دخترم دوستت دارم

از زن دومم هم شانس نياوردم.هميشه برای اينکه بخوایم با هم سکس کنیم بايد
از یک هفته قبل پدر خودمو درمياوردم بايد همشيه اونی ميشدم که اون
میخواست تازه اون شبی هم که مثلا قرار بود با هم سکس داشته باشيم به
بهونه های مختلف انقدر دير میرفتيم توی تخت خواب که از خستگی خوابم ميبرد
ديگه نمیدونستم چيکار کنم ؟/؟ هيچ راهی برام نمونده بود دختر 17سالش رو
هم قبول کردم چون فکر ميکردم اگه با هم باشيم انقدر بهمون خوش ميگذره که
حاضر بودم برای رسيدن بهش هر کاری کنم توی اين يکسالی که باهم هستیم
بارها و بارها آرزوی يک سکس درست و حسابی رو داشتم اصلا يک سراب شده بود
برام منکه هم پول داشتم هم قيافمم حداقل کج و کوله نبود پس آخه چرا بايد
اينجوری باشه ؟؟/؟؟ روزها ميگذشتن تا اينکه يکبار يکی از فاميلهاشون فوت
کرد اونم مجبور شد برای مراسم بره اونجا و چند روزی اونجا باشه منکه برای
کارم نمیتونستم برم و دخترشم چون مدرسه داشت موند خونه و اون خودش تنهايی
رفت روز اولی که منو دخترم با هم بوديم

خيلی معمولی گذشت صبح روز بعد طبق
معمول بلند شدم رفتم سر کار دو ساعتی بود که توی اتاقم نشسته بودم ولی
انقدر فکر و خيال توی سرم بود که داشتم ديوونه ميشدم فقط فکر و فقط فکر و
فقط فکر مدت کوتاهی که گذشت اون سر درد لعنتی دوباره اومد سراغم سالها
بود که اين سر درد منو عذاب ميداد ايندفعه انقدر زياد شد که ديگه نتونستم
سر کار بمونم سريع يک مرخصی نوشتم گذاشتم روی ميزم و اومدم بيرون سوار
ماشين شدم تا برم خونه سرم داشت منفجر ميشد نميدونم تا خونه رو چه جوری
رانندگی کردم وقتی رسيدم خونه ماشينو همون جلوی در گذاشتم رفتم داخل تا
در رو باز کردم يکدفعه دخترمو ديدم که خونست اونم تا منو ديد گفت: بابا
حالم خيلی بد بود نرفتم مدرسه خيلی عصبانی شدم سرش داد کشيدم: تو با
مامانت نرفتی اينجا موندی که مثلا بری مدرسه هاااااااااا يکدونه محکم زدم
توی گوشش قبل از اينکه من چيزی بگم سرشو آورد بالا گفت: به مامان ميگم
منو زدی منم تا اينو گفت نميدونم چه جوری کمربندم رو دراوردمو افتادم به
جونش انقدر زدمش که ديگه دست خودم هم درد گرفت همونجوری ولش کردم کتم رو
برداشتم از خونه اومدم بيرون

سوار ماشين شدم و صدای ضبط رو تا آخر بلند
کردم بعد از چند دقيقه ماشينو روشن کردمو حرکت کردم نمدونستم کجا بايد
برم ؟/؟ يک ذره که گذشت تازه فهميدم چيکار کردم آخه اون دختر ۱7 ساله چه
گناهی کرده بود ؟؟/؟؟ اعصابم خيلی خورد شد اصلا نميدونستم چيکار کنم
انقدر از کارم عذاب وجدان گرفتم که حتی نتونستم به رانندگيم ادامه بدم
يکدفعه بخودم اومدم ديدم چيکار کردم واااااااایییییی يکم فکر کردم تصميم
گرفتم برگردم خونه همونجا دور زدم و برگشتم سمت خونه تا خونه برسم همش
توی اين فکر بودم چه جوری از دلش دربيارم ؟/؟ ماشينو پارک کردم از ماشين
پياده شدم جلوی در که رسيدم چند تا نفس عميق کشيدم تصميم گرفتم آروم برم
توی خونه که غافلگيرش کنم يکجوری از دلش دربيارم در خونه رو آروم باز
کردم يکم اينور و اونورو نگاه کردم ديدم نيست ؟/؟ هر چی بازم نگاه کردم
ديدم اصلا پيداش نيست ؟؟/؟؟ وقتی مطمئن شدم پايين نيست فهميدم که پس حتما
توی اتاق خودشه آروم از پله ها رفتم بالا رسيدم به اتاقش در اتاقش يکم
باز بود اول خواستم از همونجا صداش کنم ولی بعد تصميم گرفتم ببينم کجای
اتاقشه ؟/؟ تا جايیکه ميتونستم توی اتاقش رو ديدم ولی نبود ؟/؟ لای در رو
يکم باز کردم تا بتونم

