راحله زن همسایه

سلام من امیر علی20سال دارم این اولین داستانه منه اگر کمو کسری داشت به بزرگیه خودتون ببخشین دیگه با اینکه میدونم اخره داستان کسایی که فرهنگو ادب ندارن فوشمیدن اما خب اینو واسه اونایی میگم که درکو شعور دارن در کل دمشون گرمه.ما ساکن اهوازیم از اون جایی که اهوازیا به کیره بزرگشون و دخترای خوشکلو خوش اندام معروفن امیدوارم داستانم واستون جذاب باشه سرتونو درنیارم برم سره اصل مطلب :
این داستان مربوط به 1نیم سال پیشهست (تاریخش دقیق یادم نیس)من تازه راه افتاده بودم(تو مخ زدن و سکسو… ) به سایتای سکسی میرفتمو داستانای جور واجور میخوندم.یهروز پا کامپییوتر نشسته بودمو داشتم داستانایی که دانلود کردمو میخوندم که مربوط به یه پسرو زن همسایشون بود(چون تو کفه راحله بودم همش همسایگیا رو میخوندم بلکه کیرم از تجربه بقیه دوستان به این معصوممممه وصل شه) تو حالو هوای خوندن بودم که آیفون به صدا در اومد مادرم داشت غذا درست میکردو دسش بند بود که از من خواست درو باز کنم رفتم پیشه ایفون که دیدم بلللللللللللللللللللللللللللللله راحله(زن همسایس) من وقتی این خارکسه رو میبینم واجبه تاشب1دس کف دسی بزنم(آیفون تصویری بود) حتما داری میگی ندیدمو… اما میدیدیش نظرت عوض میشد

الانم که دارم به اون روز عالیم فکر میکنم دسم رو امیر کوشولوس اخه راحله( بهش میگم خاله)یه قد معمولی حدودا168 کمره باریک کووون واقعا گنده و خوش فرم که فکر کنم6یا7سانت از کمرش فاصله داره سینهای عناری با نوکی شقققق و صورته بور و سفید و چهره ای زیبا.سنش حدودا36/37بود ورزشکار(ایروبیک) و سرحالو شاد و یهصدایه سکسی که وقتی بام حرف میزد شل میشدم خلاصه رفتم درو باز کردم گفتمش:سلام خاله جون.گفت:سلام امیرجان خاله مامان هست؟خواستم بگمش بله اما دسشبنده… که دیدم داره پاینو نگاه میکنه به خودم که اومدم دیدم واااااااااای خاک توسرشدم آبروم رفت تو کونه فیل داره به کیره شق شدم که داشت شلوارو جر میداد (بخاطر این فیلمو داستان سکسی که منو امیر کوچیکه داشتیم باشون کلنجار میرفتیم شق بود نه راحله) نگاه میکنه (شانسه کیریه من شلوار 3خطه adidas که تنگو چسبونه پام بود) یهو سرشو گرفت بالا فهمید که متوجه شدم با یه لبخنده مرموزی بم گفت خاله اینقد فوضولی نکن من که از خجالت اب شده بودم با خجالت گفتمش ببخشید خاله بعد گفت من قریبه که نیستم(باشهوت)حالا مامانتو صدا میکنی یا برم؟ با خجالت گفتم چشم خاله الان صداش میکنم و رفتم(البته من از خیلی وقت پیش توکفه این راحله بودمو از هر فصتی واسه دید زدنش استفاده میکردم از اون روز به بعد(شق کردنه بی موقع)راحله1جور دیگه نگام میکرد مثلا بعضی وقتا کیرمو دید میزدو من خودمو میزدم به کسمخی که نمیفهممو… خلاصه4ماه گذشت از این دید زناو.. که بدجور دیگه توکفش بودم طوری که شبا با جلق زدن به یادش شبم سحر میشد

