از قرص تا کس

اسم من کامران و ساکن یکی از منطقه های جنوب تهران یه بهتر بگم نازی اباد

جریان از اونجا شروع شد که من دانشگاه قبول شدم و پدرم برام یه 206 خرید دیگه کارم شده بود کس چرخ زدن و این چیزا یه روز با پسر عمه ام داشتیم کس چرخ میزدیم که یهو پسر عمه ام با ارنج زد پهلومو دو تا دختر رو بهم نشون داد تو یه تاکسی که داشتند امار سگی میدادن!خلاصه کنم بعد کلی امار بازی پیاده شدن و اومدن سوار ماشین شدن.بعد سلام و کس شعرایی که همتون میدونید و رد و بدل شماره با یکیشون که اسمش ریحانه بود و بچه فردیس بود پیاده شدن و رفتن!ناگفته نمونه که ریحانه یه دختر لاغر اسکلت خیلی کیری بود ولی دوستش مریم یه دختر سبزه نمکی با کلی ناز و ادا بود که کون خودمم پاره کردم ولی بهم پا نداد البته به پسر عمه ام هم پا نداد!

یه مدتی میشد که با ریحانه دوست بودم حدودای دو هفته که گفتم پایه ای منو و تو و مریم و جواد(یکی از دوستام)بریم چیتگر؟اونم قبول کرد تو چیتگر بودیم که مریم رفت دستشویی ولی خیلی طول کشید ریحانه خواست بهش زنگ بزنه ولی خداروشکر شارژ نداشتو مجبور شد با گوشی من زنگ بزنه از اینجا شد که شماره مریم خانوم رو ما گیر اوردیم!خلاصه اون روز هم تموم شد شب رو تختم دراز کشیده بودم و فکر میکردم پیش خودم گفتم کس خوار ریحانه گوشیمو برداشتمو یه اس عاشقانه به مریم دادم!به دو دیقه نشد که با یه اس عاشقانه جوابمو داد دیگه عادی شده بود روزی سی چهل تا اس به هم میدادیم تا دل رو زدم به دریا بهش پیشنهاد دوستی دادم(البته بگم کلی خالی بسته بودم که بابام میلیاردر و اینا)

مریم:یعنی چی؟
من:یعنی دوست دارم
مریم:شوخی میکنی؟
من:نه به ناموسم قسم
مریم:پس ریحانه چی؟
من:گور پدرش من از روز اولم تورو میخواستمو……
.
.
.
.
.مریم :بهت خبر میدم
منم که تقریبا خیالم راحت شده بود مخش رو زدم پا شدم برم کس چرخ بزنم که گوشیم زنگ خورد نگاه کردم دیدم ریحانه اس:
من:سلام عسلکم
ریحانه:به من نگو عسلکم به مری جونت بگو اشغال مگه چی برات کم گذاشتم از قیافه کم داشتم یا هیکل یا متانت؟(حالا کس کش هیچ کدومم نداشتا)
من:(با حالت بعهت گفتم )چی شده؟
ریحانه:مری زنگ زد همه چیزو گفت که به هم علاقه مند شدید منو بگو داشتم رو دیوار کی یادگاری مینوشتم من به خاطرت به چهار تا خواستگارم جواب رد دادم!(حالا خوارکسه هرکی ندونه فک میکنه چهار سال با هم بودیم خوبه فقط دو هفته بوده چهار تا خواستگار براش اومده)
من:سیکتیر بابا کس و شعر نگو
گوشیو قطع کردم و ز زدم مریم تا گوشیرو برداشت گف ریحانه بهت زنگ زد گفتم اره خلاصه این شد جریان دوستیه ما………….
یه سه چهار ماهی با هم بودیم و کس کش اصلا راه نمیداد حتی یه لب!منم همش تو نخ بودم چطور بیارمش تو مکان !!!

یه روز که رفته بودم کرج دنبالش تو دانشگاه اتفاقی سر راه برا قناری هام از دامپزشکی یه سری قرص گرفتم که تو ابشون حل کنم که تقویت شن دکتره قرصارو ریخت تو یه پاکت و بهم داد مریم که اومد سوار ماشین شد مثل همیشه کل ماشینو گشت که چیزی از اثار دختر پیدا کنه یهو قرصارو دید و پرسید اینا چیه:یهو یه چیزی به مغزم اومد گفتم ضد جنسیت گف یعنی چی؟گفتم من عاشق تو شدم قبل از تو هم که میدونستی هی با این و اون بودم پس سکس هم زیاد داشتم الان عادت کردمو نمیتونم جلو خودمو بگیرم برا همین اینارو میخورم که یه وقت خدایی نکرده بهت خیانت نکنم !تعجب کرده بود پرسید ضرر نداره؟گفتم تو بعضی موارد عقیم میکنه یهو جا خورد!تا خونه چیزی نگف رسوندمشو اومدم خونه.
شب اس داد کامران برو با کسی سکس کن!من حالا الکی فیلم اومدم زنگ زدم جیغ داد که تو منو دوس نداری و این حرفا

بعد کلی خایه مالی باهاش اشتی کردم و گفتم تنها یه راه هست که قرص نخورم اونم تویی گفت اخه من دخترم چه جوری گفتم تو چیکار داری؟این همه سوراخ همش یکیش بسته استا.خلاصه به هر زحمتی بود راضیش کردم که بیاد خونمون !
هفته ی بعد بود که مادرم اینا رفتن کرج خونه عمه اینام زنگ زدم بهش و گفتم بیا گف باشه فقط یه دو ساعت دیگه من هرچی اصرار کردم که الان گف نه دوساعت دیگه(بعدا فهمیدم رفته اپیلاسیون تو این دو ساعت)
ساعت دو بود که رفتم دنبالش اوردمش خونمون ماشینو تو پارکینگ گذاشتمو پیاده شدیم اومدیم تو اسانسور محکم بغلش کردم و گونه اش رو بوسیدم خیلی رمانتیک حالتی که هر دختری دوس داره سرمو بردم نزدیک گوششو تو گوشش زمزمه کردم مریم خیلی دوست دارم!

