اولین آنال سکس نازنین

سال اول تو آمریکا خیلی بهم فشار اومده بود.مسکن، کار، دانشگاه به علاوه ی تنها و ناآشنا بودنم. حقیقتا زندگی تو آمریکا به اون آسونی که تصور کرده بودم نبود. غرورم هم نمیذاشت اینو به خونواده و دوستان اعتراف کنم و ازشون کمک بخوام. تصمیم گرفتم حداقل برای یه مدت درس رو بذارم کنار.رفتم لوس آنجلس. قرار بود چند ماه پیش یکی از آشناهای ایرانیم اونجا بمونم.برام کار پیدا کرده بود و می گفت با پولی که تو 6ماه در میارم شاید تصمیم بگیرم درس رو کاملا بذارم کنار. دستی تو موسیقی داشتم و برای خونواده بهونه آوردم که دارم میرم دنبال چیزی که همیشه بهش علاقه داشتم اما هرگز وقت نذاشتم روش. رفتنم به لوس آنجلس همه چیز و تغییر داد.دیگه هرگز به دانشگاه برنگشتم.البته نه به خاطر پول خوبی که از طریق کار درآوردم.نه.اون پول فقط در حدی بود که زنده نگهم داره!…یک بخشی از این تصمیم واسه این بود که جداً به موسیقی و هنر علاقه داشتم و تو لوس آنجلس با روابطی که برقرار کردم تونستم تو همین زمینه فعالیت کنم.موسیقی واسم جذابیت داشت و ازش لذت می بردم بدون توجه به اینکه پولی که ازش در میاد چطوره.یک بخش دیگه هم وجود تعداد زیادی ایرانی بود که نمیذاشت خیلی احساس تنهایی و بدبختی کنم. اما شاید مهمتر از همه مردهای مجرد و ثروتمند بودند به علاوه ی کشف این حقیقت که به عنوان یک دختر 21ساله ی ایرانی چقدر می تونم مورد توجه قرار بگیرم!!

قبل از خروج از ایران فقط یک بار سکس داشتم.بکارتم رو به پسری دادم که 5سال باهاش بودم و بعد ازش خداحافظی کردم و رفتم! موضوع اینه که می خواستم اولین بارم با کسی باشه که بشناسمش،ایرانی باشه و برای سکس تحت فشار نذاشته باشدم.وگرنه از اول هم می دونستم من و افشین با هم به جایی نمی رسیم. تو یک سالی هم که تو اوکلوهوما بودم هیچ غلطی نکردم!هنوز می ترسیدم.اون ترس که از بچگی از طریق باورهای دینی و عرف بهمون تزریق شده هنوز تو روحم بود.و باعث می شد با اینکه حراست و ارشاد و خونواده دیگه درکار نبود باز نمی تونستم با کسی سکس کنم.حتی درباره مشروب هم دردسر داشتم و خیلی با احتیاط برندهای مختلف رو امتحان می کردم!

ماه اول تو لوس آنجلس دوستان هنرمند زیادی پیدا کردم.با هم به مهمونی و کلاب ها می رفتیم و خیلی سریع در ارتباط با آدمهای ثروتمند و کمابیش معروفی قرار گرفتم که تو این جمع ها می دیدم.اکثرا نسل های دو و سه از خونواده های ثرتمند.کسانی که بابا ننه شون از هیچ شروع کردن و به پول رسیدن، ولی خودشون از لحظه ی تولدشون تو اسکناس وول می خوردن و پول رو مثل دستمال کاغذی واسه خوشگذرونی خرج می کردن.تا اواخر ماه سوم از دوست پسر خبری نبود.به جاش به دفعات پیشنهاداتی برای یک شب سکس در برابر پول داشتم که عصبانیم می کرد. ولی یک روز تو یک مهمونی های کلاس متوجه نگاه پسری شدم که از چهره اش خوشم اومده بود.چهره ی جدی و در عین حال شیطونی داشت.لبخندش خیلی محو بود.ابروهای کشیده ای داشت بدون هیچ زاویه ای. و لب هاش برجسته بودن.چشم و ابرو مشکی هم بود با پوست روشن.از من سفیدتر بود(من کلا سبزه ام). با هم صحبت کردیم و قرار گذاشتیم که فردا برای ناهار همدیگه رو ببینیم.

