اشتباه سکسی

( اخطار: این داستان در آخر تهوع آور میشه. اگه به داستانهای برده و ارباب و شیتینگ علاقه ندارین این داستان رو نخونین)

شوهرم اولها مرد ملايم و عادي اي بود.اگه ميخواست تو كسم بذاره ،عين توي فيلمها با ماچ و بوسه و
حرفهاي قشنگ شروع ميكرد و به آخرش كه كير تو كس بود ميرسيد و بعد ريختن آبش هم ازم تشكر ميكرد.ولي تقصير خودم بود كه عوض شد.مدام ازش خواستم كه يك كمي خشن تر باشه.يك كمي قوي تر برخورد كنه.اصلا بلد نبود حرفهاي كيري بزنه.انقدر ازش تمنا كردم كه ياد گرفت در مدت سكس حرفهاي داغ هم بزنه.دوست داشتم كه مدام دم گوشم ويز ويز كنه و هن و هن كنه.بدم ميومد كه خيلي رمانتيك و شيك رفتار كنه.دلم ميخواست كه موهاي كير و خايه اش رو نزنه و پشمالو باشه.دلم ميخواست كه بيفته روم و بلند نشه.ولي خيلي با ادب و نزاكت منو ميكرد.دلم ميخواست كه محكم تلمبه بزنه و يك كم دردم بياد.دلم ميخواست يواش يواش تو كونم بذاره.دلم ميخواست كه اجازه بده كيرش رو بمكم.ولي ميگفت اين كارها بهداشتي نيست.بده.عيبه.خلاصه يه ده سالي از عروسيمون گذشت و من آروم آروم ،رامش كردم.

ريز ريز براش كيرش و ليس زدم و ياد گرفت كه چه جوري با دهنم حال كنه.ياد گرفت پشمالو و مردونه تر باشه.ياد گرفت حرفهاي به به بزنه. ولي..ولي..نميدونستم كه آخر و عاقبت اين برنامه چيه.خودم كردم كه لعنت بر خودم باد.حالا ما 25 ساله عروسي كرديم.هنوز از آه و واه نيافتاديم و كير و كسمون كار ميكنه.ولي چه جوري ؟ گوش كنين كه بگم.حالا ديگه پشماشو كه نميزنه هيچ ، ديگه بعد شاشيدن هم كيرش رو نميشوره.واسه همين هر با كه كير دهنم ميذاره ، كيرش بو و مزه شاش مونده ميده. خشتك شورتش هم هميشه خدا خيسه. بهتون بگم كه اختلاف هيكلمون هم تماشائيه.اون 2-3 برابر منه.اصلا زورم بهش نميرسه. تازه به خاطر اينكه پسرم نفهمه مجبورم هركاري ميكنه خفه خون بگيرم و صدام در نياد. اون هم نامرد وقتي بچه ها بيرونن كه سراغ من نمياد.ميذاره شبها كه بچه ها تو خونه هستن. منم مجبوري خفه ميشم. خفه هم نشم ، همچين كير شاشي رو تو حلقم فرو ميكنه كه نفس هم يادم ميره چه برسه به سر و صدا.ديشب تا بچه ها رفتن تو اتاقاشون اومد تو اتاق خواب و جلوي من شروع كرد كيرشو خاروندن. من وانمود كردم كه نميبينم.يه دفعه آتيشي شد و اومد كنار دراور و يكي زد پس كله ام.تازگيها كتك هم ميزنه و گفت الاغي يا خودتو به خري ميزني؟ بعد پاهاشو باز كرد و كله ام رو برد لاي لنگاش و شروع كرد به فشار دادن گردنم با رونش.گفت ايندفعه به يه اشاره ميپري جلو پاي اربابت و مثه سگ له له ميزني كه بهت كير بدم.

حالا له له بزن ماچه سگ. منم از ترس اينكه بچه ها صداشو نشنون زود شروع كردم به له له زدن. زبونمو در اوردم و عين سگ له له زدم. گفت حالا چي ميخواي كه زبونت تا كست اومده پائين بدبخت ؟ گشنه اي يا تشنه ؟ من هنوز خفه بودم كه همون لاي پاش يه توسري ديگه خوردم. زود گفتم هر چي شما بفرمائين. گفت خوب همه اول غذا ميخورن بعد نوشابه. بيا غذاتو بدم كس گشنه. بعد منو از لاي پاش در اورد و دستور داد كه روي تخت دراز بكشم. وقتي دراز كشيدم و با ترس منتظر موندم ، شورتش رو پايين كشيد و اومد بالاي سر من. تاپم رو تا زير پستونام برد و نشست روي پستونام. كونش رو خوب جابه جا كرد كه قشنگ ممه هام زير كونش باشه. بعد شروع كرد روي پستونام قر دادن. هي كونش رو عقب و جلو ميكرد و حال ميكرد. بوي گند كير و كونش داشت حالم رو بهم ميزد. بوي شاش و گه و عرق تنش و آب كيرش و….چنان تند بود كه داشتم خفه ميشدم. بعد چند دقيقه كونش رو بلند كرد و گذاشت روي صورتم. اين كار هميشه باعث وحشتم ميشه. معمولا هر چند ثانيه يك بار كونش رو بلند ميكنه كه نفس بكشم ولي هميشه ميترسم كه همچين تو حال كردن غرق بشه كه دست و پازدن منو نفهمه و زير كونش خفه بشم. به هر حال سوراخ كونش رو هي روي صورتم ميماليد و سعي ميكردكه دماغم رو فرو كنه تو كونش. بالاخره دماغم يه ريزه تو سوراخ كونش فرو رفت. كيف كرد و گفت حال ميكني ؟ بوي كونمو دوست داري. ماچه سگ كون خور. بو كن. حال كن. فقط يه سانت دماغت رفته تو كونم. ولي غصه نخور. يه روز به آرزوت ميرسي و همه كله ات رو ميچپونم تو كونم كه عين گه نصفه از كونم آويزون بشي. فعلا حال كن. هي هم قر ميداد.

