از ماساژ تا برآورده شدن آرزو

سلام به همه دوستان عزیز حشری. من م.ر.ف هستم و می خوام لذت بخش ترین خاطره گی کردنم رو براتون تعریف کنم. قضاوتش با شما که این ماجرا حقیقت داشته یا ساخته خیال من هستش به هر حال امیدوارم از خوندنش لذت ببرید.

اما ماجرای من در رابطه با یکی از دوستام هستش که 4 سال از من کوچیکتره (من 24 سال دارم) و مربوط میشه به تقریبا دو یا سه سال پیش دقیقا خاطرم نیست. بریم سر اصل ماجرا. یه روز که حسین (رفیق شفیق من) اومده بود خومون آخه من تنها بودم (پدر و مادرم با برادر کوچیکم رفته بودن مسافرت و اون یکی برادرمم سرباز بود ، ما در کل یه خانواده پنج نفره هستیم) و در کل کسی جز من خونه نبود. یه چیزایی قبلا در رابطه با دودول بازی حسین با چندتا از بچه محلا شنیده بودم اما خب من که از چیزی مطمئن نبودم به همین خاطر می بایست امتحان می کردم ببینم اهل دل هست یا نه.

اون روز که اومده بود خونمون گفتم بیا با هم یه ذره رزمی کار کنیم آخه کیک بوکس میرم شاید بالغ بر 7-8 سال بشه اونم تازه رفته بود جودو سرتون رو درد نیارم. یه نیم ساعتی با هم ورجه وورجه کردیم تا نمی دونم خدا خواست ، قسمت بود یا هر چیز دیگه یه لگد یه جورایی محکم زدم به سفید رون حسین آقا ، اونم پاشو گرفتو شروع کرد ننه من غریبم بازی درآوردن مارو هم میگی اون لحظه یه کوچولو شرمنده شدیم اما یه فکر سریع اومد تو ذهنم که گفتم حالا وقتشه امتحانش کنم ببینم اون چیزی که شنیدم درست هستش یا نه که ببینم بازم بچه محلا خواستن یکی رو خراب کنن یا براش حرف درآوردن یا نه ماجرا واقعیت داره. القصه شروع کردم به مالیدن پاش از روی شلوار که یه دفعه بهش گفتم می خوای برات پماد تسکین دهنده درد (جهت اطلاعتون پماد رزماری) رو پات بمالم اولش گفت نمیخواد اما طبق معمول از ما اصرار و این دفعه از حسین آقا قبول کردن. اول میخواست پاچه شلوارش رو بده بالا اما دید نمیشه و اونجا بود که به قول شاعر «یا علی گفتیم و عشق آغاز شد دکمه شلوار یارم باز شد»

وقتی شلوارش رو درآوورد دیدم عجب چیزه ای این همه ما با هم استخر رفته بودیم اما با این دید بهش نگاه نکرده بودم رونای خوش تراش ، سفید وای عجب چیزی بود. القصه ما شروع کردیم پای حسین آقارو چرب کردن و ماساژ دادن که یه یهو بهش گفتم البته طبق نقشه قبلی که یه دفعه به ذهنم رسیده بود حسین بذار یه ماساژ توپ بدمت تا خستگیت در بیاد اونم موافقت کرد اون وقت بهش گفتم خب پیرهنت رو هم در بیار دیگه که یه ذره من من کرد و آخرش درآوورد. حالا حسین آقای ما با یه شرت از این شرتای مامان دوز بودو ما. شروع کردم از شونه هاش ماساژ دادن (انصافا ماساژ می دادما) تا کف پاش بعد بهش گفتم می خوای بدنت رو با روغن بادوم چرب کنم برای پوست خوبه اونم موافقت کرد . دیگه داشتم از کت وکول می افتادم اما تا نگاهم به ساق و رون و کون حسین آقا می افتاد نیرو میگرفتم . این دفعه از پایین شروع کردم به ماساژ دادن. کف پا و پشت ساق و رونش رو که ماساژ دادم رسیدم به قسمت حساس نقشه که می بایست شورتش رو از پاش در میاووردم نمیدونستم عکس العملش چی بود به هر حال بهش گفتم حسین میخوام بالای رونت هم چرب کنم اما شرتت میترسم چرب بشه یه جورایی هم با شورت یه ذره ماساژ دادن سخته قلبم تندتند میزد یه دفعه بهم گفت یعنی باید شرتم رو در بیارم من خداخواسته گفتم در بیاری بهتره و اون لحظه فرا رسید و این نازنین رفیقه ما دو تا دستش رو انداخت کنار لبه های شرتش و کونش رو یه ذره داد بالا و شورتش رو کشید پایین. شاید اگه دروغ نگفته باشم یکی از قشنگ ترین کونایی بود که می دیدم شفید ، قنبل ، کم مو ، کشیده و برای من خوش بو .

