خر شانس ترین آدم جهان

سلام اسم من علی و23 سالمه داستان من از جایی شروع میشه که مامانم واسه برادر30سالم یه دختر 25 ساله پیدا کرده بود .وموقع خواستگاری دختره من را هم با خودشون میبردنداون موقع اولین باری بود که دختره را می دیدم یه دختر خوش اندام قد حدودا175وسینه و باسن های نرمال ومن را خیلی به خودش جذب کرده بود از شانس ما داداشم با دختره عقد کردند البته بعد از کلی رفت و آمد.از اون اول روزای نامزدیشون دختره یه جورای دیگه ای به من نگاه میکرد حتی چند باری هم که کیرم شق شده بود(به خاطر اون دختره) لیلا فهمیده بود و به من چشمک زده بود(لیلا اسم دختره است) منم که از اون روزای اول تو فکر کردن این دختره بودم دنبال یک موقعیت مناسب میگشتم که این موقعیت حدود دو هفته بعد وقتی مامان بابای دختره میخواستن برن مکه و دختره 14 یا 15روز میومد خونه ما و از اون جایی که من خر شانس ترین آدم جهانم داداشم مجبور بود 2 روز بره شهرستان بازهم نمیشد تا اینکه روز دوم ماموریت داداشم به خاطر بد شدن حال پدربزرگم مادرم باید میرفت خونشون چون مادرم تک فرزند بود خببببببببببببببب فقط ما مونده بودیمو لیلا خوشگله

اگه میگید پس پدرت ،پدرم توی ملی حفاریه 14روزبه14روز میاد و میره من فقط یه بعد از ظهر وقت داشتم تا ترتیب لیلا رو بدم البته مادرم بم گفته بودکه برم بیرون تا لیلا راحت باشه منم رفته بودم بیرون کاندوم و قرص زد بارداری خریدم و به بهانه ی کامپیوتر رفتم خونه در رو که باز کردم وارد حال که شدم دیدم لیلا دراز کشیده رو کاناپه با یه شلوارک و یه تاپ تنگ وبدون روسری(اخه همیشه جلوی من کاملا با حجاب بود) اون متوجه اومدن من شد و فکر کنم اون هم دنبال یه فرصت برای سکس با من بود و همون موقع از من حالمو میپرسید البته با حالت حشری من لباسامو عوض کردم و رفتم یه لوان آب خوردم و متوجه شدم که داره با نگاهش دنبالم میکنه یه 10 دقیقه ای رفتم نشستم پای کامپیوتر بعد که مثلا کارم تموم شد اومدم نشستم بغل لیلا و جلوی تلویزیون و کنترل را برداشتم و زدم کانال های سکس که کیرم شق شد و دیدم اون داره آروم آروم بهم نزدیک میشه من هم جرات پیدا کردمو بهش گفتم زیر اون شلوارک چی داری که اون بدون حرف اضافه کشیدش پایین و بهم گفت بیا نگا کن

واییییییییییییییییییی یه کس بی مو خشتل بعد همون موقع یه لب جانانه ازش گرفتمو رو همون کاناپه خابوندمش بعد از چند دقیه لب بازی تاپشو کشیدم پایین و شروع کردم به خوردن اون سینه های بلوریش سینه هاش بزرگ نبود ولی خشگل بود بعد از خوردن سینه هاش هی زبونمو کشیدم پایین و بردم طرف کسش کسش حسابی خیس بود من هم اینقدر لیس زدم که یکدفعه یه آه طولانی کشید و بدنش لرزید و ارضاع شد یکم صبر کردم و بعد شلوارمو کشیدم پایین و کیرمو اوردم جلوی صورتش اون بدون هیچ حرف واسم ساک زد

خوب ساک نمیزد ولی حال میداد که یکدفعه ارضاع شدم و اونم تموم آبمو خورد بعدشم رو هم ولو شدیمو از هم لب میگرفتبم تا اینکه کیرم دوباره شق شد و رفتم سراغ کسش ،کسشو داداشم افتتاح کرده بود و من خیالم راحت بود سرکیرمو کردم تو کسش یکم خودشو جمع کرد من هم آروم آروم کیرمو کردم داخل اون سوراخ داغش بکم که از اخ و اوخ افتاد و اخش تبدیل شد به آه آه شروع کردم به تلنبه زدن یکم زدم بعد دیدم حال نمیده به حالت سگی نشوندمش و کردم تو کسش چند تا که زدم دوباره ارضاع شد و من هم که همون موقع میخواستم ارضاع بشم کیرمو کشوندم بیرون و بهش گفتم قنبل کن که کونش جلوی صورتم بود یه تف گنده انداختم دم سوراخش و کیرمو کردم تو تا دسته یه دفعه یه جیغ خفیف کشید بهش گفتم خودشو شل کنه چون خودشو خیلی سفت گرفته بود خودشو که شل کرد کن هم شروع به تلنبه زدن کردم اینقدر زدم که ارضاع شدم و تمام آبم رخت تو کونش بعد کیرمو در آوردم کردم تو دهنش و تا قطره آخر آبمو خورد بعد دوباره رو هم ولو شدیم وقتی که حالمون سر جاش اومد رفتیم با هم دوش گرفتیم زیر دوش یک بار دیگه ارضاعش کردمو اومدیم بیرونو اون دوباره نشست جلوی تلویزیون من هم به دستور مامانم رفتم بیرون تا لیلا جووووووووووووووووووون راحت باشه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>