همه جای اتاقو ببينم ديدم نيست ؟/؟ با دقت بیشتر
نگاه کردم ديدم کمد بزرگی که گوشه اتاقشه درش بازه ؟/؟ دولا شدم که از
پايين در کمد ديدم پشت در کمد ايساده داشت لباسهاش رو عوض ميکرد از اون
پايين فقط جورابهای سفيدش معلوم بود تا زانوهاش که لخت بود بلند شدم
ايسادم بازم خواستم از همونجا صداش کنم ولی تا اومدم دهنمو باز کنم ديدم
تی شرتی رو که پوشيده بود دراورد انداخت بالای در کمد يک تی شرت سفيد بود
توی اون لحظه يکجوری شدم انگار بوی بدن لختش از توی تی شرتش به دماغم
ميخورد دهنم قفل شده بود هيچ تصميمی نمیتونستم بگيرم توی همين فکرها بودم
که ديدم دولا شد تا از روی زمين چيزی برداره ؟/؟ وووااااااییییییییی
باورم نميشه چی دارم ميبينم ؟/؟ از دو وجب بالای کمرش تا زير زانوهاش که
از کنار در کمد زده بيرون رو ديدم اووووووووف چه هيکل خوشگلی داره فقط يک
شورت مشکی پاش بود چون دولا شده بود همش رفته بود لای کووووونش و قشنگ
ميشد بدنشو لخت ديد بيشتر از چند ثانيه طول نکشيد بلند شد ايستاد منم
دهنم همينجور باز مونده بود

سريع دولا شدم که از زير در کمد بتونم پاهاشو
دوباره ببينم هنوز کامل خم نشده بودم که يکدفعه يک صدايی از توی کمد اومد
منو ترسوند و سريع بلند شدم ايستادم ؟/؟ صدا از پشت در کمد ميومد خيلی
آروم خودمو به ديوار کنار در چسبوندم که اگه سرشو از پشت در کمد آورد
بيرون همون لحظه اول نتونه منو ببينه ديدم سوتینش رو دراورد و انداخت
بالای لبه در کمد من وقتی بالای در کمد تی شرت و سوتینشو ديدم و اون چند
ثانيه ای که بدنشو فقط با يک شورت تونستم ببينم داشتم ديوونه ميشدم تجسم
اينکه الان اون پشت لخت ايستاده و سينهاش چون سوتین نبسته آويزون شده و
داره ميلرزه و اون باسن گوشت آلود سفيدی که با کف دست يکدونه بهش بزنم تا
30 ثانيه فقط ميلرزه داشت حالت جنون بهم ميداد يکم ايستادم ببينم چيکار
ميکنه ؟؟/؟؟ وقتی ديدم ديگه خبری از بدن لختش نيست به فکر افتادم اگه
الان لباسهاشو بپوشه من ديگه نميتونم چيزی ببينم ؟/؟ برای همين سريع
تصميم گرفتم تا لخته به يک بهونه ای برم پيشش سریع در اتاق رو مخصوصا باز
و بسته کردم مثلا من الان اومدم توی اتاق تا صدای در رو شنيد با صدای
بلند گفت: بابایی نيای تووووووو من لختم هاااااااا اينو که گفت: ديگه من
وحشی تر شدم اين کلمه من لختم هاااااا منو کاملا ديوونه کرد

