اشتباهی

اون روز حسابي كلافه بودم اعصابم از دست يكي از همكلاسي هام خرد شده بود يه كم بگو مگو كرديم و از دانشگاه اومدم بيرون توي راه هر چي منتظر تاكسي شدم تاكسي گيرم نيومد.يه پيكان مدل ناصري(دوره ناصرالدين شاه) بوق زد گفتم تهرانپارس ترمز كرد گفت چقدر ميدي گفتم نميدونم گفت دوهزار تومن خوبه گفتم نه هزار تومان بيشتر نميدم گفت باشه بيا بالاسوار شدم و گفتم پس چرا ميگيد دو هزار تومان گفت خانم اصلا قابل نداره شما اگه كرايه هم نميدادي من شما رو ميرسوندم تازه نگاهش كردم ديدم خيلي آشناست گفتم ببخشيد شما خيلي به نظر آشنا مياييد و يه دفعه دلم ريخت واي رضا بود ولي چه قدر فرق كرده بود خيلي خوشگل تر شده بود سينه بازش منو بي حال كرده بودبهش گفتم يالا نگه دار پياده ميشم گفت چرا گفتم به خاطر اين كه ازت لجم گرفته با تعجب منو نگاه كرد گفتم سه ماهه ازت خبر ندارم متعجب و دستپاچه گفت برات ميگم اتفاقي برام افتاده كه اگه بدوني دلت برام ميسوزه گفتم خوب بگو گفت بريم يه جاي خلوت گفتم بريم خونه ما ( من توي تهران تنها زندگي ميكنم)رفتيم توي خونه وقتي وارد آپارتمان شديم قلبم ميطپيد گفتم خوب بگو اومد جلو دستش رو انداخت دور كمرم گفت خوشگلم يه جايي گرفتار بودم كه اگه ندوني بهتره دلم براش سوخت گفتم كجا مهلت بهم نداد لباش رو گذاشت روي لبم

من ميمردم براي اين پر روييش لبش اونقدر خوشمزه بود كه با زبونم مزه مزه اش كردم دستش رو برد توي موهام و با دست ديگه دكمه هاي مانتوم رو باز كرد و از روي شونه هام انداختش پايين دستش رو برد زير پيرهنم و پشت كمرم رو نوازش ميكرد داشتم روي اسمونها پر ميكشيدم دستم رو انداختم دور گردنش منو بيشتر به خودش فشار داد دستش رو كرد توي شلوارم و شروع كرد به ماليدن باسنم بعد زيپ شلوارم رو كشيد پايين و شلوارم رو به طرف پايين هل داد بعد آروم اومد سينه هام رو بوسيد و جولوي پام زانو زد و شروع كرد به در آوردن شلوارم سرش رو گذاشت لاي پام و شورتم رو با دندوناش گرفت و كسم رو بو كرد بعد بلند شد و بدون مكث پيرهنم رو از تنم بيرون آورد و شلوار و پيرهن خودش رو هم در آورد و كيرش رو از روي شورت گذاشت لاي پاهام من اين كارش رو خيلي دوست داشتم دلم ميخواست قبل از اين كه كيرش به كسم بخوره فشارش رو از روي شورت حس كنم كرستم رو باز كرد و دستاش رو گذاشت روي سينه هام يه سينم رو گرفت به دندونش و با دستش اون يكي سينم رو ميماليد بعد يه كم شورتم رو كشيو پايين و كيرش رو گذاشت لاي پاهام وقتي كيرش به كسم خورد ديدم كه دارم كنده ميشم داشتم ارضا ميشدمفهميد منو بغل كرد و برد انداخت روي تخت منم بلافاصله برگشتم اونم معطل نكرد بقيه شورتم رو از پام در آورد و خوابيد روي من

شكمش توي گوديه كمرم بود زانوهاش توي گوديه زانوهام و كيرش لاي پام بود حسابي خيس شده بودم و كيرش با آب كسم ليز شده بود آروم كيرش رو گذاشت دم سوراخ كونم منم پاهام رو محكم به هم چسبودنم دلم ميخواست وقتي با كيرش كونم رو پر ميكنه خيلي دردم بياد هرچي دردش بيشتر ميشد بيشتر لذت ميبردم كيرش رو فشار داد توي كونم حس كردم كه پر شدم درد كيرش داشت همه وجودم رو ميسوزوند داشتم از درد ناله ميكردم ولي بازم درد بيشتري ميخواستم تا آخر كرد توي كونم پر پر بودم كيرش اقلا بيست پنج سانت بود و قطر كيرش شايد پنج سانت ميشد از اون وقتي كه من نديده بودمش كيرش هم خيلي كلفت تر شده بود داد ميزدم محكم فشارم بده اون هم كيرش رو در آورد و با ضرب محكم دوباره داخل كونم كرد طوري كه ديگه داشتم از درد ميمردم ولي لذت دردش اون قدر زياد بود كه گفتم يه بار ديگه و اون چند بار اين كار رو تكرار كرد و من ديگه آبم براي بار دوم كنده شده بود و بي حس افتاده بودم تا اين كه گفت دارم ميام كجا بريزم گفتم بريز توي كونم و اون يك بار ديگه كيرش رو بيرون كشيد و با ضربه بسيار محكمي كه ديگه همه سوراخ كونم رو منفجر كرد دوباره داخل كرد و همون وقت آبش هم با فشار پاشيد توي كونم

ديگه مست مست بودم توي اين مدت كه نبود خيلي كارا ياد گرفته بود اون قدر قشنگ منو ميكرد كه دلم نميخواست بزارم بره خوابيده بود روم و داشت كفلم رو ميماليد بعد اومد كنارم و لبام رو بوسيد بهش گفتم خوب حالا ميگي كجا بودي گفت من همين جا بودم تو كجا بودي حالا گفتم مسخره بازي در نيار رضا راستش رو بگو گفت آخه من رضا نيستم من اسمم صادقهگفتم يعني به من دروغ گفته بودي گفت من هيچ وقت به تو چيزي از اسمم نگفتم الان دارم ميگم اسم من صادقه گفتم مگه تو رضا نيستي كه ………..و چند تا نشوني بهش دادم گفت نه به خدا من امروز براي بار اول بود كه شما رو ميديدم ولي از بس خوشگل بودي كه نتونستم بهت بگم اشتباه گرفتي گفتم پس چرا گفتي منو نميشناسي گفت خوب يه تير توي تاريكي انداختم اگه نميگرفت چيزي نميشد اومدم باهاش دعوا كنم كه ياد كير خوش تراشش و حالي كه بهم داده بود افتادم بهش گفتم بد جنس من توي عمرم به هيچ كس نداده بودم تو با حقه بازي منو كردي اونم گفت بد جنس منم تا حالا توي عمرم هيچ كس رو نكرده بودم تو باعث شدي كه تو رو بكنم من ميدونستم كه اونم مثل من دروغ ميگه ولي چاره اي نبود بعد از اون روز مجبور شدم كه هر هفته دوشنبه ها بهش بدم و اين اولين اجبار زندگيم بود كه از يه هفته جلو تر انتظارش رو ميكشيدم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>