که یه روز از باشگاه اومده بودم خونه کهمادرم داشت با تلفن حرف میزد باهاش و معلوم بود که راحله پشته خطه(جریان سره حاملگیه خواهرش بود)از اونجایی که خواهرش از اون دخترای بی عرضه و کون گشاد بود هر2/3روز یه باری میزنگیدن به خونمون از مادرم سوال کنه و..(مادرم یه با تجربه و باصابقه در بیمارستانا هست که به دلایلی استعفاء دادو خونه دارشد) مادرمم که کلافه شده بود از دسشون 1روز بم1کتاب داد که درمورده بارداریو.. بود(کلی با کتابه حال کردم عکسه کسو پستونو.. رو علنی گذاشته بودن توش البته سیاهو سفید بود عکساش)دادش بم که ببرمش واسش که کسی خونشون نبودو 1شبی باکتابه حال کردم فرداش رفتم بدمش به مصوممممممه.خلاصه رسیدم دم درشون وهرچی زنگ میزدم درو بازنمیکرد خواستم برم که صداشو شنیدم که گفت بله؟گفتمش خاله جونامیرم کتابو اوردم گفت کدوم کتاب گفتمش همین که عکسو.. داره ماله بارداریه(عجب صوتیه تخمی دادم )بعد بایه صدای مرموزانه گفت باشه بیارش بالا رفتم داخل دیدم نیستش صدای دوش از حمام میومد که خودش گفت خاله ببخشید حمامم 2دقیقه دیگه میام بیرون امیر جان لبتابم خرابه یه نگاهی بش بنداز ببین چشه تا چکش کنی من اومدم . چشم خاله(من یه خدمات کامپیوتری با شریکم دارم و از کامپیوتر درحد خودم سر در میارم).حشره ای هم یکم شده بودم حقیقتش .

برسیش کردم وعیبش رو برطرف کردمو امادش کردم.(راستی شوهرش ملی حفاریه15روز اینجاس15روزسره کار بچه هم نداشتن(دلیلشو نمیدونم) و تنها بود)بعد دیدم یه CDتوشه راحله هم اومده بود بیرونو داشت خودشو تو اتاقش خشک میکرد(بخاطرهcdهی هنگ میکرد لبتابش)بعدcdرو یه نگاهی کردم دیدم کلی فیلم توشه نمیدونستم چی هستن یکیشو پخش کردم از شانس کیریه ما صداشم بلند بود فیلمه هم از اینا که از وسطش شروع میشه.یهو صدا آه آه بلند شد دستپاچه شدمو زود قطعش کردم صداش به گوشه راحله هم رسده بود اما محل نذاشت کارش تمام شد تو اتاقو اومد بیرون(من خایه فن شده و سر به زیر بودم اون کس قلبه هم خونسرد)گفت امیر جون ببخشید معطل شدی گفتم خواهش میکنم.گفت صداچی بود؟با لبخند گفتمش CD خودتون بود

ببخشید.راحله باخنده)تعجب نکن امیر جان اینارو واسه سرگرمی میبینم آخه همش تو خونه تنهام حوصلم سر میره.چرا هی سرتو پایین گرفتی؟تو تاحالا مگه ندیدی از اینا؟نه. وجدانا؟ آره . دروغ نگومن که غریبه نیستم.دددیدی؟آره خاله اما ایناقدیمی هستنا(از دهنم پرید) اااااااااااااااا؟پدرسوخته خب جدیداشو هم بیار واسه من یا فقط واسه دوس دخترات زرنگی وروجک؟مگه من غریبم؟با تته پته: چشم راحله جان(صوتیه تخیلیه بعدیم (آخه نگفتم خاله))یهو دوتایی یکم به همدیگه ذل زدیمو دوتایی خندیدیم(امیر کوچیکه هم داشت با زیپ شلوارم کشتی میگرفتو چشمای راحله تماشاچیه این نبرد بودن)بعد گفت پس کتاب کوش؟ منم دادمش دسش کتابو بعد شروع کرد برگه زدن و نگاه کردن صحفه ها(تو کتاب طرزه تزریق منی هم بود(عکس کیروکس) )یعده 3یا2دقیقه یه نفسه عمیق کشید(از شهوت البته ) بعد گفت امیر1سوال کنم ازت جونه راحله راستشو میگر؟(اینو که گفت از شق درد داشتم بگا میرفتم که گفت راحله)گفتمش باشه بگو؟کتابو نگاه کردی؟با تته پته گفتمش آره اومدم جلو تر با دسش یه نشکون یواش ازلوپم گرفتو دسشو بوسید.گفت خوشم اومد جونم واسط ارزش داره گفتمش نداشت میگفتم نه گفت مر30 بعد یکمکسشعر بینمون ردو بدل شد که پرسیدgfداری؟گفتمش داششششتم(باحسرت)گفت چیشد پس؟گفتمش بم خیانت کردو.. ولش کردم(اما خب شعر گفتم چون اون موقعهم با3تا بودم)راحله: پس حتما الان دلت پره غمه و دوس داری دردو دل کنی؟آره خاله خیلی.

