زهره و مامانش

من معلم دوره ابتدايي هستم و الان 18 ساله که سابقه کار دارم.حدود 7 سال پيش تو يه روستاي کوهستاني در مازندران درس مي دادم.(اجازه بديد اسم روستا رو نگم ).آن سال پايه پنجم رو درس مي دادم.من بسيار خوش تيپ هستم و خيلي هم به خودم مي رسم.اون سال يه خانمي حدود 33 سال اومد مدرسه و گفت دخترم رو مي خوام کلاس پنجم ثبت نام کنم.اون بزرگه و خجالت مي کشه بين بچه ها بشينه.گفتم باشه اشکالي نداره.اون گفت پارسال از معلمش خواستم که ثبت نامش کنه اما اون اين کارو نکرد و بي معرفتي کرد.از اين کلمه اش شاخ در آوردم و و البته چيزي نگفتم. فرداي آنروز دخترش رو با خودش آورد.هيکل درشتي داشت مثل ديپلمه ها بود.سفيد پوست بود وگونه هاي قرمزش دل هر کسي رو به دست مي آورد.و واي که چه نگاه نافذي داشت.خلاصه تو کلاس نشست و چند هفته اي گذشت تا اينکه يه روز که داشتم مشقا رو خط ميزدم رسيدم به اون. مشق اونو خط زدم و داشتم مشق کناري رو خط ميزدم که ديدم چيزي داره با کيرم بازي ميکنه .دقت کردم ديده زهره(همون دختره) داره با گوشه کتاب به کيرم ميزنه .چيزي نگذشت که کير کلفت من يواش يواش بيدار شد و بلند.ديدم يه عرق معني داري کرده.من هم که خيلي اهل سکس بودم و شور زيادي براي سکس داشتم و خلاصه هفته اي دو سه تا رو سوار مي شدم طاقت نياوردم و گفتم زهره برو تو اطاقم و کتري رو بزار روي اجاق همان جا باش تا جوش بياد و چاي دم کن. اونم از خدا خواسته انگار فهميدم منظورم چيه زودي رفت و منم به بچه ها گفتم ميرم سري به گلهام بزنم و آبشون بدم شما هم دفتراتونودر بيارين از کلمات هر درس چهار بار بنويسيد.اونا هم که از من خيلي مي ترسيدن توي کلاس موندن. خلاصه رفتم تو اطاقم که از هيچ قسمتي ديد نداشت و خيلي با حال و مطمئن بود . وارد که شدم ديدم زهره کتري رو روي اجاق گذاشته و يه گوشه اي نشسته.منم گفتم که خب منم اومدم بلند شد و گفت :اجازه حالا ما بريم تو کلاس؟گفتم نه تو بشين همين جا و نقاشيت رو بکش.

گفت اجازه چي بکشم؟گفتم هر چيزي رو که بيشتر از همه دوست داري؟گفت مثلا چي؟ گفتم نمي دونم.خودت بهتر مي دوني.گفتم يادت هست کتابت رو به چي مي ماليدي ؟همون رو بکش.يه دفعه جا خورد.گفت اجازه ببخشيد ناراحتتون کردم .گفتم نه اتفاقا خيلي خوشحال شدم چون همش دنبال يه دوست خوب و مطمئن مي گردم.گفتم بکش .گفت بلد نيستم چه شکليه.تعجب کردم گفتم راست ميگي گفت آره.منم زدم به سيم آخر و گفتم مي خواي نشونت بدم؟با خجالت معني داري گفت آره منم زيپم رو باز کردم و شورتم رو دادم پايين.کيرم خواب بود .گفت اين که کوچيکه .ميگن خيلي وحشت ناکه.گفتم کي گفته ؟گفت مامانم اون روز که اومده بود مدرسه بعدش به مريم زن همسايمون مي گفت و ديدم که دارن کس خودشون رو مي مالن.گفتم راست ميگي گفت آره خودم ديدم.بهش گفتم راست ميگن براي اينکه اصلش رو ببيني بايد با هاش بازي کني.اونو ببوسي نازش کني بعد اونوقت مي بيني که خيلي باحاله. ديدم اومد جلو و کيرمو گرفت تو دستش.ترسيد گفت خيلي گرمه.گفتم نازش کن جونم .اونم شروع کرد به ماليدن و چقدر ناشيانه ولي با مزه مي ماليد.چيزي نگذشت که کيرم بلند شد و قد کشيد.ديدم شروع کرد به بوسيدن اون .گفت ميشه بازم ببوسمش ؟ گفت اگه بخواي مي توني حتي بخوريش.گفت چطوري؟ بهش ياد دادم که چکار کنه.اونم شروع کرد به خوردن و واي که داشت منو مي کشت.يه دختر? ساله داشت با من سکس مي کرد و اصلا باورم نمي شد.کمي که ساک زد بهش گفتم شلوارت رو در بيار مثل من.گفت مي خواي چکار؟حتما شما هم مي خواي مثل اون بچه هاي بد کس منو درد بيارين؟گفتم چي؟ مي خواست گريه کنه که گفتم باشه بعد برام تعريف کن و اونم قبول کرد و شروع کرد به حال دادن و شلوارش رو در آورد.واي چه کس قشنگ و درشت و سفيدي بود .گفتم کجاشو درد آوردن؟ ديدم جاي بکارتش رو نشون داد و با تعجب ديدم که اوپنه.واي داشتم ديوونه مي شدم.