قبل از اينکه
فرصت رو داشته باشه لباسهاشو بپوشه رفتم نزديک کمد و بهش گفتم: عزيزم من
واقعا ازت… هنوز حرفم تموم نشده بود که گفت: بابا شما نمی بينين من
لباس تنم نيست ؟/؟ ووواااااااییییییی اين کلمه ها همونهايی بود که من
آرزوی شنيدنش رو داشتم من لختم لباس تنم نيست ديگه داشت سرم گيج ميرفت
سريع گفتم: عزيزم من اومدم معذرت خواهی کنم ديد من ديگه خيلی به در کمد
دارم نزديک ميشم برای همين دستشو از پشت در کمد آورد بيرون که مثلا جلومو
بگيره تا جلوتر نرم منم تا دستشو ديدم مخصوصا خودمو کشيدم عقب که مجبور
شه دستشو بيشتر بياره بيرون و بدنشم با دستش بياد بيرون از پشت کمد و من
بتونم بدن لختشو ببينم همينطورم شد روشو کرده بود اونور و دستشو تا بالای
کتفش آورده بود بيرون چون روش اونور بود هواسش نبود من دارم بجای دستش به
قلمبگی زير سينش که از زير دستش زده بود بيرون نگاه ميکنم سرمو يکم خم
کردم تا رونهاش هم ببينم تا بالای رونهاشو تونستم ببينم ولی اين کافی
نبود زود دستشو گرفتم گفتم: من به اينجا هم زدم وااااای من خودمو نميبخشم
؟//؟ با يک دست بازوی نرم و لختشو گرفتم و با اون دستم از مچ دستش تا
بالای بازوش رو دستمالی کردم دخترم ديد من فقط يک قدم با پشت در کمد
فاصله دارم ناخودآگاه اون يکی دستشم آورد بيرون که مثلا منو هول بده عقب
که يکدفعه ديد لخت لخت جلوم ايستاده و داره منو هول ميده عقب تا ديد من
فقط دارم سینه هاشو که هنوز داشت ميلرزيد و پاهای لختشو نگاه ميکنم و با
دستهام بازوشو گرفتم خودش ساکت شد همونجوری داشت منو نگاه ميکرد که چه
جوری دارم رونهاشو برانداز ميکنم…

چون ديد ديگه لخت جلوم ايستاده و منم هيچ عکس العملی بجز ديدن بدنش از
خودم نشون نميدم حوله بلند حمومش رو برداشت و دور خودش پيچيد و بمن نگاه
کرد و گفت: من تا حالا نمیدونستم شما انقدر بمن نظر داري منم برای اينکه
هموجا نگهش دارم تا نره اونورتر بهش گفتم: عزيزم تو خيلی بدن خوشگلی داری
من تا حالا تو رو لخت نديده بودم اونم گفت: حالا که ديگه لخت نيستم و کمر
بند حولشو سفت کرد و از کنارم رد شد بيشتر از دو متر اونورتر نرفته بود
که از پشت پريدم گرفتمش تا اومد جيغ بزنه حولش دادم روی تختش و خودمو
انداختم روش که حداقل برجستگيهای بدنشو حس کنم داد زد: بابا من
دخترتممممممممممم نکنننننننن منم همونجورکه سعی میکردم لای پاشو باز کنم
و پامو بزارم لای پاش گفتم: عزيزم تو همونی که من ميخوام بعد برای اينکه
بتونم کارمو ادامه بدم گفتم: خوشگلم من فقط ميخوام ازت معذرت خواهی کنم
به کسي هم که نميگيم فقط بين خودمون ميمونه ميدونی تو الان با اين بدن
رسيده ای که داری چه لذتی ميتونی ببری تازه ما که کاری نميخوايم کنيم فقط
ميخوايم همدیگه رو از نزديکتر ببينيم اينکه اشکالی نداره همينجورکه اينها
رو ميگفتم با کف دستم گردنشو گرفته بودم و با آرنجم لای سينه های لختش ور
ميرفتم پام هم لای پاهاش بود