دیگه بم نگو خاله بگوراحله(یکم جاخوردم)باشه راحله جون.تلفن زنگ خوردمامانم بود سراغمو گرفت راحله گفتش داره کمکمدکراسیون خونه رو عوض میکنه دست تنهام بعد میفرستمشو… بعد که قطع کرد گفتمش راحله چرا دروغ گفتیش؟گفت امروز باهم کلی حرفو کار داریم(شک کرده بودم و خوشحال چون حس میکردم دارم به ارزوم میرسم)بعد گفت خو برام دردودل کن منم یکم کسشعر روهم کردمو چپوندم تو گوشش بعد گفت حس میکنم سنگ صبور خوبی هستی و… درسته؟نمیدونم بستگی به شما دارهراحله جان.اونم شروع کرد برام به دردودل کردنو… رسید به مسئله های شخصی گفت امیرم میتونم بت اعتماد کنمو مسئله های شخصی رو بگم؟اره راحله جون راحت باش.بعد شروع کرد حرف زدن که حتی درمورده سکساشونو بی اهمیتی شوهره دگوریش و.. که گفت میتونم حرفه دلمو بت بزنم امیر؟آره حتما.باشه میگم اما من یه مشکل دارم که (با تته پته)تو میتونی برام حلش کنی.کمکم میکنی؟ با کمال میل بگو؟ آخه.. آخه نداره بگو جان امیر. باشه میگم.منو شوهرم 1ساله داریم از یه موزوعی خیلی رنج میبریم.چیییییی؟محسن(شوهرش)1سالی هست که قند گرفته(دیابت) و دیگه آلتش راس نمیشه میدونی که آلت چیه دیگه؟خودشو نزدیک ترم کرد(خودمو زدم به کونه علی چپ) نه چیه؟یهو دسشو گزاشت رو کیرم گفت یعنی این(منم جا خوردمو چشام حلقه شد)یکمم خودمو عقب کشیدم!!!!!!!!!!!! امیرم ناراحت نشو من تورو سنگ صبورم میدونمو..

