اودکلن

سلام من مها هستم قبلأ دو تا داستان براتون گذاشتم بابت نظراتتون ممنون قبل از این که داستان و شروع کنم یه خواهش ازتون دارم لطف کنید به خانواده ام فحش ندید چون اینها صرفأ تخیلات ذهنی من هستن و دوست ندارم به خاطر یه داستان خانواده ام فحش بخورن مخصوصأ که پدرم هم فوت شده. من یه دختر با چهره معمولی هستم اندامم خوبه فقط یه ذره شکم دارم که اونم تو مانتو معلوم نیست چون تو یه اداره دولتی کار میکنم خیلی وقتی برام نمیمونه تا با دوست پسرم سکس داشته باشم البته خیلی همدیگه رو دوست داریم و الان چهار ساله که این دوستی ادامه داره البته این دوری ما فقط به خاطر وقت نداشتن من نیست چیزای دیگه هم هست مثل نداشتن مکان …که این موضوع باعث شده خیلی وقتا کارای عجیب غریبی بکنیم.

.. حدود یک ماهی بود که فقط لب گرفته بودیم و من اینقدر حشرم زده بود بالا که داشتم روانی میشدم شبا تا دیر وقت خوابم نمیبرد و تو اداره خیلی بی حال بودم یه شب تا نیمه شب به خودم میپیچیدم اومدم بلند شدم رو تختم نشستم تو فکر بودم که چکار کنم امشب حتمأ باید ارضاء میشدم یه چرخی تو خونه تو آشپزخونه زدم ولی چیز به درد بخوری گیرم نیومد با پوز کش اومده اومدم تو اتاقم نشستم رو تختم و شروع کردم دونه دونه لباسام و در آوردن فقط شرتم در نیاوردم چون بدم میاد با دستم کسم و بمالم از رو شرت یه کم مالیدمش کسم باد کرده بود و خیس خیس بود چشام داشت سیاهی میرفت باید یه کاری میکردم بلند شدم رو میز آرایشم و هم یه نگاهی بندازم شاید چیز به درد بخوری پیدا کردم که چشمم افتاد به یه شیشه ادکلان که مال خیلی وقت بود و منتظر بود که بندازمش بیرون ولی همیشه میگن کفش کهنه در بیابان نعمت است

اون شب این شیشه ادکلان از همه کیرای دنیا برای من کیرتر بود نمیدونید چه ابهتی داشت میخواستم کس کون و کل هیکلم و دو دستی تقدیمش کنم این شیشه درازو کلفت نازنازی رو بردم اول خوب شستمش بعد اومدم دراز کشیدم رو تختم دوباره چون لباسام و پوشیده بودم همه رو در آوردم به اضافه شورتم و که دیگه الان خیس خیس شده بودم سر گرد شیشه رو که گذاشتم رو کسم چنان آهی کشیدم که از ترس اینکه یکی صدام و شنیده باشه خشکم زد قلبم صدو هشتادتا میزد شروع کردم به کشیدن شیشه ادکلان رو کسم و بالا و پایین میکردم چشام و هم بسته بودم فکر میکردم که الان یه کیر واقعی داره تو کسم میره و میاد اینقدر داشتم لذت میبردم که اصلأ حالیم نبود دارم چکار میکنم کس باد کردم خیس بود و شیشه هم همین طور یه که سر گردش و کردم تو کسم بالا پایین کردم

شروع کردم به تند تند بالا پایین کردن دیدم میخوام ارضاء بشم ولی دلم میخواست لذتش و یه کم دیگه بچشم شیشه رو بر داشتم یه نفس عمیق کشیدم پاهام و تا هر چی میتونستم از هم باز کردم و شیشه رو گذاشتم رو کسم و شروع کردم بالا پایین کردن اینقدر کسم لیز شده بود که دیگه من زحمت زیادی نمیکشیدم راحت میرفت و میومد اینقدر ادامه دادم که یه دفعه بدنم شروع کرد به لرزیدن و من محکم ادکلان فشار دادم رو کسم انگار تمام بدنم بلند شد و محکم افتادم رو تخت ضربان قلبم زیاد شده بود و داشتم عرق میریختم نای نفس کشیدنم نداشتم چه برسه به اینکه شیشه رو از رو کسم بر دارم شاید تا نیم ساعت همون جوری افتاده بودم و تکون نمیخوردم بعدش بلند شدم لباسام و پوشیدم شیشه ادکلان مهربون و که من و مدیون خودش کرد تمیز کردم با احترام گذاشتمش تو میزم شاید دوباره یه روزی به دردم خورد………

ممنون از اینکه حوصله به خرج دادید و داستانم و خوندید منتظر نظراتتون هستم اگر اجازه دادید ادامه میدم

نوشته: مها

2 thoughts on “اودکلن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>