خوابوندمش رو زمين مثل يه آهوي اسير رام بود و البته خيلي لذت ميبرد و با رضايت تن مي داد.شروع کردن به ليسيدن کسش.داشت داد ميزدو خيلي حال مي کرد.منم هي زبان ميزدم و گاهي اوقات نوک زبونمو مي دادم تو کسش و اون با داد مي گفت بيشتر بده تو بيشتربيشتربيشتر.داشتم بال ميزدم.بعد از 10 دقيقه اي که کسشو ليسيدم و حسابي آماده شده بود کيرم رو دادم دم کسش.گفت يواش که دردم نياد دردم نياد.گفتم چشم فرشته خوشگل من.و يواش دادم تو .کيرم براي اون سوراخ بزرگ بود و من مجبور شدم دوباره يه تف گنده بزنم و بعدش راحت تر از دفعه قبل رفت تو .داشت بي نهايت حال مي کرد .منم که آبم حداقل 40دقيقه بعد مي اومد.گفتم بهتره بچه هارو يه سري بزنم و برگردم.رفتم و ديدم همه ساکت نشستن و دارن مي نويسن.گفتم کسي بيرون نياد و همين توي کلاس تغذيه تون رو بخورين.بعد برگشتم ديدم يه انگشتش رو کرده تو و داره عقب جلو ميده منم سريع دوباره لخت شدم و رفتم روش و شروع کردم به تلمبه زدن. چه حالي مي کرد.هيکل بزرگش منو شک انداخته بود که نکنه بزرگ باشه و اون کلک زده ومي خواد قاچاقي درس بخونه.خلاصه داشتم حال مي کردم و تلمبه مي زدم که يه دفعه گردن منوگرفت و شروع کرد به ميک زدن. چون خيلي حال مي داد ممانعت نکردم و اون همينطور ادامه داد. برش گردوندم و از پشت گذاشتم جلو که يه دفعه از درد پريد و از دستم در رفت.گفتم ببخشيد عزيزم.گفت نه اشکال نداره ولي کيرتون به يه جاييم خورد که درد نبود بلکه يه حال ديگه اي بود . که ديوونه کننده است .بعد خودش اومد عقب عقب تا رسيد به کيرم و با دستش کيرمو گذاشت تو کسش و خودش رو عقب و جلو مي برد و آخ آخ ميکرد.تمام بدنش آتيش شده بود.خيلي داغ بود.خلاصه بعد از 50 دقيقه داشت آبم مي اومد که در آوردم و ريختم رو سينه اون.گفت چه بويي ميده گفتم عوضش خيلي خوشمزه است بيچاره باورش شد و همه اون رو با انگشت داد تو دهنش و هي به به ميگفت.تعجب کردم ولي مي دونم که از شدت حال و شهوته.بعد از پوشيدن لباس ازش قول گرفتم که به کسي نگه وگرنه از مدرسه بيرونش ميکنم و اونم قبول کرد و گفت شما هم قول بدين بازم با من اين کار رو کنيد.گفتم باشه ولي اين دفعه شب که همه خونتون خوابيدن بيا تا با هم تا صبح تو رختخواب بخوابيم .اون گفت نميشه مامانم تنهاست .گفتم بابات چي؟گفت بابام 5 ساله که ما رو رها کرده و رفته.گفتم يعني مامانت تنهاست ؟گفت آره.گفتم اونم سکس دوست داره گفت نمي دونم .

ولي هر وقت مريم خانم که اونم شوهر نداره و البته بچه هم نداره مياد خونمون کساشونو به هم مي مالن و از هم لب مي گيرن و نفري يه بادمحان هم دارن که ميکنن تو کسشون و بعد از يه ساعت تمام مي کنن.با اين حرف به دلم افتاد دستي هم به سر مامانش بکشم.اون روز گذشت و چند بار ديگه هم با هم سکس داشتيم که اون نامزد گرفت و نامزدش نگذاشت اون درسو ادامه بده و ترک تحصيل کرد.يه روز صبح داشتم مي رفتم حموم که مامانشو ديدم سلام کرد و تعارف به خانه.صبح خيلي زود بود و من ترسيدم برم تو بهش گفتم يه کار خيلي مهم راجع به زهره تون دارم اگه ميشه الان بيا مدرسه تا بهت بگم. گفت بگين گفتم اينجا بده چون مردم ممکنه حرف در بيارن.گفت مدرسه که تعطيله و شما دارين ميرين حموم.گفتم نميرم برمي گردم مدرسه شما هم زود بيا و بيا تو اطاقم.ولي کسي شما رو نبينه و کسي هم نفهمه.گفت باشه.من رفتم و درست سه دقيقه بعد ديدم اومد و واي که چه لحظه اي بود .ديدم تو نمياد و دم در ايستاده گفتم بياين تو تا کسي نديده. و اون با اصرار آمد. براش يه چاي ريختم و اون اولش نمي خورد و ميگفت سرم درد ميکنه.گفتم اگه بخواي يه قرص خوب دارم که اگه بخوري خوبه خوب ميشي.