بریم سراغ بقیه ماجرا شروع کردم کونش رو چرب کردن از پایین کونش شروع کردم رفتم تا کناره های کپلاش بعدش رفتم تا نزدیکای خط کونش اما دستم رو لاپاش نکردم ، ماساژو ادامه دادم اومد رو کمرش و کتفش و گردنش و دیگه تقریبا داشت تموم میشد که بهش گفتم برگرده تا سینه و شکمش رو هم ماساژ بدم البته نیتم از این حرف دیند کیرش بود که قربونش برم از مال من بزرگتر بود، سفی ،د راست قامت تقریبا یه 18-19 سانتی میشد آخه حسین آقای ما شق فرموده بودن. شروع کردم به ماساژ دادن سینه هاش عجب سینه هایی داشت همون جا بهش گفتم حسین جون این سینه های اناریت فروشیه که دیدم جواب نمیده تو حال خودش بود سینه هاش رو ماساژ دادم و رسیدم به شکمش دیگه داشت کارم تموم تموم می شد گه رفتم در گوشش گفتم دوست داری کیرتم ماساژ بدم که بعد چند ثانیه با یه لحن خاصی گفتش آره. تا اینجا 50 % کار حل شده بود حسین حشری شده بود و اجازه داده بود که من با کیرش حال کنم . منم کم نذاشتم اول اون کیر کاملا شق شدش رو توی دستام گرفتم و باهاش بازی کردم « باید بگم که خودمم دیگه حشری شده بودم» بعد آروم آروم شروع کردم به لیس زدنش و در آخر داشتم براش رسما ساک می زدم.

کم کم دستام هم به کار افتادن و شروع کردن با کون کپلای حسین آقا بازی کردن یه لحظه یه نگاه بهش کردم دیدم انگار توی این دنیا نیست داره حال می کنه در حد تیم ملی. از روغن بادومی که کنارم بود یه مقدار برداشتم و اونجایی رو از کونش که لمس نکرده بودم شروع به نوازش کردم یه ذره مو داشت اما خیلی نبود آروم آروم انگشت وسطم رو به اون سولاخ خوشگل کون بی همتای حسین آقا میمالیدم که یه دفعه از جاش بلند شد گفت داری چیکار میکنی؟؟؟؟ منم در جوابش گفتم می خوام یه حالی به تو بدم یه حالی هم خودم کنم که گفت به من برو بابا من بچه کونی نیستم که من هم یه دفعه گفتم چیه مال ما خار داره حسین آقا. مال (بوووووووووووووووق) و ( بوووووووووووووق) و غیره خار نداره . این رسم رفاقت که دیدم یکم شل شد ، کیرش خوابیده بود ، دیدم زیر لب داره با خودش حرف میزنه رفتم نزدیک تر دیدم داره به اون بچه ها فحش خار مادر میده اما وقتی که دید من همه چیرو میدونم اونم گفت باشه اما شرط گذاشت نکنمش منم گفتم باشه اما تو دلم گفتم بچه بابام نیستم اگه امروز نکنمت. مجددا شروع کردم براش ساک زدن بعد بهش گفتم به روی شکم دراز بکشه گفت میخوای چیکار کنی گفتم میخوام سولاخ کون خوشگلت رو لیس بزنم اونم خدا خواسته دمر شد لمپنای کونش رو از هم وا کردم و صورتم رو نزدیک خط کونش بردم و اولین بوسه رو از سولاخش گرفتم و شروع کردم به مکیدن و لیس زدنش بگم شاید یه 10 دقیقه یه ربعی داشتم سولاخ کونش رو لیس میزدم دیگه آماده ی آماده شده بود برای کار اصلی. بهش گفتم می خوام بکنمت که یه دفعه بلند شد بره و گفت مگه قرار نذاشته بودیم کردنی تو کار نباشه و منم بهش گفتم این رسم رفاقته اگه به ما بدی مگه چی میشه از وزن کونت کم میشه یا از قیمت میفته و از این کس شعرا که دیدم به رگ رفاقت آقا برخوردو بهم گفت میذارم منو بکنی به دو شرط که اول به هیچ کس نگی منو کردی مثل اون رفقای کسکشم دوم اینکه هر موقع گفتم تمومش کن تمومش کنی منم گفتم باشه عزیزم.

تو کونش اینقدر آب دهن زده بودم که سولاخش نرم نرم شده بود اما برای اطمینان یه مقدار کرم هم دم سولاخیش مالیدم. من نشستم و بهش گفتم بیاد بشین رو کیرم. من کیرم معمولیه 15 سانت طولش و تقریبا 10یا9 سانت هم قطرش. وقتی نشست رو کیرم بدون کوچکترین فشار از جانب من همه کیرم با فشار وزن بدن خودش رفت تو سولاخ کونش که وقتی ازش پرسیدم درد نداری گفت یکم دارم اما ایراد نداره و بعد شروع کرد رو کیره من بالا پایین رفتن بعد یه چند دقیقه گفتم حالا که سولاخ کونت جا باز کرده بیا پوزیشنمون رو عوض کنیم . بهش گفتم حال سگی بگیره و من رفتم پشتش و با یک لذت وصف ناشدنی کیرمو تو سولاخ کون حسین آقا فرو کردم و به همین ترتیب تو حالتهی قنمبل و دراز کش هم کردمش و در آخر منی خودم رو توی اون کون خوشگل قشنگ حسین خالی کردم و دست آخر هم براش یه جلق مشت زدم تا اون هم ارضا بشه. بعد از این ماجرا یه چند بار دیگه هم با هم حال کردیم که حسین آقا رفت خدمت سربازی. و ماجرای برآورده شدن آرزوی ما به پایان رسید. امیدوارم از خوندن این ماجرا لذت برده باشین تا من از اینکه وقت شما رو گرفتم شرمنده نشده باشم. اگر هم در متن غلط املائی مشاهده کردین به بزرگواری خودتون ببخشید. همتون رو دوست دارم. تابعد…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>