زن حشری من

این داستان واقعی که میخام براتون تعریف کنم بر میگرده به یک سال پیش
اسم من رضاهستش وزنم شیوا ماحدودشش سال هست باهم ازدواج کردیم وازهرنظر تو زندگی دررفاه وخوشبخت هستیم تواین مدت ماهمه جور سکسی روکه فکرشو بکنید باهم انجام دادیم بزارید درباره زنم براتون بگم قدش168 و60 کیلو وزنش باسایز سینه 75 و کمری باریک وباسن بزرگ که دل هر پسری رو میبره درضمن 28 سالشه اون عادت داره شب قبل از خواب حسابی فیلم سوپر نگاه کنه بعد بیاد سراغ منه بیچاره و هر بلایی که تو فیلمای سوپر میبینه سر من دربیاره اون عاشق فیلمای سوپری بود که2 تا مرد 1 زنو میکردن همیشه به من میگفت زنی که 2تامرد میکننش خیلی حال میکنه چون زن 2تا سوراخ داره ودوتاکیر میتونن بکننش تازه میتونه باسه 1نفرم ساک بزنه ولی مردا فقط 1کیر دارن تازه 1زنو بیشتر نمیتونن ارضا کنن چون ابشون که مییاد دیگه وامیرن ومیخوان بخوابن ولی 1زن حشری میتونه اب چندتامردو بیاره.

1شب عروسی بودیم ومن یکم زیادی مشروب خورده بودم شیوا هم تو اون عروسی 1لباس لختی پوشیده بود که منو که چند سال کرده بودمشو حشری کرده بود وکیرم بلند شده بود تا برسه به دیگران تواون عروسی شیوا حسابی حال کرد چون با کلی مرد رقصید شب که برگشتیم اجازه بهش ندادم اب بخوره مستقیم بوردمش تواتاق خواب پرتش کردم رو تختو لباس کوتاشو دادم بالا وشورتشو کندمو شروع کردم به خوردن کسش توری میمکیدمش که داد میزد بازور سرمو اوردبالا شروع کردازم لب گرفتن بهم گفت چرا اینقدر حشری هستی بهش گفتم اون سینهایت که ازلباست بیرون زده بود با اون کون گندت همه رو حشری کرده بود تازه وقتی میدیدم مردا چطور باست میمیرن که باهات برقصن بیشتر حشری میشدم بهم گفت یعنی مهران انقدر بهم میچسبید توناراحت نمیشدی(مهران دوست داماد بود)بهش گفتم دوست داشتم کسی نباشه ببینم دیگه چکار میکنه که بهم گفت بهم
شماره داده داشتم سینهاشو میخوردم که گفت میخوای زنگ بزنم سرکارش بزارم منم گفتم باشه


HomeClick.com

اونم زنگ زد داشت باحاش احوال پرسی میکرد من که خیلی حشری شده بودم چوچولشو باتمام وجود مکیدم اونم نتونست جلوی خودشو بگیره 1اهی کشید مهران که فهمیده بود شیوا حشری شده بهش گفت شوهرت کجاست اونم بهش گفت مست بود خوابید منم خیلی حشری بودم داشتم باکسم بازی میکردم اونم پیله شد که بیام ابتو بیارم برم منم که خیلی حشری بودم اصرار کردم بزاره بیاد بااصرار من شیوا ادرس داد تا بیاد بعداز قطع تلفن شیوا میخاست ابمو بیاره ولی من نگزاشتم میخواستم حشری باشم شیوا که پشیمون شده بود چون میترسید من حشریتم از بین بره باهاش دعوا کنم منم بهش گفتم اون که تورو نمیکنه فقط بذار کستو بخوره ابتو بیاره بعد بیا تو اتاق توهم اب منو بیار خلاصه راضیش کردم بلند شد 1جفت جوراب بلند با 1 شورتو سوتین مشکی با تاپ پوشیدو ارایشم کرد تلفونش زنگ خورد مهران بود درو باز کرد اومد بالا من 1 دوربین گزاشتم تو سالون ووصلش کردم به تلویزیون اتاق شیوا در باز کرد اونم ازش پرسید شوهرت کجاست که شیوا بهش گفت توپ بیدارش نمیکنه مهران پرید بغلش کردو خوابوندش روی مبل شروع کرد ازش لب گرفتن 2 دقیقه نگزشت تمام لباسای شیوا رو به غیر از جوراباش دراورد داشت سینهاشو میمکید که دیدم لباسای خودشم داره در میاره انقدر حشری شده بودم که میخواستم داد بزنم کیرتو بکن تو کوس زنم دیگه که دیدم شیوا از زیرش بلند شد واومد سمت اطاق درو باز کرد دید من دارم با کیرم بازی میکنم گفت مهران میگه میخوام بکنمت چکار کنم میدونستم حرف دل خودش بود دست زدم به کوسش تا حالا انقدر خیس ندیده بودمش انگار شیرابو تو کوسش باز کرده بودن بهش گفتم بیارش 2نفری بکنیمت گفت باشه خودتو بزن به خواب تاحشریش کنمو بیارمش رفت سراغشو شلوارشو از پاش دراورد از رو شرتش با کیرش بازی کردو بهش گفت شوهرم وقتی مسته چیزی نمیفهمه میخوام 2نفری منوبکنید هرجور بود اوردش من که پشتمو کرده بودمو برگردوند

شرتمو کشید پایین شروع کرد به خوردن کیرم دیدم مهرانم از پشت داره کوسه شیوا رو می خوره نمیدونید چه حالی میده ببینید 1نفر دیگه کوسه زنتون رو بخوره داشت از اه داد میکشید داشت ابم میومد کیرمو دراوردم گفتم مال اونو بخور وقتی مهران کیرشو دراورد باورم نمیشد اینقدر کلفت دراز بود که گفتم تو دهن شیوا نمیره همینطورم بود فقط سرش جاش میشد مهران اه میکشید شیوا گفت کیرمهرانو میخورم توهم بکنم که گفتم بزار اون اول بکنتت اخه اینقدر تحریک شده بودم میخواست ابم بیاد تازه میخواستم ببینم تحمل کیر اونوداره شیوا به کمرخوابیدو پاهاشو باز کرد گفت مهران بکن تو کوسم مهرانم کسشو بازخیس کردو نوک کیرشو گذاشت در کوس زنم کیرم داشت از حشریت میترکید فشارش داد تو شیوا 1 دادی زد که پردشو که پاره کردم همچین دادی نزد 2بار که تلمبه زد دیگه اروم شدواه میکشید بعدازچند دقیقه تلمبه زدن مهران کیرشو دراورد ابشو ریخت روی سینهای زنم منمبا1مالیدن کیرم ابم اومدو همشو ریختم روسینهاش تمام سینشو شکمش پراز اب منی بود من از بیحالی افتادم شیواهم خودشو تمیز کردو بعداز1 لب حسابی مهرانو بدرقه کرد از شیوا پرسیدم چطور بود بوسیدمو گفت امشب بهترین شب زندگیم بود وبهترین کیری که توزندگیم تاحالا خورده بودم چون3بار ابم اومد برای منم تا اون موقع بهترین شب بود ولی اون شبهای خوب بازم تکرار شد شما هم امتحان کنید باور کنید خوشتون میاد.

6 thoughts on “زن حشری من

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>