منم از اونجایی که زنه پرتحرکو با اشتهایی هستم نمیتونم خودمو کنترل کنمو خود ارضایی میکنم با همین فیلماهو.. میدونی خب خود ارضایی یعنی چی؟اره میدونم.میخوام کمکم کنی.چطور؟میگم حالا امیرتاحالا خود ارضایی کردی؟آ ا آره(با تته پته). تو واسه چی خود ارضایی میکنی؟(به خودم جرات دادمو دلو زدم به اقیانوسه هند گفتم هرچی بادا باد)واسه ینفر.اون ینفر کیه؟روم نمیشه مصعومه جون.بگو دیگگگگگگگه؟اما قبلش بم یه قول میدی راحله جون ؟ چه قولی عزیزم؟اینکه وقتی گفتم کیه ناراحت نشین؟ یهو پرید وسطه حرفمو گفت: منم؟(دگوری انگار مغزمو خونده.وقتی اینو گفت حسابی جا خوردم اما یکمم راحت چون کارمو راحت کرد ولی خب خایه کوب شده بودم که جوابشو چی بدم)با تته پته گفتمش ناراحت شدین؟(با صدای سکسی و کشیده)ننننننننه عزززززیییییزززم شهوت تو وجود همه هست این چیزا کاملا طبیعیه (ااااوووف این کسکش عجب سنگ صبوری بود ما کشفش نکرده بودیم)ممنون راحله جون که درکم میکنی.عزیزم این حرفا چیه؟ما سنگ صبوره همیم دیگه( منم همچنان داشتم از شق درد به فاکه یزید میرفتم)امیررررررررررر؟جانه امیر؟چرا زود تر از اینا نگفتیم؟اخه اون موقع خالم بودی اما حالا(نامزده امیر کوچیکه)سنگ صبورمی خو.کم کم صورتامون داشت نزدیکتر میشود که یهو جیغ زد که هنوز که هنوزه صداش رو موخمه بلندشد جیغ زدن و خودزنی(با دست تورونش میزد)منم هیمیگفتم چیشده؟چته ؟ چیشده؟یهو دیدمداره به رونش اشاره میده(با التماس کردنو جیغ وگریه ابته التماسش واسه کمک بود)خوابوندمش رو مبل دامنشو زدم بالا دیدم اوووووووووووووووووووووف چه رونای سفیدی دلم میخواست همونجا خوشکا خوشک کونش بزارم یه شرته مشکیتوری مانند که فقط قسمت جلویی(قرارگاه کسش)کاملا مشکی بود و معلوم نبود بعد دیدم1مورچه نه کوچیک نه بزرگ(معمولی)نیششو کرده تو رونه راحله (حشره ای بود دیگه)یکمم خون داشت ازش میومد که وقتی خواستم درش بیارم(مورچه رو بابا) این کسکشم هی دادو گریه میکردو بدنش میخورد به کیرم.

خلاصه درش اوردمو پاشو یکم ماساژ دادمو کرم زدمش تا اروم شد(جای نیشه مورچه حدودا 1وجبی از چوچولش فاصله داشت واسه همین موقع ماساژدادنش دسم یکم به دوره کسش میخورد اما خیلی کم ولی این راحله که انگار خوشش اومده بودو بدجور شهوت انگولیش میداد و میخاروندش یه چسب زخحمم ردیف کردمو گذاشتم رو زخمش بعد دامنشو خودش دراورد گفت گرمم هستالان زخمم داره میسوزه (هوا49درجه بود کولرا زیاد جواب نمیدادن)جنوبه دیگه اونم اهواز دیگه کاملا دوتامون حشر زده بودیم بالا که گفت امیر میدونی چرا گفتم تو میتونی کمکم کنی؟(منظورش شق نکردن شوهرش بودو..)گفتمش نه چرا؟که کمکم کنی دیگه.خو چه کمکی؟تو نیازه منو برطرف کن منم مال تورو سرمو تکون دادم به منظوره باشه موافقم.پاشود رفت تو اتاق (موقع راه رفتنش که کوووووووووووووووونش سمتم بود هی کیرمو میمالوندم با دسم که به گفته خودش ازعمند اینکاروکردو میخواست منو تو کف بزاره و داشت مالوندن منو دید میزد تو دیوارشون(دیوارشون آینه کاری بود بعضی جاهاش) )رفتو بعدیکی دو دقیقه صدا زد امیرممممممم؟جونه امیر؟بیا اینجا کارت دارم(انتظارشوهم داشتم)پاشودم رفتم دم در رسیدم در زدمگفت دفعه اخرت باشها منو تو درو مر نداریم(شهوت تو صداش پنالتی میزد) رفتم تو دیدم بلهههههههههه خانوم بایه سوتینو همون شورته خوابیده رو تخت سوتینه داشت میترکید(رنگشم خاکستری بود)خواستم برگردم خدایشمیکم جا خورم گفت کجا امیر؟ همینطور که پشتم بش بود گفتمش هواسم نبود ببخشید

