دانیال و شیما

دانیال هستم 22 ساله و میخوام داستان سکس با دوست دخترم رو براتون بنویسم . ولی دوست دارم قبلش بگم که خیلی از داستانا رو خوندم و نمیدونم این دوستان ما چرا همه کیر 20 سانتی دارن ؟ چرا همه طرفو میبینن درجا میکننش ؟ اینجاها کجاست که اینجوری راحت میدن ؟

من 173 قد دارو و 70 وزن . هیکل تو پر و ورزشی دارم . زیاد حاشیه نمیرم . یه دوست دختر دارم به اسم شیما که حدودا 2 ماهی میشد با هم آشنا شده بودیم . بعد از یک مدت که تصمیم گرفتم باهاش سکس داشته باشم کارمو شروع کردم . با اس ام اس های نصف شب شروع شد ( از لباس چی تنته تا سکس تل( که این خودش یک هفته طول کشید . یه روز که موقعیت بیرون رفتن براش پیش اومد به من خبر داد منم گفتم باید از فرصت استفاده کنم .

از اونجایی که خونه ما هیچوقت خالی نمیشه زنگ زدم پسر عمم که خونه دانشجویی زندگی میکرد و جریان رو براش گفتم . اون تائیدیه دادو رفتم بیرون . (اینم بگم من شیراز هستم) . قرار گذاشتیم حافظیه و بعد از کمی قدم زدن رفتیم کافی شاپو بعد هم تصمیم گرفتیم بریم اونور حافظیه بشینیم . معمولا ظهرها حافظیه خلوت یا هرکی سمت چپ حافظیه میشینه با دوست دخترشه . کنار هم رو صندلی نشستیمو اون شروع کرد وراجی . حرفایی که اصلا حوصله شنیدنشو نداشتم ولی مجبور بودم خودمو مشتاق جلوه بدم . آخه حرف از دوست پسر قبلیش بود . کلا داشتم بیخیال امروز میشدم که دیدم سرشو گذاشت روشونم . دستم هم گرفت . منم از فزصت استفاده کردمو دستشو میمالیدم . بعد دستم رو بردم رو بازوهاش و ماساژ میدادم بازوهاشو. گرم شدنشو احساس میکردم . و بلاخره موقعیت رو مناسب دیدم و بوسش کردم . اون کاملا حشری شده بود و از رفتارش میشد فهمید . آهنگ نفساش تغییر کرده بود . دستمو میگرفت و محکم فشار میداد بعد شل میکرد . دورو ورو نگاه کردم دیدم خبری از گشت نیست بقیه هم که مهم نبودن چندتا دوست دختر دوست پسر بودن که توجهی به ما نداشتم . از موقعیت استفاده کردم لبمو گذاشتم رو لبش که یهوووووو پسر فال فروش اومدو حال مارو قشنگ گرفت . شیما گفت بریم یه جای خلوت . سوار ماشین شدیمو منم گفتم بریم خونه . اولش ترسید . گفت نه میترسم امن نباشه اتفاقی بیفته و از این حرفا . یعد از کلی اصرار و حرف زدن راضی شد . پسر عمم هم که خونه رو بخاط من خالی کرده بود خیالم راحت بود .

رفتیم خونه و در باز کردم رفتم تو (قبل از اینکه فحش بدبد من خودم کلید داشتم . پسر عمم یک سری کلید داده بود به خودم برای اینجور مواقع ) . رفتیم تو و تا در رو بستم درجا بغلش کردم . اونم محکم چسبید بهم . بردمش تو اتاق خواب پسر عمم و رو تخت گذاشتمش . بعد دراز کشیدم روش و دستاشو با دستام گرفتم و لبمو گذاشتم رو لباش . شروع کردم به خوردنو مکیدنو زبون بازی . بعد آروم رفتم رو گردنش شروع کردم به خوردن و دست چپم رو روی پاهاش میکشیدم . بعد دوباره لبمو گذاشتم رو لباش و تنمو یکم ازش جدا کردم . شروع کردم به باز کردن مانتوش . دکمه های مانتوشو باز که کردم نشستو و پایین پاهاش و اونو هم نشوندم . مانتوی اونو در آوردم و بعد تی شرت خودم هم در آوردم . یه تاپ صورتی چسبون زیرش تنش بود فقط . که نوک سینه هاش به وضوح معلوم بود . دوباره خابوندمشو شروع کردم به خوردن لبو گردنش و دستم رو از زیر تاپ رسوندم یه سینه هاش . سفت شده بودن . سینه هاش پرتقالی و متوسط بود . (سایز بلد نیستم ) . همین که سینشو تو دستم گرفتم بلاخره صداش در اومد بعد اون همه نفس نفس زدن .

