دوست پسر ورزشکارم

سلام اسم من بهار 22 سالمه و یه دوست پسر 27 ساله به اسم مهراد دارم این خاطره هم خاطره ی سکس من و مهراد
اول از ظاهرمون میگم که بتونید ما رو تصور کنید من قدم 167 وزنم50 سایز سینه 75 ، صورت تقریبا گرد ،چشمای درشت قهوه ای ،لب های گوشتی صورتی و موهای لخت و بلند خرمایی اجزای صورتمو تشکیل میدن
مهراد قدش 183 وزنش 74 پوستش تقریبا برنزه هیکلش ورزشکاری چون مربی کاراته ست چشماش عسلی و موهاشم قهوه ایه و اما لباش که من دیوونشونم گوشتی و نرم هوممممم عاشقشم
خب حالا بریم سراغ خاطره

توی خونه تنها بودم مامان و بابا هم واسه یه ماموریت کاری رفته بودن سفر حدود 2 هفته بود که مهراد رو ندیده بودم و بیش از حد دلم براش تنگ شده بود موبایل رو برداشتمو بهش زنگ زدم باهاش هماهنگ کردم که برای یک ساعت دیگه خونه ی ما باشه خودمم شروع کردم به مرتب کردن خونه و اماده کردن خودم واسه دیدن مهراد ، سریع رفتم حمام و یه عملیات پاکسازی انجام دادم یه ست مشکی پوشیدم چون پوستم سفید بود بهم میومد روشم یه تاپ یقه باز سفید و یه دامن لی کوتاه تنم کردم موهامم همونطور باز گذاشتم تا خشک بشن و طبق معمول یه دوش حسابی با عطرم گرفتم
وسایل پذیرایی رو آماده کردم دیگه همه چی آماده بود منتظر مهراد بودم

مهراد که اومد وقتی اون هیکل قشنگ ورزشکاریشو دیدم مثل همیشه دلم براش ضعف رفت دستاشو که باز کرد پریدم بغلشو لبای گوشتیشو بوسیدم انقدر دل تنگش بودم که دلم نمیومد ازش جدا بشم منو محکم گرفته بود و همونطور که لب پایینم تو دهنش بود منو به خودش فشار میداد منم که اون لحظه اصلا تو حال خودم نبودم و کم کم نفسام داشت تند میشد مهراد با یه حرکت دست انداخت زیر زانوم منو بغل کردو به سمت اتاقم رفت آروم گذاشتم روی تخت و اومد کنارم دراز کشید هیچ حرفی نمیزدیم فقط تو چشمای هم خیره شده بودیم داشتم فکر میکردم که اگه جریان رفتنم درست بشه

من با این دل تنگی و ندیدن مهراد چه کنم که احساس کردم لبام داغ شدن به خودم که اومدم دیدم داره لبامو میبوسه اول آروم و ملایم بعد با ولع و تند تند با دستش سینمو فشار میداد اومد پایین گردنمو بوسید یقه ی تاپمو کشید پایین و سینمو بوسید دست برد زیر تاپم از پشت سگک سوتینمو باز کرد آروم تاپ و سوتین رو از تنم درآورد دوباره شروع کرد به بوسیدنم و هم زمان با نوک سینم که برآمده شده بود بازی میکرد و با زانوش به کسم فشار میاورد سرشو آورد پایینو سینمو کرد تو دهنش و نوک سینم رو با زبونش میمالید و میخورد داغ داغ شدم و صدای آه و ناله م بلند شد و گفتم آه اوووم مهرااااد مهرداد گفت جوووووونم میخوامت عزیزم، دستمو بردم پشت کمرش و آروم نوازشش کردم
اومد پایینتر رو شکم و نافمو بوسید دامن و شورتمو درآورد کسم و که دید گفت هووم بهار عجب کسی داری میخوامش سرش آورد نزدیکش زبونش زد به کسم ، دیوونه شدم با دوتا دستش لبه های کسمو از هم باز کرد و کسم و میخورد از لذت به خودم میپیچیدم و با دستم تو موهاش چنگ زدم و سرشو به کسم فشار دادم صدام دیگه دست خودم نبود و خیلی بلند شده بود

همینم مهراد و مشتاق تر میکرد که کارشو ادامه بده داشتم به اوج لذت میرسیدم یه آآآه بلند کشیدم و بدنم به لرزه اوفتاد مهراد سرشو بلند کردو اومد بالا لبامو بوسید حالا نوبت من بود یه غلت خوردم حالا مهراد زیر بود و من رو لباشو میبوسیدم و میخوردم تی شرتشو درآوردم گردنشو بوسیدم و زبون زدم اومدم پایینتر روی سینه های سفتشو بوسیدم رسیدم به شکمش شکمشم بوسیدم تا اینکه رسیدم به شلوارش کمربندشو باز کردم و آروم شلوارشو از پاش درآوردم دستمو گوذاشتم روی کیرش از زیر شرت هم مشخص بود که سفت و بزرگ شده شرتشو درآوردم کیرشو گرفتم تو دستم و سرش و آروم کردم تو دهنم یه مک که زدم آه مهراد بلند شد صدای آهش منو تحریک میکرد واسه همین با ولع کیرشو خوردم از سر تا تهش با خایه هاش ور میرفتم و به اونا زبون میزدم و صدای مهراد کاملا بلند شده بود کیرش رو تا ته کردم تو دهنم قبل از اینکه حالم به هم بخوره درش آوردم مهراد یه آه خیلی بلند گفت و منو کشوند بالا خوابوندم رو تخت پاهامو از هم باز کرد سر کیرش رو میمالید به کسم خوشم میومد ولی دوس داشتم زودتر بکنه تو کسم گفتم مهراد بکن زودتر کیرتو میخوام گفت ای جان الان عزیزم همش مال خودته سرشو گذاشت رو سوراخ کسم و آروم فشار داد چون یه مدت زیادی بود که سکس نداشتم دردم گرفت

متوجه شد میخواست بکشه کنار که نذاشتم گفتم بکن تحمل میکنم یه فشار دیگه داد که سر کیرش رفت تو کسم اروم اروم عقب جلو کرد تا اینکه کیرش تا نصف تو کسم جا گرفت احساس میکردم یه چیز خیلی داغ تو وجودم شروع کرد به تلمبه زدن اول آروم بعد تندترش کرد نفس های دوتامون تند شده بود و عرق کرده بودیم دستمو بردم پشت کمرش و با ناخونام کمر و کتفشو چنگ میزدم مهراد از این حرکت خیلی خوشش میاد گفت جووووون بهارم دارم میکنمت مال خودمی سرعتش رو بیشتر کرد داشتم ارضا میشدم یه اه بلند گفتم لرزیدم مهرادم بعد از من گفت بهار داره میاد کجا بریزم کیرشو درآورد دهنم رو بردم جلو و زبونم و کشیدم به سر کیرش اونم آبشو با فشار خالی کرد توی دهنم تموم آبش جمع کردم و ریختم بیرون همونطور که نگاش میکردم آبش از گوشه های دهنم میریخت بیرون مهراد یه دستمال کاغذی برداشت دهنمو تمیز کرد و لبامو عمیق بوسید بلند شدم رفتم تو دست شویی دهنمو شستم و مسواک زدم برگشتم تو اتاقم دیدم مهراد دراز کشیده رو تخت منم رفتم کنارش سرمو گذاشتم رو سینه ش و خوابیدم

پایان

نوشته: بهار

یک دیدگاه برای “دوست پسر ورزشکارم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>