حس کردم صداش نزدیکتر شد(اومد پشتم ایستاد)گفت برگرد ببیم؟تا برگشتم دیدم 1لب غنچه ای فرود اومد رو لبام شروع کرد لب گرفتن منم که دیگه شاشیده بودم رو خجالتو پیش خودم گفتم فکر کن زیدته بگیر برووفش کسخل.شروع کردم لب گرفتن دسامو گذاشتم دوره کمرش ازشدت شهوت بدنش داغ داغ شده بود توری که کفه دسم که روی کمرش بود عرق داشت میکرد محکم دشت بغلم میکردو لبامو میچلوند که منم یواش یواش دسمو بردم روسینهاش اوووووووووووووووف که چه خوش فرمو سفت بودن الان که یادش افتادم دارم به کیرم ور میرم.همینطور که چسبیده بودیم به هم کیرم داشت کسشو از رو شلوار نوازش میکرد همینطور که لب میگرفت چشاشم بسته بود(از شهوت) بردمش نشوندمش روتخت یه لبه چند ثانیه ای گرفتمو شروع کردلخت کردنم تکپوشمو در اورد و بعدشمتاپمو دراورد (من ورزشکارمو به قول زیدا هیکلم سکسیه و تحریک کنندس) شلوارمم در اورد اما دس به شرته نزدمنم شرع به باز کردن سوتینش کردم سوتین شل شد هنوز باز نشدهبود که یهو2تا هلو(هلو که نه هندونه) پریدن بیرون(سینهاش سفید بزرگ و سفت و با نوکه جیگریرنگ و شق که کلا خوش فرم و مثل سربازا سر بالا و شق بودن)شروع کردم بازی کردن با سینهاش(اونم گردنمو میخوردو بیشتر تحریک میشدم)سرمو اوردم پاینو سینهاشو شروع به خوردن کردم تا هدی که دیگه نفسش بند اومده بودو التماس میکرد که سینهاشو ول کنم دیگه و سرمو فشار میداد لای سینه هاش

دیگه اخو نالش بلند شده بود حس کردم که از شهوت داره جر میخوره سینهارو ول کردمو شروع کردم بوسه گرفتن(از لب گردن و.. تا نافش)دیگه داشت کسخل میشود گفت نمودیمنو نمیخوای بقیه بدنمو زیارت کنی؟گفتمش ننننننننننننننننننه فعلا سیاحت انشاا.. عجرت با امیر کوچیکه خواهرم(دوتایی زدیم زیر خندهو شروع کردیم لخت کردن(در اوردن شورتا) بهحالت69خوابیدیم و شروع کردیم به خوردن هم شرتمو که کشید پاین گفتاوه اوه اوه فکر کنم دارم پشیمون میشم(آخه کیرم19یا20سانتی دارهو خیلی کلفته)اینو که گفت شرتشو در اوردمو دیدم واااااای یه کسه خوشتل مشتل و بی مو بم سلام میداد بو خیلی خوبی داشت بوی تمیزی میداد چون تازه حمام بود زود شروع کردم به خوردنش دماغمو میکردم تا خوده سلولای کسش زبونمو میکردم تو کسش و از سوراخ کونش شروع کردم به لیسیدن تا اصل کاری به چوچولوش رسیدمو گذاشتمش تو دهنمو شروع به چلوندنش کردم(اونم از شهوت داشت کیرمو جر میداد همش جا نمیشود تو دهنش اما یجور میخورد که انگار11ساله کیر نخورده بد جور آمپر چسبونده بود تخمامو میزاشت تودهنشو با اشتیاق مک میزد.دیگه اه اوهش داشت تبدیل به جیغ زدن میشد (آخه بدجور داشتم میخوردمش و این عادتمه که خوب طرفمو تو کف بزارم بعد شرف یابش کنم) دیگه داشت التماس میکرد که بکنمش(امیر بسه تروخدا بسه دارم از حال میرم بیا منو جربه بسهههههههههه امیرررررررررررررررر دارم میسوزم بسسسسسسسه جونه راحله بسسسسسسسسه حالم داره بد میشه و…)داشت ابم میومد دیگه