متوجه شدم 24ساله است( با اون لباس و سرو ووضع و منش بیشتر به نظر می رسید!!) تک فرزند یک بیلیونر درست و حسابیه که هتل های متعددی داره و اصالتاً اهل ایتالیاست.قبلا با یک دختر ایرانی بوده و برای همین از ظاهرم فهمیده که ایرانیم.( کاملا راست می گفت! از همون اول یکی دو جمله فارسی باهام صحبت کرد که کلی هیجان زده شدم!!) از لا به لای حرفاش دستم اومد که تو تعطیلاته و این مدت(که می شد چیزی حدود 2ماه) می خواد باهام باشه ولی دنبال یک رابطه ی جدی نیست و نمی خواد اسم من کنار اسمش مطرح بشه. اینجوری که تعریف کردم شاید وضعیت جالبی به نظر نیاد.اما اونقدر برخوردش محترمانه و مردانه بود که جداً جذبم کرد. به خودم گفتم هم به هر حال می تونم از کمک مالیش استفاده کنم هم یک تجربه ی جنسیه خوبه چون بعد از 2ماه میره پی کارش و مزاحمتی برای هم نداریم.

فکر می کنم مقدمه ی خیلی طولانی گفتم. شما فقط یک داستان سکسی می خواین.و من هم نمی خوام اولین سکسم باهاش رو تعریف کنم. اما دلیل اینکه این بشر واسم مهمه اینه که یه بکارت دیگه ام رو بهش دادم. بعد از یکی از سکس هایی که داشتیم رفتم تو حموم تا دوش بگیرم.احساس سبکی می کردم.با وجود سن کمش خوب می دونست چطور ارضام کنه و امکان نداشت باهاش به ارگاسم نرسم.زیر دوش تازه موهام رو خیس کرده بودم و با چشم های بسته داشتم به چند لحظه ی قبل فکر می کردم.مرور اون لحظه ها داشت دوباره تحریکم می کرد و خیس شدن آلتم رو حس می کردم که یهو دستاش از پشت کمرمو گرفت. یکه خوردم.سرم رو برگردوندم و نگاهش کردم.چونه اش رو به شونه ام می مالید و از بالای شونه هام به سینه ام نگاه میکرد.ساعدش رو روی شکمم قفل کرد و تنم رو عقب کشید تا بهش بچسبم. از اینکه کاملا در اختیارم می گرفت لذت می بردم. احاطه ام می کرد و همین باعث می شد حس کنم می دونه داره چیکار می کنه.نا خودآگاه شروع به مالیدن سینه ام کردم.اون هم با چهره ی جدیش فقط نگاه می کرد.بعد از چند لحظه موهام رو کنار زد و شروع به مکیدن گردن و لاله ی گوشم کرد.حالا یکی از دستاش روی دست من بود و سینه ام رو محکمتر می مالید و چنگ می زد.نفس هام سنگین شده بود. دست راستش بین پاهام رفت و روی آلتم حرکت می کرد و با دست دیگه محکم به باسنم چنگ زده بود. درواقع اونقدر محکم که دردم اومد و مجبور شدم پسش بزنم. باسن من خیلی بزرگ نیست و قبلا هم نشونه ای از اینکه جذبش شده باشه ندیده بودم ولی حالا زیر دوش جوری با انگشتاش فشارش میداد که اینگار می خواد از جا بکندش! یه کم ازش فاصله گرفتم و با تعجب نگاهش کردم.خندید و دوباره با حلقه کردن دستش دور کمرم منو به خودش چسبوند.

این بار موهای خیسمو تو مشتش جمع کرد و دور مچش پیچوند.سرم رو خیلی نرم عقب کشید و شروع به بوسیدن لبهام کرد.بوسه اش دیوونه کننده بود.خیلی گذرا لب یا زبونش رو روی لبم می کشید و درست زمانی که می خواستم محکم ببوسه، سرش رو سریع عقب می کشید و دوباره از نو. موقع سکس هم همینطور بود.اونقدر از این بازی ها درمی آورد تا مطمئن بشه کاملا حشریم کرده و دیگه تحمل ندارم. با فشار دستش فهمیدم که می خواد به جلو خم شم.دستش بین پاهام بود و بعد از چند لحظه انگشتش رو داخل آلتم حس کردم.آب دوش پشت کمرم می ریخت و دستش توی کسم بازی می کرد.از لذت ناله کردم.این بار با دو دست به باسنم چنگ زد و از هم بازش کرد.شست دستش رو روی سوراخ کونم حس کردم و لرزیدم.خواستم کمرم رو راست کنم اما با کف دست به پایین فشارم داد و اینبار کمی خشن دستور داد که خم شم.چند لحظه مالیدش و سعی کرد بیشتر بازش کنه اما بعد روم خم شد و پستون هام رو تو مشتش گرفت.آروم تو گوشم پرسید که تا به حال انال سکس نداشتم؟ صداش بیشتر داغم کرد.گفتم نه و حس کردم نفسش سنگینتر شده. به سمتش چرخیدم تا بهتر بتونم ببینمش.با یک کیر نیمه راست شده مواجه شدم و خنده ام گرفت.لبخند زد و شونه ام رو به پایین فشار داد.اول متوجه منظورش نشدم.دستم رو گرفت و دور آلتش حلقه کرد.