من زير كونش داشتم با بدبختي سعي ميكردم جلوي استفراغم رو بگيرم كه خدا به دادم رسيد و بلند شد. خودشو داد عقب و كيرشو ماليد به لبام. كيرش انقدر بزرگ بود كه از پشتش نميتونستم ديگه هيچي ببينم. گفت دهنتو باز كن كثافت. باز كن كه كيرم داره از بي دهني گريه ميكنه. ببين چه اشكي ميريزه. از نوك كيرش چند قطره آب مني اومده بود كه ماليد به لبام. بعد دوباره روي پستونام قر داد. اونوقت ديدم كه يه جوري داره به خودش ميپيچه و ريز ريز ميخنده. داشتم فكر ميكردم كه چه مرگشه كه يه دفعه چسيد. يه چس كشدار و قوي. ديگه از بو داشتم ميمردم. كه با يه ضربه محكم تو سرم به خودم اومدم و تابگم آخ كيرش رو تپوند تا ته حلقم. شروع كردم به دست و پا زدن كه گفت آخ جووووووووووون ميميرم واسه دست و پا زدنت. خوشم ميا د كه زير تخمم وول بخوري. حال ميكنم كه زير كونم جون بدي. من ياد گرفتم كه واسه اينكه زودتر از دستش خلاص شم ، بيشتر دست و پا بزنم و محكم تر براش كيرشو بمكم كه زودتر آبش بياد. همين كارم كردم. خودمو هي تند تند تكون دادم و ناله كردم كه يعني دارم له ميشم. دارم خفه ميشم و با شدت كيرشو مكيدم. اونم الهي شكر زود آبش اومد و همه اش رو تو حلقم خالي كرد. اب كير با طعم شاش. بعد از رو ممه هام بلند شد و كيرشو تو صورتم زدو گفت امشب بهت رحم كردم و زود تمومش كردم. فردا بيشتر حال ميكنم. بعد رفت و منو روي تخت با دهن آب كيري و دماغ گهي باقي گذاشت.

فرداش كه بچه ها رفتن بيرون شوهرم روي مبل نشسته بود و داشت تلويزيون نگاه ميكرد كه من يه سيب برداشتم و شروع كردم گاز زدن. ديدم داره يه جوري نگام ميكنه.بهش اشاره كردم كه سيب ميخواي. گفت آره. منم فقط همون سيبو داشتم از وسط نصف كردم و بردم بهش بدم كه پا هاشو باز كرد و منو نشوند وسط پاش. تو دلم گفتم يا علي خدا به دادم برسه. چه خيالي داره؟ بعد سر شلوار خونه اش رو كشيد پايين تا كيرش افتاد بيرون. بد مصب سير موني هم نداره. هميشه آبش به راهه. انگار اين مردها هر چي پير تر ميشن آتيششون تند تر ميشه.خلاصه سيب منو گرفت و ماليد به كيرش و گفت بيا واسه ات نمك زدم. منم ناچاري سيب كيري رو خوردم. در طول خوردن هم كله ام رو لاي لنگهاش نگه داشته بود.بعد كه سيبم تموم شد خواستم پاشم كه گفت كجا؟ فكر كردي تموم شد ؟ بيا بدبخت آب سيب روي كيرم مونده. بمك تميز شه. بعد كيرشو تپوند تو دهنم. من كه چاره اي نداشتم شروع كردم به مك زدن كير كه لحظه به لحظه كلفت تر ميشد. بالاخره رسيد به يه اندازه اي كه تو دهنم جانميشد. اونم هي آه و ناله ميكرد و كونشو رو مبل عقب و جلو ميداد. ولي انگار نميخواست آبش بياد. شانس كه نداشتم. كلي طول كشيد كه آبش بياد و من بدبخت طبق معمول قورت بدم. خيلي بدش مياد كه حتي يه قطره از آب كيرش به قول خودش حروم شه. بايد همه اش رو بخورم. خلاصه وقتي خالي كرد به خودم گفتم الحمدالله تموم شد. راحت شدم و خواستم بلند شم كه زد تو سرم و گوشهامو گرفت و كشيد و گفت وايسا كارت دارم.

