم ميديدم. چند دقيقه گذاشتم تا بحال كردنشون ادامه بدنو منم كامل از اين صحنه لذت ببرم.
يخورده كه گذشت پاشدمو خودمو رسوندم پشت نيلوفر قشنگ ميديدم كه نسرين داره از پائين به بالا كس نيلوفرو ليس ميزنه و با دستشم روناي اونو ميماله. شرتمو در آوردمو آروم كه حسشون خراب نشه شروع به دستمالي كردن نيلوفر كردم. كسش به زيبائي كس نسرين نبود اما حسابي آب انداخته بودو داشت بهم چشمك ميزد. كيرمو آروم به پشت و لاي پاي نيلوفر ميكشيدمو هر وقت ميبردم لاي پاش نسرينم يه ليس به كيرم ميزد.يه خورده كه اينكارو ادامه دادم نسرين جاي دهنشو به دستش دادو با اونيكي دستش از خايه هام كشيدو كيرمو به دهنش نزديك كرد.

وقتي كيرم تو دهن نسرين رفت يه حال شدم كه نزديك بود همون جا آب و آبروم هر دو با هم بريزن. واقعا با احساس ساك ميزد برام. خوب كه ساك زد كيرمو از دهنش در آوردو رو سوراخ نيلوفر ميزون كرد كه با يه فشار من همش تو وجود نيلوفر جا شد. نيلوفر يه آه كشيدو گفت يواشتر مال يتيم كه نيست. باور كنيد ده تا تلم نزده بودم كه ديدم داره آبم مياد. نه اينكه كم جنبه باشم اما ديدن لز اين دوتا واقعا داشت منو به مرز ارضا ميرسوند. بسختي خودمو كنترل كردم و از حركتا و هن هن كردناي نيلوفر كه انگار نميخواست كس نسرين رو از دهنش جدا كنه متوجه شدم كه اونم نزديكه. كيرمو در آوردمو به نسرين اشاره كردم ادامه بده منم هم برا اينكه يه خورده وقفه بندازم هم اينكه هدف والاتري داشتم انگشت شصتمو خيس كردمو يه تفم روسوراخ عقبي نيلوفر
انداختم و انگستمو خيلي آروم فرستادم تو اون سوراخ تنگ. دو دقيقه اي طول كشيد تا احساس كردم اون سوراخ آمادگي پذيرائي از يه مهمون بزرگتر رو داره انگشتمو در آوردم. كيرمو با تف حسابي چرب كردمو گذاشتم رو سوراخ كون نيلوفر با اولين فشار تونستم كلاهكشو بفرستم داخل. نيلوفر خواست بره جلوتر كه با دستام اونو نگه داشتم اونم كه ديد كار ديگه تقريبا از كار داره ميگذره گفت فقط تورو خدا آرومتر. منم برا اينكه معرفت بخرج بدم كيرمو در آوردمو يه بار ديگه خيسش كردم.
اينبار با يه فشار آروم فرستادمش داخل تا ميليمتر به ميليمتر خودش راهشو باز كنه. زياد تنگ نبود اما نميخواستم اذيت بشه. حالا ديگه كيرم تا نصف تو كون نيلوفر بودو ميخواستم رفت و برگشتو شروع كنم. نسرينم حسابي با كس نيلوفر مشغول بود. چند تا بيشتر عقب جلو نكرده بودم كه از سر و صداي نيلوفر فهميدم داره ميشه منم همون لحظه ديدم دارم منفجر ميشم. خواستم همون تو خالي كنم كه گفتم شايد ناراحت بشه كيرمو كشيدم بيرونو همشو رو كمر نيلوفر پاشيدم. حالا ما دوتا شده بوديم اما نسرين هنوز ميخواست. نيلوفر كه كاملا بيحال شده بود و رو نسرين افتاده بود اونم خودشو از زير نيلوفر كشيد بيرونو اومد سراغ من كه حالا ديگه همونجا رو

زمين نشسته بودم. نسرين شروع كرد به لب گرفتن از من و تو همون حال بهم گفت كه خودش زياد از حال كردن با يه دختر خوشش نمياد اما بخاطر اينكه نيلوفر رو سيراب كنه تقريبا هر دو سه شب يكبار باهم اين برنامه رو دارن. يه خورده كه لب بازي كرديم من دوباره خودمو آماده كردم اما قبلش ميخواستم چند تا ليس به اون كس بلوري بزنم. نسرين رو بگردوندم و شروع كردم به ليسيدن كسش اونم بيكار نموندو كيرمو تا ته چپوند تو دهنشو شروع كرد به مك زدن. چند دقيقه بيشتر نگذشته بود كه نسرين با يه آه بلند و چند تا تكون ارضا شد. گذاشتم يخورده حالش جا بياد و بعد دوباره سرو ته شدمو كيرمو چند بار رو كسش كشيدم و گذاشتم جلو سوراخش كه يهو كيرمو با دستش گرفتو گفت من دخترم اگه ميخواي از پشت بكن من راحتم. منم از خدا خواسته يه تف انداختم رو سوراخشو كيرمو يدفعه چپوندم توش. چنان جيغي زد كه نيلوفر يك متر پريد بالا و گفت چيكارش كردي بيچاره رو. ديگه رحم و گذاشته بودم كنارو محكم داشتم تو كون نيلوفر تلمبه ميزدم. كم كم براش عادي شد و داشت حال ميكرد ايندفعه اومدن من خيلي طول كشيد و تو اين فاصله نسرين يك بار ديگه هم ارگاسم شد. اونقدر زدم تا احساس كردم ديگه دارم ميام. بهش گفتم ميخوام آبمو تو صورتش خالي كنم برگشتو سريع كيرمو گرفت دستشو جلو صورتش برام جلق زد تا آبم با فشاري كه تا اون موقع سابقه نداشت پاشيد تو صورتش. يه چند قطره اي هم دورو بر لبش بود كه خودش با انگشت كشيدشون تو دهنشو بعد از مزه مزه كردن تو دستمال برگردوندش. اون روز بعد از غروب با هم رفتيم بيرون و شب هم هر دوتاشون تو بغلم بودن و تا صبح يكبار ديگه تقريبا همين مراحلو تكرار كرديم. فردا صبحشم با يك كمر درب و داغون برگشتم ماهشهر و دو روز تمام استراحت كردم.

راستي يادم رفت بگم كه من زياد خوب نميتونم بنويسم و آخرشم يه خورده با عجله تموم كردم. در هر صورت پيشاپيش از همتون پوزش ميخوام.
با آرزوي لحظات بيادماندني براي همتون بخصوص سيروس نازم.

2 thoughts on “سكس من با دو تا دختر ناز

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>