اینبار لبش روی لبم قفل شده بود محکم می بوسید.زبونش رو داخل دهنم می کرد و لبم رو گاز های کوچیک می گرفت و می کشید.باز سراغ لاله ی گوشم رفت و اینبار زیر گوشم گفت که بشینم و ساک بزنم.با فشار دستش جلوش زانو زدم. دستش رو زیر فکم گذاشت و دهنم رو باز کرد.آلتش رو داخل دهنم گذاشت و با حرکت کمرش خیلی نرم عقب جلو کرد.نمی تونستم خوب ساک بزنم.تا به حال حتی برای اون هم این کارو نکرده بودم.ولی اینبار دست بردار نبود.روی لبه ی وان نشست و سرم رو توی دستهاش گرفت.گفت که فکم رو شل نگه دارم و بعد با دستش سرم رو عقب جلو می کرد.احساس کردم که آلتش توی دهنم مثل بادکنک داره پف می کنه و کم کم دهنم رو پر کرد.از دهنم در آورد و گفت زیرش رو لیس بزنم.همین کار و کردم و تو تموم مدت با جدیت و دقت نگاهم می کرد.اینگار داره کتاب می خونه! بالاخره دستمو گرفت و از زمین بلندم کرد.دستهام رو روی دیوار گذاشتم و پاهامو از هم باز کردم.دستش دوباره روی شکمم گذاشت و کمرم رو عقب کشید.اینبار آلتش بود که تا آخر تو کسم فرو رفته بود و ناخودآگاه یه ناله ی بلند کردم.هرگز اینقدر سفت وبزرگ نبود.حس می کردم دارم کش میام و کمی درد داشتم.اولین تلنبه رو که زد دوباره ناله کردم و بعدی و بعدی.نمی تونستم ساکت بمونم.تنم داغ بود و اون هم بدون فاصله می زد.بعد از چند لحظه کیرش رو بیرون آورد و کمرم رو بیشتر عقب کشید.دیگه نمی تونستم دستامو به دیوار بند کنم و بنابراین روی زانوهام گذاشتم. انگشت اشاره اش رو با لوسیون چرب کرده بود و داشت با سوراخ کونم بازی می کرد.دومین انگشت رو که فرو کرد از ته دل داد زدم.خندید و بلندم کرد.خودمون و خشک کردیم و برگشتیم روی تخت.

از فکر اینکه می خواد چیکار کنه هم ترسیده بودم هم کاملا حشری بودم.کیرش هنوز محکم و سیخ واستاده بود.بهم گفت روی شکم بخوابم و بعد با فشار دست کمرم رو از روی تخت بلند کرد.شروع به خوردن کرد.با زبونش روی سوراخ کونم می کشید و من از لذت آه های ریزی می گفتم.لوسیون رو پشتم خالی کرد و دوباره شروع به بازی با انگشت کرد. بالاخره کیرش رو روی سوراخم گذاشت و خواست فشار بده داخل اما نمی رفت.دوباره با انگشت.دوباره با آلت. تا بالاخره یه بار با یک فشار ناگهانی سر کیرش رفت تو.لرزیدم و از جا پریدم!یک لحظه فکر کردم واقعاً کبریت لبه ی سوراخ کونم گرفته!می سوخت.حس عجیبی بود.از ترس و کمی هم درد به ملافه چنگ زدم و حس کردم آب کسم شره کرد و روی تخت ریخت.با خنده روم خم شد و از پشت سینه هامو مالید.زیر گوشم چیزهایی دباره جوون و تنگ و حشری بودن زمزمه می کرد و سر آلتش رو آروم جلو عقب می برد اما دردم بیشتر شده بود.

