سفر شهرستان

من میلاد 17 سالمه و میخوام داستان سکسی خودمو دختر خالمو تعریف کنم حدود یک ماه پیش بود که رفته بودم شهرستان و با پسر دایی خودم زیاد جور هستم و دختر خالمم اومده بود شهرستان با خواهرش و خودش یه روز داشتیم منو پسر داییم فیلم سوپر نگاه میکردیم که یه دفعه اومد تو اتاق ما هل شدیم و قطع کردیم دختر خالم گفت چرا قطع کردید میذاشتین منم ببینم من گذاشتم و با هم دیدیم و چند روز کار ما این بود که هر روز فیلم سوپر ببینیم یه روز کیر منم شق شده بود اونم میدید میخندید که منم بهش گفتم میخوای ببینیش اونم گفت اره چرا که نه

منم گفتم منم باید سینه هات رو ببینم اول قبول نکرد منم با اصرار زیاد اون قبول کرد اون گفت تو اول باید بیاری پایین منم قبول کردم و شلوارمو آوردم پایین اون گرفت تو دستش باهاش بازی میکرد منم گفتم میشه من سینه هات رو ببینم اونم گفت باشه منم کمکم بلوزش رو در اوردم یه کرست سفید داشت و با ملایمت خاصی در آوردمش و میمالوندمش اومدم تا بخورم اون نذاشت منم قبول فرداش صبح هیچکس خونه مون نبود و بقیه رفته بودن شهر تا خرید کنن منم از خواب بیدار شدم دیدم که دختر خالم اونجا خوابیده و بهش نزدیک شدم و بلوزش رو از تنش در آوردم

یه دفعه پسر داییم زنگ زد و من ترسیدم گفت از شهر چیزی نمیخوای منم گفتم نه منم کمکم نزدیک شدم بلوزش رو زدم بالا و بند کرستش رو باز کردم احساس کردم بیداره وهیچی نمیگه اومدم شلوارش رو بیارم پایین که دستش رو گذاشت و نگذاشت من رفتم جلوش تا حوسی کنم اونو یه لب ازش گرفتم و او لبم رو ول نمیکرد بالاخره راضی شد تا شلوارش رو در بیاره اول کیرمو گرفت مثل این که بار اولش بود میخورد منم این قدر سینه هاشو خوردم کبود شد کونش رو طرفم کرد منم یه تف انداختم تو کونش کیرم رو فشار دادم که چنان جیغی زد من یادم نمیره تلمبه میزدم داشت آبم می اومد که یه دفعه ریختم رو کمرش و با هم حدود 30 دقیقه بازی کردیم الانم هر موقع تنها باشیم یه حالی با هم میکنیم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>