سعید ِمهدیِ مریم

صبح اون روز هنوز خواب بودم که عمم اومد بالای سرم وبیدارم کرد گفت منو سعید داریم میریم توهم
پاشو صبحانه ات تو اشپزخونه اماده است ؛عمم شاغل بود صبح می رفت وبعد از ظهر بر می گشت اون روز هیچ چیزی که بشه گفت پیش نیامد حوالی ساعت 3 عمه اومد و دو سه ساعت بعد هم سرو کله سعید پیدا شد.
اونشب هر وقت موقعیت مناسبی بود و مادرش نمی دید سعید اروم با دست می زد در کونم.
منم عمدا هی از جلوش رد می شدم یا جولش دولا می شدم که مثلا چیزی رو بردارم ولی با این وجود اون شب هم بدون مسئله ای گذشت.
فقط سعید گفت فردا خونه ای یا میری جایی و منظور اون ازاین حرف برام روشن بود!
صبح فردای اون روز سعید مثل روز قبلش با مادرش رفت و نزدیکای ساعت 9 بود که دیدم زنگ در رو میزنند.
رفتم دیدم سعیده اومد تو گفت مریم خیلی احمقیت کردی زنگ زدی خونه ما باید زنگ خونه دایی شون (عموی من بابای مهدی) اونا دیگه سیریش نمی شدن!
منم گفتم چی شده حالا؟

گفت اخه الان مهدی…!
گفتم تو غصه مهدی رونخور اون هروقت بخواد میتونه بیاد اینجا بعدم رفتم تو اشپزخونه جلو یخچال دولا شده بودم که چیزی بردارم دیدم اومد بغلم کرد.
بلند شدم گفتم اذییت نکن می خوام نهار درست کنم کشیدم عقب در یخچال رو بست گفت ناهار بامن بعد در حالی که من هنوز تو بغش بودم منو هل داد سمت حال که رسیدیم از تو کمد دیواری یه تشک برداشت وانداخت وسط حال بعد سریع شروع به لخت شدن کرد دیگه لخت لخت شده بود من همین طور داشتم نگاه ش می کردم!
گفت چیه مات برده لخت شو دیگه!
گفتم اخه درد داره!
خندید گفت باید درد داشته باشه تو لخت شواین دفه بهتره

!
منم لخت شدم وقتی به شرتم رسیدم گفت اونو بزار باشه خودم درمیارمش! گفت بخواب من دراز کشیدم روی زمین! گفت دمر شو منم دمر شدم اول از روی شرت کفل هام تو دوتا دستاش گرفت فشار داد بعد شرتم تا نصفه کشید پایین کفل هامو گرفت تو مشتش و از هم باز کرد و یک تف کوچیک انداخت روی سوراخ کونم و با یک انگشت تف مالوند درسوراخ کونم و اروم فرو کرد تو!
درد زیادی نداشت ولی من عکس عمل نشون دادم می دونستم اون از این حرکت خوشش میاد و این حرکت باعث میشه بیشتر با کون من ور بره. ولی او نگفت بلند شو! بلند شدم خودش به پشت خوابید و گفت حالا با روی من طوری که کونت روبه صورت من باشه بخاب(69) شرتمو در اوردم و خوابیدم اونم دوباره انگشتشو خیس کرد کرد تو کونم و گفت توهم مشغولشو منم کیرشو گرفتم تو دستم چند تا جلق براش زدم سرشو کردم تو دهنم اونم داشت با انگشت تو کون من بازی میکرد و میگفت الان کاری میکنم که خرطوم فیلوهم تحمل کنی!
بدجوری حواسمون پرت کار خودمون بود که یکدفه یه نفر داد زد دارین چی کار می کنین؟
قلبم ایستاده بود سریع سرمو بلند کرد دیدم مهدیه(قبلا به شما گفته بودم که مهدی پیش ما زندگی می کرد حتی یه اتاق داشت بخاطر همین هم کیلدهای ساختمونو داشت ولی اون موقع یه مدتی بود که بیشتر خونه خودشون میخوابید تا خونه ما)

