داستان کون دادنم به اردشیر

سلام من آرش ازآمل هستم30 سالمه full b هستم از نوجوانی با یکی از دوستام که بچه یه محل بودیم .سکس داسشتم اون همیشه تاپ بودو من بوت .

داستانی که براتون تعریف می کنم کاملا واقعی و بر می گرده به سه سال قبل یعنی سال 1387 . من از داشتن یه رابطه یکنواخت با یه نفر خسته شده بودم دوست داشتم یکی دیگه با یه خصوصی رفتاری متفاوت سکس کنم به خاطر همین همیشه تو یاهو مسنجر دنبال یه نفر می گشتم تا اینکه یه روز تو چت با اردشیر آشنا شدم اون همسن من بود و بچه تهران و ساکن آمل و میگفت خونه مجردی داره . تو وب همدیگه رو دیدیدم از خصوصیات هم گفتیم تا اینکه از همدیگه خوشمون اومد. اون تاپ بودو وقتی کونمو و سوراخ کونمو تو وب دید عاشق من شد . از من شماره تلفن خواست و من بهش دادم چند روز بعد به من زنگ زدو با هم صحبت کردیم برا یه روز ساعت 4 قرار گذاشتیم و آدرس به من داد . منم قبلش رفتم حموم و تمام موهای بدنمو زدمو سیقلی شدمو یه شلوار تنگ که کونم بیشتر نشون بده پوشیدمو رفتم سره قرار .

من یه قد 160 و وزن 60 رنگ بدنم معمولی و یه کون قلمبه دارم . قیافه ام هم معمولیه . خلاصه ساعت 4 رسیدم در خونشونو زنگ زدم طبقه 3 یه آپارتمان زندگی می کرد . درو باز کردو من یواش یواش رفتم بالا خیلی می ترسیدم چون برای اولین بار بود که میخاستم به غریبه بدم و اصلا نمیشناختمش و نمی دوستم قراره چه بلایی سرم بیاره از طرف دیگه از اینکه مثل یه جنده می خواستم برم کون بدم خیلی حشریم می کرد پله ها رو یکی یکی بالا می رفتم و قلبم هم همینطور داشت تند تند می زد . تا اینکه به طبقه سوم رسیدم یه دفعه یکی در خونرو باز کردو منو سریع کشید تو درو بسد . یه پسر با قد 170 وزن حدود 70 و رنگ برونزه و با موهای زل زده . با اونیکه تو وب دیده بوم فرق می کرد ولی یه کم که دقت کردم دیدم خودشه . سلام کردم اونم جواب سلام داد منو به طرف مبل تارف کرد و خودش رو بروم نشست . به کل بدنم خصوصا به کونم ذل زده بود و با یه نگاه کاملا حشری به من نگاه می کرد تا اون موقعه کسی اینجوری به من نگاه نکرده بود یه نیم نگاه به کیرش کردم راست کرده بود و داشت شلوارشو پاره می کرد. یه کم با هم صحبت کردیم . من نمی دوستم چه جوری و از کجا باید شرع کنیم تا اینکه اون گفت بریم تو اتاق ، منم گفتم باشه . منو به طرف اتاق راهنمایی کرد .ر فتیم تو اتاق و در و بست شروع کرد به درآوردن لباسش و به من گفت تو هم لباساتو در بیار . همه لباسا به غیر از شورتمو در آوردیم . منم منتظر شدم تا اون کاری کنه . اون امد نزیکمو منو بغل کردو یه دستشو گذاشت رو کنومو کونو محکم می مالید. با دست دیگه پشتمو و گردنمو گرفته بود تو این وضعیت هر دو مون خابیدیم رو زمین و منو تو بغلش محکم گرفته بود و من اصلا کار نمی کردم کم کم سرشو برد طرف کونمو همینطور که کونمو نوازش میداد یواش یواش شوتمو داشت در می آورد . تو این وضعیت یه دفه دیدم کیرش تو چند سانتی دهنمه . دیگه نتونستم تحمل کنم و سریع کیرشو در آوردم گذاشتم تو دهنم .واییییییییییییی چه کیره نازی بود کلفت و کوتا چقدر هم نرم و لزیز بود این قعطی زده ها با ولع تمام کیرشو می خوردم . کم کم صدای اخ و اوخش داشت در میومد منم با ولع بیشتر می خوردمش بعد از چند دقیقه سریع کیرشو کشید عقب کفت بسه آبم داره میاد منم که نمی خاستم ابش بیاد میخاستم کیرو تو کنم تجربه کنم خودمو کنار کشیدم . یه کاندم به من دادو منم مثل زنای جنده تو فیلما کاندوم برا کیرش گذاشتم تصور ش که دارم مثل یه زن جنده عمل میکنم خیلی حشریم می کرد. بعد یکم ژل به کونم مالیدم و کونمو برا گایش آماده کردم .صاف رو زمین داراز کشیدم اونم روم خوابید کیرشو یواش یواش تو سوراخم فرو کرد وای ی ی ی چه لذتی داشت برا اولین بار یه کیر کلفت و کوتا داشت میرفت تو کونم . آخه اون دوستی که منو میکرد کیرش درازو و کلفتیش از این کمتر بود چون من خودمو با خیار و بادمجون گشاد کرده بودم وقتی منو میکرد کیرشو زیاد احساس نمی کرده و چون دارز بود وقتی تا ته میکرد منو ازیت میکرد و دردم میگرفت و من خودمو جلو میکشیدم تا همه کیرش تو کونم نره ولی کیر اردشیر کلفت بود وقتی تو کونم رفت من قطر کیرشو با عضلات سوراخ کونم می تونستم تصور کنم و تصور اینکه کونم الان چقدر بازه خیلی حشری میکرد و چون کیر اردشیر کوتاه وقتی کیرشو محکم فرو میکرد روناش محکم به باسنم می خورد و نوازششون میداد و تخماش محکم به زیر سوراخ کونم میخورد یه حس خاصی می داد از طرفی استرس اینکه کیرش تا ته بره دردم بگیره نداشتم و کونمو کاملا آزاد گذاشته بودم . من تو این فکرا بودم و اردشیر هم تو کار تلمبه زدن و گایدن من تا اینکه حرکاتش داشت بیشتر و سریعتر میشد یه دفعه صدای بلندی ازش دراومدو محکم تا اونجا که توان داشت کیرشو فرو کرد تو ک.نم یه لحظه احساس کردم تخماش هم تو کونم رفت و همونجا نگه داشت اون ابش اومده بود چند دقیقه ای روم خوابیده بود کیرشم داشت یواش یواش کوچیک میشد . بعد از روم بلند شدو رفت دستشویی منم مثله جنده ها لباسم پوشیدمو خودمو آماده رفتن کردم بعد از اینکه رفتم دستشوی خودمو شستمو از دستشویی بیرون اومدمو گفتم با من کاری نداری من باید برم خداحافظی کردمو رفتم .

بعد از اون ماجرا یه بار دیگه اردشیر به من زنگ زد منم رفتم همین داستان ولی یکم طولانی تر تکرار شد . بعد از یه مدتی اردشیر از اونجا رفت یه دوبار برام زنگ زد ولی چون سرم شلوغ بود نتونستم جوابشو بدم بعد که خواستم براش زنگ بزنم گوشیش خاموش بود دیگه نتونستم پیداش کنم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>