سكس با خاله

سلام من محمد هستم و 20 سالمه خاله ام از من 2 سال بزرگتره و 22 سالشه خونه ما تهرانه و خونه اونا شيراز البته خالم مجرده .از زماني كه يادمه من تو كف سينه هاي خالم بودم و هميشه دوست داشتم بخرومشون ولي جرات نميكردم بهش بگم يا نزديك بشم بهش هر وقت ما ميرفتيم شيراز كلي به ياد سينه هاي خاله و كون خو فرمش خود ارضايي ميكردم .

تا اينكه خاله ام يك ماه پيش اومد تهران خونه ما . تو خونه خيلي راحت بود و لباساي راحت ميپوشيد منم يكسره تو كف بودم و ديد ميزدمش خيلي دوست داشتم بهش يه جور بگم كه تو كف سينه هاشم ولي نميشد ميترسيدم بهش بگم .يه چند روزي گذشت تا اينكه خالم اومد پيشم و گفت ميخواد گوشي بخره ولي نميدونه چه مدلي خوبه و نميدونه از كجا بگير منم از خدا خواسته گفتم با هم بريم برات بخريم خاله ام هم قبول كرد و با هم سوار ماشينم شديم رفتيم بازار موبايل كلي گشتيم و همه مغازه هاي رفتيم تا اينكه خالم يه گوشي انتخاب كرد و خريديم و خسته و كوفته داشتيم بر ميگشتيم خونه .نزديكاي ماشين كه رسيديم ديدم يه دختري داره از پشت صدام ميزنه برگتم ديدم دوست دخترم مهساست داره با عصبانيت مياد طرف فهميدم داستان چيه دفكر كرده بود خاله ام دوست دخترمه وقتي اومد رسيد به ما سلام كرديم و معرفي كردم خاله ام رو يه كم آروم گرفت .بعد با هم سوار شديم و بردم رسوندمش خونه شون و داشتيم ميرفتيم طرف خونه ما كه خالم برگشت گفت شيطون نگفته بودي دوست دخترذ به اين نازي داري ها . منم گفتم چي فكر كردي تازه اين يكيشه . خنديد و گفت آفرين خوشم اومد .خلاصه گدشت و بعد چند روز كه توي دانشگاه بودم خالم بهم اس ام اس داد سلام عزيزم كجايي چيكار ميكني ؟ تعجب كردم چرا خالم با من اينطوري صحبت ميكنه من جواب دادم سلام دانشگاه .دوباره اس داد با دوست دخترتي ؟ منم گفتم نه باز دوباره اس داد گفت به هم زدين ؟ چه زود چرا؟

تو دلم فكري كردم و گفتم آره ازش خوشم نيامد ولش كردم ديدم زنگ زد يه كم باهام صحبت كرد و خدا حافظي كرد .تو دلم قوقايي بود ديگه داشتم به آرزوم ميرسيدم خاله ام هم بدش نميامد خلاصه رفتم خونه و شروع كردم با خاله ام اس ام اس بازي و يه جوري بهش فهموندم كه ازش خوشم مياد و ميخوام باهاش دوست دختر و دوست پسر بشيم اونم گفت قبول يه چند روزي همينطوري با هم اس بازي ميكرديم ولي رو در رو اصلا به روي هم نمياورديم بعد از چند روز تو دانشگاه بودم كه خالم دوباره اس داد گفت فيلم سوپر داري توي كامپيوترت ميخوام نگاه كنم. از تجب داشتم شاخ در مياوردم گفتم دارم ولي تو نميتوني پيداشون كني بذار كه اومدم خونه برات ميريزم تو گوشيت نگاه كني .از دانشگاه سه سوته خودمو رسوندم خونه و رفتم كامپيوتر رو روشن كردم و از خالم رم گوشيش رو گرفتم بهش گفتم وايسا برات بيارم ببين هر كدوم خوب بود رو برات بريزم گفت نه روم نميشه جلوي تو نگاه كنم گفتم باشه برو من خودم خوباشو برات ميريزم رفت و بعد چند دقيقه برگشت رم رو برد .

