لیلا

لیلا يه دختر 23 ساله است با قد 170 تپل و سفید و سینه ای بزرگ و کونی گشاد که در هر هفته یکبار خونه ما مياد. يادم تازه مادرم جهت خريد رفته بود بیرون از خونه ، من هم عاشق او بودم تا یکروز سوارش بشم. چند باري ترك موتورم سوارش كرده بودم و هربار كه ترمز جلو رو ميگرفتم پستونهاي گندش به پشتم مي چسبيد واقعا جان میداد بکونیدش حالي به حولی ميكرد خيلي تو نخش بودم بردمش داخل اتاق به خودم گفتم حالا موقعشه پستوناشو گرفتم توي دستهام از همون لحظه به خودم قول دادم كه هر جوري شده ترتيبشو بدم .
يكروز لیلا اومد پيشم سلام كرد و پرسيد كه چیکار می کنی گفتم دارم ميرم حمام گفت منم با خودت ميبري حمام گفتم آخه ، گفت آخه نداره بیا بریم با من حال کن دیگه این که كاری نداره nيدم خيلي مایله گفتم چيه جواب داد هیچی همینطوری ….
فکر میکردم واي اگر كيرگلفتم به کون گندش گيرکنه چی میشه توی این فکر بودم یک لحظه احساس کردم یکی داره كيرمو آروم آروم مک میزنه نگاه کردم دیدم لیلا داره میخوره من هم دستمو دور كمرش گرفتم و اونو چسبوندم به خودم واي كه كيرم داشت ميتركيد دستمو يكم بالاتر زيرپستوناش بردم يكم فشاردستمو زياد كردم واي كه چه حالي ميداد خودم انداختم رو ران کلفتش و شروع کردم به گاز گرفتن از بدنش. کیرم داشت بزرگ و بزرگتر میشد تا به حد نهائی خودش رسید حدود سی سانت ، با دیدن کیرم شروع به گريه كرد من بهش خنديدم گفتم بلند شو عيبي نداره تا نبینی و نخوري كه زن نميشی بلندش كردم سینه اش رو بغل کردم نشستم روی پاهاش .
گفتم چيه گفت درد ميكنه گفتم بيا چش شده اومد نشت پاچه شلوارشو بالا زدم واي عجب ساق پاي زيباي داشت تازه موهاشو زده بود داشتم به زانوش نگاه ميكردم كيرم باز بي جنبه بازي در آورده بود و هی تکان میخورد عین درختی که باد میخوره می جنبید آروم داشتم با ساق پاش بازي ميكردم نميدونم چي شد كه صورتمو بردم جلو يك بوس كوچولو به لپش زدم ديدم چيزي نمیگه آروم آروم بوس گرفتنم تبديل شد به لب گرفتن

ديدم داره لذت میبره ولبم رو ميك ميزنه گفت كسي نمياد؟ گفتم خيالت راحت باشه هيچكس نمياد. گفت نه اينجا نميشه بلند شدم بریم خونه ما هیچ کس نیست گفتم بيا تا كسي نیومده کارو تموم میکنم اومد بردمش تو دراز كشيد پهلوش و اونو به خودم چسبوندم باز هم شروع كردم به لب گرفتن واي چه حالي ميداد ديگه داشتم منفجر ميشدم دكمه پیرهنشو باز كردم و تيشرتش رو بالا زدم يه سوتين بنفش بسته بود دستمو بردم زيرشو پستونهاي گندش و داغشو تو دستم گرفتم واي كه چه حالي ميداد داشتم ميتركيدم ديدم دستشو برد رو كيرم و داره كيرمو فشار ميده گفت فشاربدم؟ گفتم آره گفت محكم گفتم آره گفت دردش نمياد گفتم نه كيرمو دادم دستش كمر شلوارشو باز كردم شلوار و شورت رو باهم كشيدم پايين يه كوس 23 ساله ناز و نوبر با يكم مو واي نميدونم چي شد كه زبونم رو گذاشتم روش صداي اخ اوفش بلند شد كيرمو بردم جلوي دهنش. گفت بدم مياد بهش گفتم منكه مال تورو خوردم تو هم امتحان كن كيرمو تو دهنش گذاشته بود دندوناش كيرمو اذيت ميكرد خوابوندمش كيرمو بردم لاي پاش خيس شده بود كيرمو به كوسش ميماليدم داشت پرواز ميكرد كيرمو چرب كردم و بهش گفتم يكم درد داره اما بهت قول ميدم كه لذتش خيلي بيشتر از دردشه آروم كيرمو كردم تو كونش واي مگه ميرفت تو خيلي تنگ بود دادش دراومده بود سر كيرم رفته بود تو ولي لیلا ديگه تحمل نداشت كمرشو گرفته بودم كه يكدفعه با تمام نيرو خودمو بهش چسبوندم كه صداي جيغش تا هفت خونه اونطرف ترهم رفت ولش نكردم داشت گريه ميكرد وخواهش ميكرد كه درش بيارم بهش گفتم اگه درش بيارم دردش بيشتره ميشه خودتو شل كن تا آروم بگيره بعد چند دقيقه شروع كردم با دستم با چوچولش بازي كردن باز هم حشري شده بود آروم شروع كردم تلمبه زدن خوشش اومد بود بازهم اخ و اوخش بلند شد ديدم بدنش لرزيد تمام آب كيرمو توي كون نازش خالي كردم كيرمو بيرون كشيدم نميتونست دیگه درست راه بره این بود که او هر هفته روزی دوسه بار میآمد و من او را حسابی میگائیدم و بهش حال ميدادم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>