دو دقيقه هيچی نگفت و من فقط دستماليش
ميکردم ديدم داره کم کم کمرشو تکون تکون ميده کیرررررر منو روی
کووووووووسش بيشتر حس کنه ديدم اينجوريه بدونه اينکه بلندش کنم همونجوری
که زيرم بود اينور و اونورش کردم و حوله رو از تنش دراوردم و پرت کردم
اونور جرات نداشتم چشمهامو باز کنم ببينم چی زيرم خوابيده؟/؟ آروم
چشمهامو باز کردم ديدم وووواااااااااییییییییییییییی يک بدن تميز دختر
بچه لخت زيرم خوابيده نگاهش کردم ديدم چشمهاشو بسته و داره لبهاشو گاز
ميگيره ديدم انگار داره بهش خوش ميگذره پيرهن و شلوارمو سريع دراوردم مچ
پاهاشو با هم گرفتم آوردم بالا که بتونم شورتشو از پاش دربيارم و لخت
مادرزادش رو هم ببينم پاشو که دادم بالا ديدم لای پاش زده بيرون معلوم
بود موهای کوسش خوب دراومده چون کوسش از لای پاش خيلی قلمبه زده بود
بيرون پاهاشو انداختم روی شونم سرمو بردم لای پاش و شورتشو سعی کردم قبل
از اينکه کامل دربيارم بزم کنار چون شورتش خطی بود و لای پاش باز بود با
دو تا انگشتهام شورتشو از لای پاش کشيدم اونور کوسشو که ديدم ديگه
نميدونستم چه جوری بايد بخورمشششششش خيلی کوچولو بود دورش مو داشت ولی
لای پاش اصلا مو نداشت کم کم خودش بلند شد و شورتشو دراورد و کیر منم از
روی شورت گرفت توی دستش منم شورتمو دراوردم که قشنگ بتونه کیرمو ببينه و
بگيره توی دستش بهش گفتم : ميخوای خيلی حال کنی عزيزم؟/؟ گفت: من نميدونم
و چشمهامشو بست من ديدم اينجوريه از پشت برش گردوندم چسبوندمش به ديوار
اونطرف تخت و با دستم لای پاشو يکم باز کردم کیرمو گذاشتم لای پاش و هی
خودمو جلو عقب ميکردم.معلوم بود اونم خيلی از اين حالت خوشش ميومد چون هی
کمرشو تکون ميداد و لای پاشو بيشتر بطرفم فشار ميداد تا کیررررررر من
بيشتر به کووووووووسش مالیده بشه سرمو خم کردم و با دستم لای کووووووونش
رو تا ته باز کردم تا لای پاشو از نزديک بتونم ببينم