اسانسور ایستاد پیاده شدم در و باز کردم و رفتیم تو ! اول خونمون و بهش نشون دادمو دوباره بغلش کردم محکم به خودم چسبونده بودمش کیرم سفت شده بود و داشت شلوارمو پاره میکرد !شالش رو از رو سرش برداشتم دونه به دونه دکمه های مانتوش رو باز کردم تا رسیدم به اخریش که خوارکسه یه سنجاق قفلی بود اون رید تو حالم خراب شده بود باز نمیشد کس کش با هر مصیبتی بود بازش کردمو مانتوش رو از تنش در اوردم یه تی شرت خونگی استین کوتا سبز رنگ که روش عکس گربه سگ بود تنش بود (راستی مریم یه دختری بود با قد 167 اینا پوست سبزه موهای بلند تا بالای قوس کمر سینه های ریز و سر بالا ولی سفت سایزشم نمیدونم) من داشتم لباشو میخوردم دستمو بردم سمت سینه اش اروم گرفتمش تو دستم دقیق اندازه دستم بود کل دستمو پر کرده بود اروم فشارش میدادم و لباشو میخوردم ولی اون هیچ همکاری باهام نمیکرد دستمو بردم پشتش و یکی از لمبرای کونشو گرفتمو فشار دادم یکم با کون و پستونش بازی کردم خودمو بردم پشتش از پشت بغلش کردم و چسبونده بودم بهش دستمو گذاشتم رو کس نازش همین که دستم خورد بهش انگار دکمه روشنش رو زدم

برگشت طرف و دستاشو دور گردنم حلقه کرد و حالا لب نگیر کی بگیر اروم دستمو از زیر لباسش بردم تو دستمو گذاشتم رو کمرش گرمای پوستش رو حس میکردم لبامو از لباش جداکردم و لباسش رو در اوردم و لباس خودمو در اوردم وای خیلی زیبا بود یه بدن سفت و شق و رق یه سوتین دخترونه بدون اسفنج نارنجی تنش بود زود سوتسینش رو باز کردم و شروع کردم به خوردن سینه هاش زبونمو دور نوکش میچرخوندم که یهو دستشو رو کیرم حس ردم بله خانوم زده بود بالا منم دیدم موقعیت مناسبه و شلوارشو در اوردم در کمال نا باوری دیدم شرت پاش نیست البته بعدا گف تو ارایشگاه مومی شده بود و اینا! با نگاش بهم فهموند توام لخت شو منم همین کارو کردم دستش رو گرفتم و بردم تو اتاق خواب دراز کشیدم رو تخت و گفتم بیا تو بغلم اونم همین کارو کرد اومد تو بغلم محکم دستمو دور کمرش حلقه کردم و لاله ی گوشش رو میخوردم میلیسیدم لباشو میخوردم داشت دیوونه می شد ناله میکرد که برگشتمو خوابوندمش رو تخت خودمم نشستم رو سینه اش کیرمو گذاشتم لب دهنش بدون این که من چیزی بگم خودش زبونش رو دور کلاهکش میچرخوند

یهو تا نصفه کرد تو دهنش خیلی حرفه ای میخورد خیلی یهو کیرمو در اورد از دهنش و شروع کرد به لیسیدن تخمام داشت ابم میومد منم که دلم نمیومد بذارم ابم بیاد و کونش نذارم خودمو کشیدم عقب و شروع کردم به مالیدن کس نازش دیگه داشت پرپر میزد که یهو گف کامران بکن توش گفتم کس و شعر نگو بابا کس مغز گف نه بکن من پرده ندارم تو بچگی تو ژیمناستیک پاره شده راست یا دروغش پای خودش(خانومی که میگف من دخترم نمیشه اخه همونه ها) اولش باور نکردم گفتم میخواد خودشو خراب کنه رو سرم گفتم خودتو انگشت کن انگشت وسطشو کرد تو دهنشو خیسش کرد بعد کرد تو کسش داشتم شاخ در میاوردم این همون مریمیه که ادعای پاکیش و کیر ندیده بودنش میشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خلاصه از ترسم که بره شکایت کننه و اثار تو کسش نمونه رفتم از اتاقم یه کاندوم اوردم کشیدم رو کیرم اروم حل دادم رف تو برق چشاش شهوتمو بیشتر میکرد محکم و با تمام نیروم تلمبه میزدم کل اتاق رو صدای جیر جیر تخت و ناله ی مریم پر کرده بود که یهو صدای ناله اش افتاد فهمیدم که ارضا شده تو همین فکر بودم که حس کردم داخل پاهام خالی شد و ابم با تمام فشار پاشید بیرون و بی حال افتادم روش بعد پنج دیقه گفتم من میرم حموم تو حموم بودم که در و باز کرد دیدم حاضر شده گفت دیرم شده همو بوسیدیمو با یه شیطنت خاصی یه ضربه به کیرم زد و رف خونه!بعد از اونم تا چند وقتی با هم رابطه داشتیم که از اینجا رفتن کرج و رابطمون کمرنگ شد تا قطع شد!
دوستان بدیش رو به خوبی خودتون ببخشید وایراداش رو هم بذارید به پای بی تجربگی!

نوشته: کامران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>