گفتم تو رو خدا بذار برم. آب امروزتو كه خوردم. گفت از كي تا حالا پررو شدي كه واسه ام زبون درآوردي ريقونه ؟ جات زير كونمه تا ابد. تخم بابام نيستم اگه امروز بذارم بري. يه كار با حال باهات دارم. بعد پاشد و گفت الاغ يابو دولا شو سوارت شم. از ترس مردم. گفتم تورو خدا از خر شيطون بيا پايين. من كه نميتونم به تو سواري بدم. 3 برابر مني آخه. گفت ريقونه. رو حرف من حرف ميزني ؟ آدمت ميكنم. وقتي ميگم تو الاغمي يعني الاغمي. حرف نداره. بعد موهامو كشيد و سرمو آورد لاي پاش و به زور دولام كرد و نشست روي كمرم. من يه لحظه هم نتونستم دووم بيارم و پهن شدم روي زمين و كمرم به شدت درد گرفت. داد زد كثافت كوني ، به من سواري نميدي ؟ بدبخت يادت رفته من كيم ؟ درستت ميكنم. بعد منو همونجا روي فرش برگردوند و نشست روي ممه هام و ديدم كه كيرش شده قد خربزه. ميدونستم كه ميخواد بكنه تو حلقم. اشهدمو خوندم و دهنمو باز كردم و كيرشو كردم تو دهنم و شروع كردم به مك زدن. اونم يه ريز داشت فحش ميداد و ميزد تو سرم كه يواش يواش فحشهاش تبديل به هن و هن شد. ولي چشمتون روز بد نبينه. بعد چند دقيقه كله ام رو با دست سفت گرفت انگار ميخواست جلوي در رفتنم رو بگيره و هن هنش تند تر شد و…………….يه دفعه فشششششششششششششش. شاشيد تو حلقم. داد ميزد. بخوووووووووور جوووووووووون شاشيدم تو حلقت يابو. بخور شاشمو قورت بده. آخخخخخخخخ جوووووووووون فشششششششش من نميتونستم به همون سرعتي كه ميشاشيد قورت بدم. براي همين از بغل لبام كه با دستاش محكم دور كيرش چسبونده بود، شاش با فشار ميزد بيرون. نصفش رو قورت ميدادم. نصفش ميومد بيرون. وقتي شاشش تموم شد يه نگاهي به من كرد و گفت كثافت شاشم حروم شد. نصفشو ريختي بيرون.

بايد تنبيه شي. داشتم گريه ميكردم گفت كجاشو ديدي ؟ گريه رو بذار براي آخر كار. بلايي سرت بيارم كه تا آخر عمر يادت نره. خر خوبي نبودي. به من سواري ندادي و شاشم حروم شد. آدمت ميكنم. بعد كونش و آورد جلو و سوراخ كونشو گذاشت دم دهنم و گفت بليس. ميخوام توي سوراخ كونمو بليسي. با دستش كپل هاش رو گرفت و باز كردكرد و سوراخش رو برام گذاشت. منم از ترس شروع كردم به ليسيدن سوراخ كونش. دورش و توش رو حسابي ليسيدم. اولش بوي ان و گه ميداد. وقتي يه مدت ليس زدم ديگه بو نميداد. نميدونم من حسابي براش تميزش كردم و گه مونده شو خوردم يا دماغم به بوي كونش عادت كرد. اونم حسابي حال ميكرد. هي كونش رو روي صورتم فشار ميداد و ميگفت كون و كير و خايه ام همه درسته تو حلقت. تو خشتك شورتمي. دهنت خشتك منه. كون و كيرمو عين خشتك شورت ميكنم تو حلقت. جات لاي پامه. هميشه بايد زير كونم باشي و دهنت كار كنه. هي هم هن و هن ميكرد. يه دفعه هن هنش قطع شد و شروع كرد به زور زدن. من سعي كردم فرار كنم. ولي نميذاشت.گفتم كه خيلي گنده تر از منه.

آخرش چند تا گوز محكم تو دهنم داد و يه دفعه ريد تو حلقم. گهش يه خورده نرم بود. وقتي ريد تو حلقم قهقهه زد و داد كشيد ، بخور.گهمو بخور.غذاته. شاش منو هدر دادي ؟ از اين به بعد هر وقت تنهاييم خودت زود مياي لاي پام التماس ميكني كه تو حلقت بشاشم. اگه خوب خوردي كه خلاص. اگه نه ، تو حلقت ميرينم. حالا بجو و قورت بده. انم تو حلقت بدبخت شاش خور. يابوي گه خور من. از كونم بخور. از كيرم بخور. تو مستراح مني. ديگه نميرم مستراح. يه توالت فرنگي دارم. توش ميشاشم و ميرينم. جوووووووووون. بعد كه همه انشو قورت دادم گفت سوراخ كونمو بليس تا تميز شه. حوصله ندارم بشورم. تو بايد سوراخمو بليسي. من هم تمام تو و بيرون سوراخ كونشو ليسيدم و براش تميز كردم كه بالاخره از رو كله ام پاشد و گذاشت برم. وقت رفتن يه لگد به پام زد و يه تف روم انداخت و پوز خند زد و رفت.با خودم گفنم خودم کردم که لعنت بر خودم باد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>