دوتایی از ته دل یه نفس راحت کشیدیم من بلند شدم رفتم یه گوشه رو پا نشستم!
سعید گفت گوساله ادم این طوری میاد و به شوخی گفت اول تو بگو به اجازه کی دست زدی بهش!
مگه نمیدونی این مال منه دفه بعد ازین بی اجازه دست بزنی دستو قلم میکنم بعد اومد جلومن ایستاد و گفت کارت و شروع کن که بد هوسیم کردی دختر!
من کمربندشو بازکردم شلوارشوتا نصفه کشیدم پایین کیرش افتاد بیرون نه کاملا سفت شده بود نه شل شل بود یه خورده کیرشو با دستم بالا پایین کردم بعد کردم توی دهنم کیرش تو دهنم هی بزرگتر میشد بعد از چند لحظه سعید هم اومد کنارش ایستاد و به شوخی گفت: اجازه هست؟
- حالا چون دلت نشکنه اره!
من کیرسعید رو تودستم گرفتم وبا اون بازی میکردم و کیر مهدی تو دهنم بود کیر مهدی رو در اوردم و اونم تودستم گرفتم کیرش دو برابر مال سعید بود میخواستم ادامه بدم که مهدی کیرشو از دستم کشید بیرون.
من شروع به خوردن مال سعید کردم بعد از چند لحظه مهدی که لخت شده بود منو از جلو سعید بلند کرد یه دستی در کسم کشید گفت خوبه به پشت خوابید وبه من گفت بیا بشین روش!
منم رفتمو نشستم روش همینطور اروم که مینشستم کیرش وارد کسم میشد وقتی کاملا نشستم یه کم مایل به سمت جلو شدم و با کمک مهدی رو کیرش بالا و پایین میکردم در این حال سعید اومد بالای سر مهدی کیرشو رو به رو صورتم گرفت من با دست براش جلغ میزدم وگاه گاهی هم سر کیرشومیکردم تودهنم.
مدتی که گذشت سعید گفت منم برم رو کون؟
مهدی گفت خوب برو ولی تف نزن! من تو جیبم کرم اوردم!
سعید کیرشو چرب کرد بعدم یکم از اون در سوراخ کونم مالید.
مهدی با دستاش بدنمو بالا نگه داشت وسعید کیرشوکرد تو کونم همزمان با این کار من ارضا شدم و بعدش مهدی دستشو از زیر بدنم ازاد کرد.
با ورود کیر مهدی تو کسم کیر سعید بیرون اومد!
من دیگه حال بالا و پایین کردن نداشتم مهدی بدن منو بلند میکرد و سعید فرو میکرد و وقتی کیر مهدی فرو میرفت کیره سعید بیرون میومد.
بعداز مدتی مهدی خسته شد و منو ول کرد و سعید در حالی که کیر مهدی تو کسم بود با فشار وزنش تو کونم جا میکرد وقتی کیرش میرفت تو احساس میکردم شکمم داره پاره میشه سرعتشو زیاد کرد و بعد ازمدتی کیرشو در اورد ومحکم سرشو نگه داشت و روی دستمال کاغذی خودشو خالی کرد.
بعدش مهدی منو دمر خابوند کیرشو کرد تو کونم کیرش خیلی کلفت بود و کونم درد گرفت به خاطر همین کیر شو در اورد منو به پشت خوابوند مچ پامو با دست گرفت وبالا اورد و کیرشو تو کونم جا کرد و شروع به تلنبه زدن کرد وهمین طور سرعتشو بالا تر میبرد تا من برای بار دوم ارضا شدم.
چند لحظه بعد کیرشودر اورد و ابشو روی شکمم خالی کرد کیر پر ابی داشت و از بین ناف تا سینم از اب مهدی پر شده بود.
چند دقیقه همین طوری کف هال خوابیده بودم و با دستم با اب مهدی بازی میکردم بعدش رفتم حموم یه دوش گرفتم وقتی بیرون اومده بودم پیک سفارش غذا سعید رو اورده بود بعد نهار اون دوتا رفتند و من خونه رو تمیز کردم ومنتظر عمه ماندم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>