فاطي

سلام داستاني كه واستون ميگم واقعيه اسم من اميره و اين جريان برميگرده به 5 سال پيش من يه پسر دايي دارم كه قبل از ازدواجش خيلي تو نخ خانوم بازي بود و دوستايه زيادي داشت كه اسمه يكيشون فاطي بود كه قيافش بسيار زيبا بود اگه ميخواهيد تصورش كنيد بايد بگم مثل ليلا فروهر حتي از اونم خوشگلتر و بسيار ناز وسكسي اين پسر دايه ما هميشه از سكساش با اون واسم تعريف ميكرد و ميگفت كه هميشه موقعه ارگاسم شدنش انقدر داد ميزنه كه واسه اينكه صداشو كسي نشنوه شروع ميكنه به گاز گرفتن و هميشه جايه كبوديه اونو نشونم ميداد و جلويه من با هم سكس تلفني ميكردن و من ديونه ميشدم يه روز با خودم عهد كردم كه به هرقيمتي كه شده بايد فاطي رو بكنم ومنتظره يه فرصت مناسب شدم البته هنوزم دارم تقاص كارمو پس ميدم بگذريم يه روز پسر دايم گفت كه با فاطي دعوا كردم و من ميدونستم كه اون واسه شكايت از پسر دايم بهم زنگ ميزنه و همينطور هم شد و زنگ زد و زد زيره گريه منم شروع كردم به دلداري دادن و مخ زني اين كار ادامه داشت تا اينكه يه روز دلو زدم به دريا وبهش گفتم كه من دوستت دارم و ميخوامت اونم به ظاهر مخالفت كردو گفت من اونو خيلي دوست دارمو نيميتونمو از اينجور حرفا اينم بگم اون 10 سال از من بزرگتر بود و دوتا بچه داشت كه اونام بزرگ بودن بعد گفت من مطمئنم كه تو هم همون كارارو ميكني ولي بازم زنگ ميزد اين كار ادامه داشت تا اينكه راضيش كردم كه با من باشه و ما با هم صحبت ميكرديم ولي جرات نداشتم كه در مورد سكس صحبت كنم و منتظره يه فرصت بودم تا خونمون خالي بشه تا اينكه محرم اومدو رفت منم بهش گفته بودم كه واست شربت گذاشتم كنار و بايد بياي بگيري تا اينكه يه روز خونمون كسي نبود و من زنگ زدم گفتم بيا شربتو ببر گفت باشه تا يه ربع ديگه اونجام منم رفتم دره حياطو باز كردم و منتظر موندم تا بياد بعداز 20 دقيقه ديدم دره حياط باز شد اون فرشته اون عزيزه دل اونيكه ارزوشو داشتم اومد تو و تو دلم گفتم دمت گرم بلاخره كار خودتو كردي سلام كرد و منم راهنماييش كردم و گفتم بفرما الهي كه من قربونه چشات برم. اخه چشماش خیلی ناز بوداومد تو خونه رفت نشست روصندلی منم درو از پشت قفل کردم و اومدم پيشش دست دادم و بهش گفتم راحت باش اونم چادرش رو در اورد و با مانتو و روسري شد كه من روسريشو از سرش برداشتم وايييييييييي نميدونيد چه موهايه بلندو نازي داشت شرابي رنگ وتا پشت كمرش بعد گفتم مانتوتو در بيار و راحت باش