آهههه . یه اه کوتاه کشید . تاپشو در آوردم و از گردنش شروع کردم به بوسیدنو اومدم پایین . حالا رسیده بودم به سینهاش . همون پایین سینه هاشو لیس میزدم تا خوب حشیری بشه . آروم گفت بخووورررر . شروع کردم به مکیدن سینه هاش . اونم هی آهههه میکشیدو جیقای کوتاه میزد . با یه دستم داشتم دکمه شلوارشو باز میکردم با اونیکی هم سینه ای که نکیخوردم تو دستم بودو با نوکش بازی میکردم . دیگه شروع کرده بودم محکم مک زدن که یه جیییییییغ بلند کشیدو گفت آروم نخورده . بلاخره با کلی تلاش شلوارشو باز کرمو به سختی از پاش در آوردم . برگشتم اینبار من زیر خابیدم . روش دیگه کامل باز شده بود (توضیحات آخر داستان ) . شروع کرد به لب گرفتن بعد گردنمو مک زد بعد هم هی بوس میکردو میلیسیدم میمکیدو میرفت پایین . منم آهم در اومده بود دیگه . شلوارمو باز کردو از پام در آورد . میخواست شرتمو هم در بیاره که گفتم نه نه نه . دستاشو گرفتمو نزاشتم . میدونست باید چکار کنه و خندش گرفت . همونجوری که دستش تو دستام بود آرووم از رو شرت کیرمو که سفت شده بود گاز گرفت بعد لبه شرتمو با دندون گرفت و به هزار بدبختی تونست درش بیاره . البته کیرم که پیدا شد دیگه اجازه استفاده از دستا رو بهش دادم . دوتامون داغ داغ بودیم . اولش یجوری کیرمو نگاه میکرد که انگار نجسه . با دستش گرفتش آروم آروم باهاش بازی کرد . بعد بوسش کرد .

یکم لیسش زد . بعد کم کم انگار خوشش اومد کردش تو دهنش . گرمای دهنش رو احساس میکردم . کیرمئ تا اونجایی که میتونست کرده بود تو دهنش . سخت بود براش . آخه کیر من 16 سانت بیشتر نیست (ببخشید کیر 20 سانتی ندارم) ولی عرضش 6 سانته و خداییش کلفته . شروع کرد به ساک زدن و آه منو در آورد . کم کم تندش کرد ولی دندوناش اذیبتم میکرد برای همین نزاشتم ادامه بده . دوباره اونو خابوندم زیرو پاهاشو دادم بالا . از رو شرت شروع کردم به خوردن کسش . بیشتر دورو ورشو لیس میزدم . خودش که دوباره از خود بیخود شده بود شرتشو در آورد . گفت بخور برام . منم شروع کردم به لیسیدن . آروم میخوردمو میلیسیدم . بعد از یک دقیقه کسشو یکم از هم باز کردمو شروع کردم به زبون زدن به چوچولش و با انگشت باهاش بازی کردن . اونم هی میگفت آههههههههه آآآآهههههههه جییغغغغغغغغغغ اومممم اوففففففف بخور برام آآآآآآآآآآآآ آههههههه . بعد از تقریبا 8 تا 10 دقیقه ارضا شد . اینم بگم تنها اتفاقی که افتاد قبل از ارزا شدنش پاهاش محکم فشار داد رو کمرم و با دستش تختو محکم چنگ زد بد آروم شد و خبری از لرزشو این حرفا نبود . حالا نوبت من بود که ارضا بشم . بهش گفتم به پشت بخواب . اونم حرفی نزد ولی قشنگ میشد ترسو تو چهرش احساس کرد . سوراخ کونش کوچیک و ناز بود رفتم و کرم آوردم . بهش گفتم باز کون . اون هم دو طرف کونشو گرفت و باز کرد . خیلی حشری شدم وقتی سوراخ رو دیدم . خیلی ناز بود . کرمم مالیدم رو سوراخش خوب چربش کردم .