شبش بهم اس داد كه ممنون خيلي قشنگ بودن منم براش نوشتم يه روز بيا با هم توي كامپيوتر نگاه كنيم گفت باشه خبر ميدم بهت .روز بعدش تقريبا ظهر بود داداشم رفته بود مدرسه مامانم هم خواب بود ديدم خالم اومد تو اتاقم گفت بيا نگاه كنيم من زود يه فيلم خارجي كيفيت بالا آوردم و نگاه كرديم تا نصفه هاش كه رسيد مامانم خالم رو صدا كرد و خالم رفت منم موندم تو كف كلي حالم گرفته بود كه خالم اس داد گفت خيلي فيلمش قشنگه مامانتو ميپيچونم ميام همونجا استوپش كن دوباره ميام . بعد از چند دقيقه مامانم دوباره خوابيد و خالم دوباره اومد ايندفعه بهش گفتم اينجوري حال نميده رو صندلي نشستيم تازه صداشم نميشه زياد كرد گفتيم بريم رو تخت من دراز بكشيم نگاه كنيم يه كم من من كرد و بعد گفت باشه رفتيم توي تختم و رو لبه تخت نشستيم فيلم رو ريختم تو گوشيم و با هندزفري گوش ميداديم و نگاه ميكرديم دستمو گذاشتم رو رونش و گفتم خوشت مياد گفت آره . بهش گفت سايز سينه هات چنده گفت 70 گفتم بهم نشونشون ميدي گفت كسي نياد تو اتاق گفتم نترس مامان خوابه كسي ديگه هم نيست تو خونه تاپشو داد بالا واييييييييييييييي چي ديدم يه جفت سينه سفيد و خوردني خيلي ناز بودن يه كم دست ماليشوم كردو و خوردمشون ديدم خالم داره حال ميكنه

گفتم دوست داري سكس كنيم ديدم زود شلواركشو در اورد و با شرت دراز كشيد رو تخت منم پريدم شرتشو در آوردم و كس تپلشو خوردم خيلي حال ميداد كسش داغ و خيس شده بود يه كم خوردمش بعد بلندش كردم گفتم ساك ميزني گفت نه بدم مياد گفتم باشه برگرد ميخوام بكنم تو كونت گفت نه دردم مياد لا پايي بزم گفت نه من كون ميخوام از روي ميز يه كردم آوردم و كونشو و كيرمو چرب كردم و كيرمو يواش دادم تو كونش سرش كه رفت توش يه جيق كوچيك زدو با دستش نگه داشن كه بيشتر نكنم تو گفت دردم مياد گفتم باشه دستتو ببر كنار نميكنم تو گفت باشه تا دستشو برداشت با يه فشار نصف كيرمو كردم تو كونش با يه صداي جيق مانند گفت آِييييييييييييي دردم اومد محمد گفتم ببخشيد تحمل كن الان تموم ميشه يه كم صبر كردم تا عضله هاي كونش نرم بشه يه كم كه گذشت شروع كردم به تلبه زدن آبم رو با شدت تو كونش خالي كردم .كيرمو در آوردم و برگردوندمش ازش يه لب گرفتم .گفت حالا تو بخواب من ميام روت كيرم كه تازه خوابيده بود دوباره هوشيار شد خوابيدم خالم هم اومد روم و كيرمو به كسش ميماليد همش ميگفت كاش ميشد بكني تو كسم جر ميداديش ولي حيف كه پرده داشت براي همين اينقد كيرمو به كسش مالوند كه ارضا شد كيرم خيس خيس شد . الان كه درم اين داستان رومينويسم فقط 24 ساعت ازش گذشته و الانم داريم با اس ام اس بازي با هم حرفاي عاشقانه ميزنيم شايد امشب هم بياد تو اتاقم دوباره بكنمش

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>