مانتوشو در اورد يه بليزه كاموايي قهوه اي كم رنگ با يه شلواره استرج قهوه اي پر رنگ هيكل بيستي داشت همينطور كه رو صندلي نشسته بود منم نشستم رو پاهاش ولبامون روبرويه هم قرار گرفت رفتم ازش لب بگيرم رفتم جلو دهنش بد جوري بويه ترياك ميداد گفتم بازم كشيدي گفت كمرم خيلي درد ميكنه اخه ديسكه كمر داشت و مجبور بود بكشه منم از بوي ترياك خيلي بدم مياد ولي بيخيال شدمو رفتم سراغ لب گرفتن لبامون كه بهم گره خورد انگار دنيارو بهم داده بودن لبايه گوشتي وانصافا هم كارشو بلد بود داشتم از هوش ميرفتم كه گفتم بريم تو اطاق گفت صبر كن برگشت بهم گفت ميخاي منو بكني من مشكلي ندارم ولي تو تاحالا كس نكردي الانم نكن چون ديگه نميتوني دست ورداري اخه من تا قبل از اون فقط كونه دختر گذاشته بودم و بعد بهم گفت الان اگه منو بكني من ديگه نميخوام با كسه ديگه باشي و فقط ماله من بايد باشي منم كه شهوت عقلمو گرفته بود گفتم هرچي تو بگي و بغلش كردمو بردم رو تخت رو تخت خوابوندمش و شروع كردم به لب گرفتن بعد رفتم سراغه گردنش و شروع كردم به خوردن همينجور كه ميخورم دستمو از زيره بليزش و سوتينش بردم و سينهاشو گرفتم چه سينهايه خوش دستي داشت نوكشو كه ميگرفتم دادش ميرفت هوا گردنو ول كردمو بليزو دادم بالا سوتينشم دادم بالا كه او دوتا اناره ساوه پيداشد افتادم به جونه او دوتا هلو شروع كردم به خوردن يه ده دقيقه اي خوردم ودر همون حين دستمو كردم تو شلوارش و كسشو دست زدم ديدم خيسه خيسه دستمو كردم تو شرتشو شروع كردم با كسش بازي كردن كه داشتيم ديوونه ميشديم كه من ديگه شروع كردم به لخت كردنش لختش كردم لخته مادر زاد من چون از كس ليسي بدم مياد كسشو نخوردم ولي اون خيلي ميخواست كسشو بخورم ولي من راضي نشدم از كسش واستون هرچي بگم كم گفتم نازه واقعي كه ميگن همون بود منم با انگشتم شروع كردم به بازي با چوچولش گرفتم تو دستم و فشارش دادم تا دادش درومد ديگه از خود بيخود شده بود بلند شدم فهميد كه نوبته اونه اومد جلو و پيرهنو شلوارمو در اورد من فقط با يه شرت بودم شروع كرد به خوردنه سينهام داشتم ديوونه ميشدم كه بهش گفتم توروخدا بس كن اونم رفت سراغ كيرم اول از رو شرت دست ماليش كردو بوييدش بعد شرتمو كشيد پايين و شروع كرد به خوردن كيرمو كه كرد تو دهنش انگار گذاشته بودم لايه دوتا دمبه انقدر نرم بود. لامصب انقدر قشنگ ساك ميزد كه دلم نميخواست تموم بشه ولي بايد من كس ميكردم و واسه اين لحظه دقيقه شماري ميكردم كيرمو كشيدم بيرون و گفتم بخواب منم امدم روش كيرمو گرفت گذاشت دمه كسش قلبم داشت از جا در ميومد با يه فشار تا ته كردم تو كسش واااااااااااااايييييييييييييييييييي ييييييييييييي اونم يه اه بلند كشيدو گفت اخي و برگشت و گفت چيكااااااااااار ميكني منو ميكني؟

بكن بكن اين كير ماله منه بكن بكن اخييييييي وايييييييي بكن محكم تر بكن منم كه از اين حرفا حشري شده بودم محكم تر ميكردم ديگه خسته شده بودم كه منو خوا بوند و نشست رو كيرم با بالا وپايين رفتن رو كيرم حشرمون دوباره بالا زد گفتم دراز بكش من بكنمت دراز كشيد منم تا دسته كردم تو كسش شروعكردم به تلمبه زدن بعد از چند دقيقه ديدم داره تكون ميخوره فهميدم داره ابش مياد كارمو سريعتر كردم كه ديدم داره داد ميزنه كه سرشو گذاشتم رو سينم و تكون نخوردم اونم با تمامه زورش گاز گرفت ولي لذتش زياد بود من از خودم تعجب كرده بودم كه چرا ابم نمياد دوباره شروع كردم به كردن انقدر محكم ميكردم كه داده فاطي در اومد بهش ميگفتم اين چيه ميگفت كييييييييرت ميگفتم كجاست ميگفت تو كسسسسسسسسسم ميگفتم من چيكار ميكنم ميگفت كسه منو ميكني ديگه داشت ابم ميومد گفتم داره مياد گفت بريز توش اخه ديگه بچه دار نميشد منم چند تا تلمبه محكم زدمو با دادو فرياد همه ابمو خالي كردم تو كسش و همونجوري كه روش دراز كشيده بودم خودشو شروع كرد به تكون دادن و دوباره خودشو ارضا كرد و دوباره سينمو گاز گرفت بعد بلند شديمو خودمونو شستيمو اونم رفت منم يادم رفت شربتو بهش بدم. يه نصيحت واسه اوناي كه كس نكردن دارم سعي كنيد تا قبل از ازدواجتون كس نكنيد چون ديگه نميشه تركش كرد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>