گفتم داره میاد پاشو نشوندمش بعد از چندبار جلق زدن واسم(دساش مثل پنبه نرممممم بودنو سسسسرد چون دریچه کولرو سمته خودمون تنظیم کرد بادش طرفمون بود)گفتمش دارهمیاددددددد و بایه آه بلند ریختمش رو صورتش که جعمشون میکردو میمالوندرو سینهاش دیگه نا نداشتم افتادم رو تخت رفت واسم موز و خرما اورد با شربت و یه قرصه میل جنسی و این کسشعرا که بعد5دقیقه ائ دوباره حالم جا اومدو امیر کوچیکه شیرشد واسش.گفتمش بخواب رو به شکمتخوابید و یه بالشت زیره کسش گذاشتم(وااااااااای چه منظره ای داشت کسش که قلبه شده بودو از زیر خود نمایی میکرد بدجور شهوتیم کرده بود سلولای خاکستریم تو مغزم با تخماشون یقول دو قول بازی میکردن)یه توف انداختم رو کونش و شروع کردم به مالیدن(البته کلی کسشعر گفت که من از کون نمیدمو.. درد داره جر میخورم اگه پاره شه چیکنم؟محسنو چی بگم؟مالت بزرگه میترسمممم که من موخشو زدمو قبول کرد)بعده مالیدن دوباره1 توف انداختم سره سووووراخش و انگشت کوچیکه رو اروم اروم گذاشتم تو اما صداش درنیومد بعد از یکم عقب جلو کردن انگشت وسطیه رو اروم اروم گذاشتم توش تانصفه بردم تو که اونم گفت اااای امیرم یواش ااااااییی اروم تر دردم میاد منم که به این فک زدناش بی اعتناء ادامه میدادم بعد انگشت اشاره رو هم اضاف کردم تانصفه یواش بردمش بعد یکم بی حرکت گذاشتمش تا جا باز کنه بعد بایه فشار دوتارو تا ته کردم توش که یهو بلند داد زد
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای پارم کردی درشون بیار امیر توروخدا امیر دارم جرمیخورم….

که کم کم آروم شدو حرف نمیزدو اه اوخ میکرد منم شروع کرده بودم عقب جلو کردن که دیگه گشاد شده بودو سوراخه واقعا تمیز و بی موش جا باز کرده بود بعد اصل کاری رو اماده کردم(امیرخانه جنگلی( کیرم ) )گفتمش میخوام با امیرکوچیکه اشنات کنم اماده باش.امیر تو به این میگی امیر کوچیکه؟فکر کنم تو ریاضی درسه مختصات مشکل داشتی چطور راحله جون؟آخه اینی که من میبینم یه مملکتو سیر میکنه یه بخیه هم روش (نخند توهم میدیدیش3سکته ناقص میزدیو الفاتهه آخه اصلا به سنم نمیومدو…. ) بعد دوتایی خندیدیمو من یه توف زدم سه کیرمو اروم اروم گذاشتمش دم سوراخشو یواش سرشو گذاشتم رو چوچولوشو یکم مالیدم که حشرش بالاتر بره بعد آروم سرشو گذاشتم داخل یکمم اخو اوخ کرد اما من تو سکس صبورم و ریلکس کار میکنم واسه همین بی حرکت گذاشتمشو با دسم چوچولوشو میمالیدم که دردو کمتر حسکنه.دوباره یکم فشارش دادمو سرش که رفت تویکم ایستادم بعد یدفعه یه5سانتی کردمش تو که گفت:آیییییییییییییییییییییییییییییییییییی پارم کردی کونی درش بیار دارم جر میخورم خدایا غلط کردم اخخخ دارم پاره میشم(اینکارو کرددم که درد واسش عادی بشه)خلاصه یواش یواش شروع به تلبه زدن کردم که اخو اوخش به اه اه تبدیل شدو داشت لذت میبرد و در هین تلبه زدن بیشتر داخلش میکردمش که خداروشکر اذیت نکردو همکاری کرد و خودشم یکم تکون میداد(آخ نمیدونین چه حالی میده کیرت بره تو یه جای تنگو داغ

