می‌دونستم که با یه زن دیگس

رنگ موهای دایمی عموما شامل رنگدانه های اکسید شونده از قبیل ترکیبات دو عاملی امینو فنولها و فینیلن دی آمین ها …
از دیروز تا همینجا این جمله از رو متنی که باید ترجمه کنم بیشتراز ۱۰۰ بار خوندم و هیچکاری انجام ندادم. پشت میزم نشستم و مرتب با خودکارم تو دفتر چیزهای نامفهوم مینویسم و یا نقاشی میکنم و تظاهر میکنم که دارم کار میکنم اما … لعنتی نمیتونم تمرکز کنم… دو روزه هیچی نخوردم … یکم تب دارم… دست راستم یکم میلرزه … وقتی اعصابم ناراحته گاهی این اتفاق میافته … شایدم به خاطره ویسکی دیشب هست… نمیدونم… صداش تو گوشم زنگ میزنه :
اره رفتیم نایت کلاب … رقصیدیم… مشروب خوردیم مست شدیم… خوب طبیعتا بهم بیشتر نزدیک شدیم … بوس و… بعدم رفتیم متل و سکس…

 
خدا لعنتت کنه … حالم دو روزه بده … وقتی تصور میکنم که بدن لخته اون زنیکه پاره ی جنده رو با اون ولعی که همیشه منو میبوسید، بوسیده … یا لباشو… یا وقتی کیرشو تو کس اون زینکه کرده … حالمو بد میکنه … می خوام بالا بیارم… میخوام عق بزنم… می خوام برم اون زینیکه ی جنده رو جر بدم … و یه سیلی هم به خودش بزنم… دیشب جلو پام زانو زد… معذرت خواهی کرد.. دو روزه گوشیمو خاموش کردم… ۱۰۰ تا ایمیل ازش اومد… عذر خواهی … دیشبم اومد جلوی در خونم… صابخونه بیرون سیگار میکشید… نمیخواستم ابرو ریزی بشه… به زور خودمو کنترل میکردم… میگفت غلط کردم… به خدا تو این دنیا هیچکیو قد تو دوست ندارم… به خدا بدون تو میمرم… جوونی کردم…منو ببخش
۶ ماه پیش بود… بهش گفتم رفتارت عوض شده خیلی با اون بی صاحب موبایلت ور میری… ببین … اگه یکی دیگه رو پیدا کردی بگو قال این قضیه رو بکن… اون گوشی بی صاحبت رو مخمه… گفت … کشک چی اش چی؟ چرا اینقد گیر میدی ؟ گفتم ببین ؟ من تخمم نیست الان دیگه بعد از اون همه کشمکش که حالا به هم رسیدیم یکی رو پیدا کردی… بگو دوستم نداری و برو.. از تنهایی بمیرم بهتره کیری که صد تا کس خورده رو تو خودم تحمل کنم… فوقش ۳ یا ۴ ماه گریه میکنم … بعدش یه کاری میکنم با احساسم کنارم میام… اقلا میدونم دروغ نگفتی… به ولای علی بفهمم داری خرم میکنی یا بدونم دروغ گفتی و دستم بیاد خودم تخماتو
زنده زنده در میارم جلو چشت میندازم جلو سگا…
غش غش میخندید…

 
– همین عصابانیت و جدیدیتتو دوست دارم که عاشقم کرده
–  کسی که با منه فقط باید با من باشه اندرستند؟؟؟؟؟
-بله سرکار خانم . من غلام حلقه به گوش … بیا این موبایل من مال تواصلا….
چند وقت از اون شب تو سالن هم کف دانشگاه و اون چت نگذشته بود که دیگه دیدم دست از این موبایل بازیش بر نمیداره و حسه ششم بهم میگفت این داره یه غلط اضافی میکنه… موبایلشم همیشه سایلنت بود… تعطیلات اخر هفته به یه بهونه ای همش جیم میشدو منو میپیچوند… حوصله کاراگاه بازی نداشتم اما میدونستم یه چیزی بو داره… خیلی دوستش داشتم و این حس حسادت داشت داغونم میکرد…
یه روز یکشنبه که هر چی زنگ زدم موبایلش خاموش بود بهش گفتم دیگه بین منو تو تمومه …
خطمو عوض کردم و دیگه جوابشو ندادم… یکی دوماهی همش کارم هر شب مشروب خوردن بود… کم کم به خودم اومدم …

 

بعد از ۳ ماه دوباره اومد سراغم… منت کشی … اونقد پیله شد و بهم چسبید و گریه کرد… که دلم نرم شد… راستش خیلی دوستش دارم… وقتی بوسم میکرد دیگه از خود بی خود میشدم… وقتی کیرش دنیای درونم فتح میکرد… وقتی دستاش بدنمو به اتیش میکشید… وقتی اونطور عاشقونه تو چشام زل میزد… دیگه من از خودم نبودم…
دوباره شروع شد… همه چیز خیلی خوب بود… چهار ماهی میشد رابطمون ثابت شده … تصمیم به ازدواج گرفتیم… هفته ی پیش تعطیلات اخر هفته با هم قرار گذاشتیم بریم یه گردش یه روزه … تو یکی از بزرگترین ساختمونای شهر که ۹۸ طبقه بود و طبقه ی اخر هم یه نمایشگاه تابلو نقاشی بود سبک ریالیسم و کوبیسم…. یه نقاش معروف … بلیطشم ۱۰ دلار بود… خیلی خوش گذشت … عصر تو همون ساختمون بعد از بازدید از نمایشگاه رفتیم تو یه کافی شاپ نشستیم وقهوه میخوردیم که یهو مثل فنر از جا پرید و رفت سمت یه خانوم که بهش میخورد ۲۸ یا ۲۹ باشه … دست داد… منم به تبع بلند شدم و دست دادم … گفتم شاید یکی از همکاراشه … خنده ی گشادش یه جوری حالم رو بد کرد:
?hi how are you
?how is it going
?how’s your mom… your sister

oh,please meet my girlfriend

دست دادم…
نایس تو سی یو…
به هر حال بعد از یه چت کوتاه و یه لبخند تصنعی خدافظی کرد و گورشو گم کرد.
گفتم این کدوم جنده بود باز؟
خندید و گفت خواهر یکی از دوستام … بهت گفتم قبلا … اون دختره طلاق گرفته بود… میخواست بره اسپانیا ..
نمیدونم چرا حالم بد شد. گفتم کدوم جنده رو میگی … کدوم اسپانیا …
خلاصه تهو و توش در اومد … اقا در اون مدت که با من حرف نمیزده با اون خانم یه سلام علیکی داشته… نمیدونم چرا باورم نشد… میخ شدم و هی پرسیدم… اونقد میخ شدم تا بالاخره دو روز پیش اعتراف کرد اون زمان که با من بوده و همش با اون موبایل لعنتیش ور میرفته با اون جنده چت میکرده و با هم قرار گذاشتن و یه شب هم سکس کردن … و من کل مدت حدسیاتم درست بوده …

***

بعد از مدتی هم پشیمون شده و دلش برام تنگ شده و احساس کرده هیچ زنی مثل من نمیشه براش و برگشته …
دو روزه دارم فک میکنم چطور دوباره میتونم به این جونور که اینقد دوستش دارم اعتماد کنم… اونقد از دیروز التماسم کرده که ببخشمش که فک نکنم مجنون به لیلی کرده باشه … اما حالم بده …
…رنگ موهای دایمی عموما شامل رنگدانه های اکسید شونده از قبیل ترکیبات دو عاملی امینو فنولها و فینیلن دی آمین ها …

نوشته: مایا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>