سالگرد ازدواج ما

یک هفته ای تا یازدهمین سالگرد ازدواجمون مونده بود.همش داشتم فکر میکردم که چند وقتی همه چیز تکراری شده و باید یک جورایی تغییر و تحول اساسی درست کنم برای همین تصمیم گرفتم برای شب سالگرد ازدواجمون یک برنامه درست و حسابی درست کنم.روز سالگرد ازدواج از اداره به بانو زنگ زدم و بهش گفتم امروز میخوام یک کاری کنم که امشب رو از شب ازدواجمون بیشتر به خاطرت نگه داری پس حسابی خودت رو برام خوشگل کن و ساعت شش بیا همون رستوران همیشگی یادت نره بچه ها رو امشب بزاری خونه مادر جونت !صدای نفسهاش رو از پشت گوشی حس میکردم و میتونستم بفهمم که حسابی هیجان زده شده.از قبل تصمیم گرفته بودم اون روز رو از ظهر به بعد مرخصی بگیرم و برم استخر و سونا تا بتونم یکی دوساعتی رو حسابی رویا بافی کنم.ساعت شش جلوی رستوران دیدمش سعی کردم روزهای اول آشنایمون رو به یاد بیارم حالا حتی خوشگلتر از اونموقع بود.

شام رو خیلی زود خوردیم من که عجله داشتم بانو نگاهش رو از من میدزد و این منو بیشتر حشری میکرد کلی براش رجز خوندم که بلایی میخوام به سرش بیارم که اگر جای اون بودم میرفتم شب پیش مامانم و خونه نمیومدم میتونستم بفهمم که حسابی حشری شده از رستوران تا خونه حرفی نزد ومن هم سکوت کردم و گذاشتم رویا بافی کنه. وقتی رسیدیم خونه قبل از اینکه در درست باز کنه هلش دادم تو اتاق خواب رفتم روی تخت دراز کشیدم و بهش گفتم که گوشه اتاق واسته و لباسهاش و یکی یکی در بیاره.بانو هم تعجب کرده بود من دیگه حسابی کله ام داغ بود و بانو مثل یک بره اطاعت میکرد وقتی کامل لخت شد خوب نگاهش کردم خودش رو جمع کرده بود بهش گفتم صاف بایسته میخوام خوب نگاش کنم همون زن قبلی بود خوشگلتر از قبل اما چاقتر و هنوز هم یک دنیا جذاب بود رفتم جلو موهاش رو گرفتم و انداختمش روی تخت و شروع کردم بوسیدن و لیسیدن تمام بدنش. بعد با روسری دستاش رو محکم به بالای تخت بستم و نشستم روش حسابی نفس نفس میزد و با هر بوسه و لیس من صدای ناله هاش بلندتر میشد.

کیرم رو که حسابی شق شده بود از تو شلوار بیرون آوردم رفتم جلوتر تا رو سینهاهاش و بعد کیر و تا ته تو دهنش فرو کردم با ولع شروع کرد لیسیدن اما من ول کن نبودم اینقدر به ته گلوش فشار آوردم که چند بار نزدیک بود بالا بیاره دستاش بسته بود و نمیتونست خودش رو نجات بده فقط آروم گفت یواش خواهش میکنم همین جمله منو حریصتر کرد و حسابی دهنش رو صاف کردم بعد برش گردوندم و شروع کردم به ضربه زدن به کپلش ! کون سفید و قلمبش بدجوری تحریکم میکرد تا حالا از کون نکرده بودمش راستش دلم نمی یومد.یکی دوبار هم که خواسته بودم این کارو بکنم نذاشته بود من هم بیخیال شده بودم یکدفعه به سرم زد که این یکی سوراخش رو هم امتحان کنم.با دو تا دستم سوراخ کونش رو بازتر کردم فوری خودش رو جمع کرد یک تف انداختم تو سوراخش و با اون یکی دستم از روی میز کمی کرم برداشتم و کیرم و حسابی چرب کردم نمیخواستم خیلی درد بکشه اما میدونستم که تا چند دقیقه دیگه فریادش بلند میشه یواش گفت مهرداد جون تو امشب چته ! گفتم مگه نگفتم برو خونه مامان جونت چرا اومدی ؟ حالا که اومدی دیگه راه فرار نداری انگار هنوز نفهمیده بود میخوام چیکار کنم دیگه معطل نکردم و سر کیرم رو گذاشتم روی سوراخ کونش تا بخواد بفهمه چه خبره تا ته کیرم تو کونش بود.

صدای جیغش تو خونه پیچید خودم رو آروم روش اندختم و شروع کردم مالیدن پستوناش نفسش در نمیومد ! صبر کردم تا آروم بشه و بعد شروع کردم به تلمبه زدن چنان ناله میکرد که آبم هر لحظه داشت جاری میشد یواش یواش حس کردم که حسابی حشری شده من هم تلمبه ها رو تند تر کردم انقدر این سوراخ تنگ بود که نمیتونستم بیشتر از این خودم رو کنترل کنم و تمام آب کمرم رو تو کونش خالی کردم بعد به رو برش گردوندم تخمهامو گذاشتم توی دهنش و اون هم شروع کرد لیسیدن وقتی خوب حال کردم و دوباره کیرم سیخ شد یواش یواش رفتم سراغ کوسش میخواستم با خوردن کسش دیوونه اش کنم پس از بالا تا پائین شروع کردم لیسیدن ناله میکرد و به خودش میپیچی دوتا از انگشتامو تا تته توی سوراخ کسش فرو کردم و همونطور به لیسیدن و گاز گرفتن چوچوله اش ادامه دادم یکدفعه با یک لرزش ارضا شد اما من ول کن نبودم شروع کردم به بوسیدن کسش و بعد زبونم رو برای اولین بار تا ته کردم توی سوراخش دیگه تقریبا جیغ میکشید و باری بار دوم ارضا شد حالا نوبت من بود اینبار من دو تا سوراخ داشتم پس شروع کردم اول تلمبه زدن کسش و بعد کونش و بعد دوباره کسش بانو که دیگه داشت بیهوش میشد از درد و لذت اما من ول کن نبودم میخواستم اینبار بیشتر از هر دفعه طول بکشه با دو تا دستم سینه هاشو چنان فشار میدادم که از درد داد میزد.بعد دستاشو باز کردم و بهش گفتم روم بشینه و تلمبه بزنه اون از همیشه مطیعتر شده بود و حسابی بهم حال داد بلند شدم و سرش رو از تخت پائین گذاشتم رو زمین و بندش بالا رو تخت و کیرم رو دوباره تو کسش فرو کردم دیگه التماس میکرد و من کیف میکردم بالاخره حس کردم که یک لذتی از توی کمرم داره میاد اما قبل از اینکه به سوراخ کیرم برسه بیرون کشیدم و آبم رو روی صورتش خالی کردم برای اولین بار بعد از مدتها دوبار پشت سرهم خالی شده بودم تمام بدنمون خیس خالی بود کنار بانو دراز کشیدم و توی بغلم گرفتمش بعد از مدتها شب رویایی رو کنار هم گذروندیم و از اون به بعد هر سال در شب سالگرد ازدواجمون یک برنامه حسابی ترتیب میدیم.پایان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>