اونم کسی که همیشه تو کفش بودی دیگه ارزومداشت به خاطره تبدیل میشود)بعد یکم تلبه زدن حس کردم داره ابم میاد خودشم فهمید گفتمش پاشو 4دس پابعدش به حالت سگی چهاردستوپاه جلوم بود و کونشو قنبللللللللللل کرد حالا نوبت کسش بود کسش گشاد بود چون همیشه با خیارو.. حال میکرد(به گفته خودش) کیرمو گذاشتم دم سوراخشو میمالیدمش به بهشتیش(چوچولوش) که دیوونه تر بشه داشتم میمالیدمو اونم:اهههههههههههه اخخخخخخخخخخ جووووووووون اهههههههه همش ماله خودمه محسن باید از تو یاد بگیره ااااااااااااااااااه بکن دیگه ااااااااه کم کم صداش بلندتر داشت میشود(میخواستم ارضاش کنم)که داشت میشوددیگه داشت بدنش میلرزید که بشه منم منتظر همین لحضه بودم اومد ارضاشه که کیرمو تا جایی که تونستم فرستادم توکسش یهو یه جیقه بلند زد از شدته دردو شهوتو ارضا شدن داشت التماسم میکرد:آیییییییییییییییییییییییییییییییییییی آخخخخخخخخخخخخخ لعنتی درش بیاررر اینووو دارم میمیرمممممممممممممممم میخوام بریزمش بیروووووووووووووون تورو خدا درش بیار (با صدایه گرفته و با زور حرف میزد چون بش فشار زیادی میومد)که کیرمو یهو کشدم بیرن که همزمان1اهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه طولانی کشیدو ابش با شدت زد تختو گایئد حال نوبت من بودکه ارضا بشم اما اون حال نداشتو بی حال افتاده بود روتختو بخاطر سوزشه بهشتیش ناله میکرد(پیشنهاد میکنم اینکارو یبار انجام بدین تا ببینین چه تاثیری دارهو چه فازی میده هم به آقایوون هم خانوما ) یکم
که سر حال شد پاشود بم گفت امیرم تو عمرم اینقد لذت نبرده بودم تو سکس.

ازت ممنونم و از همین دری وریا که بم گفت نوبته توس حالا و شروع کرد مکیدنه تخمام میخواست کیرمو کامل کنه تو حلقش که ابم داش میومد وقتی هم فهمید سری پاشدو خابوندم رو تخت خودشم اومد نشست رو کیرمو و تقریبا کیرمو کرد تا دسه تو کسش گفت هیفه منم باشدت ریختمش تو کسش اما بعده2 3بار تلبه زدنش همونطور که توش بود دراز کشید روم که گفتمش حامله نشی معصومممممممممه گفت نترس قرص دارم بعدشم دوتایی رفتیم حمام اونجاهم یه حالی کردیم اما در حده لبو سینهو خوردنه هم دیگه بود که دوتامون یبار دیگه اضاشدیم این خارکسه هم که سیر بشو نبود کمره منم به فاکه عثمان داد بعد حمامم یه ناهار توپ زدیمو با لبو چندتا شوخیو.. از هم خدافظی کردیم خلاصه رفتم خونه مامانمم که دید کمرمو راست نمیکنمو بی حالم گفت:خدا ذلیلش کنه مگه نوکرشی هرچی میشه میگی چشم؟هان؟(تودلم:اره مامان غلامه کسو کونشم
اووووووووووووووووووف کاش من شوهرش بودم نمیدونی چه غلامی بودم اونجا)من: خو چیکار کنم

اسرار کردمنم تو رو درواسی موندمو.. یکمم غور زد اما من که هوشو هواسم اینجا نبود بعد از اون جریان هفته ای3بارو حداقل سکس داشتیم اما خب شوهره خارکسش بخاطر این کارش از محلمون رفتن منم دس بکیر ماندم در غم فراقه کسش اما گه گاهی زنگ میزنیم به هم بعضی وقتا هم میرم پیشش اما خب هفته ائ3-4بار کجا؟1-2هفته یبار کجا؟امیدوارم داستانم واستون جالب باشه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>