آروم انگوشت کوچیکمو کردم تو سوراخش . دستشو ول کرد یه آِییییییییی گفتو دستمو گرفت . گفتم باید تحمل کنی . با حالتی پر از درد گفت خوب درد داره . بعد دستمو ول کرد . انگوشت کوچیکمو آروم آروم کردم تو بعد کشیدم بیرون . انگشت اشارمو کردم تو کرم و آروم کردم تو آروم آروم میکردم تو اونم هی میگفت آِیییییییییییییی . دردم میاد . بسه . انگشت اشارمو یه 30 ثانیه که تو نگه داشتم آروم شد . بد بدون اینکه انگشت اشارمو در بیارم انگشت بقلی هم آروم کردم تو . دردش اومد باز . بازم یکم صبر کردم بعد اینبار شروع کردم به عقب جلو کردن . اونم آه میکشیدو ناله میکرد تا اینکه کم کم به اینم عادت کرد . بعد سه تا انگشت کردم و حساب نالش در اود . یکم تول کشید ولی بلاخره ب 3 تا انگشت هم عادت کرد . دیگه حالا نوبت کیرم بود . دوست داشتم برام ساک بزنه باز ولی اگر میگذشت دوباره باز کردن کونش زحمت داشت . همونجوری که دراز کشیده بود کیرم چرب کردم نشستم رو پاش طوری که کیرم جلوی سوراخش بود . سر کیرمو گذاشتم رو سوراخش و یکم مالیدم . حسابی کیرم سیخ شده بود اول سعی کردم بدون کمک کیرمو بکنم تو ولی نشد . بعد با انگشت سر کیرمو فشار دادم توو که یهو یه جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ بلند کشید . گریش در اومد . خواهش میکرد بکشم بیرون . از یه طرف دلم براش سوخت ولی حشرم نمیذاشت . حدود یک دقیقه گذشت تا آروم شد و فقط سر کیرم داخل بود . بعد شروع کردم به فشار دادن . هر بار تقریبا یک سانت میکردم تو و میکشیدم عقب . اوونم جییغ میزد .

میگفت آیییییییییییییییی . با دستش سعی میکرد سرعتمو کم کنه . تقریبا نصف کیرمو کردم تو بعد خوابیدم روش . همونجوری که نصف کیرم تو بود سینه هاشو با یک دست گرفتم و با دست دیگش شروع کردم به مالوندن کسش . خیلی آرومتر شد ولی هنوز درد داشت . همینجوری ناله میکرد تا بلاخره تمام کیرمو جا کردم تو . آههههههههههه میکشیدو ناله میکرد . از یه طرف مالیدن کسش خیلی بهش حال میداد از یه طرف هم درد بود که کم کم داشت کم میشد . بعد از اینکه احساس کردم عادت کرده دستامو گرفتم به سینه هاش و شروع کردم به تلنبه زدن . خیلی آروم . کیرمو میکشیدم عقب بعد دوباره تا ته میکردم تو اونم ناله میکردو آه میکشید . کم کم خوشش اومده بود . سرعتمو یکم زیاد کرده . دوباره جیغش شروع شد . هی میگفت آیییییییییییییی . آروتر . اووووفففففففففف . دردم میاد . سینه هاشو فشار میدادم . صدای آهش بیشتر حشریم میکرد . دیگه صدای تلمبه زدنم به وضوح شنیده میشد . اونم هی ناله میکرد . بعد از 10 مین احساس کردم آبم کم کم داره میاد . تلمبه هامو آروم کردم ولی شدید تر . آروم ارضا شدن بیشتر بهم حال میده . کیرمو میکشیدم عقب تا ته میکردم تو و فشار میدادمو هی تکرار میکردم اونم با تمام وجود ناله میکرد . بلاخر آبم اومد . کیرمو محکم فشار دادم تو و تمام آبمو خالی کردم تو کونش . خیلی داغ شد کیرم . دوتامون حسابی عرق کرده بودیم .

همین که آبمو ریختم تو محم تو بغلم فشارش دادم اونم انگار که راحت شده بود یه آه طولانی کشید . یه 5 دقیقه ای توی بغل هم دراز کشیدیم بعد بلند شدم . به سختی میتونست بلند شه . بغلش کردم و با هم رفتیم حمام . بعد از دوش یکم بهتر شد ولی اینطور که بعدا گفت تا دو روز درد داشته . یه 4 ماهی با هم بودیم که 4 بار دیگه سکس داشتیم با هم و ولی با ماجراهای متفاوت و جالب . بعد هم دیگه با هم به هم زدیم آخه فکر کنم دوست پسر جدید پیدا کرده بود . اونجا هم که گفتم روش باز شد آخه با اینکه تو بغلم لخت بود ولی هنوز یکم خجالت می کشید .

با کمال تشکر از اینکه داستانمو خوندید .
قبل از فحش دادن اگر جایی مبهم بود بگید اگر نتونستم جواب بدم بعد فحش بدید .
اگر دوست داشتید خاطرات منو هم بخونید خوشحال میشم بقیه داستانو رو هم بزارم .
سکس با محارم ندارم ولی گی دارم .
و ببخشید که بیشتر مکالماتو حذف کردم آخه پیش خودم گفتم فیلم نامه که نمینویسم .

با تشکر

دانیال

یک دیدگاه برای “دانیال و شیما

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>