ازش خواستم که بیرون بکشه.آلتش رو درآورد و باز با سوراخم بازی کرد.سعی می کرد با مالیدنش آروم نگهم داره.دوباره آلتش رو روی سوراخم گذاشت.دو تا دستم رو عقب کشید و گفت با تمام توان باسنم رو باز نگه دارم و بکشم.فشار داد و اینبار هم درست مثل قبل خیلی ناگهانی رفت تو و از جا پریدم.کف دستش رو روی کمرم گذاشت و این بار آلتش رو بیشتر داخل فشار داد. کلفتیشو تو روده هام حس می کردم.روی ساعد بلند شدم و سرمو برگردوندم تا ببینم چه اتفاقی داره میفته.صورتش قرمز شده بود و با چشمهای بسته اه می کشید.متوجه نگاهم که شد چند لحظه صبر کرد و بعد روم خم شد.با خشونت صورتمو بالا کشید و لبهامو قفل کرد.تو همون وضعیت یک تلنبه ی محکم زد که باز از جا پریدم و خواستم داد بزنم اما همچنان محکم می بوسید.یکی دیگه و یکی دیگه.به دستش چنگ زدم و ناله کردم.صورتم رو ول کرد و به چشمهام نگاه کرد.گریه ام گرفته بود و دست خودم نبود.این کارش هم لذتبخش بود و هم دردناک.آلتش رو با دقت درآورد و کنارم دراز کشید.بازوهامو گرفت و بالاتنه ام رو روی سینه اش کشید.انگار از کمر به پایین فلج شده بودم و نمی تونستم حرکت کنم.باز لاله ی گوشمو می خورد و تو گوشم زمزمه می کرد. اونقدر نوازشم کرد تا آروم گرفتم.دستم رو گرفت و روی سوراخ کونم برد.خودم هم کنجکاو شده بودم و کمی باهاش بازی کردم.قطرش نصف آلتش هم نمی شد و قابل درک بود که چرا اینقدر سخت می رفت داخل.گفت که اگه درد دارم می تونیم از جلو کار رو تموم کنیم اما دیگه آروم شده بودم.

از تخت پایین اومد و گفت روی زمین جوری زانو بزنم که نیمتنه بالاییم رو تخت باشه.رفت پشتم و باز با همون فشار آلتش داخل رفت.این بار یه دستش تمام مدت روی چوچولم بود و بی وقفه می مالیدش.به سختی جلو عقب می کرد و هر دو آه می کشیدیم. تو این جریان یک بار ارضا شدم و از حال رفتم.آلتش رو خارج کرد و کمکم کرد که به پشت بخوابم. رو زمین زانو زد، پاهامو بلند کرد و شروع به لیسیدن کس و کونم کرد تا دوباره حشریم کنه.دستم رو زیر زانوهام قفل کردم و پاهامو عقب کشیدم.تو این حالت سر آلتش راحتتر رفت داخل.شاید هم حالا سوراخ من بازتر شده بود.کمرم رو یهو کشید لبه ی تخت و آلتش رو تا آخر داخل برد.دستهام شل شد ولی خودش پاهامو بالا نگه داشته بود.به صورتم نگاه می کرد و نفس نفس زنان تلنبه میزد.تو همون حالت روم خم شد و شروع به مکیدن نوک سینه هام کرد.اونقدر داغ بودم که حال خودم رو نمی فهمیدم.دستم رو لای موهای پشت گردنش فرو کردم و سرشو روی سینه ام فشار دادم.نفس های داغش به سینه ام می خورد و باز با هر ضربه اش ناله می کردم.تنم می سوخت و حسابی عرق کرده بودم. دوباره سراغ لبهام رفت و با یک دست هم به جون کس و چوچولم افتاد.خیلی طول نکشید که باز ارضا شدم.اینبار شدیدتر از قبل و با جیغ و رعشه ی سرتاسری.آلتش رو درآورد و بعد از چند دقیقه که حالم سر جاش اومد گذاشت لای پستونم. و آخرسر آبش روی گردن و سینه ام خالی شد. از اون روز تا آخر رابطه ی 2ماهه مون عمدتا انال سکس داشتیم و من تازه فهمیدم چرا دخترهای ایران نمی تونن از این نوع سکس بگذرن!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>