يه قرص شهوت انگيز مخصوص زنها که با راهنمايي يه دوست از داروخونه گرفته بودم دادم بهش و صبر کردم تا يواش يواش اثر کنه.ديدم چشاش داره قرمز ميشه و بدنش داشت گرم مي شد چون چادرش رو در آورد و گفت گرمه .بعدش پيراهن و بعدش شلوار و… لخت که شد قشنگ تماشاش کردم .واي خدا چي ساخته بود.رفتم سر پستوناش و اونا ماليدم و بعد شروع کردم به مکيدن.داشت حال مي کرد بين هوشياري و بيهوشي بود در عالم احساس بود.فهميد که نقشه من چي بود.گفت کير مي خوام کير کير کير.منم کيرم رو که حالا شق شده بود دادم دستش و اون شروع کرد به ماليدن وبعدش ساک زدن .چه ساکي ميزد نامرد.منم شروع کردم از پستوناش و بعد از دور ناف و بعد ليسيدن کسش و آخر با نوک زبونم توي کسش رو قلقلک مي دادم .داد ميزد کثافت بذار توش بذار توش .گفتم خودت بذار.اونم گذاشت دم کسش و منم فشار دادم .کسش انصافا خيلي تنگ بود.اونو مثل دخترش گاييدم و البته با خيالي راحت تر .چون مي دونستم که اين واقعا اوپنه.بعد از 55 دقيقه آبم اومد و اون نگذاشت بريزم رو سينه اش.کيرم رو با دستش گرفت و داد تو دهنش و تمام آبم که حدود يه ليوان ميشد رو با ولع خاصي خورد . بعد که قورت داد صورتش رو آورد جلو و يه بوسه به لبم زد.لبش بوي مني مي داد ولي خوشم اومد.بعدش منو بغل کرد و نفهميديم چي شد که وقتي از خواب پا شدم ديدم ساعت 5/11 و هنوز خوابيده .لخت مادرزاد و چقدر خوش تيپ و سفيد و قشنگ بود.صبر کردم بيدار بشه البته خودمو به خواب زدم و از زير ملافه نگاش مي کردم.فهميدم که جا خورده .اولش ترسيده بود و ميخواست بره که ديد لباساش نيست.آخه من جاشون داده بودم.ديدم خيلي اضطراب داره.

عمدا يه غلتي زدم تا ملافه از روم مخصوصا از روي کيرم بره کنار.کيرم که واقعا بزرگ و مست شده بود توجه اونو جلب کرد حدود 2يا3 دقيقه تماشا کرد و بعد براي اينکه خاطر جمع باشه که من خوابيدم منوچند بار صدا کرد ولي جواب ندادم.بعد دست برد طرف کيرم و اونو گرفت و شروع کرد به ماليدن.بعداز 10 دقيقه داشت ساک ميزد اما با حتياط. منم يه غلتي زدم تا کيرم زيرم بمونه.اون خيلي حالش گرفته شد. کنارم خوابيد و سعي کرد يه طوري منو برگردونه و من هم غلتيدم و رو به هوا خوابيدم.اونم باز ساک مييزد و منم از زير ملافه چشاش رو ميديدم که به قسمت سر من دقت مي کرد.بعد ديدم اومد بالا و نشست بالاي کيرم.همين که رفت توملافه رو سريع زدم کنارو چشام رو باز کردم.از تعجب و خجالت داشت شاخ در مي آورد ولي خب شرمش ريخته بودوخلاصه دست در گردن هم شروع کرديم به سکس جانانه و نزديک يک ساعت طول کشيد.بهم مي گفت از روزي که اومدي خاطر خواه تيپ و قيافت شدم.و خيلي حرفهاي ديگه که ولش.توي اون 5 سالي که اونجا بودم بيشتر شبها يواشکي ميومد پيشم مي خوابيد.دخترش هم شوهر کرد و شوهر خرش هم نفهميد که اون اوپنه.حدود 3 سال هم با دخترش سکس داشتم چون شوهر اون بعد از عروسي رفته بود سربازي و اونم لب مرز و هر دو ماه يکبار اونم 10 روز ميود.الآن از اون قضيه چند سال ميگذره ولي هروقت مياد شهر(هفته اي سه يا چهار بار).يه سري به من ميزنه و يه سکس مفصل با هم داريم.اون مي گفت اگه شوهر کنم شوهرم نميذاره اينقدر راحت باشم و من نمي خوام تو رو از دست بدم.عجب کير خوش شانسي دارم هااااا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>