تا ته که بازش کردم
تونستم سوراخ کونش رو هم ببينم اوووووووووف خيلی کوچولو بود و دورش يکم
تيره رنگ بود انگشت کوچيکم رو خيس کردم و آروم سعی کردم بکنم توی سوراخ
کونش ولی نميرفت خيلی آروم در گوشش گفتم: خوشگلم ميخوای کیرمو بکنی توی
دهنت؟/؟ اگه ميخوای برگرد بذار توی دهنت خودش برگشت منم خودمو کشيدم
بالاتر که بتونه کیرمو بخوره تا اومد بخوره سريع سر و تهش کردم تا کوسش
بياد جلوی دهنم و منم بتونم کوسشو بخورم چشمهامو که باز کردم ديدم کوسش
جلوی دهن منه خيلی کوچولو و خيس بود لاش يک خط ۲-۳ سانتی بود که از وسط
خطش هيچی نزده بود بيرون اول موهای بالای کوسشو براش خوردم بعد آروم خود
کوسشو سوراخ کونشو هم براش ليس ميزدم فاصله سوراخ کونش با سوراخ کوسش فقط
يک سانت بود تا تونستم سعی کردم لای باسنشو باز کنم تا بتونم خوب و از
نزديک کونش رو ببينم وقتی سانت به سانت لخت کوس و کونش رو ديدم و ليس زدم
تصميم گرفتم هرجوری شده کیر خودمو بکنم توی کونش از پشت گرفتم بلندش کردم
ديدم خيلی خوشش اومده اصلا هيچ واکنشی نشون نميداد که من بدن لخت مادر
زادشو دارم اينطرف و اونطرف ميکنم پاهاشو گذاشتم روی شونم و تا جايیکه
ميشد زانوهاشو خم کردم سمت بالای سرش که لای پاش کامل باز شه من بتونم
کیررررررمو راحتتر بکنم توی کووووووونش سرمو که خم کردم ديدم لای پاش
داره جرررررر ميخوره خيلی باز شده بود اونم هيچی نميگفت فقط گاهی زير لب
آخ خ خ و اوخخخخخ ميکرد اونم يعنی ادامه بده کیرمو با يک دست گرفتم تا
بکنم توی سوراخ کونش که حالا ديگه کامل باز شده بود چشمم به سوراخ کوسش
افتاد لاشو باز کردم گوشتهای لای کووووووسش زد بيرون‎ ‎منم نظرمو عوض
کردم تصميم گرفتم که فقط سر کیرمو بکنم توی سوراخ کوسش اول يکم کیرمو
مالیدم روی خط جلوی کوسش که قشنگ قلمبه بزنه بيرون بعد با انگشتم سوراخشو
آروم باز کردم سر کیرمو گرفتم دستم خيلی آروم اول مالیدم به دور سوراخش
بعد يکمشو يواش کردم توششششششش جووووووون انقدر داغ و خيس بود که باورم
نميشد خيلی باريک و تنگ بنظر ميرسيد کمرمو شروع کردم تکون دادن ديدم داره
بلند بلند آخخخخخخ اوخخخخخ ميکنه و با اون دستش بالشت رو چنگ ميزنه بهش
گفتم درد داره ؟/؟ داد زد نهههههههههه سرشو مياورد بالا بعد محکم ميکوبید
به بالشت منم داشتم سر کیرمو توش ميچرخوندم که يکدفعه هم من و هم اون در
يک لحظه خودمونو بهم چسبونديم و کیر من بيشتر از نصفش رفت توشششششش
يکدفعه جيغ کشيد پايين رو نگاه کردم ديدم از لای پاش داره خون مياد زياد
نبود ولی معلوم بود پردش پاره شده

آخ و اوخش ديگه به گريه تبديل شده بود
پريد بالا گردنمو گرفت چنگ انداخت از درد منم کیرمو آروم دراوردم نگاه
کردم ديدم کیرم همش خونيه برای اينکه نبينه حولش دادم پايين روی بالشت
خيلی آروم گفتم اگه ميدونستم انقدر درد داره نميکردم توش بابايی هيچ
مسئله ای نيست گريه ميکنی چرا؟/؟ديدی اولش چه خوب بود مگه نه؟/؟ اصلا
تقصير منه زياده روی کردم بعد با دستمال صورتشو پاک کردم بدون اينکه
بذارم متوجه شه لای پاشو تميز کردم گفتم:عزيزم بلند شو بريم توی حموم
بشورمت زير بغلشو گرفتم رفتيم توی حموم دولا شدم و با آب ولرم کوسش و لای
پاشو قشنگ شستم ديدم درست نميتونه راه بره به بهونه شوخی کردن بغلش کردم
گذاشتمش روی تخت سريع رفتم پايين براش شير و يکم شيرينی آوردم تا بخوره
حالش جا بياد کنارش دراز کشيدم دستمو انداختم دور گردنش چشمهامو بستم
گردنشو بوس کردم و خيلی آروم در گوشش گفتم: دخترم دوستت دارم پایان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>